alt
صفحه 5 از 37 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 81 به 100 از 732

موضوع: خاطرات رفسـنجانی (نیایش سابق) | یازدهمین دوره مافیا


  1. THE GOD UP THERE

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    نوشته ها
    540
    تشکر
    208
    مورد پسند : 818 بار در 231 پست
    10-14-2017, 01:03 AM #81

    فاز تموم میشه

    اعدامی نداریم

    نقش دار ها تا ساعت 12:30 هدف هاشون تلگرام کنن 12:31 شد نمیپذیرم با تشکر



    God آنلاین نیست.


  2. THE GOD UP THERE

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    نوشته ها
    540
    تشکر
    208
    مورد پسند : 818 بار در 231 پست
    10-14-2017, 01:57 AM #82
    حسینیه پویا (ره) 21 مهر 1396

    [متین در حال قدم زدن در حسینیه] گاهی انسان دلش برای این لعنتی تنگ می شود. ما 5.9 سال با هم رفیق بودیم، چه مرگ های اتفاقی که با هم دیدیم. انسان دلش میسوزد وقتی می بیند رفیق 5.9 ساله اش از او جدا می شود. امیراکبر اگر منافع ات را روبروی منافع مافیا قرار نمیدادی، الان با هم تو دهان این ملت میزدیم. همش تقصیر این دختره ابتکار شد. آدم گاهی می بیند چه رفاقت ها که بخاطر یک دختر بهم می خورد. اکبر را همین دختره از راه بدر کرد. وگرنه من به اکبر گفته بودم که سال 84 در انتخابات شرکت نکنه. فلذا گوش نکرد.

    ای لعنت بر انتخابات 84 که من و امیراکبر را از هم جدا کرد. من فکر می کردم این احمدی نژاد لعین جایگزین خوبی برای اکبر میشه، و از بزرگ شدن اکبر تو مافیا هم جلوگیری می کنه، اما نشد. اکبر لعنتی، الهی بمیری، دل من را ریش ریش کردی لکن خدا دلت را ریش ریش کند. بزار خاطرات 84 را مرور کنم ببینم در باره اون روز ها چه نوشتی.

    خاطرات امیراکبر هاشمی رفسنجانی، 3 تیر 1384
    امروز صبح با عفت رفتیم رای دادیم، مرحله دوم انتخابات بود. به لطف متین لعین شانسی برای برد ندارم. غمگینم مانند کسی که دوست دخترش قالش گذاشته و باید به همسر 65 ساله اش قناعت کند. معصومه، معصومه، معصومه، خدا لعنتت کنه، عشوه ها کردی و دل من بردی و بعد رئیس محیط زیست ممدخاتمی شدی. عبا شکلاتی می خواستی ؟ خب می پوشیدم، عمامه مشکی می خواستی ؟ عمامه متین را کش می رفتم و سرم می کردم، ریش آنکادر می خواستی، خب لعنتی من که اصلا ریش نداشتم، خاتمی چه داشت که من نداشتم ؟ صدای مخملینم تورا کفایت نمی کرد ؟ زخم بر دلم گذاشتی و مرا با عفت تنها گذاشتی.
    عفت امروز خیلی تو نخ من بود، هی میگفت حاجی غصه نخور، تو رئیس جمهور منی، تو عشق منی، رئیس جمهور کی بودی تو، ولی نمی دونست که همین عشوه هاشم منو یاد معصومه مینداخت.

    احمدی نژاد امروز برنده این انتخاباته و من اینو می دونم. اشکالی نداره، متین به رفاقت 4.8 ساله امون پشت کرد و منم که مثل هر مرد ایرانی عاشق پشتم. اینکار برایش بر هزینه خواهد بود. همین مردک میدانم جوری رنگیش می کند که از خاطرش نرود.

    [متین]: لکن انسان گاهی از اکبر پیش بینی هایی می بیند که میماند! کاش همان موقع متوجه پیش بینی این مردک بی عفت، عفت زده میشدم و نمیگذاشتم رفاقتمان بخاطر این محمود خراب شود. لکن انسان باید ببیند اکبر در 88 چه نوشته.

    14 خرداد 1388
    عفت امروز ناراحت بود، می گفت دیروز احمدی نژاد وقیحانه به بچه هایمان تاخت، دلش برای مهدی میسوخت. گفتم خانمم قربونت برم، نترس، تا اکبر اکبر است، اگر مهدی را با صورت در ما تحت متین نکند ول کن نیست. دلش قرص شد. ولی فکر کنم به مهدیمان هم فحش دادم به نوعی، نفهمید. مهم نیست.

    مناظره دیشب جالب بود، میدانستم "میررابین موسوی" پس این مرتیکه محمود بر نمیاد. موسوی دهه 60 مخالف من و متین بود. تقریبا توانسته بودیم کله پایش کنیم اگر عزیز دردانه مرحوم پویا نبود. یادم هست یک روز به خدمت پویا رسیدیم. گفتیم پویا، این رابین بدرد نقش وکالت نمی خورد. اینکاره نیست. مافیا را با بحران روبرو می کند. پویا با آرامش و تدبیر خاصی فرمود "غَلَط کَردید، لکن خَفَ شید، شما نَمیفهمید و مَن می فهمم" فهمیدن و توضیح دادن از صفات بارز مرحوم پویا بود. با همان یک جمله اینقدر خوب به ما فهماند که هنوز جای فهمیدن متین درد می کند.

    بگذریم، توی مناظره محمود جایی گفت: " آقای رابین من به شما علاقه مندم و به هرکه علاقه مند باشم باردارش می کنم. من مدرکی دارم که نشون میده شما با مرحوم پویا روابط پنهانی داشتید. نه فقط شما که آقای چاوش نیز از همین روابط داشتند، آقای "امین منتظری" که وحشتناک از این روابط داشتند. خیلی دیگه از این روابط هم بوده که من نمی تونم بیشتر تشریحش کنم، بگم آقای رابین بگم ؟ آقای رابین، امروز فقط شما مقابل من قرار نگرفتید، پسر آقای مطهری، آریا خان مطهری هم روبروی من قرار داره، برادر آقای میرسلیم، علی آقای میرسلیم هم روبروی من قرار گرفته و همه اینا بخاطر این بوده که من آبو ریختم جایی که میسوخته !! و محل ارائه شیری که لولو برده بود را برگرداندم! "

    از این روش محمود خوشم اومد، تقریبا همه رو برد زیر مرحوم ... نه منظورم زیر رادیکال، و خب رابین هم طبق انتظار نتونست جواب بده و از اینم راضیم. فقط به این جمله قناعت کرد که: " آقای احمدی نژاد، چیز منو گرفتین، چیز آقای هاشمی هم گرفتین، چیز آقای منتظری هم گرفتین، چرا چیز آقای متین رو نمیگیرین ؟ "، کلا جواب جالبی بود که گور خودش رو کند.

    مهم نیست این شروع بازی من با آسِدمتینه به جبران کاری که 84 با من کرد. نوش جانش باشد. یادش رفته دهه شصت با همین امین منتظری چه کردم.

    [متین]: گاهی انسان می بیند که یک نفر خیلی بیشرف است، باورش نمی شود، ولی هست، اکبر هم از همین نوع بود. پس کل داستان 88 را راه انداخت برای جبران 84 و درآوردن پدر من و تبدیلم به امین ؟ لکن البته نتوانست به هدف خودش برسد البته انها با کشتن معصومه ابتکار که فردی نفوذی بود قائله رو خاتمه دادند . انسان باید برود خاطرات دهه 60 اکبر را در مورد این نفوذی های چموش و امین منتظری بخونه تا حساب کار دستشون بیاد .

    8 فروردین 1368
    بلاخره امروز تونستیم حکم عزل امین منتظری را از پویا بگیریم. البته از پویا که نه، از احمدآقا، اما پویا هم اعتراضی نکرد. حقیقتا شق القمر کردیم با متین. امین با پویا سری از هم سوا بودند. چه شب ها که ما شاگردان پویا پشت در اتاق حجره حاج آقا صف می کشیدیم تا یکی از ما را برای آن شب انتخاب کند و آقا از بین همه ما فقط امین را انتخاب می کرد. امین از بقیه شاگرد ها زرنگ تر که چه عرض کنم خوشگل تر بود. و پویا همیشه نقل می کرد که بهترین شاگرد ها خوشگلترینشان است. خب طبیعتا من که شانسی نداشتم و امین انتخاب اول آقا بود. گاهی می شد می گفتیم حاج آقا پویا، بزارید حداقل ما پشت در حجره بشینیم و شما چیز هایی که به امین یاد میدهید را از بیرون حجره بشنویم و از شما یاد بگیریم. پویا ابرو در هم می کشیدند و لب می گزیدند و سیبیل می تافتند که: "خَفَ شما به آن سطح نرسیدید که بتوانید معارفی که من به امین منتقل می کنم را درک کنید" آدم شناسی و انتقال صحیح معارف به اندازه ظرفیت و زیبایی آدم ها از ویژگی های بارز آقا بود.

    خیلی زحمت کشیدیم تا امین را از چشم آقا بیاندازیم. یکبار سعی کردیم روی صورتش اسید بپاچیم، اسید روی صورت اسحاق جهانگیری ریخت. یک بار سعی کردیم بگوئیم که با علما دیگر رابطه دارد، آقا باور نکرد. یکبار سعی کردیم که انفجار سال 60 در دفتر حزب را گردنش بیاندازیم. ولی اینبار شد، به پویا گفتیم که امین در ماجرای منافقین حامی رجوی بوده و در جذب نیرو برای منافقین دست داشته، خودمان هم میدانستیم از منافقین خبری نبود، ولی پویا اینبار کمی باور کرد. متین هم کار را یکسره کرد و گفت: "انسان گاهی می بیند که امین سعی دارد شما را بکشد و جای شما بنشیند" این تیر آخر بود و با این روش هم بر عزلش سکوت کرد و هم قال داره و دسته رجوی را برای همیشه از مافیا کندیم.

    گفتم انفجار سال 60، راستی همین پریوز یک انفجار در دفتر ریاست جمهوری رخ داد که خب کار ما بود و انداختمش گردن امین. خیلی چسبید. انفجار بدی هم بود علم الهدی تیکه تیکه شد . کسی بود که بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .

    خبر رسیده که حال پویا خیلی خوب نیست، به خودش نگفتیم و پیرمرد فکر می کند مدت زیادی زنده است، ولی اینطور نیست. امروز رفتم سری بهش زدم، گفتم پویا، دعا کن برای ما، در جوابم با مهربانی گفت: " لکن پفیوز، تو که میدانی من اَعتَقادی به خدا ندارم، چَرا چَرت و پَرت سر هَم می کنی، بدهم خلخالی از ما تحت آویزانَت کند ؟ گم شو ملعون " دعا های عارفانه از ویژگی های بارز پویاست.

    21 مهر 1396
    این متین این خاطرات شخصی منو از کجا پیدا کرد. اشکالی ندارد بزار بخونه تا بفهمه چه خبر هست. امروز نشستیم با پویا سخنرانی ترامپ را نگاه کردیم. به پویا گفتم حس شما در مورد این سخنرانی چیست؟ ایشان با آرامش همیشگی ابروهایشان را در هم کشیدند و بخش هایی از خود را خاراندند و فرمودند: "هیچ، لکن این پَدَرسوخته چقدر شبیه ما صحبت می کند"

    تو این گیر و دار دیدم صدای تیراندازی میاد، از تو ضریح نگاه کردم دیدم این جوجه تروریست های جدایی طلب ریختن تو مرقد، ولی خیلی فکورانه سپاه از مرقد محافظت کرد و با یک اتش به اختیار نگذاشتن خون از دماغ کسی بیاد . واقعا باید قدردان زحمات سپاه باشیم . مرسی که هستند .



    فاز روز سوم


    افراد حاضر در بازی:
    احمد جنتی
    احمدی نژاد
    حسن روحانی
    حسن خمینی
    عارف
    حدادعادل
    حسین شریعت مداری
    احمد خاتمی
    ناطق نوری
    ابراهیم رئیسی
    امامی کاشانی

    تعداد افراد حاضر:
    11 نفر
    تعداد رای برای اعدام:
    6 رای
    نحوه اعدام:
    اختیاری و رای اجباری

    رای به خودی حساب نمیشه و گادکش داره . هر شخص یکبار میتونه امان بگیره فقط برای رای ندادن والا گادکش میشه .
    سنگسار هم از این فاز به بعد اجرا میشه .

    نکته: داستان همه بخش هاش می تونه نشونه باشه و هیچ بخشش نمی تونه نشونه باشه، در واقع هیچ چیز به صراحت گفته نمیشه، ولی ممکنه یه چیزی به صراحت گفته شده باشه. اما دوتا نکته به فهم داستان کمک می کنه.

    1- نام افراد وقتی اهمیت داره که رنگشون قرمز رنگ باشه و اگر نباشه صرفا فان هست و به هیچ وجه نمی تونه نشونه باشه
    2- خاطره هایی که فلاش بک میزنه به زمان گذشته، یعنی دهه 60 و 70 و 80، بیشتر حاوی نشونه هست و داستان هایی که بعد از فوت رفسنجانیه بیشتر فان، اما این به معنی این نیست که تو داستان های عصر حاضر هیچ نشونه ای نیست.


    God آنلاین نیست.


  3. رئیس جمهور سابق

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    99
    تشکر
    0
    مورد پسند : 5 بار در 1 پست
    10-14-2017, 02:03 AM #83
    این پستم خطاب به علم الهدی اس:

    اونجا که گفته بودی من از قیافه مموتی خوشم نمیاد رو من متوجه تشده بودم ببخشید . شاید یه لحظه حواسم پرت یه جا شده ندیدم . وگرنه دلیلی نداره جواب ندم . اصلا تو همون پست اون سوالتو مطرح کردی و من یهش جواب دادم مسلما اگه متوجه شده بودم اون بخش مربوط به خودمم جواب می دادم دیگه بعدشم من کلا با گوشی پست ها رو خوندم و جواب دادم واقعا سخت بود واسم. قبل ۱۲ هم کمی مونده به بسته شدت فاز تقریبا دوباره اومدم پستارو خوندم و دیدم ازم سوال کردی ولی تا پست های بعدی رو بخونم وقت گذشت و با گوشی نتونستم جداب بدم. گفتم اگه زنده موندم فاز بعد جواب میدم . یه پست دیگه هم ازم پرسیدی که نظرم زاجع به افراد چیه کع این رو من فردا جواب میدم چون دسترسی بع کامپیوتر ندارم و با گوشی واقعا نمیشه . فردا ظهر به بعد من دستم بع کامپیوتر میرسه و در خدمت هستم
    حرفای این پست مت مربوط به فاز قبله و داستان رو هم نخوندم فعلا الان ‌.


    تا این بالا پست رو نوشته بودم که فاز شروع شد بفرستم . الان دیدم علم الهدی مرده اصلا
    احمدی نژاد. آنلاین نیست.


  4. رییس جمهور

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    58
    تشکر
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 02:14 AM #84
    این از فاز قبلی جا مونده من جواب میدم و بعد داستان رو میخونم و اگه وقت شد همین امشب راجع بهش نظرمو میگم:
    @حداد
    خوب دوست عزیز و محترم مگه نمیگی حدست اینه که گاد میخواسته به اعمال نقش کسی مثل پلیس یا شبیهش اشاره کنه،خوب دارم میگم اشتباه میگی.اعمال نقش پلیس همون شب انجام میشه و بهش گفته میشه و وابسته به فاز شب بعدی(ادامه گزارش)نیست پس حرفت درست نیست.
    اینم که بگی خود پلیس ممکنه بخواد نخ بده هم بستگی به خود پلیس که یه بازیکنه داره.پس به گاد ربطی نداره که بیاد توی داستان بازی که مربوط به شبه و مربوط به خودشه نه تصمیمات شخصی پلیرها بنویستش.میفهمی حرفمو؟من دارم واضح و منطقی حرف میزنم

    من هدفم این بود که با تو بحث کنم،جوابا و ری اکشنات رو ببینم و سعی کنم بشناسمت.نظر من تا اینجای کار راجبت منفیه و اینکه ادمی هستی که خیلی جو میده.واضح تر و قاطع تر نمیتونم نظر بدم چون در همین حد بوده برداشت هام تا حال حاضر.
    تا جایی هم که بوده و تونستم سعیم بر این بوده منطقی جوابتو بده و جو ندم.کاریم به شخص دیگه ای نداشتم.

    الانم دیگه علاقه ای به ادامه این بحث ندارم چون داره ۲ نفره میشه و ادامه و کش دادنش رو درست نمیدونم
    حسن روحانی. آنلاین نیست.


  5. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    22
    تشکر
    2
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 03:00 AM #85
    نقل قول نقل قول از احمد جنتی. نمایش پست ها
    یه حسی از تحلیلات میگیرم و اون اینه که وجود یه قاتل رو بدیهی در نظر میگیری. ینی مثلا شکت بین احتمال دو قاتل بودن یا یه قاتل و مافیا بودنه. اگه از داستان دیشب یه تیر برداشت کردی، که دلیلی نداره همچین تحلیلی بکنی به نظرم. اگه دو تیر برداشت کردی، که باید درکنار قاتل به پرزیدنت هم شک کنی. ینی مثلا این احتمال هم درنظر بگیری که شاید تیرهای مافیا و پرزیدنت بوده. حالا اینکه با قاطعیت میای احتمال تیر زدن پرزیدنت رو منتفی در نظر میگیری و وجود یه قاتل برات بدیهیه، یه توضیح میخوام حتما.
    قبل از خوندن داستان و بحث کردن درمورد داستان به سوالات دوستان پاسخ بدم
    احمد جنتی من در پست قبل از تحلیلم در پست شماره 31 درمورد دموکرات ها و اینکه نمیشه دموکرات ها رو قاتل بدونیم صحبت کردم و و گفتم به خاطر کلمه ای که جمع رو نشون میداد"دموکرات های" نمیتونه قاتل باشه مگر اینکه دو قاتل در بازی داشته باشیم و این اواخر همه ما به چشم دیدم از دو فرقه گرفته تا دو قاتل و .. تو بالانس گاد ها بوده
    سپس رفتم از دوباره نقش ها رو خوندم و اومدم در پست شماره 33 با توجه به اعلام رسمی گاد مبنی بر حضور قطعی پاپ و پرزیدنت به این فکر افتادم و سوالی رو مطرح کردم که از قضا همه ازش رد شدن و سوال من این بود ایا با بالانس13 نفر و با حضور قطعی پاپ و پرزیدنت و حضور احتمالی فرقه مافیا و فرعی های دیگر مثل قاتل و .. خیلی غیر واقعه بینانه هست دو قاتل در بازی داشته باشیم و حرف خودم رو پس گرفتم مبنی بر احتمال حضور دو قاتل


    اما میریم راجب سوالت و خود پست شماره 33 رو نقل قول میگیرم و وجواب سوالت رو میدم

    نقل قول نقل قول از امامی کاشانی. نمایش پست ها
    ایا میشه با بالانس 13 نفر و حضور قطعی پاپ و پریزدنت و در نظر داشتن قاتل مافیا و فرقه حضور همه اینا ها رو متصور بود؟آیا اگر همه اینها حضور داشته باشند گاد در داستان باید بجز دموکرات ها و رجوری ها میبایست به گروه یا شخص دیگری اشاره میکرد؟ پس من تا حدودی راجب احتمال دو قاتل بودن رو کمتر میدونم مگر اینکه مافیایی نباشه بازم
    چیزی که الان یکم حس میکنم دیشب پرزیدنت تیری استفاده نکرده
    هدف من اینه با نشونه های داستان گروه ها رو مشخص کنیم که کم کم تو داستان مشکلی نداشته باشیم و با قاطعیت بتونیم حرف بزنیم
    خب به اذن گاد پرزیدنت و پاپ که در بازی هستن
    پاپ: عدم نشانه تا اینجا
    فرقه: رجوی ها
    مافیا: دموکرات ها
    پلیس+آچار+فدرال+سیاهپوست(وج ود هر کدام احتمالی):گزارش ها

    چیزی که میشه در این دور متصور بود یه دور بسیار پیچیده و شگفت آور هست
    بیاید کمک کنیم و نتیجه گیری کنیم درمورد نشانه های داستان و حضور قطعی یا عدم حضور نقش ها در داستان رو
    اضافه کنم به پست بالا
    پرزیدنت : عدم نشانه در داستان
    اگر خط نارنجی رو بخونی متوجه میشی من چرا گفتم پریزیدنت احتمالا تو شب فعالیتی نداشته
    الان هم خلاصه و مفید به عرضت میرسونم من اومدم داستان رو تحلیل کردم به دو دسته رجوی ها که به فرقه اونو نسبت دادیم و دموکرات ها هم به خاطر جمع بستن و اینکه به فرد یا یک نفر اشاره نکرده (قاتل و پرزیدنت = فرد ) پس میشه دموکرات ها رو هم به مافیا تشبیح کرد
    خب ببین این وسط دو نشانه دیگر در داستان بود که صحبت از گزارش ها بود که انگار خوب پیش رفته یکی هم خوب نبوده
    با این تفاسیر تو داستان شب اول نشانه های که بودن هیچ کدوم برای من احتمال فعالیت پرزیدنت رو نداشت
    حالا یک بار دیگه پست شماره 33 من رو بخون من با قاطعیت نگفتم پرزیدنت حتما فعالیتی نداشته و از کلمه احتمالا استفاده کردم و بعد اینکه چهار نشونه از داستان رو تحلیل کردم که هیچ کدوم رو نتونستم به فعالیت پرزدینت ربط بدم و ندیدم کس دیگه ای هم راجب پرزیدنت چیزی بگه

    درضمن من راجب تیر زدن حرفی نزدم تو یه سند بیار که من درمورد یک تیر زدن یا دو تیر زدن شک داشته باشم تو شب اول .من فقط صرفا با وجود اون 4 نشانه داستان شب اول گفتم پرزیدنت نشونه ای نداشته برام و تو 13 نفر بالانس بسیار سخت و غیر واقعیه دو قاتل داشته باشیم کما حضور خود قاتل تکی رو هم حضورش رو توی تحلیل (قسمت ابی رنگ ها- پاراگراف های اخر) به حساب نیوردم چون نه متوجه تیر شدم تو داستان و نه متوجه حضور قاتل و همچنین پرزیدنت در داستان شب اول
    امامی کاشانی. آنلاین نیست.


  6. رئیس مجلس خبرگان

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    65
    تشکر
    6
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 03:04 AM #86
    نقل قول نقل قول از God نمایش پست ها
    حسینیه پویا (ره) 21 مهر 1396

    [متین در حال قدم زدن در حسینیه] گاهی انسان دلش برای این لعنتی تنگ می شود. ما 5.9 سال با هم رفیق بودیم، چه مرگ های اتفاقی که با هم دیدیم. انسان دلش میسوزد وقتی می بیند رفیق 5.9 ساله اش از او جدا می شود. امیراکبر اگر منافع ات را روبروی منافع مافیا قرار نمیدادی، الان با هم تو دهان این ملت میزدیم. همش تقصیر این دختره ابتکار شد. آدم گاهی می بیند چه رفاقت ها که بخاطر یک دختر بهم می خورد. اکبر را همین دختره از راه بدر کرد. وگرنه من به اکبر گفته بودم که سال 84 در انتخابات شرکت نکنه. فلذا گوش نکرد.

    ای لعنت بر انتخابات 84 که من و امیراکبر را از هم جدا کرد. من فکر می کردم این احمدی نژاد لعین جایگزین خوبی برای اکبر میشه، و از بزرگ شدن اکبر تو مافیا هم جلوگیری می کنه، اما نشد. اکبر لعنتی، الهی بمیری، دل من را ریش ریش کردی لکن خدا دلت را ریش ریش کند. بزار خاطرات 84 را مرور کنم ببینم در باره اون روز ها چه نوشتی.

    خاطرات امیراکبر هاشمی رفسنجانی، 3 تیر 1384
    امروز صبح با عفت رفتیم رای دادیم، مرحله دوم انتخابات بود. به لطف متین لعین شانسی برای برد ندارم. غمگینم مانند کسی که دوست دخترش قالش گذاشته و باید به همسر 65 ساله اش قناعت کند. معصومه، معصومه، معصومه، خدا لعنتت کنه، عشوه ها کردی و دل من بردی و بعد رئیس محیط زیست ممدخاتمی شدی. عبا شکلاتی می خواستی ؟ خب می پوشیدم، عمامه مشکی می خواستی ؟ عمامه متین را کش می رفتم و سرم می کردم، ریش آنکادر می خواستی، خب لعنتی من که اصلا ریش نداشتم، خاتمی چه داشت که من نداشتم ؟ صدای مخملینم تورا کفایت نمی کرد ؟ زخم بر دلم گذاشتی و مرا با عفت تنها گذاشتی.
    عفت امروز خیلی تو نخ من بود، هی میگفت حاجی غصه نخور، تو رئیس جمهور منی، تو عشق منی، رئیس جمهور کی بودی تو، ولی نمی دونست که همین عشوه هاشم منو یاد معصومه مینداخت.

    احمدی نژاد امروز برنده این انتخاباته و من اینو می دونم. اشکالی نداره، متین به رفاقت 4.8 ساله امون پشت کرد و منم که مثل هر مرد ایرانی عاشق پشتم. اینکار برایش بر هزینه خواهد بود. همین مردک میدانم جوری رنگیش می کند که از خاطرش نرود.

    [متین]: لکن انسان گاهی از اکبر پیش بینی هایی می بیند که میماند! کاش همان موقع متوجه پیش بینی این مردک بی عفت، عفت زده میشدم و نمیگذاشتم رفاقتمان بخاطر این محمود خراب شود. لکن انسان باید ببیند اکبر در 88 چه نوشته.

    14 خرداد 1388
    عفت امروز ناراحت بود، می گفت دیروز احمدی نژاد وقیحانه به بچه هایمان تاخت، دلش برای مهدی میسوخت. گفتم خانمم قربونت برم، نترس، تا اکبر اکبر است، اگر مهدی را با صورت در ما تحت متین نکند ول کن نیست. دلش قرص شد. ولی فکر کنم به مهدیمان هم فحش دادم به نوعی، نفهمید. مهم نیست.

    مناظره دیشب جالب بود، میدانستم "میررابین موسوی" پس این مرتیکه محمود بر نمیاد. موسوی دهه 60 مخالف من و متین بود. تقریبا توانسته بودیم کله پایش کنیم اگر عزیز دردانه مرحوم پویا نبود. یادم هست یک روز به خدمت پویا رسیدیم. گفتیم پویا، این رابین بدرد نقش وکالت نمی خورد. اینکاره نیست. مافیا را با بحران روبرو می کند. پویا با آرامش و تدبیر خاصی فرمود "غَلَط کَردید، لکن خَفَ شید، شما نَمیفهمید و مَن می فهمم" فهمیدن و توضیح دادن از صفات بارز مرحوم پویا بود. با همان یک جمله اینقدر خوب به ما فهماند که هنوز جای فهمیدن متین درد می کند.

    بگذریم، توی مناظره محمود جایی گفت: " آقای رابین من به شما علاقه مندم و به هرکه علاقه مند باشم باردارش می کنم. من مدرکی دارم که نشون میده شما با مرحوم پویا روابط پنهانی داشتید. نه فقط شما که آقای چاوش نیز از همین روابط داشتند، آقای "امین منتظری" که وحشتناک از این روابط داشتند. خیلی دیگه از این روابط هم بوده که من نمی تونم بیشتر تشریحش کنم، بگم آقای رابین بگم ؟ آقای رابین، امروز فقط شما مقابل من قرار نگرفتید، پسر آقای مطهری، آریا خان مطهری هم روبروی من قرار داره، برادر آقای میرسلیم، علی آقای میرسلیم هم روبروی من قرار گرفته و همه اینا بخاطر این بوده که من آبو ریختم جایی که میسوخته !! و محل ارائه شیری که لولو برده بود را برگرداندم! "

    از این روش محمود خوشم اومد، تقریبا همه رو برد زیر مرحوم ... نه منظورم زیر رادیکال، و خب رابین هم طبق انتظار نتونست جواب بده و از اینم راضیم. فقط به این جمله قناعت کرد که: " آقای احمدی نژاد، چیز منو گرفتین، چیز آقای هاشمی هم گرفتین، چیز آقای منتظری هم گرفتین، چرا چیز آقای متین رو نمیگیرین ؟ "، کلا جواب جالبی بود که گور خودش رو کند.

    مهم نیست این شروع بازی من با آسِدمتینه به جبران کاری که 84 با من کرد. نوش جانش باشد. یادش رفته دهه شصت با همین امین منتظری چه کردم.

    [متین]: گاهی انسان می بیند که یک نفر خیلی بیشرف است، باورش نمی شود، ولی هست، اکبر هم از همین نوع بود. پس کل داستان 88 را راه انداخت برای جبران 84 و درآوردن پدر من و تبدیلم به امین ؟ لکن البته نتوانست به هدف خودش برسد البته انها با کشتن معصومه ابتکار که فردی نفوذی بود قائله رو خاتمه دادند . انسان باید برود خاطرات دهه 60 اکبر را در مورد این نفوذی های چموش و امین منتظری بخونه تا حساب کار دستشون بیاد .

    8 فروردین 1368
    بلاخره امروز تونستیم حکم عزل امین منتظری را از پویا بگیریم. البته از پویا که نه، از احمدآقا، اما پویا هم اعتراضی نکرد. حقیقتا شق القمر کردیم با متین. امین با پویا سری از هم سوا بودند. چه شب ها که ما شاگردان پویا پشت در اتاق حجره حاج آقا صف می کشیدیم تا یکی از ما را برای آن شب انتخاب کند و آقا از بین همه ما فقط امین را انتخاب می کرد. امین از بقیه شاگرد ها زرنگ تر که چه عرض کنم خوشگل تر بود. و پویا همیشه نقل می کرد که بهترین شاگرد ها خوشگلترینشان است. خب طبیعتا من که شانسی نداشتم و امین انتخاب اول آقا بود. گاهی می شد می گفتیم حاج آقا پویا، بزارید حداقل ما پشت در حجره بشینیم و شما چیز هایی که به امین یاد میدهید را از بیرون حجره بشنویم و از شما یاد بگیریم. پویا ابرو در هم می کشیدند و لب می گزیدند و سیبیل می تافتند که: "خَفَ شما به آن سطح نرسیدید که بتوانید معارفی که من به امین منتقل می کنم را درک کنید" آدم شناسی و انتقال صحیح معارف به اندازه ظرفیت و زیبایی آدم ها از ویژگی های بارز آقا بود.

    خیلی زحمت کشیدیم تا امین را از چشم آقا بیاندازیم. یکبار سعی کردیم روی صورتش اسید بپاچیم، اسید روی صورت اسحاق جهانگیری ریخت. یک بار سعی کردیم بگوئیم که با علما دیگر رابطه دارد، آقا باور نکرد. یکبار سعی کردیم که انفجار سال 60 در دفتر حزب را گردنش بیاندازیم. ولی اینبار شد، به پویا گفتیم که امین در ماجرای منافقین حامی رجوی بوده و در جذب نیرو برای منافقین دست داشته، خودمان هم میدانستیم از منافقین خبری نبود، ولی پویا اینبار کمی باور کرد. متین هم کار را یکسره کرد و گفت: "انسان گاهی می بیند که امین سعی دارد شما را بکشد و جای شما بنشیند" این تیر آخر بود و با این روش هم بر عزلش سکوت کرد و هم قال داره و دسته رجوی را برای همیشه از مافیا کندیم.

    گفتم انفجار سال 60، راستی همین پریوز یک انفجار در دفتر ریاست جمهوری رخ داد که خب کار ما بود و انداختمش گردن امین. خیلی چسبید. انفجار بدی هم بود علم الهدی تیکه تیکه شد . کسی بود که بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .

    خبر رسیده که حال پویا خیلی خوب نیست، به خودش نگفتیم و پیرمرد فکر می کند مدت زیادی زنده است، ولی اینطور نیست. امروز رفتم سری بهش زدم، گفتم پویا، دعا کن برای ما، در جوابم با مهربانی گفت: " لکن پفیوز، تو که میدانی من اَعتَقادی به خدا ندارم، چَرا چَرت و پَرت سر هَم می کنی، بدهم خلخالی از ما تحت آویزانَت کند ؟ گم شو ملعون " دعا های عارفانه از ویژگی های بارز پویاست.

    21 مهر 1396
    این متین این خاطرات شخصی منو از کجا پیدا کرد. اشکالی ندارد بزار بخونه تا بفهمه چه خبر هست. امروز نشستیم با پویا سخنرانی ترامپ را نگاه کردیم. به پویا گفتم حس شما در مورد این سخنرانی چیست؟ ایشان با آرامش همیشگی ابروهایشان را در هم کشیدند و بخش هایی از خود را خاراندند و فرمودند: "هیچ، لکن این پَدَرسوخته چقدر شبیه ما صحبت می کند"

    تو این گیر و دار دیدم صدای تیراندازی میاد، از تو ضریح نگاه کردم دیدم این جوجه تروریست های جدایی طلب ریختن تو مرقد، ولی خیلی فکورانه سپاه از مرقد محافظت کرد و با یک اتش به اختیار نگذاشتن خون از دماغ کسی بیاد . واقعا باید قدردان زحمات سپاه باشیم . مرسی که هستند .





    آبی: خب ابتکار مرده. گفته نفوذی بوده. نفوذی هم به فرقه میخوره به نظرم و فرقه هم با توجه به اینکه تو داستان شب یک اومده بود که رجوی نیرو جذب کرده، ینی یه احتمالی میشه داد که ابتکار جذبی فرقه بوده که امشب یکی زدتش و مرده. البته نفوذی بودن با نیروهای رجوی خیلی همخونی نداره ولی خب، نفوذی در مافیا معمولا به نشونه ی جذب فرقه به کار میره مثل دور قبل. ضمن اینکه اوایل داستان اومده که ابتکار فلانی رو از راه به در کرده. به ساقی فرقه میخوره این به نظرم
    +الان یه نگاهی به نقشا انداختم، سیاهپوست اگه تو شب توسط کسی غیر از مافیا کشته بشه، فرقه اعلام میشه. اینم میشه در نظر گرفت برای ابتکار.

    فیروزه ای: گفته قال دار و دسته ی رجوی برای همیشه کنده شد اگه بخوایم بگیم نیرو جذب کردن رجوی فرقه بوده، این میتونه به این معنا باشه که فرقه به چیز رفته منتهی برای حذف فرقه باید حداقل جادوگر هم بمیره و به نظر میرسه که اینطور نبوده. علم الهدی جادوگر نبوده، جلوتر میگم، میمونه ابتکار. حالا جادوگر ممکنه با زدن سامورایی یا تیر اسنایپر بمیره، تیر اسنایپر رو نمیدونم ولی از طریقه ی مرگ ابتکار من مردن با سامورایی رو نمیتونم برداشت کنم. حالا ممکنه صرفا یه جمله ی گمراه کننده بوده باشه. ولی برای جمله ی گمراه کننده هم نمیدونم چرا گاد باید بیاد شب دوم جمله ی گمراه کننده ی حذف یه گروه بذاره تو داستان. شایدم اصلا دار و دسته ی رجوی نشونه ی فرقه نبوده و کلن سرکاریم نمیدونم فعلا.

    سبز: علم الهدی منفجری مرده. که ینی برخلاف تحلیل دیروزم، انفجار میتونه نشونه باشه. در مورد نقششم گفته «بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .» تیر غیب منو یاد اسنایپر میندازه قشنگ که حتی رویین تن رو هم میتونه بکشه (خودی و غیر خودی فرقی برا نداشتن)

    نارنجی: دوباره تیر اندازی و جدایی طلب ها. منتهی این دفعه سپاه محافظت کرده. به نظرم شیخی یا دکتری کسی جلوی یه تیر رو گرفته

    - - - Updated - - -

    @کاشانی
    خوب بود توضیحاتت. متوجه شدم. مشکلی نیست فعلا.

    احمد جنتی. آنلاین نیست.


  7. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    22
    تشکر
    2
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 03:13 AM #87
    و چه شد داستان
    امشب یخورده سردرد گرفتم فردا مفصل تر صحبت میکنیم راجبش همینطور پست های خانوم ابتکار و علم هدا رو هم بررسی باید بکنیم تا بهتر بشه با داستان همخونی داشته باشه و نتیجه گیری کنیم

    از تحلیل جنتی هم نتونستم خوب بخونمش و سردرد نمیزاره خوب فکر کنم فقط قسمت اخرش که راجب تیراندازی و مخافظت و جمع جور کردنش توسط سپاه بود هم خودم خواستم همینو بگم که کار شیخ یا دکتری میتونه باشه که احمد جنتی زحمتشو زودتر از من کشید
    تا فردا فعلا بای
    امامی کاشانی. آنلاین نیست.


  8. رئیس فرهنگستان هنر

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    115
    تشکر
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 09:41 AM #88
    نقل قول نقل قول از احمد جنتی. نمایش پست ها
    [/CENTER]

    آبی: خب ابتکار مرده. گفته نفوذی بوده. نفوذی هم به فرقه میخوره به نظرم و فرقه هم با توجه به اینکه تو داستان شب یک اومده بود که رجوی نیرو جذب کرده، ینی یه احتمالی میشه داد که ابتکار جذبی فرقه بوده که امشب یکی زدتش و مرده. البته نفوذی بودن با نیروهای رجوی خیلی همخونی نداره ولی خب، نفوذی در مافیا معمولا به نشونه ی جذب فرقه به کار میره مثل دور قبل. ضمن اینکه اوایل داستان اومده که ابتکار فلانی رو از راه به در کرده. به ساقی فرقه میخوره این به نظرم
    +الان یه نگاهی به نقشا انداختم، سیاهپوست اگه تو شب توسط کسی غیر از مافیا کشته بشه، فرقه اعلام میشه. اینم میشه در نظر گرفت برای ابتکار.

    فیروزه ای: گفته قال دار و دسته ی رجوی برای همیشه کنده شد اگه بخوایم بگیم نیرو جذب کردن رجوی فرقه بوده، این میتونه به این معنا باشه که فرقه به چیز رفته منتهی برای حذف فرقه باید حداقل جادوگر هم بمیره و به نظر میرسه که اینطور نبوده. علم الهدی جادوگر نبوده، جلوتر میگم، میمونه ابتکار. حالا جادوگر ممکنه با زدن سامورایی یا تیر اسنایپر بمیره، تیر اسنایپر رو نمیدونم ولی از طریقه ی مرگ ابتکار من مردن با سامورایی رو نمیتونم برداشت کنم. حالا ممکنه صرفا یه جمله ی گمراه کننده بوده باشه. ولی برای جمله ی گمراه کننده هم نمیدونم چرا گاد باید بیاد شب دوم جمله ی گمراه کننده ی حذف یه گروه بذاره تو داستان. شایدم اصلا دار و دسته ی رجوی نشونه ی فرقه نبوده و کلن سرکاریم نمیدونم فعلا.

    سبز: علم الهدی منفجری مرده. که ینی برخلاف تحلیل دیروزم، انفجار میتونه نشونه باشه. در مورد نقششم گفته «بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .» تیر غیب منو یاد اسنایپر میندازه قشنگ که حتی رویین تن رو هم میتونه بکشه (خودی و غیر خودی فرقی برا نداشتن)

    نارنجی: دوباره تیر اندازی و جدایی طلب ها. منتهی این دفعه سپاه محافظت کرده. به نظرم شیخی یا دکتری کسی جلوی یه تیر رو گرفته

    - - - Updated - - -

    @کاشانی
    خوب بود توضیحاتت. متوجه شدم. مشکلی نیست فعلا.
    یه تناقص هست تو داستان .
    کلا نفوذیبه نظرم بیشتر فرد جذب شده رو تداعی میکنه . یعنی حداقل دو نفر . که یکی جذب شده و یکی جذب کرده . کلا دو نفر هم مردن از اول بازی . ابتکار و علم .

    اونجا که نوشته قال دار و دسته رجوی کنده شد احتمالا یعنی از بین رفتن دیگه .
    و اینکه شاید تیر غیب و این داستانا بی معنی نباشه با جادو و جمبل و جادوگر
    حدادعادل. آنلاین نیست.


  9. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    111
    تشکر
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 12:42 PM #89
    برداشت من از داستان و اونجاها که حرفه از پشت کردن معصومه ابتکار و اینا شاید بشه گفت فرقه جذبی بوده. فعلا محتمل ترین گزینه‌ست.
    این عفت میخوره نشونه ساقی باشه. نه؟
    اون تیکه‌ای که رابین به درد نقش وکلات نمی‌خوره رو اعصابمه فکر نمی‌کنم بی دلیل اومده باشه.
    به خصوص که در ادامه این اومده: "کلا جواب جالبی بود که گور خودش رو کند."
    این که دار و دسته رجوی‌ها کنده شده خب به نقش قرعی که فکر نکنم اشاره کنه احتمال می‌دم یا یکی از گروه‌ها حذف شده یا خیلی ضعیف شده.
    درباره نقش علم الهدی نظر خاصی ندارم واقعا.
    این جدایی طلب اگه اشتباه نکنم تو داستان شب یک هم اومده بود. احتمالا یکی از نقش‌های فرعی هست.
    پرزیدنت که داریم. تو 13 نفر چند نقش فرعی می‌تونه وجود داشته باشه به نظرتون؟

    عمر علم هم کفاف نداد جوابش رو بدم.
    کسی درباره بحث من و علم اگه سوالی داره بپرسه جواب می‌دم.
    احمد خاتمی. آنلاین نیست.


  10. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    111
    تشکر
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 12:59 PM #90
    من یه سوالی برام پیش اومد.
    جنتی تو از کاشونی پرسیدی چرا وجود یک قاتل رو بدیهی در نظر گرفتی. درسته؟
    من هر چی تو پست کاشونی می‌گردم دلیلی پیدا نمی‌کنم که چرا وجود یک قاتل رو بدیهی گرفته.
    تو پیدا کردی؟ من جوابت سوالت رو ندیدم اخه چطوری قانع شدی پس.
    احمد خاتمی. آنلاین نیست.


  11. رئیس فرهنگستان هنر

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    115
    تشکر
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 01:25 PM #91
    اين شريعت مداري چرا جواب نداد
    حدادعادل. آنلاین نیست.


  12. رئیس مجلس خبرگان

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    65
    تشکر
    6
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 01:48 PM #92
    نقل قول نقل قول از احمد خاتمی. نمایش پست ها
    من یه سوالی برام پیش اومد.
    جنتی تو از کاشونی پرسیدی چرا وجود یک قاتل رو بدیهی در نظر گرفتی. درسته؟
    من هر چی تو پست کاشونی می‌گردم دلیلی پیدا نمی‌کنم که چرا وجود یک قاتل رو بدیهی گرفته.
    تو پیدا کردی؟ من جوابت سوالت رو ندیدم اخه چطوری قانع شدی پس.
    توضیح داد که چرا وجود یه قاتل رو بدیهی درنظر نگرفته. برای من قانع کننده بود اون قسمتش.

    احمد جنتی. آنلاین نیست.


  13. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    111
    تشکر
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 03:17 PM #93
    جنت داداش تو پرسیدی چرا وجود یک قاتل رو بدیهی گرفته حالا می‌گی توضیح داده که نگرفته؟
    اصلا فرض می‌کنیم همینه که شما می‌گی. این دقیقا کجای حرفشه؟

    - - - Updated - - -

    عارف و مدیر کیهان رو مخن.
    احمد خاتمی. آنلاین نیست.


  14. نماینده مجلس

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    18
    تشکر
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 04:39 PM #94
    نقل قول نقل قول از God نمایش پست ها
    حسینیه پویا (ره) 21 مهر 1396

    [متین در حال قدم زدن در حسینیه] گاهی انسان دلش برای این لعنتی تنگ می شود. ما 5.9 سال با هم رفیق بودیم، چه مرگ های اتفاقی که با هم دیدیم. انسان دلش میسوزد وقتی می بیند رفیق 5.9 ساله اش از او جدا می شود. امیراکبر اگر منافع ات را روبروی منافع مافیا قرار نمیدادی، الان با هم تو دهان این ملت میزدیم. همش تقصیر این دختره ابتکار شد. آدم گاهی می بیند چه رفاقت ها که بخاطر یک دختر بهم می خورد. اکبر را همین دختره از راه بدر کرد. وگرنه من به اکبر گفته بودم که سال 84 در انتخابات شرکت نکنه. فلذا گوش نکرد.

    ای لعنت بر انتخابات 84 که من و امیراکبر را از هم جدا کرد. من فکر می کردم این احمدی نژاد لعین جایگزین خوبی برای اکبر میشه، و از بزرگ شدن اکبر تو مافیا هم جلوگیری می کنه، اما نشد. اکبر لعنتی، الهی بمیری، دل من را ریش ریش کردی لکن خدا دلت را ریش ریش کند. بزار خاطرات 84 را مرور کنم ببینم در باره اون روز ها چه نوشتی.

    خاطرات امیراکبر هاشمی رفسنجانی، 3 تیر 1384
    امروز صبح با عفت رفتیم رای دادیم، مرحله دوم انتخابات بود. به لطف متین لعین شانسی برای برد ندارم. غمگینم مانند کسی که دوست دخترش قالش گذاشته و باید به همسر 65 ساله اش قناعت کند. معصومه، معصومه، معصومه، خدا لعنتت کنه، عشوه ها کردی و دل من بردی و بعد رئیس محیط زیست ممدخاتمی شدی. عبا شکلاتی می خواستی ؟ خب می پوشیدم، عمامه مشکی می خواستی ؟ عمامه متین را کش می رفتم و سرم می کردم، ریش آنکادر می خواستی، خب لعنتی من که اصلا ریش نداشتم، خاتمی چه داشت که من نداشتم ؟ صدای مخملینم تورا کفایت نمی کرد ؟ زخم بر دلم گذاشتی و مرا با عفت تنها گذاشتی.
    عفت امروز خیلی تو نخ من بود، هی میگفت حاجی غصه نخور، تو رئیس جمهور منی، تو عشق منی، رئیس جمهور کی بودی تو، ولی نمی دونست که همین عشوه هاشم منو یاد معصومه مینداخت.

    احمدی نژاد امروز برنده این انتخاباته و من اینو می دونم. اشکالی نداره، متین به رفاقت 4.8 ساله امون پشت کرد و منم که مثل هر مرد ایرانی عاشق پشتم. اینکار برایش بر هزینه خواهد بود. همین مردک میدانم جوری رنگیش می کند که از خاطرش نرود.

    [متین]: لکن انسان گاهی از اکبر پیش بینی هایی می بیند که میماند! کاش همان موقع متوجه پیش بینی این مردک بی عفت، عفت زده میشدم و نمیگذاشتم رفاقتمان بخاطر این محمود خراب شود. لکن انسان باید ببیند اکبر در 88 چه نوشته.

    14 خرداد 1388
    عفت امروز ناراحت بود، می گفت دیروز احمدی نژاد وقیحانه به بچه هایمان تاخت، دلش برای مهدی میسوخت. گفتم خانمم قربونت برم، نترس، تا اکبر اکبر است، اگر مهدی را با صورت در ما تحت متین نکند ول کن نیست. دلش قرص شد. ولی فکر کنم به مهدیمان هم فحش دادم به نوعی، نفهمید. مهم نیست.

    مناظره دیشب جالب بود، میدانستم "میررابین موسوی" پس این مرتیکه محمود بر نمیاد. موسوی دهه 60 مخالف من و متین بود. تقریبا توانسته بودیم کله پایش کنیم اگر عزیز دردانه مرحوم پویا نبود. یادم هست یک روز به خدمت پویا رسیدیم. گفتیم پویا، این رابین بدرد نقش وکالت نمی خورد. اینکاره نیست. مافیا را با بحران روبرو می کند. پویا با آرامش و تدبیر خاصی فرمود "غَلَط کَردید، لکن خَفَ شید، شما نَمیفهمید و مَن می فهمم" فهمیدن و توضیح دادن از صفات بارز مرحوم پویا بود. با همان یک جمله اینقدر خوب به ما فهماند که هنوز جای فهمیدن متین درد می کند.

    بگذریم، توی مناظره محمود جایی گفت: " آقای رابین من به شما علاقه مندم و به هرکه علاقه مند باشم باردارش می کنم. من مدرکی دارم که نشون میده شما با مرحوم پویا روابط پنهانی داشتید. نه فقط شما که آقای چاوش نیز از همین روابط داشتند، آقای "امین منتظری" که وحشتناک از این روابط داشتند. خیلی دیگه از این روابط هم بوده که من نمی تونم بیشتر تشریحش کنم، بگم آقای رابین بگم ؟ آقای رابین، امروز فقط شما مقابل من قرار نگرفتید، پسر آقای مطهری، آریا خان مطهری هم روبروی من قرار داره، برادر آقای میرسلیم، علی آقای میرسلیم هم روبروی من قرار گرفته و همه اینا بخاطر این بوده که من آبو ریختم جایی که میسوخته !! و محل ارائه شیری که لولو برده بود را برگرداندم! "

    از این روش محمود خوشم اومد، تقریبا همه رو برد زیر مرحوم ... نه منظورم زیر رادیکال، و خب رابین هم طبق انتظار نتونست جواب بده و از اینم راضیم. فقط به این جمله قناعت کرد که: " آقای احمدی نژاد، چیز منو گرفتین، چیز آقای هاشمی هم گرفتین، چیز آقای منتظری هم گرفتین، چرا چیز آقای متین رو نمیگیرین ؟ "، کلا جواب جالبی بود که گور خودش رو کند.

    مهم نیست این شروع بازی من با آسِدمتینه به جبران کاری که 84 با من کرد. نوش جانش باشد. یادش رفته دهه شصت با همین امین منتظری چه کردم.

    [متین]: گاهی انسان می بیند که یک نفر خیلی بیشرف است، باورش نمی شود، ولی هست، اکبر هم از همین نوع بود. پس کل داستان 88 را راه انداخت برای جبران 84 و درآوردن پدر من و تبدیلم به امین ؟ لکن البته نتوانست به هدف خودش برسد البته انها با کشتن معصومه ابتکار که فردی نفوذی بود قائله رو خاتمه دادند . انسان باید برود خاطرات دهه 60 اکبر را در مورد این نفوذی های چموش و امین منتظری بخونه تا حساب کار دستشون بیاد .

    8 فروردین 1368
    بلاخره امروز تونستیم حکم عزل امین منتظری را از پویا بگیریم. البته از پویا که نه، از احمدآقا، اما پویا هم اعتراضی نکرد. حقیقتا شق القمر کردیم با متین. امین با پویا سری از هم سوا بودند. چه شب ها که ما شاگردان پویا پشت در اتاق حجره حاج آقا صف می کشیدیم تا یکی از ما را برای آن شب انتخاب کند و آقا از بین همه ما فقط امین را انتخاب می کرد. امین از بقیه شاگرد ها زرنگ تر که چه عرض کنم خوشگل تر بود. و پویا همیشه نقل می کرد که بهترین شاگرد ها خوشگلترینشان است. خب طبیعتا من که شانسی نداشتم و امین انتخاب اول آقا بود. گاهی می شد می گفتیم حاج آقا پویا، بزارید حداقل ما پشت در حجره بشینیم و شما چیز هایی که به امین یاد میدهید را از بیرون حجره بشنویم و از شما یاد بگیریم. پویا ابرو در هم می کشیدند و لب می گزیدند و سیبیل می تافتند که: "خَفَ شما به آن سطح نرسیدید که بتوانید معارفی که من به امین منتقل می کنم را درک کنید" آدم شناسی و انتقال صحیح معارف به اندازه ظرفیت و زیبایی آدم ها از ویژگی های بارز آقا بود.

    خیلی زحمت کشیدیم تا امین را از چشم آقا بیاندازیم. یکبار سعی کردیم روی صورتش اسید بپاچیم، اسید روی صورت اسحاق جهانگیری ریخت. یک بار سعی کردیم بگوئیم که با علما دیگر رابطه دارد، آقا باور نکرد. یکبار سعی کردیم که انفجار سال 60 در دفتر حزب را گردنش بیاندازیم. ولی اینبار شد، به پویا گفتیم که امین در ماجرای منافقین حامی رجوی بوده و در جذب نیرو برای منافقین دست داشته، خودمان هم میدانستیم از منافقین خبری نبود، ولی پویا اینبار کمی باور کرد. متین هم کار را یکسره کرد و گفت: "انسان گاهی می بیند که امین سعی دارد شما را بکشد و جای شما بنشیند" این تیر آخر بود و با این روش هم بر عزلش سکوت کرد و هم قال داره و دسته رجوی را برای همیشه از مافیا کندیم.

    گفتم انفجار سال 60، راستی همین پریوز یک انفجار در دفتر ریاست جمهوری رخ داد که خب کار ما بود و انداختمش گردن امین. خیلی چسبید. انفجار بدی هم بود علم الهدی تیکه تیکه شد . کسی بود که بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .

    خبر رسیده که حال پویا خیلی خوب نیست، به خودش نگفتیم و پیرمرد فکر می کند مدت زیادی زنده است، ولی اینطور نیست. امروز رفتم سری بهش زدم، گفتم پویا، دعا کن برای ما، در جوابم با مهربانی گفت: " لکن پفیوز، تو که میدانی من اَعتَقادی به خدا ندارم، چَرا چَرت و پَرت سر هَم می کنی، بدهم خلخالی از ما تحت آویزانَت کند ؟ گم شو ملعون " دعا های عارفانه از ویژگی های بارز پویاست.

    21 مهر 1396
    این متین این خاطرات شخصی منو از کجا پیدا کرد. اشکالی ندارد بزار بخونه تا بفهمه چه خبر هست. امروز نشستیم با پویا سخنرانی ترامپ را نگاه کردیم. به پویا گفتم حس شما در مورد این سخنرانی چیست؟ ایشان با آرامش همیشگی ابروهایشان را در هم کشیدند و بخش هایی از خود را خاراندند و فرمودند: "هیچ، لکن این پَدَرسوخته چقدر شبیه ما صحبت می کند"

    تو این گیر و دار دیدم صدای تیراندازی میاد، از تو ضریح نگاه کردم دیدم این جوجه تروریست های جدایی طلب ریختن تو مرقد، ولی خیلی فکورانه سپاه از مرقد محافظت کرد و با یک اتش به اختیار نگذاشتن خون از دماغ کسی بیاد . واقعا باید قدردان زحمات سپاه باشیم . مرسی که هستند .



    فاز روز سوم


    افراد حاضر در بازی:
    احمد جنتی
    احمدی نژاد
    حسن روحانی
    حسن خمینی
    عارف
    حدادعادل
    حسین شریعت مداری
    احمد خاتمی
    ناطق نوری
    ابراهیم رئیسی
    امامی کاشانی

    تعداد افراد حاضر:
    11 نفر
    تعداد رای برای اعدام:
    6 رای
    نحوه اعدام:
    اختیاری و رای اجباری

    رای به خودی حساب نمیشه و گادکش داره . هر شخص یکبار میتونه امان بگیره فقط برای رای ندادن والا گادکش میشه .
    سنگسار هم از این فاز به بعد اجرا میشه .

    نکته: داستان همه بخش هاش می تونه نشونه باشه و هیچ بخشش نمی تونه نشونه باشه، در واقع هیچ چیز به صراحت گفته نمیشه، ولی ممکنه یه چیزی به صراحت گفته شده باشه. اما دوتا نکته به فهم داستان کمک می کنه.

    1- نام افراد وقتی اهمیت داره که رنگشون قرمز رنگ باشه و اگر نباشه صرفا فان هست و به هیچ وجه نمی تونه نشونه باشه
    2- خاطره هایی که فلاش بک میزنه به زمان گذشته، یعنی دهه 60 و 70 و 80، بیشتر حاوی نشونه هست و داستان هایی که بعد از فوت رفسنجانیه بیشتر فان، اما این به معنی این نیست که تو داستان های عصر حاضر هیچ نشونه ای نیست.

    خب به نظرم این قسمت به فرقه میخوره
    *معصومه ابتکار که فردی نفوذی بود قائله رو خاتمه دادند
    با توجه ب فرده نفوذی به نظرم جذبی بوده
    خب در مورده علم الهدی هم داریم :
    علم الهدی تیکه تیکه شد . کسی بود که بدخواهانش به تیر غیب گرفتار میشدن . خودی و غیر خودی هم فرقی نداشت براش .
    با تیره غیب اسنایپر ب ذهنم میرسه ، حالا بازم نقش داریم ولی اولین چیزی ک به ذهنم رسید اسنایپر بود

    - - - Updated - - -

    نقل قول نقل قول از احمد خاتمی. نمایش پست ها
    جنت داداش تو پرسیدی چرا وجود یک قاتل رو بدیهی گرفته حالا می‌گی توضیح داده که نگرفته؟
    اصلا فرض می‌کنیم همینه که شما می‌گی. این دقیقا کجای حرفشه؟

    - - - Updated - - -

    عارف و مدیر کیهان رو مخن.

    ببخشید من نت نداشتم
    عارف. آنلاین نیست.


  15. تولیت مرقد امام

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    19
    تشکر
    0
    مورد پسند : 1 بار در 1 پست
    10-14-2017, 04:45 PM #95
    الان چی شد دیشب؟ چه طور شد؟
    من دور اولم هست حقیقت تو خوندن داستان مشکل دارم فقط متوجه شدم دو نفر تو بازی حذف شدن
    من خواستم دیروز بگم این علم هدا قود قود قدا خیلی داشت مثل یه مرغ غد غد میکرد و جو میداد الان که به رحمت ایزدی پیوسته ادم خوبی بود یا گناهکار؟
    سوال برام پیش اومده اگه فرقه نابود بشه گاد صرحتا اعلام میکنه ؟
    حسن خمینی. آنلاین نیست.


  16. مدیرمسئول کیهان

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    106
    تشکر
    0
    مورد پسند : 1 بار در 1 پست
    10-14-2017, 05:33 PM #96
    نقل قول نقل قول از احمد جنتی. نمایش پست ها
    یه حسی از تحلیلات میگیرم و اون اینه که وجود یه قاتل رو بدیهی در نظر میگیری. ینی مثلا شکت بین احتمال دو قاتل بودن یا یه قاتل و مافیا بودنه. اگه از داستان دیشب یه تیر برداشت کردی، که دلیلی نداره همچین تحلیلی بکنی به نظرم. اگه دو تیر برداشت کردی، که باید درکنار قاتل به پرزیدنت هم شک کنی. ینی مثلا این احتمال هم درنظر بگیری که شاید تیرهای مافیا و پرزیدنت بوده. حالا اینکه با قاطعیت میای احتمال تیر زدن پرزیدنت رو منتفی در نظر میگیری و وجود یه قاتل برات بدیهیه، یه توضیح میخوام حتما.

    الان تقریبا همه ی کسایی که داستان رو تحلیل کردن با احتمال بالایی نیروگرفتن رجوی رو به فرقه ربط دادن، چرا از بین همشون اومدی به کاشانی گیر دادی؟



    الان چی شد؟ اومدی یه سوال پرسیدی، بعد میگی این سوال رو پرسیدم که بیای با «بله من از این نقل قول این برداشتو کردم» جواب بدی؟ اگه میدونستی چه جوابی میخوای بشنوی، اصلا چرا پرسیدی اون سوال رو؟
    و اینکه به نظرم سوالت انقدر بیخود بود (و بقیه هم فکر میکنم حس مشابهی داشتن!) که واکنشی که کاشانی به حرفت نشون داد قابل قبوله برای من. اینکه از بین همه ی کسانی که گفتن رجوی نشونه ی فرقه است اومدی و به کاشانی گیر دادی، اصلا جالب نبود.


    بستگی به شرایط بازی داره. اگه خیلی اول بازی باشه و گیری که میده اولین گیر بازی باشه مثلا، اگه هم پیش پا افتاده و مسخره باشه اشکالی نداره. ولی یک کم جلوتر که میره و بازی روندشو تقریبا آغاز کنه، یه گیر بیخودی میتونه کاملا گناهکارانه باشه برای من. نه اینکه اینطوری که تو میگی بخواد خفت و اعدامش کنه، بلکه اینکه بخواد با گیر بیخطر دادن به یکی خودشو درگیر نشون بده و کسی بهش انگ سایه بودن یا محتاط بودن نزنه.

    حالا این سوال به کنار، هدف خودت از طرح این سوال چی بود؟ ینی مثلا از گرفتن جوابای بقیه میخوای به چه نتیجه ای برسی؟ اگه بحثت درباره ی این بازی نیست و کلیه، چطور میخوای گناهکار پیدا کنی از این بحث که اصلا درباره ی بازی نیست و یه بحث کلیه؟ و اگه بحثت درباره ی همین بازیه و منظورت کس خاصیه، باز کن برام. (که در این صورت هم به این پست های «هوایی» حس خوبی ندارم هیچ وقت و اکثر مواقع برای جهت دادن به بازی و جو دادن داده میشه!)



    دقیقا مشکل من همین بود. کاشانی طوری واکنش نشون داده بود که به نظر تو عصبانی شده بوده، تو گفتی چرا عصبانی شدی و اینا، کاشانی با شوخی جوابتو داد و پیچوند عملا (مضمون حرفش این بود که آره عصبانی ام، نقشم صدق میکنه )، تو هم با شوخی جوابشو دادی و رد شدی.
    هیچ جای حرف من گیر نبود
    از کی تا حالا سوال‌پرسیدن گیر دادن شده؟
    اون قسمتم بنظرم کاملا بدیهی بود منظور من ک میخام بگم با یه جمله ی ساده میتونستی جوابمو بدی لازم ب این همه جبهه گیری نبود
    منظورمم کاملا مشخص بود
    سوالمم برام مهم نیست ک بنظره بقیه بیخوذه یابخوده.. گیر و اتهام نزدم فقط یه سوال پرسیدم ک قصدم از سوال و انتخاب شخصی ک میخام سوالو بپرسم ب خودم ربط داره

    - - - Updated - - -

    نقل قول نقل قول از حدادعادل. نمایش پست ها
    اين شريعت مداري چرا جواب نداد
    شما مگه سوالی کردی؟
    اگ اره ندیدم شماره پستو بگو

    - - - Updated - - -

    من کلا تو تخلیلای شب خوب نیستم واسه همین اکثر مواقع وایمیسم و تحلیلای بقیه رو میخونم و بعد خودم یا با بررسی های انجام شده به یه نتیجه ی متفاوت میرسم یا قبول میکنم تحلیل اکثریت رو
    الانم بنظر میاد ک بله خانم ابتکار فرقه ی جذبی بوده

    ولی اون قسمته قال دارو دسته ی رجوی رو کندیم، این هنوز جای شک داره برای من ک واقعا فرقه نابود شده باشن یا ن و یا اصلا رجوی ها فرقه باشن!
    شریعتمداری. آنلاین نیست.


  17. امام جمعه موقت تهران

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    111
    تشکر
    1
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 06:50 PM #97
    عارف و کیهان نظرتونو درباره تک تک افراد بازی می‌شه بگید.
    هر چی اصلا مهم نیست نهایتش بگید نظری ندارم.

    حسن ما هم چیز زیادی نمی‌فهمیم.
    فقط بدون هیچ چیز گفته نمی‌شه نقش اون‌هایی که مردن رو خدمون باید بفهمیم.
    حذف گروه و هر اتفاق دیگه‌ای هم از روی داستان باید بفهمیم.
    پست بقیه رو درباره داستان بخون نظرتو بگو.
    احمد خاتمی. آنلاین نیست.


  18. رئیس فرهنگستان هنر

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    115
    تشکر
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 07:03 PM #98
    @شریعت

    چند نفر دیگه مثل همین جنتی این سوال رو ازت کردن و من هم اشاره کردم بهش چند جا .

    از اول بازی ابتکار جنتی روحانی و کاشانی گفتن اون قسمت داستان که اشاره کرده رجوی ها مشغول عضو گرفتن هستن مربوط به فرقه هست . که البته منطقی هم هست و نظر خود منم همینه .

    ولی تو سر و کلت پیدا شد و از روی پست های بقیه رد شدی و صاف اومدی به کاشانی گیر دادی که چرا این حرف رو میزنه .

    سوال اینه چرا با بقیه کاری نداشتی و اونا رو دایورت کردی و یقه کاشانی رو گرفتی ؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نقل قول از احمد خاتمی. نمایش پست ها
    عارف و کیهان نظرتونو درباره تک تک افراد بازی می‌شه بگید.
    هر چی اصلا مهم نیست نهایتش بگید نظری ندارم.

    حسن ما هم چیز زیادی نمی‌فهمیم.
    فقط بدون هیچ چیز گفته نمی‌شه نقش اون‌هایی که مردن رو خدمون باید بفهمیم.
    حذف گروه و هر اتفاق دیگه‌ای هم از روی داستان باید بفهمیم.
    پست بقیه رو درباره داستان بخون نظرتو بگو.
    الان تو با این پستت انگار قوانین رو خوب خوندی .
    خودت داری میگی حذف گروه قشنگ گفته میشه . گروه هم که یا مافیاست یا فرقه .
    رجوی ها هم که تو داستان گفته قالشون کنده شد
    ابتکار هم که میگی جذبی بوده .
    پس غیر از ابتکار حداقل یه نفر دیگه هم باید بمیره ( جذب کننده ) تا قال رجوی ها کنده بشه .
    تنها کسی هم که مرده غیر از ابتکار علم بوده .

    پس چرا میگی راجع به علم نظری نداری ؟
    حدادعادل. آنلاین نیست.


  19. رئیس فرهنگستان هنر

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    115
    تشکر
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 07:19 PM #99
    از جنتی هم میخام در مورد علم نظرش رو بده
    حدادعادل. آنلاین نیست.


  20. رئیس مجلس خبرگان

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    نوشته ها
    65
    تشکر
    6
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    10-14-2017, 07:20 PM #100
    نقل قول نقل قول از احمد خاتمی. نمایش پست ها
    جنت داداش تو پرسیدی چرا وجود یک قاتل رو بدیهی گرفته حالا می‌گی توضیح داده که نگرفته؟
    اصلا فرض می‌کنیم همینه که شما می‌گی. این دقیقا کجای حرفشه؟
    بله دقیقا. پست شماره 85 اش منو اگاه کرد که روز قبل با چه ذهنیتی داستان شب رو تحلیل کرده بوده و من هم مشکلم همین بود. اگه میخوای بهتر متوجه بشی سوال من و جواب کاشانی رو دوباره بخون.

    تو الان فکر میکنی که کاشانی تحلیلش مشکل داشته و جوابش برات قانع کننده نبوده، یا با قانع شدن من مشکل داری؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نقل قول از حدادعادل. نمایش پست ها
    از جنتی هم میخام در مورد علم نظرش رو بده
    پستا رو کامل بخون حداد جان تو پست 86 گفتم نقشش چی بوده.

    احمد جنتی. آنلاین نیست.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •