alt
صفحه 2 از 30 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 40 از 581

موضوع: متجاوزان بیشرف | دهمین دوره مافیا


  1. THE GOD UP THERE

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    نوشته ها
    519
    پسندیده
    207
    مورد پسند : 806 بار در 223 پست
    09-26-2017, 01:45 AM #21
    داستان شب 1

    به اسم افراد زنده و نقششون در داستان هیچ استنادی نکنید. اصلا ربطی نداره.
    از مرده‌ها و اتفاقات با دقت میشه یه‌چیزایی فهمید در این شب و شب‌های آتی.
    پست شروع فاز بعد ساعت 1 ارسال میشه؛ نقش مرده‌ها هم همون‌جا میاد. سوال نکنید. حتی شما دوست عزیز.

    کاراگاه و متین - دفتر کاراگاه

    کاراگاه: چی میگین شما؟ باز بو شنیدین؟
    متین: بوی چیا شنیدیم؟
    کاراگاه: خر داغ می‌کنن!
    متین: خوب خوب خوب. پس جدی جدی خبریه. خلاصه که حق ما را ندی سرویست می‌کنیم.
    رابینا که میشناسی، خودتا دستیاراتا جوری سرویس می‌کنه نفهمین از کجا خوردین.
    کاراگاه: مجرمین که شناسایی شدن، میگم خودتم بیا. هرچی ترفیع و هر کوفتی می‌گیرم به تو ام بدن.
    متین: برو خودت خر کن رابین ترفیع برا چشه با این سن، فقط پول
    کاراگاه: تمومه؟
    متین: نه. حالا که اسم ترفیع آوردی، ترفیع نگیرم، پارت می‌کنم
    کاراگاه: گمشو.
    متین: گم میشم، ولی فردا پیدا میشم باز خراب میشم سرت.

    کاراگاه: برو پی کارت.
    متین: نمیرم. میخوام رو اعصابت برم سرویست کنم
    کاراگاه: نرو. به درک!
    متین: خدافظ. تک خور کثیف [از دفتر بیرون می‌رود.]
    کاراگاه [زیر لب]: لعنتی. بمیری.
    متین [از راهرو]: تا تو را نکشم نمی‌میرم.
    کاراگاه:


    کاراگاه که روز شلوغیُ تجربه کرده بود، به منزل رفت تا برای یه شب خیلی مهم آماده بشه.
    با رامتین، چاوش و امین هماهنگ کرد که در چه زمانی کجا باشن. آریا م که خودش هماهنگ کرده بود.
    ================================================== ========

    کاراگاه و رامتین - مرکز شهر

    کاراگاه 10 دقیقه زودتر از موعد، یعنی ساعت 8:50 شب به محلی که به رامتین گفته بود رسید.

    رامتین: زود رسیدید کاراگاه.
    کاراگاه: تو که زودتر رسیدی لامصب!
    رامتین: خب من که همیشه زودتر می‌رسم در واقع. چیکار باید بکنیم؟
    کاراگاه: فعلا صبر می‌کنیم.
    رامتین: بله.

    10 دقیقه بعد

    کاراگاه: خب، اون خونه رو می‌بینی ته کوچه؟ گزارش موثق دارم که یه مظنون از نظر این آگاهی‌چیا و یه مجرم از نظر من، تو اون خونه‌س. میری برای دستگیری. ولی، مشکوک بود، خواست اسلحه در بیاره، سوسه اومد، زر اضافی زد، یا هر غلط دیگه‌ای کرد...
    رامتین: بله، با تیر بزنمش.
    کاراگاه: قربون آدم چیزفهم.
    رامتین: ولی نمی‌زنم که.
    کاراگاه: باز تو شروع کردی لامصب؟ بابا این مجرمن. جنایت‌کارن. عوضین. آدم می‌کشن، آدم می‌خورن، آدم می‌خرن، تهش چی؟ 5 سال میفتن زندان، سر 1 سال نشده آزاد میشن و باز میرن هر غلطی که بخوان می‌کنن.
    رامتین: دقیقا. امنیت جامعه چی میشه این مابین؟
    کاراگاه: آفرین. حله پس؟
    رامتین: ولی من که نمی‌تونم بزنم.
    کاراگاه: ای لعنت به اونی که شما رو راه داد تو دایره جنایی. باید سر چهارراه وایسین فقط.
    رامتین: یا پشت میز.
    کاراگاه: چرا دیالوگای منُ ادامه میدی هی؟
    رامتین: سعی می‌کنم همراهی کنم در حد خودم.
    کاراگاه: همکاریت بخوره تو سر اون رئیست! اوه. نگا کن. چراغ روشن شد. برو. من حواسم بهت هست. برو!
    رامتین: میرم. ولی نمی‌زنم؛ مگر مجبور به دفاع بشم.
    کاراگاه: برو فقط. بمیر، ولی برو. اومد بیرون. امیدوارم اسلحه بکشه مجبور شی بزنیش.

    مظنون از خانه خارج می‌شود.

    رامتین: تو بازداشتی! دستا رو سرت. بخواب روی زمین!

    مظنون که دچار شوک شده روی زمین می‌افتد و می‌خواهد دستانش را روی سرش بگذارد.

    کاراگاه[داد می‌زند]: بزنش میخواد اسلحه بکشه! بزنش لعنتی!

    رامتین یک گلوله به سر مظنون شلیک می‌کند. کاراگاه به سمت فرد مورد نظر می‌رود.

    کاراگاه: لعنت. این که دختره که! چرا زدیش؟ کور بودی لعنتی؟
    رامتین: خودت گفتی.
    کاراگاه: من ندیدمش. تو نزدیک‌تر بودی.
    رامتین: منم ندیدم. تاریک بود.
    کاراگاه: داری از مسئولیت در میری. گزارش می‌کنم.
    رامتین: ای بابا. چه غلطی کردم پرونده رو قبول کردم.
    کاراگاه: هنوزم چیزی نشده. این دختره اصلا نمی‌دونم کیه. اگه متهمی چیزی بود، می‌گفتم اسلحه بذار تو دستش و قشنگ بازسازی می‌کردیم صحنه رو. الان نمیشه. یه خرابه چهارتا کوچه اونور تر هست. کسی هم این اطراف نیس نصفه شب. ببرش همون‌جا چالش کن. قبر و بیل و همه‌چی هم هست.
    رامتین: تو اصلا از اول می‌خواستی آلودم کنی.
    کاراگاه: داری به مافوقت توهین می‌کنی؟
    رامتین: باشه. من رفتم. ولی یه روزی تلافی می‌کنم.
    کاراگاه: آفرین. بهش فکر نکن اصلا. غلط کرده اومده اینجا دختره. حقش بود. چه معنی داره؟ گزارش کن کسی نبوده و اطلاعات اشتباهی بوده. صداخفه‌کن هم که داشتی و کسی نشنیده. هیچی نمیشه خیالت راحت.
    رامتین: کارتی چیزی نداشت که. یه دفترچه داره روش قلبه. صفحه اولش نوشته ترسا.
    کاراگاه: اسم قشنگی داشت. خدا بیامرزه...
    ================================================== =======

    کاراگاه و امین - غرب شهر

    کاراگاه که با آلوده کردن رامتین به هدف اولش رسیده بود، به سمت قرار بعدی رفت که امین منتظرش بود. راس ساعت 10 به مکان مورد نظر رسید.
    امین: به به. چه کاراگاه آن‌تایمی.
    کاراگاه: اون خرابه رو می‌بینی اون پشت؟ سید قرار بوده یه نفر بفرسته اونجا. برو دستگیرش کن بیارش بینم چی میگه.
    امین: تنهایی؟ خیلی تاریکه. امنیت هم نداره اون پُشت. می‌ترسم اسلحه داشته باشه و منُ بزنه بی دستیار بشی. امروزم که دیدین چجوری می‌خواست منُ بزنه عوضی.
    کاراگاه: ای بابا. خدا لعنتتون کنه مسئولین استخدام! بعد این پرونده استعفا میدم میرم اونجا خودم. یه جاهاییُ درست کنیم حداقل! کل ممکلت به فنا رفته انگار؛ ولی یه‌جام درست شه باز یه‌جاس.
    امین: بله. بستگی داره اون یه‌جا کجا باشه البته.

    کاراگاه و امین به خرابه مورد نظر رفتن؛ ولی هرچی گشتن هیچ کسی اونجا نبود.

    کاراگاه: یه پوستی ازین سید بیشرف بکَنم فردا... منُ سر کار میذاره حالا!
    امین: واقعا بیشرفه. فردا بریم دهنشُ سرویس کنیم.
    کاراگاه: راه افتادی! خب، من باید برم. قرار بعدی فاصله‌ش زیاده. اونور شهره. فردا از 7 صبح آماده‌باش باش.
    امین: 7 صبح آماده‌باش می‌باشم. راستی یه سری تحقیقتات جدید انجام دادم روی اون چند نفری که گفتم.
    کاراگاه: بذار بعد. الان وقت نیس.
    امین:
    کاراگاه: برنخوره بهت. می‌دونستم اینقدر دقیقی زودتر میومدم. ولی خب از کجا بدونم؟ از قیافه‌ت؟ لعنتی! میخوای متهمم کنی حالا؟
    امین: بله حق با شماست.
    کاراگاه: آفرین! همیشه حق با منه.
    ================================================== =========

    کاراگاه و آریا - خرابه دورافتاده شرق شهر

    کاراگاه 3 دقیقه بعد از 11 به مکان مورد نظر که آریا گفته بود رسید و دید که آریا تو ماشین منتظره.

    کاراگاه: خب. نیومده اینم؟
    آریا: تاخیر داشتی چرا؟
    کاراگاه: فاصله زیاد بود بابا! سرویس شدم الانشم. 3 دقیقه بودا! ببخشید. چی شد حالا؟ چیزی ندیدی؟
    آریا: چرا. زدم کشتمش.
    کاراگاه: چه سریع کی بود؟ چطور بود؟
    آریا: پس چی. فک کردی وقت تو بیشتر از وقت من ارزش داره مرد حسابی؟ دیدم یکی اون پشت دارم جُم میخوره. از دور زدمش. خورد تو مخش گلوله. یکی دیگه م زدم تو چشش. اسلحه م جاسازی شده تو دستش. همه‌ش هم به اسم خودم می‌زنی. عمرا بذارم چیزی بهت برسه. تا تو باشی دیر نیای!
    کاراگاه: همه‌چی ردیفه؟
    آریا: فک کردی مث تو ام؟ روان‌نویست مونده بود تو صحنه جرم پارسال. سرویس شدم تا نابودش کردم!
    کاراگاه: خب حالا. اینا رو کی یادت داده اصن؟
    آریا: ربطی نداره. به بقیه‌م گفتی. خودم یاد گرفتم. استعدادشم داشتم. از تو ام بهتر بلدم الان. میخوای بحث کنیم؟
    کاراگاه: نه بابا. لعنت بهت. اسم مقتول چی بوده؟
    آریا: رضا. همون که دور و بر سید می‌پلکید.
    کاراگاه: عه! اینجا رو که مهدی گفته بود. رفته از باند سید آدم آورده؟ عجب پست‌فطرتیه این بابا
    آریا: سید کسی نفرستاده بود؟
    کاراگاه: نه. عجیبه اصلا. خودش آدم نفرستاده؛ آدمشُ یه‌جا دیگه فرستادن. لعنت بهتون. باز از هیچی بهتره. دمت گرم. من برم که به قرار بعدی برسم.
    آریا: کجا میری برسونمت.
    کاراگاه: پیش چاوش
    آریا: اوه اوه. سرویسی. خدا بهت رحم کنه. اونُ چرا انتخاب کردی خب؟ مردک برا چی پلیس شده اصلا.
    کاراگاه: انتخاب چی؟ کشک چی؟ گفتن اینم باید باشه. عوضیا راحتمون نمی‌ذارن هیچ‌جا. الکیه البته. با اون که به‌جایی نمی‌رسیم.
    آریا: خلاصه که خدا بهت رحم کنه
    ==============================================

    کاراگاه و چاوش - مرکز شهر

    کاراگاه: چرا دیر کردی؟ مگه مسخره تو ام من؟ طرز رفتار با مافوقه این؟ لباسات چرا اینقدر شلخته‌س؟ چه وضعشه؟
    چاوش: ببین کاراگاه، من الان 2 دقیقه و نیم دیر رسیدم. که مشکلی رو ایجاد نمی‌کنه. اگه خیلی مهم بود قبلش می‌گفتی. درسته؟ خب. لباس و اینامم، برای اینه که جلب توجه نکنم. واضحه دیگه. نیست؟ رفتار و اینامم فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشه. اگه مشکل دیگه‌ای هست...
    کاراگاه: لعنت به تو! لعنت به همه‌تون بابا! اون خونه رو می‌بینی؟ پلاک 10. باید بریم تو اون خونه. سر نخ مهمیه.
    چاوش: مجوز داریم؟
    کاراگاه: مجوزُ... ای لعنت به شیطان و لعنت به اون ممد!
    چاوش: نداریم دیگه. پس نمی‌تونیم بریم تو. اگه کار دیگه‌ای نیس، خانوم بچه‌ها خونه منتظرن. تمرینم دارم که آخرین مهلتش نیم ساعت دیگه‌س
    کاراگاه: برو شرت کم.
    چاوش: خواهش می‌شود. تا فردا.

    کاراگاه که شب خوبیُ سپری نکرده بود، تصمیم گرفت تا خونه قدم بزنه. چند صد متر که راه رفت یه ماشین خیلی عجیب و ظاهرا بسیار گران‌قیمت جلوش ترمز کرد.

    رابین: کاراگاه جان بفرما برسونیمت.
    کاراگاه [زیر لب]: ای لعنت به این شانس!
    ...


    4 کاربر پست God عزیز را پسندیده اند .

    God آنلاین نیست.


  2. THE GOD UP THERE

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    نوشته ها
    519
    پسندیده
    207
    مورد پسند : 806 بار در 223 پست
    09-26-2017, 02:03 AM #22
    اتفاقات قابل بازگویی شب 1:

    ترسا بیگناه و پلیس بود.
    رضا فرقه و جنگیر بود.


    فاز روز 2
    بازیکنان حاضر در بازی: 17 نفر

    متین (M A T I N)
    رابین (Rabin)
    مهدی (
    IDEMAHDI)
    آرش (Arash)
    عرفان (Erf_Ju)
    محمد (Donnie Darko)
    امین خلفی (Cavani)
    افشین (MaleFactor)
    محمدرضا (SmRs)
    سید (Seyed)
    محمد چاوش (Chavosh)
    مهدی (HeIlIG DaVidS)
    رامتین (Ramtin)
    آریا (AriA)
    امین (Amin)
    پژمان (Pezhman)
    عماد (Red Dragon)


    تعداد رای لازم برای اعدام: 9 رای
    نحوه اعدام: اختیاری
    زمان اتمام فاز: سه‌شنبه ساعت 24


    قوانین و نقشها کامل خوانده شود.

    صحبت خارج بازی به کل ممنوعه. هرکی دید گزارش بده که برخورد بشه. خودم بفهمم درجا گادکشه.

    فاز 2 رو شروع کنید.


    4 کاربر پست God عزیز را پسندیده اند .

    God آنلاین نیست.


  3. THE GOD UP THERE

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    نوشته ها
    519
    پسندیده
    207
    مورد پسند : 806 بار در 223 پست
    09-26-2017, 02:07 AM #23
    مرده ها به هیچ عنوان حق ندارن در مورد بازی با بازیکنا صحبت کنن و هیچ بازیکنی نباید نقش خودشُ به کسی که مرده بگه. بفهمم گادکشه.


    2 کاربر پست God عزیز را پسندیده اند .

    God آنلاین نیست.


  4. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:23 AM #24
    پویا گفت در مورد مرده ها تو داستان یه نکات ریزی داره

    اول داستان رو خوندم فکر کردم فدایی و شیخ رو از دست دادیم

    - - - Updated - - -

    مرکز شهر. ترسا مرده

    غرب شهر. خبری نبوده

    شرق شهر. رضا مرده

    دوباره مرکز شهر. خبری نبوده

    یعنی چهار منطقه عملیات بوده . قاتل و مافیا و فرقه. اون یکی چیه پس

    نکنه بازم دو تا گروه یکسان داریم که تو مرکز شهر فعالیت میکنن
    Pezhman آنلاین نیست.


  5. Old Morning Dawn

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    346
    پسندیده
    165
    مورد پسند : 67 بار در 12 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:39 AM #25
    پویا داستان بی نظیره عالی، عالی

    آرش روز قبل به این مسأله اشاره کرد که هر منطقه از شهر ممکنه مرتبط با فعالیت یکی از گروه و یا فرد باشه. با داستانِ امشب به نظر میرسه همین طور باشه.


    - مرکز شهر: ترسا به قتل رسیده (با شلیک گلوله توی سرش)، پلیس

    - غرب شهر: قرار بوده سید یکی رو سر قرار بفرسته (ولی طرف سر قرار حاضر نشده)، به نظر یا فعالیتی صورت نگرفته و یا اینکه ممکنه هدفی اشتباهی انتخاب شده.
    - خرابه دور افتاده در شرق شهر: رضا به قتل رسیده (با یک گلوله توی مخش و یک گلوله توی چشمش)، جن گیر


    * خب کشته شدن پلیس واقعاً به نفع گناهکاران هست. چون بعد از بی گناهان ضدضربه مهم ترین نقش پلیس هست و نبودش خسرانِ بزرگی هست. حالا یا قاتل زده یا پدرخوانده که با توجه به نشونه های شب های آینده متوجه میشیم.
    * نکته ی مثبت اما کشته شدن جن گیر بود. این نقش جن گیر برای فرقه خیلی مهمه. قشنگ باهاش میتونن جذبِ سیف داشته باشن، قطعاً مهره ی مهمی بوده برای فرقه و بهتر که رفته دیارِ مردگان
    * در مورد فعالیت فرقه هم فعلاً چیزی نفهمیدم. اون فعالیت غربِ شهر که طرف سر قرار حاضر نشده نمیدونم چقدر به فعالیتِ فرقه ربط داشته باشه.
    * اون حرف های بین کاراگاه و چاووش (مرکزِ شهر) و کاراگاه و متین (دفترِ کاراگاه) هم فعلاً چیزی به ذهنم نرسید.

    آخرِ داستان نوشته شده کاراگاه شب خوبیُ سپری نکرده. مرگ پلیس خودش میتونه شبِ بدی رو رقم بزنه، ولی اگر دید منفی تر به جملش نگاه کنیم به نظرم فرقه دیشب فعالیت داشته و احتمالِ موفقیت جذب هم هست. حالا باید بفهمیم کجا میتونیم سرنخ پیدا کنیم. با داستان های شب های آینده بهتر به وقایع پی می بریم.

    کم کم همه هم رخ بنمایانن ببینیم چه خبراست

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pezhman نمایش پست ها
    پویا گفت در مورد مرده ها تو داستان یه نکات ریزی داره

    اول داستان رو خوندم فکر کردم فدایی و شیخ رو از دست دادیم

    مرکز شهر. ترسا مرده
    غرب شهر. خبری نبوده
    شرق شهر. رضا مرده
    دوباره مرکز شهر. خبری نبوده
    یعنی چهار منطقه عملیات بوده . قاتل و مافیا و فرقه. اون یکی چیه پس

    نکنه بازم دو تا گروه یکسان داریم که تو مرکز شهر فعالیت میکنن
    - پژمان، دقیقاً از کجای داستان فهمیدی که ممکنه فدایی و شیخ کشته شده باشن؟

    - آره محتمله. ممکنه از یک گروه گناهکاری دو تا داشته باشیم. پویا خودش گفت بالانسِ خفنی میذاره
    Donnie Darko آنلاین نیست.


  6. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:51 AM #26
    از نشانه های مقتولا

    عکس قلب رو دفترچه ترسا و. این که رضا دور و بر سید میپلکیده نظرم رفت رو فدایی و شیخ


    اونجا که سید قرار بوده کسی رو بفرسته ولی نفرستاده بنظرم نشونه اینه که یکی مانع اجرای نقش شده
    Pezhman آنلاین نیست.


  7. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    نوشته ها
    213
    پسندیده
    104
    مورد پسند : 47 بار در 12 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:55 AM #27
    خیلی سخته داستان به نظرم البته بماند که از اولش هم استعداد نداشتم تو تحلیل داستان

    فعلا همینا که محمد و پژمان گفتن منطقیه به نظرم. از دست دادن پلیس شب اول خیلی بده. اما مردن جنگیر اتفاق خیلی خوبیه. جدای اون بحثی که محمد گفت و آپشن جذب سیف رو جنگیر به فرقه میداد، یه حسن دیگه اش اینه که الان احتمال خوردن مافیا از جذب فرقه هم بیشتر میشه. در کل شب عجیبی بوده.
    IDEMAHDI آنلاین نیست.


  8. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:59 AM #28
    این خط اخری رو نفهمیدم منظورت چیه
    Pezhman آنلاین نیست.


  9. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    نوشته ها
    213
    پسندیده
    104
    مورد پسند : 47 بار در 12 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 03:09 AM #29
    با منی؟ منظورم اینه که وقتی فرقه مافیا جذب کنه مافیا میمیره. میگم یعنی جنگیر نداشته باشن احتمال این کار بیشتر میشه
    IDEMAHDI آنلاین نیست.


  10. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    236
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 23 بار در 5 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 03:29 AM #30
    -اینا جنایتکارن،عوضین.ادم میکشن،ادم میخورن،ادم میخرن

    به نظرتون از این قسمت میشه متوجه شد چه گروه های گناهکاری تو بازی هست؟

    -کارتی چیزی نداشت،یه دفترچه داره که روش قلبه نوشته ترسا

    وقتی پلیس مرده و رسما گفته شده به نظرتون کارتی نشانی چیزی نباید پیدا میشد؟دفترچه که روش قلب داره؟
    من یه حسی دارم که این قلب شاید نشونه ای چیزی باشه،شاید شاید مثلا فعالیت فاحشه ولی خوب ممکنه حرفم کاملا بی ربط باشه،باید فازای بعدی رو ببینیم

    -غرب شهر

    چیز خاصی دستگیرم نشده فعلا از اینجا
    ممکنه اون گروه/فرد که نشونه اش توی غرب شهر‌میاد امشب فعالیتی نداشته

    شرق شهر

    نکته قابل ذکری ندیدم

    مرکز شهر با چاوش

    مجوز نداشتن،به نظرم اینجا محافظتی یا جلوگیری از نقشی چیزی شده برای همین اتفاقی نیافتاده


    اینا برداشتای من بود تا اینجا،بازم بقیم بیان نظراتشون رو بگن ببینیم به جایی میرسیم یا نه
    Red Dragon آنلاین نیست.


  11. دروگر

    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    محل سکونت
    KaRasht
    نوشته ها
    980
    پسندیده
    292
    مورد پسند : 186 بار در 45 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 08:12 AM #31
    خب خب
    اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اون تحلیلم راجع به غرب و مرکز و شرق درست بود. فقط نمیدونم چرا دوبار مرکز شهر داشتیم. تو یکیشون آدم مرده، تو یکیشون «مجوز نداشتن» (قتل یا جذب ناموفق؟). البته اینم جالبه که یه بار با رامتین رفته مرکز شهر یه‌ بار با چاوش. نمیدونم اینم قراره نشونه باشه یا نه (نشونه‌ای راجع به رامتین و چاوش که نه، نشونه برای تفکیک اون دوتا قسمت مرکز شهر) یا حتی شاید این دوتا دار ودسته‌ی سید و مهدی صرف نظر از اسم سید و مهدی، نشونه‌ی چیزی باشن.

    ۴ تا بخش داشتیم، دو تاشون آدم مرده، که میخوره یکیشون مافیا باشه یکی قاتل، تو دوتا هم قتل نداشتیم، که میخوره یکیشون فرقه باشه یکی‌شون بیگناها. فعلا بهترین چیزیه که به ذهنم میرسه.

    در مورد جنگیرم این چیزی که‌ مهدی گفت خیلی خوبه
    ترسا در داستان هم به طرز ناجوانمردانه‌ای مرد دلم کباب شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vecchia Signora نمایش پست ها
    آرش یکی از خفن ترین و زیرکانه ترین بازی هایی که تا حالا از گناهکار ها دیده بودم رو اجرا کرد این دور! نه به خاطر اشتباه خودم، آرش باعث شد بازی تا آخرش گنگ و پیچیده بمونه و همه بی گناها رو به جون هم انداخت. خیلی با هوش و عجیب بود تون اون چند فازی که بود، من که کف کردم!



    Arash آنلاین نیست.


  12. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 10:43 AM #32
    اینکه گاد تاکید کرده یه تیر هم تو چشم رضا زدن یه جریانی داره
    Pezhman آنلاین نیست.


  13. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 11:58 AM #33
    نقل قول نوشته اصلی توسط Red Dragon نمایش پست ها
    -اینا جنایتکارن،عوضین.ادم میکشن،ادم میخورن،ادم میخرن

    به نظرتون از این قسمت میشه متوجه شد چه گروه های گناهکاری تو بازی هست؟

    -کارتی چیزی نداشت،یه دفترچه داره که روش قلبه نوشته ترسا

    وقتی پلیس مرده و رسما گفته شده به نظرتون کارتی نشانی چیزی نباید پیدا میشد؟دفترچه که روش قلب داره؟
    من یه حسی دارم که این قلب شاید نشونه ای چیزی باشه،شاید شاید مثلا فعالیت فاحشه ولی خوب ممکنه حرفم کاملا بی ربط باشه،باید فازای بعدی رو ببینیم

    -غرب شهر
    يه دور سريع نقشا رو خوندم

    تنها صورتي كه ترسا پليس نبوده باشه و پليس اعلام شده باشه اينه كه لباس داشته باشه . كه خب شب اول بعيده

    حالت ديگه اي به ذهنم نميرسه
    Pezhman آنلاین نیست.


  14. کارآموز مافیا

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    89
    پسندیده
    69
    مورد پسند : 39 بار در 8 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 12:58 PM #34
    خیلی تو شب اول تمایلی به تحلیل داستان ندارم و به دردم نمیخوره . صرفا پلیس از دست رفت . احتمال اینم که لباس گرفته باشه 5 درصده . ولی یک اتفاق مبارک افتاد و اینکه جنگیر مرد . فرقه خیلی تضعیف شد . و یک نکته دیگه که میخوام بگم احتمال اینکه فرقه شب اول جذب کرده باشه کمه با وجود جنگیر . چون جذب مطمئن میتونن انجام بدن .
    ولی حالا اینا خیلی به درد نمیخوره الان . یکم به بازی برسیم . و یک چندتا سوال دارم

    ممد فلور
    نقل قول نوشته اصلی توسط Donnie Darko نمایش پست ها
    مرسی از پویا گاد به خاطر برپایی این دور.
    اسطوره ها همگی حضور دارن
    آرش با این آواتار یعنی میخواد بگه ساموراییه؟
    تا جایی که در خاطر من هست گناهکارها همش دنبال سامورایی میگردن . هدفت این بود سامورایی پیدا کنی؟
    ارش
    نقل قول نوشته اصلی توسط Arash نمایش پست ها
    سامورایی چیه، نوازنده اس، به این لطیفی

    نذار بگم با آواتارت چه نقشایی به ذهنم میرسه

    دفعه ی قبلی‌که‌ رضا آواتار‌ وستوورلد گذاشت گناهکار بود
    حالا ممد یک دری وری گفت . اینکه اینقدر سریع واکنش نشون دادی جالب بود . و تقریبا یک جوری متقابل جوابشو دادی . داستان چیه ترسیدی؟
    ایدی مهدی
    نقل قول نوشته اصلی توسط IDEMAHDI نمایش پست ها
    خیلی سخته داستان به نظرم البته بماند که از اولش هم استعداد نداشتم تو تحلیل داستان

    فعلا همینا که محمد و پژمان گفتن منطقیه به نظرم. از دست دادن پلیس شب اول خیلی بده. اما مردن جنگیر اتفاق خیلی خوبیه. جدای اون بحثی که محمد گفت و آپشن جذب سیف رو جنگیر به فرقه میداد، یه حسن دیگه اش اینه که الان احتمال خوردن مافیا از جذب فرقه هم بیشتر میشه. در کل شب عجیبی بوده.
    یک سوال نظرم جلب کرد . از کجا میدونی مافیا به جنگیر جذب ناپذیر گفته میشه؟
    پژمان
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pezhman نمایش پست ها
    يه دور سريع نقشا رو خوندم

    تنها صورتي كه ترسا پليس نبوده باشه و پليس اعلام شده باشه اينه كه لباس داشته باشه . كه خب شب اول بعيده

    حالت ديگه اي به ذهنم نميرسه
    والا حرف عماد ربطی به این قضیه نداشت . من اینا برداشت کردم که یعنی فاحشه ممکنه ترسا رو زده باشه . نه اینکه ترسا نقشش فاحشه بوده .
    کاری به اینکه احتمالش خیلیی کمه ندارم میخوام منظورت دقیقا بفهمم .
    بعد یعنی منظورت اینکه ترسا رو زدن و بهش لباس پلیس دادن؟ یا ترسا مافیا بوده . خودشون لباس پلیس دادن و کشته شده؟
    M A T I N آنلاین نیست.


  15. Old Morning Dawn

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    346
    پسندیده
    165
    مورد پسند : 67 بار در 12 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 01:22 PM #35
    نقل قول نوشته اصلی توسط M A T I N نمایش پست ها
    خیلی تو شب اول تمایلی به تحلیل داستان ندارم و به دردم نمیخوره . صرفا پلیس از دست رفت . احتمال اینم که لباس گرفته باشه 5 درصده . ولی یک اتفاق مبارک افتاد و اینکه جنگیر مرد . فرقه خیلی تضعیف شد . و یک نکته دیگه که میخوام بگم احتمال اینکه فرقه شب اول جذب کرده باشه کمه با وجود جنگیر . چون جذب مطمئن میتونن انجام بدن .
    ولی حالا اینا خیلی به درد نمیخوره الان . یکم به بازی برسیم . و یک چندتا سوال دارم

    ممد فلور
    تا جایی که در خاطر من هست گناهکارها همش دنبال سامورایی میگردن . هدفت این بود سامورایی پیدا کنی؟
    متین استایل
    هدف خاصی که قطعاً نداشتم، بیش تر جنبه ی فان مطرح بود و منظورم صرفاً عکس روی آواتار آرش بود . جنگجویی در هیبت سامورایی ژاپنی هاست که به افق خیره شده . که به ساز موسیقی پشتش اصلاً دقت نکرده بودم
    پست من فک کنم دومین پست بعد از آرش بود و تا اون لحظه که فعالیتی مطرح نشده و کسی وارد بازی نشده بود، پس عملاً هدفی برای اینکه بخوام سامورایی پیدا کنم پشتش نبوده.
    Donnie Darko آنلاین نیست.


  16. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    191
    پسندیده
    39
    مورد پسند : 33 بار در 9 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 01:51 PM #36
    پویا خدا لعنتت کنه
    چیه این داستان آخه تنها چیزی که میشه احتمالش رو داد با درصد خوبی همینه که بچه ها گفتن 4 منطقه و 4 فعالیت گروه ها...حالا اینکه ممکنه مافیا و فرقه و قاتل،دوتا وجود داشته باشن از یکیشون یا اینکه یکیش فعالیت بیگناهاست و اینا رو تو داستان شب های بعدی بیشتر متوجه میشیم...نشونه ها که کدوم برای کدوم گروهه و اینا رو هم الان نظری ندارم و شب های بعد بازهم بهتر میشه متوجه شد
    پلیس رو متاسفانه از دست دادیم اما جنگیر هم هرکی زده دمش گرم فرقه قدرتش نصف شد تقریبا
    قضیه ی لباس دادن به ترسا هم درصدش خیلی کمه به نظرم...مثلا لباس دادن به ترسا و زدنش تا بعدها اگه پلیس واقعی اومد ادعایی کرد بپرن روش؟ خب اولا پویا گفته از هر نقش ممکنه دو یا چندتا باشن تو بازی...ثانیا به نظرم مافیا نمیاد شب اول به یکی لباس بده بعد بزنتش...این حربه(درست نوشتم؟)رو نگه میداره برای شب های حساس به نظرم...ثالثا اگه بگیم ترسا مافیا بوده لباس پلیس دادن بهش که خب بازم درک نمیکنم رو چه حسابی باید این کارو بکنن خلاصه کم میدونم درصد لباس دادن رو
    در مورد افراد بازی هم
    مهدی حقیقتا خط آخر تحلیلت رو درک نکردم...حتی بعد اینکه توضیحش دادی باز یعنی چی احتمال زدن مافیا بیشتر میشه ؟
    آرش هم حس خوبی بهش ندارم این دور اصلا،نمیدونم چرا
    Amin Khalafi آنلاین نیست.


  17. کاربلد مافیا

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    605
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 58 بار در 15 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 02:26 PM #37
    متين پستت منو ياد خودم تو دور قبلي انداخت

    1- من برداشتي كه از پست فلور كردم اين بود كه منظورش اينه كه ارش گناهكاره ولي اواتار سامورايي گذاشته كه خودش رو قاطي بيگناها جا بزنه . نه اينكه فلور بخاد سامورايي رو شناسايي كنه . كه البته كلا قضيه فان بود بنظرم

    2-ارش هم جوابش عادي بود - ترسي توش نديدم من - فلور يه شوخي كرد ارشم با شوخي جوابشو داد - خيلي به نظرم چيز حساسي نبود

    3- من دنبال دليل واسه لباس دادن به ترسا نبودم - دليلي هم نداره واقعا
    صرفا چون عماد گفت ترسا ممكنه يه چيز ديگه باشه و پليس اعلام شده باشه در جوابش گفتم فقط در صورتي اين ممكنه كه بهش لباس داده باشن . كه اونم احتمالش خيلي كمه . من اينكه چرا بهش لباس داده باشن رو تحليل نكردم كه

    4- فاحشه هم اومده باشه پيش ترسا به نظرت ترسا الكي پليس اعلام ميشه ؟

    به نظرت يكم حساسيتت زياد نيست ؟ خيلي چيز مهمي نبودا
    Pezhman آنلاین نیست.


  18. کارآموز مافیا

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    نوشته ها
    117
    پسندیده
    207
    مورد پسند : 14 بار در 3 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 03:13 PM #38
    نقل قول نوشته اصلی توسط God نمایش پست ها
    3. داستان بازی بی ارتباط به اتفاقات روز و شب نیست، اما لزوما حاوی اطلاع قابل استناد نیست. بهتره به اطلاعات مبهم داستان استناد نکنید. ضمنا اسامی که در داستان ازشون نام برده میشه درحالی که هنوز در بازی حضور دارند و کشته نشدند هیچ ارتباطی با نقششون نداره و اصلا نمی تونید بهش استناد کنید. هرکس اعدام شه یا در شب بمیره، نقش به صراحت اعلام میشه. به جز این، هیچی گفته نمیشه. نه جذب موفق و ناموفق نه اعمال نقش و نه هیچی. همینه که هست
    داستان رو خوندم و با پستای این فاز ، ی موضوعی بود راجع به جذب کردن یا نکردن فرقه با توجه به این پست پویا پس نمیشه متوجه شد
    با توجه به داستان به این فکر کردم که شاید یکی از این 4 منطقه به بیگناها ربط داشته باشه
    بعد تو داستان شب ی موضوع به نظرم رسید میگم
    نمیدونم در این حد میشه به داستان استناد کرد یا نه
    کاراگاه و آریا - خرابه دورافتاده شرق شهر

    کاراگاه 3 دقیقه بعد از 11 به مکان مورد نظر که آریا گفته بود رسید و دید که آریا تو ماشین منتظره.

    کاراگاه: خب. نیومده اینم؟
    آریا: تاخیر داشتی چرا؟
    کاراگاه: فاصله زیاد بود بابا! سرویس شدم الانشم. 3 دقیقه بودا! ببخشید. چی شد حالا؟ چیزی ندیدی؟
    آریا: چرا. زدم کشتمش.
    کاراگاه: چه سریع
    کی بود؟ چطور بود؟
    آریا: پس چی. فک کردی وقت تو بیشتر از وقت من ارزش داره مرد حسابی؟ دیدم یکی اون پشت دارم جُم میخوره. از دور زدمش. خورد تو مخش گلوله. یکی دیگه م زدم تو چشش. اسلحه م جاسازی شده تو دستش. همه‌ش هم به اسم خودم می‌زنی. عمرا بذارم چیزی بهت برسه. تا تو باشی دیر نیای!

    کاراگاه: همه‌چی ردیفه؟
    آریا: فک کردی مث تو ام؟ روان‌نویست مونده بود تو صحنه جرم پارسال. سرویس شدم تا نابودش کردم!
    کاراگاه: خب حالا. اینا رو کی یادت داده اصن؟
    آریا: ربطی نداره. به بقیه‌م گفتی. خودم یاد گرفتم. استعدادشم داشتم. از تو ام بهتر بلدم الان. میخوای بحث کنیم؟
    کاراگاه: نه بابا. لعنت بهت. اسم مقتول چی بوده؟
    آریا: رضا. همون که دور و بر سید می‌پلکید.
    کاراگاه: عه! اینجا رو که مهدی گفته بود. رفته از باند سید آدم آورده؟
    عجب پست‌فطرتیه این بابا

    آریا: سید کسی نفرستاده بود؟
    کاراگاه: نه. عجیبه اصلا. خودش آدم نفرستاده؛ آدمشُ یه‌جا دیگه فرستادن.
    لعنت بهتون.
    باز از هیچی بهتره. دمت گرم. من برم که به قرار بعدی برسم.
    آریا: کجا میری برسونمت.
    کاراگاه: پیش چاوش

    آریا: اوه اوه. سرویسی. خدا بهت رحم کنه.
    اونُ چرا انتخاب کردی خب؟ مردک برا چی پلیس شده اصلا.

    کاراگاه: انتخاب چی؟ کشک چی؟ گفتن اینم باید باشه.
    عوضیا راحتمون نمی‌ذارن هیچ‌جا. الکیه البته. با اون که به‌جایی نمی‌رسیم.
    آریا: خلاصه که خدا بهت رحم کنه

    ==============================================
    به اسم ها کاری ندارم منظورم به منطقس
    شرق شهر بود که قرار بود مهدی ادم بفرسته و رضا بود و فرقه
    از ادمای سید بود و ینی غرب شهر پس میتونیم غرب شهر رو منطقه فعالیت فرقه بگیریم؟
    و با توجه به اون شرق شهر نشونه مافیا
    با توجه به اینک اعمال نقش و جذب موفق و ناموفق هم اعلام نمیشه دلیل اینک غرب شهر خبری نبود هم تا حدودی جور در میاد
    راجع به 2 تا منطقه دیگه
    بازم نمیدونم میشه اینقد به داستان تکیه کرد یا نه
    کاراگاه و چاوش - مرکز شهر

    کاراگاه: چرا دیر کردی؟ مگه مسخره تو ام من؟ طرز رفتار با مافوقه این؟ لباسات چرا اینقدر شلخته‌س؟ چه وضعشه؟
    چاوش: ببین کاراگاه، من الان 2 دقیقه و نیم دیر رسیدم. که مشکلی رو ایجاد نمی‌کنه. اگه خیلی مهم بود قبلش می‌گفتی. درسته؟ خب. لباس و اینامم، برای اینه که جلب توجه نکنم. واضحه دیگه. نیست؟
    رفتار و اینامم فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشه. اگه مشکل دیگه‌ای هست...
    کاراگاه: لعنت به تو! لعنت به همه‌تون بابا! اون خونه رو می‌بینی؟ پلاک 10. باید بریم تو اون خونه. سر نخ مهمیه.
    چاوش: مجوز داریم؟
    کاراگاه: مجوزُ... ای لعنت به شیطان و لعنت به اون ممد!
    چاوش: نداریم دیگه. پس نمی‌تونیم بریم تو. اگه کار دیگه‌ای نیس، خانوم بچه‌ها خونه منتظرن. تمرینم دارم که آخرین مهلتش نیم ساعت دیگه‌س

    کاراگاه: برو شرت کم.
    چاوش: خواهش می‌شود.
    تا فردا.
    با توجه به اون قسمت حکم نداشتن و همینطور نقش پلیس و اینک فقط کسایی ک بهش گناهکار اعلام میشن رو میتونه بزنه حس میکنم این مرتبط با بیگناهاست
    البته همش حدسه با توجه به داستان شبای دگ بیشتر میشه بررسیش کرد
    و با این وضع اون منطقه دگ مرکز شهر ک ترسا کشته شد احتمال زیاد مربوط به قاتل میشه
    اگ اینطور باشه تحلیل داستان شب های دگ راحت تر میشه بنظرم
    SmRs آنلاین نیست.


  19. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    نوشته ها
    191
    پسندیده
    39
    مورد پسند : 33 بار در 9 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 04:17 PM #39
    محمدرضا اول میگی نمیدونی میشه استناد کرد یا نه بعد خیلی راحت آخرش میای نتیجه گیری هم میکنی با درصد بالایی؟ رضا چون از غرب فرستاده شده پس غرب فرقه ست..خب اصلا میگیم این درست...چطوری نتیجه گرفتی شرق و شمال و مرکز رو واسه کیه؟ چطوری با قاطعیت میگی ترسا رو قاتل زده؟
    اصولا هیچوقت هیچوقت به کسایی که با اطمینان بالایی از داستان شب حرف میزنن مشکوک بودم...چون بهر حال گناهکارا یه قدم جلو ترن تو تحلیل داستان چون فعالیت گروه خودشونو میدونن
    Amin Khalafi آنلاین نیست.


  20. مافیایی

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    نوشته ها
    213
    پسندیده
    104
    مورد پسند : 47 بار در 12 پست
    ویترین مدال
    09-26-2017, 04:22 PM #40
    و یک نکته دیگه که میخوام بگم احتمال اینکه فرقه شب اول جذب کرده باشه کمه با وجود جنگیر . چون جذب مطمئن میتونن انجام بدن .
    موافقم.

    یک سوال نظرم جلب کرد . از کجا میدونی مافیا به جنگیر جذب ناپذیر گفته میشه؟
    از اونجایی که وقتی فرقه بخواد مافیا رو جذب کنه مافیا جذب نمیشه. به جنگیر گفته بشه قابل جذب بعدش جذب کنن طرف بمیره؟

    قضیه ی لباس دادن به ترسا هم درصدش خیلی کمه به نظرم...مثلا لباس دادن به ترسا و زدنش تا بعدها اگه پلیس واقعی اومد ادعایی کرد بپرن روش؟
    احسنت نکته جالب و خوبی مطرح کردی. چجوری به ذهنت رسیده حالا؟

    مهدی حقیقتا خط آخر تحلیلت رو درک نکردم...حتی بعد اینکه توضیحش دادی باز
    یعنی چی احتمال زدن مافیا بیشتر میشه ؟
    زدن یا خوردن مافیا یعنی احتمال مردن اعضای مافیا از جذب فرقه. از اونایی که فهمیدن بپرس اگه بازم نفهمیدی
    IDEMAHDI آنلاین نیست.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •