


همه واقعا خوب بودن و از تیم مون هم کاملا راضی بودم ، اگر صدرا به بازی میرسید موفق تر میبودیم حیف که گلابی نرسید و همش امتحان داشت ، یعنی یه بار دیگه بگه بازی میکنم و نباشه جرش میدم 
اخر بازی وقتی پست پویا رو دیدم واقعیتش ناراحت شدم چون دور اخرم نمیخواستم بازنده باشم ولی خب تو روح چاوش و ال امین 
چاوش، خلفی ، مهسا ، دو تا مهدی ها مثلا از بیگناها، فری و ال امین که از همون اول تو گناهکارا با قاطعیت گفتم ، واقعا از خودم راضی هستم 
ولی خب با یه تیر خطا باز فوق العاده بودیم.
به خاطر تلاشش و اوایل بازیش ۷ میدم.
بقیه دوستان مثل خلفی، ترسا، مهسا، مهدی حسینی، رضا اینا هم خوب بودن ولی خب به اندازه مهدی و چاوش موفق نبودن ، بهشون دیگه نمره ای نمیدم 
حیف شد به عنوان پلیر تو بازی نبود، یکی از بهترین های مافیاس ولی خب با نقش کلانتر هم کار خودش رو کرد و حدس های خوبی داشت ، لامصب هر جا باشه پست ۲۰۰۰ خطی باید بده 




هی مهدی پله رو میاورد اینور هی چاوش مینداختش زمین
جفتشون 10 میگیرن.
تو گروهم بیشتر درباره ادکلن بحث میکردیم تا بازی
یه راهنماییم پویا بهمون کرد که هنوز نتونستیم رمز گشاییش کنیم.
ولی خوب فکر میکردم قاتل باشه تا مافیا، تا دو فاز آخر و بعد از اعدامم که کلا تیمامون جابجا شد، یعنی محمد حسین و یاسین رفتن تو مافیامون، امین و ممل قاتل شدن.
که در نوع خودش endearing بود

سعی میکردم حدس بزنم کی به کیه و چی به چیه و خلاصه درگیر بازی بودم. فقط نقشهارو درست نخوندم چون خیلی سختن و اون عبارتهایی که گاد مینوشت در مورد اتفاقات شب؛ اونارم حال نداشتم بخونم
فقط از روی پست داشتم سعی میکردم بفهمم.
با این حال اون قسمتی ک ترسا رو سفید کرد تو ذهنم درصد بیگناهیش بالا اومد
اما از یه فازی به بعد کلا حسم بهش خراب شد. انگار یهو تغییر رویه داد.
و بنظرم پستاش حسش خوب بود.
گفتم تو گناهکاری بمیر 



و بنظرم خیلی خوب بود با اینکه دیر اضافه شد.
اون اواخر خوندنش سخت شده بود ولی اول بازی گیری که به چاوش داشت و بحثش یجور خوبی چیده شده بود و داشت پیش میرف؛ در حدی که من خودم از بیرون بازی داشتم به چاوش شک میکردم
ولی ادامه دار نشد و جفتشونو بیگناه گرفتم مثلا که خب جلوتر مرضدار اتهام میزد دیگه اصن درست نخوندمش
و برام گناهکار شد.
) به مهدی و چاوش بطور همزمان میدم چون اصن در زندگیم این حجم بیگناه بازی کردن و ندیده بودم و واقعنی آموختم 
دست شما درد نکنه 
خلفی که اعدام شد، من کلی پستهای تگ شده داشتم که باید پاسخ میدادم. دو دوتا چهارتا کردم و فهمیدم الان خودم باید از زیر فشار در برم و جواب پس دادن به بقیه کمکی بهم نمیکنه. درنتیجه اون دو پست اول فاز رو دادم و از تمام پستهای فاز قبلی گریختم. به بازی خودم با ارفاق 7 میدم. جز دوتا رای آخرم که خوشبختانه تصمیمهای یکهویی خوبی بودن؛ خیلی عملکرد خوبی نداشتم. البته معتقدم بد هم نبودم. همین هفت خوبه.
نظرات شخصی خودم بوده همه، نه بیشتر و نه کمتر. اگر جایی، و یا حتی همهاش رو، اشتباه کردم؛ مشتاقم که از اشتباه در بیام.
بعد خارج شدنم از بازی دیگه فرصت نشد خیلی با پویا حرف بزنم، به جاش از همنشینی با روباه نهایت لذت رو بردم.
بازی طولانی و خسته کنندهای بود، از زحمتی که کشیدی ممنونم.11.
گناهکاران هم برن بسوزن که نداشتن چاوش رو. تجربهی بسیار خوبی بود. 8.8.
( البته متقابل بود و اون هم نذاشت من بازیم رو بکنم. ) از لحظهای که خلفی با نقش بیگناه اعدام شد؛ تلنگری به مهدی خورد و انگار تازه دید که بازی در چه شرایط خطرناکی قرار داره و از اونجا دیگه برای خودش نه، بلکه برای بیگناهان ادامه داد. و بازی بسیار خوبی هم به نمایش گذاشت. مشکلی که برای چاوش قائل هستم، مهدی دقیقا برعکسش رو داراست. محمدچاوش نیاز داره قاطعتر و عصبانیتر
بازی کنه درحالی که مهدی نیاز داره کمتر نگران خودش و جایگاهش باشه و نرمش بیشتری گهگاه نشون بده. همون ملایمت پنهانی که از اعدام خلفی به بعد داشت که دیگه اعتماد مطلق به خودش و قضاوتهاش نکرد. طولانی بودن بازی و نقش مسئولانهای که داشت هم بی تاثیر نبودن. حدس میزنم هم اون فشار اولیه برای تثبیت جایگاهش، هم فشار ثانویه برای بیرون آوردن بیگناهان از منجلاب از سنگینی بار روی شونههاش بود و این سنگینی در بازیش هم نمود پیدا کرد. آزادی عمل و رهایی افکار دور قبل رو نداشت. ولی من، فاز آخر دیگه برام فرقی نداشت که نقش خودم و بقیه چیه، دوست داشتم و میخواستم که مهدی برنده بشه. و شرط میبستم که این اتفاق هم میفته. امیدوارم خستگی این دور از تنت در بره. 9.
اما به نظرم اجازه نده بقیه فکر کنن قدرت برنامهریزی رو حساب واکنشهای تو رو دارن. اگر میخوای سر و صدا هم کنی بذار برای اواسط بازی که همه یک جایگاه نسبی در بازی پیدا کردن و قضاوتهای منطقیتری نسبت بهت صورت میگیره. اوایل بازی بیشتر مشاهده کن، بهجای مشاهده شدن. البته خودت استادی و لازم نیست من چیزی بگم.
بیا دور بعد طولانیتر با هم بازی کنیم. 7.7.
به جای فوکوس رو بازی بقیه به بازی خودت هم اهمیت بده مرد. اینجا مثل اتاق بازجویی، یک طرفه نیست. اگر با کسی دست به یقه میشی باید توقع کله پا شدن خودت هم داشته باشی نه اینکه تعجب کنی چرا تو دفاعیه اومدی.
اون هم اعدامی که اولین رای رو رویین تن داد.
رضا و من و محمدرضا ( مهدی حسینی ) هم تو رایهات بودیم.
یذره به تصویری که از خودت برای بقیه میسازی هم اهمیت بده. 5.5.
). فعالیتش متاسفانه افت شدیدی کرد، و رایهای قانع کنندهای نمیداد که همین تبدیلش کرده بود به گزینهی اول مافیای من.
من به هرحال بازی تیپیکالی دارم، مثل شما بزرگواران حرفهای نیستم.
این چیزها میتونه گولم بزنه. واسه گادکش شدنت سخت میگیرم و نمرهی پایینی میدم. 5.
نمیگم حقتون برد بود یا خیر، اما معتقدم که پیروزی یک قدمیتون قرار داشت و به هر دلیلی از دستتون لیز خورد. هرج و مرج خوبی در بازی ایجاد کردید که خودش مهارت و کثافتکاری زیادی میطلبه.
به نظر من بیشتر از مافیای یک شهر بودن، چندتا پسر بچه بودید که ترقه بازی میکردید.
بهتون هم لابد خیلی خوش گذشت. فاز شب بسیار خوبی داشتید ( لعنت بهتون ) فاز روز هم خوب بود، قطعا میتونست بهتر باشه. سختگیرانه میگم از پتانسیل فردی خودتون و موقعیتی که بازی براتون ایجاد کرده بود -که درش دخیل بودید- بهترین استفاده رو نبردید.
یک نظری نسبت به بازی تو دارم که بعید میدونم برات جدید باشه، به هرحال میگم. اون خصوصیتی که بازیت کم داره، تفاوته. حس متفاوتی که متمایزت کنه و توجه ویژهای رو برات بخره. شاید این مسئله برای دوری طولانی مدت من، و فقط برای شخص من پیش اومده. چهارچوب پستهات در دفاع و حمله، یک نوع ایدهالی از بازیه. همه چیز تو ایدهآله. خیلی خوبه اما در جمعی که از کارکترهای پیچیده و باخصوصیتهای پررنگشون تشکیل شده؛ تو پکیجی از ایدهالها هستی و به اندازهی کافی دیده نمیشی. وقتی به خودت تنها نگاه میکنم؛ میبینم که با تجربه، هوش، شخصیت و بازی سطح بالات بازیکن چشمگیری هستی ولی تعجب میکنم که چرا در بازی به اون اندازه که باید دیده نمیشی. مقایسهام بین خودت و چیزی که میتونی باشیه. میتونی خیره کنندهتر از این حرفها باشی ولی احساس میکنم جاهطلبی کافی رو نداری. شاید در ادوار بعدی چنین حسی نداشته باشم؛ ولی این حسی بود که دو دور اخیر داشتم. خوب از اتهامات فرار کردی مخصوصا اون ماجرای شازده میتونست حسابی دردسر بشه که پیچوندیش. موندهام چرا اون فازِ اعدام امین خودت رو با حجم زیادی از دری وری وسط انداختی.
به خاطر نمایشِ خوب فاز روزت و هدفهای بسیار بهتر فاز شبت، 8.
مکالمهای که با چاوش داشت عالی بود. فرقه رو هم خوب اذیت کرد. وقتی تا حد زیادی در ناگفتنیهای بازی گناهکار تلقی میشد، اعلام حس مثبتش به امین خیلی کار خوبی نبود. امینِ گناهکار با محمدحسینِ گناهکار خوب تا نمیکنه قطعا.
من دو بازی از محمدحسین دیدم و تفاوتی که بینشون حس کردم میزان زیادی از تلاش صادقانه، عدم قصد و غرض گناهکارانه و نگاهی همه جانبه به بازی بود که دور قبلی ازش میچکید و این دور نبودشون احساس میشد. درواقع اون نسخهی شدیدا بیگناه قبلی خودش بود که محمدحسین گناهکار رو به دردسر انداخت. حالا با این همه مرضی که در بازی داشت صحیح و سالم فاز آخر حاضر بود و نمک هم میریخت.
همین میشه که من صلاحیت نقد و نظر نسبت به ایشون رو در خودم نمیبینم واقعا.
بازی خوبی بود. 8.4.
لابد واسه همین هم خوشحال خوشحال اون پست رو دادی.
به نظر من حرکت جنجالی و جالبی بود و مستقیما باعث باخت بیگناهان هم شد. امیدوارم ناراحتیت نسبت اتفاقات آخر هم رفع بشه. ال امین بهش میخوره کلا آدم سین بزن و جواب ندهای باشه
چه توقعی داشتید؟
من از طرف خودم مدال برنده و مدال داماد رو به شما اهدا میکنم. 7.3.
فعالیتت کم بود، ولی لحن عصبانیت رو دوست داشتم.
ریزبینی خوبی هم داشتی، با تنبلی و بی حوصلگیهات پتانسیلت رو حیف نکن. چند روز که بیشتر نیست بازی ( دور یازدهم: من برای تو یک لطیفه هستم؟
) پس خجالت نکش، زور بزن برای بازی و متلاشی شو. شاید بهت خوش گذشت.
اگه جادوگر میخواست وسط میدون دریدگی کنه و دریده بشه که دیگه جادوگر نبود، گلادیاتور بود.
ولی من خوشحال هستم که در بازی بودی و جزو خودیها حسابت میکنم. از نصف بیگناهان کمتر مرض داشتی.
اوایل اذیت شدی، هر دوری به هرحال یکی باید اذیت بشه و موقتا کل فشار بازی رو تحمل کنه. شتریه که در خونهی هرکس میخوابه. خودت رو از اون فشار خلاص کردی ولی شخصا پیشنهاد میکنم بازی رو انقدر سخت نگیری. تا یک مرز مشخصی باید روت تاثیر بذاره، بیشتر از اون تنها قربانی خودت هستی. فازهای آخر ببین چه خوبتر بازی کردی و بیشتر خوش گذشت؟ وقتی تحت فشار هستی مثل اینه که استعداد و تواناییهات رو گذاشت پشت در و خودت با کله اومدی زمین مسابقه. یکی از دندههات رو انتخاب کن و از این به بعد هرکسی رو مخت رفت دایورت کن به همون دنده. اون کارش رو بلده.
خودت محل نده و بازیت رو بکن. و تا یادم نرفته، از طرف خودم خیلی ممنونم که اواخر برای ساید ما بازی میکردی. برام ارزش داشت. خسته نباشی. 8.
تا ابدالدهر اعتماد من رو از دست دادی. از اواسط بازی من به چاوش یکجاهایی شک میکردم، به مهدی شک میکردم، ولی به بیگناهی تو هیچ شکی نداشتم. لعنت خدایان بر تو.
سر اعدام آرش، چون قبلش هم گفته بودی به خاطر من و چاوش به امین رای دادی، انقدر حس بدی داشتم موقع تغییر رای که دارم تنهات میذارم و خودم رایم رو عوض کردم! حس خیانت داشتم واقعا.
از احساسات معصومانهام سواستفاده شد. به هرحال همین معلوم می کنه که چه نظری نسبت به بازیت دارم. خیلی خوب بود، فازهای ابتدایی خیلی خیلی بهتر. همهی مکالمههات رو خوب هندل میکردی و راستش رو بخوای اوایل همین خوب بودن زیادت باعث شکم شد. یعنی دیدم این همه خوبی یکجا نمیگنجد و یکجای کار قطعا میلنگه واسه همین پرسیدمت یه شب. قبلش آرش و مهسا رو پرسیده بودم و هر دو بیگناه گفته شده بودن. درحالی که قلبا معتقد بودم اینبار دیگه گناهکار شکار کردم، توام بهم بیگناه اعلام شدی و ساختمون ذهنیم فرو ریخت. چون بین شما سه تا آرش رو سیاه کردم و تو رو از لیست گناهکاران خط زدم کامل. از سیاه مطلق درجا به سفید مطلق تبدیل شدی و این اشتباه خودم بود حقیقتا. موندهام فازهای آخر چی مصرف کرده بودی. هرچی هست جنس خوبی بوده. از همونها که آرش هم کشیده بالا.
اگه اون طوری اعدام نمیشدی بهت ده که نمیدادم ولی حداقل نُه رو میگرفتی.
اما حالا، 8.5.
از لحظهای که اون پست یاسین رو خوندم؛ از خودم مدام پرسیدم که رای ندادن به امین کار خوبی بود یا نه. به هرحال اون بخش کوچیکی از بازی و برد شما بود. اگر امین هم میمرد محمدامین بعید نبود که تنهایی به چهارنفر آخر برسه.
اما اینجا من مطرح نیستم؛ بازیکنهای باتجربهای که تو بازی مونده بودن گرفتار بیگناهیش شدن و همین ثابت میکنه که کارش خوب بوده. دیر به بازی اومدنش + حرفی که مهدی همون فاز سوم چهارم در موردش زد + گناهکار بودن و برنده شدنش، دور بعد سختی براش میسازه. حتی من هم از الان شمشیرم رو از رو بستم.
دور قبل هم خیلی خوب از اعدام در میرفت و این دور هم که به این شکل. استعداد خوبیه که امیدوارم بیشتر و بیشتر صیقلش بده. 8.1.
هربار مقایسه شدن با خود قبلیت باید سخت باشه چون لزوما دقیق بازی نکردن ریشهی گناهکاری نداره. فقط به هردلیلی ممکنه نتونسته باشی دل به کار بدی و این امریه که در حیطهی بازی موجهت نمیکنه. این هم یکی از بازیهایی بود که دل به کار نداد به نظرم. میتونست قاطعانهتر همراه همتیمی خوبش برنده بشه. در طول بازی همچنان نکتههای چشمگیری میگفت. سر بحثی که با چاوش داشتن از بس هر دو باهوش بودن و جوابهای خفنی به هم میدادن زبونم بند اومده بود.
همونموقع فهمیدم اینجا جای من نیست.
ولی دیگه بازی دکمهی انصراف نداشت. درکل بازی مرض داری به نمایش گذاشت. من رو گناهکار میدونست و دنبال ایرادی میگشت که حسابم رو برسه - البته اولویتش نبود - اما من بیگناه از آب در اومدم و چون همین جستوجو و تلاشش رو برای ایرادگیری حس کرده بودم؛ اولین نفر در لیست گناهکارانم گذاشتمش. یکجاهایی از خودم میپرسیدم اگه بیگناه باشه و بازیش رو خراب کرده باشم چی؟
ولی خب یواشکی به خودم جواب میدادم: فدای سرت، حقش بود.
8.8.
نه راستش رو بخوای حرف زیادی ندارم. اول از خودت تعریف کنم که نمایش خیلی فوقالعادهای بود. بدون پستهات تا لحظهی مرگ در گیجی مطلق به سر میبردم و برای من خیلی به درد بخور بودن. تاثیری در روند بازی داشتی که به نوبهی خودش ترسناک هم بود و اون ایرادی هم که بالاتر گفتم همینجاست که به نقشت وارده، نه به خودت که خیلی تمیز و حرفهای بازیش کردی. کلانتر به خودی خود تاثیرگزاره، وقتی امیر پشتش بشینه این تاثیر چند برابر میشه به قدری که چشم پوشی ازش غیرممکنه. این هم خوبه هم بده. وقتی کسی که مورد حمله قرار میگیره رویین تن باشه، بده.
به مهدی حق میدم که نیمهی اول، بازی از دستش تا حدی در اومده بود. تسلط و مدیریتی که نیاز داشت، و از خودش توقع داشت، با اتهامهای تو به لرزه افتاد. نه تو مقصری، نه اون. وقتی کلانتر یقهات رو بگیره بهش حق میدم که مقدار قابل توجهای از انرژی و حواسش رو برای اون بذاره. البته در نگاه اول به امیر آنچنان بیشتر از بقیهی مخاطبهاش بها نداد ولی قطعا فشار زیادی رو تحمل میکرد. که همه به خاطر نقشش بود. چاوش هم یکجایی اشاره کرد از این نقشهای خارج بازی خوشش نمیاد و الان میفهمم چرا این نظر رو داشت. برای من که به نفعم بود، نهایت استفاده رو بردم و همینطور نهایت لذت رو. ولی به طور کلی سود و زیان رو با هم داشت. من البته باز هم از این نقشها استقبال میکنم به شرطی که با من کاری نداشته باشید.
در اون صورت خوبه. 10.5.
)، سر همین تو دو پست میفرستم 



فرقه هم مثل اینکه آرش رو همون فاز زده، حالا نمیدونم اونا هم همون نخ رو گرفتن یا رندوم زده بودن 
سر همین هم شب دوم خودم رو نجات دادم که زنده بمونم فازای بعدی باشم
از بعد اون شب بیشتر وارد بازی شدم که خب زارتی هم از دید عدهای مشکوک شدم (و از دید عدهای هم بیگناه البته) و یهو همون فاز وارد دفاعیه شدم
اتفاقی که به نظرم این بازی داشت و پویا هم هی اشاره میکرد، این بود که گناهکارا حقیقتا دریده بودن، بارک الله
در تحلیل دور پیشم گفتم که گناهکارا مثلا سر اعدام فری اشتباه کردن و گذاشتن از اعدام در بره، این دور واقعا دریده عمل کردن و تا میشد افراد بیگناه رو تا لب اعدام بردن یا به قتل رسوندن
البته مثلا فازی که عرفان اعدام نشد رو شاید تا حدی اشتباه کردن مافیا و قاتل ها، اگه عرفان بیگناه بود اتفاق خوبی نبود واسشون و گناهکار رقیب رو زدن هم که خوبه در کل
اما در کل من به مجموع بیگناها از نظر همکاری با هم و استراتژی هر گروه، نمره خیلی خوبی میدم، واقعا عالی ظاهر شدن 


البته بیگناها موافق بودن کلا، مشکل این بود ناخالصی بود اون سمت هم و امیر هم در نطفه خفهش کرد (که به صلاح خودم باشه
). منم دیدم که خیلی استقبال نشد، پی ش رو نگرفتم، گفتم اشکال نداره، همونا رو دونه دونه اعدام کنیم هم فرقی نداره، آدما فک نکنن اعدام گلهای هست، اما دونه دونه همون افراد رو میگیرم برای اعدامشون میرم جلو
یعنی موقعی که مخالفت شد هم خم به ابرو نیاوردم، گفتم زیرمیزی همون کار رو میکنیم. به همین دلیل هم خیلی فرقی برام نداشت اعدام آرش و امین و به امین هم رای دادم اولش، اما خب چون حس قاتل داشتم به امین و مافیا به آرش، سر دفاعیه رفتن رایم رو به آرش دادم ولی خیلی توقع نداشتم رایی بیاد بعدش، بیشتر برای این بود که کس دیگه نره دفاعیه و کرمی ریخته شه که خب ترسا خانوم و فری هم عوض کردن و مافیا هم با رای صدرا خودزنی کرد 
این که خب به نظرم خیلی کار اشتباهیه. یه لباس سوخته همواره اهمیتش کمتر از یه عضو هست، در نتیجه، اگه لباس داشتن که بعدا به آرش بدن که سهمیه تیرشون نپره، میشد بعدا بدن و دوباره همین کار رو بکنن. ممکنه هم فکر کرده باشن اگه این فاز اعدام نشه فاز بعد اعدام میشه حتما، پس حالا که لباس داره اعدام کنیم. این فکر درسته تا حدودی، اما هیچی که تو بازی ما معلوم نیس، عرفان هم میتونسته فک کنه اگه الان اعدام نشده فاز بعد اعدام میشه، مشابها من، مشابها امین. هیچ کدوم هم رخ نداد، پس به ریسکش میارزه. ممکنه هم فکر کرده باشن صدرا لو میره بعدا که آرش اعدام شه، اما خب هم اون خیلی دوره، هم اینکه وقتی آرش لباس داشت و آدما فک ممکن بود بکنن بیگناهه، رای صدرا به آرش، صدرا رو سفید نمیکرد. بعدا ممکن بود شر بشه واسش، ولی صدرا همینجوریش شک بود روش، خیلی بدتر نمیشد اوضاع. حتی صدرا هم میتونستن خودشون بعدا اعدام کنن که یاسین و محمدحسین سفیدتر بشن
در انتها اشاره کنم که این حرفا بعد از دیدن بازی هست، در اون لحظه آدم چیزای زیادی تو ذهنش هست و شاید این کاری که من گفتم انجام میدادن، بازی جوری پیش میرفت که بدتر میشد 
به طور دقیق، این فاز، فازی بود که فری شروع کرد به مشکوک شدن و حتی توی دفاعیه با اینکه فری دفاعیه نبود، از پویا پرسیدم تو دفاعیه میتونم به فری رای بدم یا نه که گفت نه، در نتیجه روی صدرا موندم
همون جمله بمب ساعتی هم در مورد فری گفته بودم این فاز 
یعنی اگه میدونستم فری فرقه س، اونجا قطعا سمت اعدامش نمیرفتم. نوع تغییر رایهاش که خودش هم اذعان داشت کارای ریسکی کرده جوری بود که مافیا به نظر میومد 
بخوام توضیح بدم هم، اتفاقی که افتاد این بود که بعد پست فوق العاده مهدی که وضعیت بالانس رو میگفت، نکتهای که به نظرم اومد این بود که اگه مهدی قاتل باشه چی
اینجوری که تو پستش هم همواره عرفان رو فرقه گرفته بود و خب من میتونستم ال امین رو فرقه ببینم به خاطر رایهای فری، در نتیجه این شک بهم دست داد که مهدی و عرفان میتونن قاتل باشن (به قاتل بودن عرفان هم یه شکهایی داشتم از قبل) و مهدی داره با فرقه گذاشتن عرفان، سفیدش میکنه تا فاز ۴ نفره، چون اون یه فرقه رو باید تا ۴ نفر نگه می داشتیم. حتی به این فک کردم که لازم نیس یارش رو سیف کنه اینقد و یکی برسه به ۴ تا هم کافیه، گفتم ولی ممکنه بخوان با کلینشیت ببرن 
کاری که یاسین کرد عملا این بود که همه رو دریبل زد، یه پاس دروازه خالی داد به قاتلا. قاتلا به نظر حال نکردن با زدن گل خالی و کسر شانشون شد، در نتیجه همونجوری وایسادن تا مدافعین برگردن
متاسفانه استاد اسدی (بنده) در تیم مدافعین حضور داشت و هم زد یاسین و مافیا رو مصدوم کرد هم گل به خودی رو زد 
که خب این صد در صد کار اشتباهی بود، که چی حالا یه فاز صبر کنی، چه اطلاعاتی میخواد بهت اضافه شه، به اضافه اینکه یاسین میتونه خب تروریست باشه. در هر صورت خریت مطلق بود
یه کم شاید اگه وقت بیشتر بود و اینا فکرم کار میافتاد، اما خب این جایی بود که موندم روی نظر خودم و اشتباه شد 
در نتیجه اصلا اشتباه هم نکردم رایم درست بوده، اینکه به اینا فکر نکرده بودم و اینکه آدما تو جو ممکن بود رای درست رو ندن هم اصلا مهم نیس 
اون موقع فک کنم هنوز دیدم به فری مثبت بود
برای دکتر هم که خب خودم رو ۲ بار میتونستم نجات بدم، شب پنجم که محمدامین رو زدم که به نظرم بیگناه بود و واسه این بود که حیف نشه صرفا، با اینکه حدس میزدم هر بیگناهی که مونده ضد ضربه باشه. باید ترسا خانوم رو میزدم اون شب و اینم خیلی اشتباه بزرگی بود، اما در اون لحظه فک میکردم فرقه س، با خودم گفتم چرا فرقه رو نجات بدم، اگه احیانا گناهکارای دیگه زدنش بذارم بمیره
اما خب اشتباه بود این، چون بودن فرقه به نفعمون بود حتی اگه فرقه هم بود. داخل پرانتز اینکه شب ۵ هم خودم رو نجات دادم عملا، پویا گفت اینجوریه که میتونی ۳ بار خودت رو نجات بدی به شرط اینکه ۲ بار اول موفق نباشه. چون شب ۵ هم تیر نخوردم، شب ۶ تونستم باز خودم رو نجات بدم 
ممکن هم هست نکته مزخرفی باشه اصلا و به نظرتون درست نباشه، راحت باشین که صرف نظر کنین ازم

)
حقیقتا آرش به نظر من، بازی بسیار خوبی داشت. من خیلی تحت فشار گذاشتم آرش رو و به قول خودش اینجوری بود که انگار میدونستم گناهکاره و دنبال این بودم که بهونه برای اعدامش جور کنم. حقیقتش اینه که تا حدی این حرف درسته، چون بعد اون فازی که من اعدام نشدم، تقریبا همه افرادی که بهم رای داده بودن به خاطر نوع رایشون برام گناهکار شده بودن
گیرهایی که میدادم هم اتفاقا جوابهای منطقی و خوبی میداد و واقعا همهشون از نظر منطقی قانعکننده بودن و حتی باید بگم توی بحث از نظر منطقی دست پایین رو داشتم به نظرم. اعدامش هم حقیقتا رندوم رخ داد، واقعا توقع نداشتم اون فاز یهو اعدام شه، عجیب بود 
به طور دقیق، آرش یکی از شاخصههای بازیش، اینه که همه چیز رو سعی میکنه تحلیل کنه و حالت بندی کنه و این حالات رو توی بازی بیان کنه، و خیلی وقتا این چیزا، چیزایی هستن که گفتنشون سود خاصی نداره. مثلا تحلیل حالتهای شبی که کرده بود و توش قضیه شازده پیش اومد، اگه تحلیلی نمیکرد از اون اتفاقات، یا نمیخواست اونقد جزیی بشه روشون، اتفاقی نمیافتاد. به نظرم یه سری بخشها از پستای آرش (و مشابها پستای خودم)، صرفا برای این هست که نشون بده این حالات هم هست، من به این چیزا هم فکر کردم، یا صرفا برای این هست که بخواد در مورد همه چیز نظر بده و تو بازی باشه
وقتی در مورد این همه چیز حرف میزنی، خواه ناخواه اشتباه توش پیش مییاد، حالا یا اشتباه صادقانه س و مرضی توش نبوده (حتی اگه گناهکار باشی ممکنه بی مرض اشتباه رو کرده باشی)، یا از یه اطلاعاتی هست که تو شب داشتی و حواست نبوده بقیه ندارن یا ... . تو حتی اگه بیگناه هم باشی این اشتباهات ممکنه منجر به اعدام الکی ت بشه 
من خودمم رعایت نمیکنم

محمد حسین بازی به شدت فوق العادهای داشت، یه بایاس خرکی گناهکاری علیهش بود خب به خاطر سابقهش و اینکه نوبت گناهکاریش هست. من خودم تو بازی گفتم که این روم اثری نداشته، اما واقعا نمیدونم شاید ناخودآگاهم اثر داشته. خلاصه اینکه با این وضعیت اعدام نشد که واقعا خفنه. بحث هم که خب با هم زیاد داشتیم، محمد حسین هم به نظرم مثل آرش تو بحثامون سر بود به من و منطق و ایناش کامل بود، حتی شاید از آرش هم کاملتر و سر تر نسبت به من، ولی خب همون حسی که رایهاش بهم داد و بایاسی که بازی بهش داشت گناهکارتر نشونش میداد 
تنها چیزی که به ذهنم میرسه، اینه که سعی کنه بازیش رو یه مقدار رندومتر کنه و یه قالب مشخص نخواد به بازیش بده. به این معنی که، مثلا محمدحسین، اینجوری نباشه که همیشه بخواد یه پستی بده که نظرش رو در مورد همه افراد بده، یا این نباشه که همیشه یه رای اول فاز بده که واکنش بگیره (کاری که خودم دو سه دور متوالی کردم)، یا هر چیز دیگهای. دلیلش هم اینه که اون قالب اصولا تو بازی بیگناهانه شکل میگیره، بعد بخوای خودت رو همیشه در اون قالب نگه داری و همون کارا رو بکنی، وقتی بیگناه باشی سخت خواهد بود که فیک بودنش تو ذوق نزنه. مثلا همین دور خیلی به پستی که توش پست بالانس افراد رو تحلیل کردی انتقاد وارد شد، انتقاده از این جنس بود. پسته ذاتا مشکلی نداشت ها، ولی حس فیک بودن میداد 

یاسین به نظر من یکی از بهترین بازیهاش رو به نمایش گذاشت. به درستی تصمیم گرفت روی حسش بازی کنه، با یه سری بیگناهها دوست بشه و بتونه اونها رو سمت خودش نگه داره و یه سری گناهکار هم بشناسه و بزنه و نشون بده همون یاسین بیگناهه که همیشه هست. تا یه جای خیلی خیلی خوبی هم موفق بود و خیلیها حس مثبت بهش داشتن. یه مشکلی که فقط داره از نظر من، همین قضیهای هست که بالا به محمد حسین پیشنهاد دادم، اونم این که این قالب بیگناهی بازی کردن بعضی موقعها فیک بودنش معلومه. من خب خیلی یاسین رو حضوری زیاد دیدم و باهاش برخورد داشتم، همونجوری که اون همیشه حدسش راجع به من درسته، من هم گناهکاری یاسین رو نسبتا میفهمم سر همین فیک بودن. اما خب برای افرادی که کمتر میشناسنش واضح نیس 
. بسیار کار هوشمندانهای بود، احسنت
اونجا تقریبا شانس برد مافیا کم شده بود چون حسها به جفت یارای موندهشون منفی بود، با اینکار یهو کامبک خفنی زد برای تیم 
فقط با حس بگی، بقیه سخت همراهت میشن یا ممکنه نشن اصلا.
شناختش از عرفان البته عالی بود و تا میشد بهش رای داد 

فرقه این دور بازی گناهکاری به شدت متفاوتی رو کرد، پر از ریسک و به دور از کلیشههای نقشها، و البته بدشانس
بدشانس به خاطر اتفاقی که سر جذب محمد افتاد، البته از طرفی سر اعدام نشدن عرفان هم میشه گفت خوششانس بودن
اما خب به نظرم یه نفوذی که بیاد فاز آخر خودش جذب شه میتونه حتی از جادوگر مفیدتر باشه، در نتیجه مجموعا بدشانس 
). البته بازی متفاوت و ریسکی که انجام دادن تا حدی به گناهکارا کمک کرد در انتها (لااقل در زمینه گیج کردن من که در ادامه توضیح میدم
)
نمیدونم یادتون هست یا نه، اواسط بازی، بعد از اینکه محمد امین اشاره کرد کارآگاه هنوز تو بازیه، من یه پستی دادم گفتم عرفان با فرض عاقل بودن کارآگاه تروریست که نیس (مگه همون شب جنگیر زده باشدش)، بازیش هم به گناهکارای ضد پرسش نمیخوره. همین منجر شده بود که من بتونم عرفان رو حتی بیگناه ببینم تا حدی
ولی خب این بازیش ریسک داشت و تا لب اعدام هم رفت دیگه، گرچه من خودمم تا لب اعدام رفتم
در کل شروع خیلی خوبی نداشت، اما بازگشت خیلی عالی داشت به بازی و تهش هم که عملا بیگناه بازی کرد، مرسی
البته اونجا هم به هدف پیروزی خودش داشت بازی میکرد، که اینم آفرین داره که در بدترین شرایط هم به فکر پیروزی هست 
حالا این دور که بیگناه نبود، برای وقتایی که بیگناه هست میگم، گناهکار هم باشه برای اینکه الکی اعدام نشه لازمه 
همینکه فک کنم تنها کسی که امیر تا آخرین لحظات نظرش راجع بهش اشتباه بود، نشون میده چقد بازی خوبی داشته. ریسکی که سر رای به عرفان برای اعدامش کرد (یا تیمشون کرد، نمیدونم ایده از کدوم بوده)، فوق العاده بود. من رو عملا گیج گیج کرده بود، اینجوری که من خیلی سختم بود عرفان رو جادوگر ببینم، مخصوصا که بازی خود عرفان هم هیچ شباهتی به جادوگرا نداشت
تنها جایی از بازیش که تا قبل اون فاز اعدام صدرا جای شک داشت، این بود که به قول معروف، حس اینکه دنبال «حقیقت طلبی» هست رو بعضی جاها نمیداد، بعضی جاها این حس رو میداد که نشسته اون وسط پستا رو میخونه، ایراد فلسفی/ملا لغتی میگیره بدون اینکه هدفش کشف گناهکار باشه
اما خب در کل همین کاراش هم حس بیگناهی داده بود به اکثر بازی 
به نظرم یه کم عجله کرد، حواسش باشه کمتر عجله کنه سر همچین پستهایی.
خیلی بازی به محمد نرسید، حیف 


دو تا از دوستداشتنی ترین بازیکنای بازی برای من این تیم رو تشکیل داده بودن و عالی بازی کردن، شایسته پیروزی هم بودن
این البته به این معنی نیس که بقیه گناهکارا شایسته نبودن، اتفاقا گفتم اونا هم شایسته بودن کمابیش، بیگناها هم تک و توک بازیکنشون شایسته بودن 


تنها چیزی که به نظرم میرسه، اینه که این بازی به نظرم قاطعیت ت و تصمیمگیری ت (مثلا در خصوص من)، بیشتر از وقتی بود که بیگناهی. وقتی بیگناهی جوانب بیشتری رو ممکنه ببینی و با قاطعیت کمتری یه نفر رو گناهکار کنی. من دلیلی که حس گناهکاری ازت گرفتم همین بود. ولی خب واقعا ممکنه مزخرف بگم، در این حد که اول میخواستم بنویسم قاطعیت ت کم بود، بعد دیدم نه اتفاقا زیاد بود 

میخواستم بگم زود بیا تو بازی، ولی دیر اومدن حقیقتا به نفعته (و به نفع همهس حتی). صرفا ممکنه گناهکارا شروع کنن تیر زدن بهت از این به بعد اگه دیر بیای 


مهدی همتیمی ت باشه واقعا خوبه، هم اینکه یار خوبیه، هم از اون مهمتر اینکه حریفت نیست که اذیتت کنه
مهدی تو شروع بازی یه مقداری اذیت شد و فشار اومد روش. به نظر من شروعش مشکلی نداشت و اشتباهش در جا انداختن مهسا خیلی اشتباه صادقانهای بود و از دید من بیگناه مشکلی نداشت و جوابش هم قانعکننده بود، اما خب بازی بازیکن مریض زیاد داشت و دقت کنیم اکثر کسایی که اون قضیه رو گیر دادن گناهکار بودن. روی این قضیه، اولین پست امیر هم اومد که مهدی رو مشکوکترین فرد گذاشته بود، و خب اینم کار رو دوچندان سخت کرد و برگشت از اون وضعیت به این اقتدار آخر بازی حقیقتا بارک الله داره 
من خودم چون میشناختم مهدی رو درگیر نشدم و حس مثبتی هم داشتم، وگرنه کاملا ممکن بود من با مهدی درگیر شم به جای خلفی 
به نظرم مقصر بیشتر خلفی بود تا مهدی البته، امین باید با دید باز نگاه میکرد و خودش رو جای مهدی میذاشت و از شناختش از مهدی استفاده میکرد، اما خب میفهمم چرا همچین دیدی به مهدی پیدا کرده و قابل درکه. جز اون بخش هم که خیلی بازی خوبی داشت میکرد و حقیقتا حیف شد و الکی اعدام شد
فک کنم گناهکارام میدونستن بیگناهه و صرفا فرصت رو مناسب دیدن، اینقد دریده بودن 
میتونه تا اطلاع ثانوی بیگناه برداره اصلا که هی بایاس رو بهتر و بهتر کنه، یهو یه موقعی گناهکار برداره همه رو به فنا بده 


مهسا خانوم هم به نظرم بازی خوبی داشت، حس بیگناهی خوبی میداد و اگه اون شب نزده بودنش به نظر میتونست راحت تو بازی بمونه و خیلی کمکمون کنه. حیف شد 

به نظرم خیلی بازی عالی داشتن و یکی از بهترین بیگناها بود ترسا خانوم. یکی از بهترین کارایی که یه بیگناه باید انجام بده، همونطور که تو قسمت اول پستم گفتم، اینه که نظر تیم رو به نظر خودش اولویت بده اگه میبینه همسو باهاش نیس و اگه کسی رو داره بهش اعتماد کنه و ترسا خانوم به درستی در وقت مناسب این رو اتخاذ کرد و شانس پیروزی بیگناها رو زیاد کرد. بحثای توی بازی که میکردن هم خیلی خوب بود، پستا هم خیلی خوانا و تر و تمیز بود و واقعا همه چی خوب بود. گرچه من حس فرقه داشتم همواره، ولی میشد که قانع بشم. اون پستای ناراحت بعد اعدام خلفی هم بینظیر بود، یه بیگناه اینجوری میتونه خودش رو خیلی خوب نشون بده
(ولی باز من حس فرقه رو داشتم
)
یه کم باید بیشتر بازی کنین و تجربه بیشتر شه تا بیشتر هم معلوم شه ضعف ها و قوتها کجاست. پیشنهاد اصلیم اینه که سعی کنین یه مقداری اقتدار به بازی اضافه کنین و بتونین کسی بشین که بقیه خودشون رو بسپرن به شما، نه اینکه شما همواره بخواین خودتون رو بسپرین به بقیه که این کار با یه کم بیشتر بازی کردن و جا انداختن خودتون تو جمع رخ خواهد داد، من دور بعد یا دور بعدش این رو میبینم کاملا در شما
بعد از اون میشه ضعف و قوتهای دقیقتری رو در آورد.
اگه گادکش نمیشد میتونستیم بهره ببریم ازش و شاید بازی رو ببریم، حیف شد 
به نظرم میتونه خفن باشه 
عماد هم بدشانسی آورد و زود کشتنش. ایشالله فرصت شه بعدا بازی کنیم با هم 


اگه امیر و پستاش در دفاع از من و سفید کردن من نبود، فکر نمیکنم من اینقد راحت میتونستم بازی کنم و بازی رو دست بگیرم. امیر خب من رو هم خیلی خوب میشناسه و گیج زدن من رو میشناسه، نسبتا راحت میتونه من بیگناه رو بفهمه. اصلا یکی از مشکلات بازی من هم تا حدی همینه که بیگناه و گناهکارم رو از میزان گیج بودن میشه تشخیص داد 
فک نکنین وگرنه به خاطر اینه که چیزی به ذهنم نمیرسه ها 

پویا به یه سری جزییاتی توجه میکنه و حواسش هست که آدم واقعا از تعجب شاخ در میاره. مثلا من تقریبا مطمئن بودم سر اون قضیه آرش، از پویا سوتی گرفتم و اون جوابی که بعدش تو بازی هم داد به نظرم ماستمالی بود، اینکه ته بازی معلوم شد واقعا آرش گناهکار بوده و اون پست رو از قصد داده و حواسش بوده، واقعا فهمیدم چقد خفنه.

اما خب برتری هایی هم داره، در نتیجه نمیدونم 

من این جمعی که اینجا هست رو کم و بیش از گذشته میشناسم، ولی حدود 10 سالی بود که ارتباط فعالی باهاتون نداشتم و در سایه بودم همیشه. این تصمیم کاملاً هم عامدانه بود و دلیلش اصلاً شماها نبودید (که با شدت خوبی دوستتون دارم اتفاقاً)، بلکه شخصاً ترجیح داده بودم از این فضا دور باشم چون یه موقعی خیلی غرق اش شده بودم و احساس میکردم از این نظر اشباع شدم . بنابراین میشه گفت در واقع من حضور و لحظات خوبی که دارم اینجا میگذرونم رو مدیون پویا هستم، با وجود احترام و علاقه ای که به همتون دارم. فکر کنم از این جمع به جز پویا (که در طول این سالیان ارتباطمون حفظ شده)، آخرین ارتباط ام به لحاظ فاصله زمانی با امین بوده که اون هم 5-4 سال پیش پویا یه گروه توی تلگرام زده بود به اسم "عشاق لیبرتی والانس" (پویا همه جا یه رد پای جان فوردی از خودش باقی میگذاره
) که سه تایی با هم چند فیلم رو دیدیم و در موردش صحبت کردیم و دیگه هم ازش خبری نداشتم تا همین فورم مافیا. پس نوشته ی اول من در وهله ی نخست در مورد پویاست، و در وهله ی ثانی در مورد گاد.
من یادمه توی اون مغازه حتی ژورنال های روز فوتبال انگلستان رو هم پیدا میکردم و هنوز نمیدونم اینا اصلاً اونجا چیکار میکرد!
مثلاً من دفعه ی اول تیم دربی کانتی رو اینطور شناختم
داخل همون خیابون که الان خیلی تغییر کرده و تقریباً هیچ مغازه ای از قبل وجود نداره (که برای من غم انگیز هم هست)، دو تا مغازه کنار هم قرار داشت که مغازه های جذاب و رویایی من بودند
یکی کتابفروشی بود و دیگری فروشنده ی لوازم اسپرت. کتابفروشی رو که یادم میاد در کودکی هر سال ازش ویراست جدید "اطلس گیتاشناسی" رو میخریدم چون به طرز عجیبی به جغرافیا علاقه داشتم. همیشه هم زیر نظر داشتم که یه وقت پایتخت سودان از خارطوم به شهر دیگه ای منتقل نشده باشه سال بعد (
). به طرز احمقانه و شدیدی عاشق جغرافی بودم
و اما مغازه ی کناری که مغازه ی اسپرت بود ...
من هر چی توضیح میدادم که آخه پیرهن ورزشی که قشنگ و زشت نداره، آدم برای تیمش بازی میکنه و این حرف های به ظاهر خیلی فلسفی و فوتبال دانانه
مادرم خیلی جدی گفت خیر، من اجازه نمیدم این رو بپوشی. تمام!
)، بلکه بازی های لاتزیو رو نسبتاً دنبال کردم و عاشق پاول ندود شدم. ندود به فاصله ی کمی به یوونتوس رفت و از اون موقع تا الان که بنده 30 ساله هستم، طرفدار یوونتوس شدم. فارغ از خود فوتبال و یوونتوس و این صحبت ها، این مسئله، شکل دهنده ی خیلی از ارتباطات زندگی من شد.
)
این یه جورایی شروع ارتباط من و پویا بود، و پویا من رو در ادامه دعوت کرد به فورم تنیس تاکرز که متوجه شدم اونجا مدیر بود و برو بیایی داشت در بین عشاق فدرر. از اون پس با همین اسم یوزری که بالا نوشتم، میدیدم که هر از چندی خیلی مهجور و نجیب آنلاین (بر خط
) میشه و پست های بخش یووه رو در فوتیران میخونه و گاهی مواقع هم نوشته ای از خودش به یادگار میگذاره که کاملاً از همون نوشته ها مشخص بود چه پسر باسواد و گلی هست ...
بنده اگر در آن روز خاص مادرم بهم نمیگفت برو اون لباس رو پس بده، شاید اصلاً دوستی به نام پویا نداشتم. و به تبع آن شاید اصلاً دوستانی مثل شما نداشتم. و شاید اصلاً اینجا نبودم که اینقدر در کنار شما لحظات لذت بخشی رو سپری کنم. در کنار این تازه چطوری میتونستم با "اینتری بودن" خودم کنار بیام؟!
به قول هملت عزیز: "آیا شریف تر آنکه تیر و تازیانهٔ بخت ستم پیشه (طرفدار اینتر بودن
) را تاب آوردن، یا تیغ برکشیدن در برابر دریای مصائب، و با جانْ سختی به آن پایان دادن؟"


در مورد پویا دقیقاً این مسئله صادقه چون اواسط بازی آدم ممکنه شک کنه به تصمیمات اش ولی آخر بازی مشخص میشه که همگی دچار سردی و توهم شدیم 
) در پست ها و روزهای آتی 
منتها خیلی زودتر شروع شد و میدونستم که اردیبهشت، ماه کشندهای خواهد بود برای من (تقریبا هرسال همینطوره) و به پویا گفتم که غلط کردم. نمیتونم بیام. هم به خاطر اردیبهشت و هم اینکه سخته برای من مافیا رو در این حد طولانی بازی کردن؛ از نظر روانی ابهام طولانی مدت رو نمیتونم تحمل کنم و در بازی باید زودتر نقطه پایان رو ببینم.
پویا هم گفت که بیام و هرجا دیگه حال نداشتم از بازی حذفم میکنه یکجوری.
و دیگه فوقع ما وقع.
وگرنه اصولا در اون برهه سطح بازی پایین نبود و اگر بود هم من چندان در حین بازی طرح اینطور مطالب برام اولویت نداره. (مهدی درست میگفت اینجا)
یاسین اگر چنین حسی کرده ازش معذرت خواهی میکنم.
) و در نهایت شد سرندیپیتی.
به همین خاطر بیگناهی خوب نداشته، اما گناهکاریهای خوب زیاد داشته. به ذهنم میرسه شاید رویینتن نقش اصلاحگری براش باشه. هیچ چیز حیثیتیتر از رویینتن نیست.
) موثرترین در نتیجه.
)
منتها بازیش رو به شدت تحت تاثیر قرار داد و در نطفه خفهش کردن. در یک جهان موازی آرش با شروع خوب، داشت چاوش رو اعدام میکرد و فرقهها رو هم با لباس مافیا دونه دونه اعدام کرده بود.
منتها نشد. ایدههای پیچیده کردن بازی هم نمیدونم بیشتر از سمت خودش بوده یا محمدحسین؛ در نهایت به نظرم خلاقانه اما کمتر کاربردی بوده. ایده برای ایده در دنیا جواب نمیده، اینجا هم نمیده احتمالا.
آرش در این بازی زود حذف شد و زیاد پررنگ نبود. برای همین هم هنوز ارضا نشده. دور بعدی ولی جر میده احتمالا.
بقیه رو نداشتم. اما محمدحسین حسی که به من میداد این بود که در حال استفاده از کارهایی بود که در دور قبل کرده بود، منتها چون داشت فیکش میکرد، در زمان درستی اتفاق نمیافتادن. مثلا همون پست کلیش در نقطه صفر بازی. یا سفید کردن من و مهدی. اون آخر بازی هم به نظرم بازی براش شوخی شد دیگه چون دفاعیهش قبل از فاز آخر خوب نبود به نظرم.
منتها احتمالا دور بعدی که گناهکار بشه، این اتفاق نمیافته. فیک از دور قبل، به این دلیله که برای اولین بار گناهکار بوده. منتها در ادوار بعدی در ذهنش هست که یک گناهکار چه وضعیتی داره و به نظر میرسه که غیرقابل شناسایی بشه.
اگر داشت طولانی میشد چند بخشیش می کنم وگرنه در همین پست جمعش می کنم. فعلا طراحی خاصی در موردش ندارم.
به پست آخر خودم که نگاه می کردم می گفتم اَ چقدر با کلاس کجا بودی تا حالا
. اما واقعیت اینه سینمایی نوشتن، کارِ من نیست و باید بسپرم به اهل فنش یعنی امین و محمدحسین
اما حالا که بحث نگاه سینمایی به مسائل شد، بزارید تحلیلم رو دقیقا از همین نقطه شروع کنم. پویا در تحلیل قبلیش در جواب نظرات امین، اشاره کرد که مافیایی که در این لحظه بازی می کنیم - و من اعتقاد دارم بسیار متفاوت از مافیای مرسوم هست - رو به مثابه (مثل) یک فیلم می بینه، که کارگردانش هست و کسانی که بازی می کنند مثل بازیگرانی هستند، که باید در ساختار پویا بازی کنند. و به صورت تلویحی غیر از این رو تحت عنوان "گرداننده و دربان" تعبیر کرده بود که دیگه گاد نیست.
)، تعصب، ترس، غرور و مواردی از دست در نگاه به محیط به شدت کاهش پیدا کنه و باعث یک نگاه Pure از سمت صاحب نقش کلانتر به افراد و بالعکس بشه. گرچه نمی خوام ادعا کنم که کلانتر می تونه همون کاری رو با صاحبش کنه که شمس با مولانا کرد
اما به نظرم تجربه بسیار زیبا و البته سختی بود. گرچه به نظرم برای رسیدن به نتیجه دلخواه برای خودم، باید مدت ها این روند تکرار بشه تا بتونم به اون چیزی که می خوام از خودم برسم.
) واقعا کار سختی بود، مخصوصا برای من که هدف اولیه خودم رو این گذاشته بودم که این تجربه برای من تبدیل به جهنمی برای بازیکنان بخاطر مصونیت این نقش نشه و برای حفظ همچین تعادلی هم واقعا اذیت شدم در درون خودم

) که از نظرم موقعیت ها و تصمیمات جذاب و جالبی رو پیش روی بازیکنان گذاشت. که به جزئیات در تحلیل تیم ها و افراد بهش می پردازم. و اگرچه من هم عقیده دارم که این دوره بهترین و با کیفیت ترین دوره نبود، اما از نظرم یکی از جذاب ترین ها از نظر چالش های موجود برای افراد و پاسخ اونها به این چالش ها بود.
تلاشم می کنم عینک کلانتر رو تا ازم پس نگرفته پویا بزارم باشه. یکم از تعارفات هم عبور کنم
اما اینکه کِی، شاید خدا هم ندونه
همین امشب یا یه هفته دیگه
.
) "پذیرا" تر هستند، و سعی کردم حس ام رو در این مورد هم بیان کنم که ممکنه برای بیگناهان این اتفاق نیفته. ولی در عوض سعی میکنم اگر زمان اجازه داد، به همون میزان روی آنالیز فردی بیگناهان وقت بیشتری بگذارم که عدالت رعایت شود.
ارزیابی من نشون میده از این نظر تا حدود خوبی موفق بودیم و کیف کثیفی هم بردیم اتفاقاً. چند مثال از بازی غیر سازمانی ما:
از کمیستری خاصی هم که بین ما بوجود اومد خیلی راضی بودم.
در مورد بازی روزش من فقط یه نکته میتونم بهش بگم چون از هر نظر کامله آرش. هر بار قبل از اینکه نوشته ات رو ارسال کنی، یک بار بخون و بعد ارسال کن. این بهت این فرصت رو میده که بر خلاف دفعه ی اول و حین نوشتن، یک مرتبه دیگه تا حدودی از نگاه یک مخاطب سوم شخص به نوشته نگاه کنی و بعید نیست این مسئله باعث بشه اتفاقی شبیه قضیه شازده هم تکرار نشه اصلاً. خود اتفاق شازده هم خیلی حائز اهمیت نیست، بلکه انرژی ای که باید برای بازگشت به بازی پس از چنین اشتباهاتی به خرج بدی واقعاً ممکنه فرسایشی بشه برات. دقیقاً مثل امین اعتقاد دارم در یک دنیای موازی، با کمی شانس بیشتر، آرش میتونست از روی خود من هم رد بشه حتی در این بازی
به آرش ایمان دارم و این هم تیمی شدن و شناخت بیشتر ایمان ام رو دو چندان کرد.
، و وجه هوش پنهان صدرا (که اینم توضیح میدم در قسمت خودش). از گل بودن یاسین بعد از ارتباط نزدیک تر اصلاً متعجب نشدم چون پیش تر از چنین چیزی مطمئن بودم حقیقتاً. خیلی خوش قلب و decent. اینجا فقط جا داره بگم از نظر سفید بودن و پنهان شدن در بیگناهان، بهترین بازیکن این بازی بود. یعنی بین گناهکاران بنظرم به ترتیب یاسین، محمدامین، فری بهترین بودند. خیلی لذت بردم از هم تیمی بودن باهات یاسین جان، و ببخشید مواقعی از بازی دچار معضل شخصیتی شدم و خلل ایجاد شد کمی
بهترین ها رو برات آرزومندم.
در ادامه از همون حرکتش کلی سوء استفاده و چرخش اذهان در بازی انجام دادیم که تا یه جایی واقعاً چسبید. قویاً اعتقاد دارم اگر روزی که اعدام شد امتحان نداشت و میتونست بازی کنه، اعدام نمیشد و به بازی برمیگشت. در مورد خودش هم بخوام بگم، بر خلاف شلوغ کردن های ظاهری که نشون میده، خیلی پسر خوب و خوش قلبیه. و اتفاقاً خیلی هم صحبت و معاشرت باهاش لذت بخش. بصورت کلی هم 80 درصد مواقع نمیشه واقعیتش رو تشخیص داد، ولی یه زمان های 20 درصدی وجود داره که یهویی حرف های دلش رو میریزه وسط گروه مافیا و یه استیکر بچه هم میگذاره آدم دلش گریل میشه حقیقتاً از رقیق القلب بودن این بشر. بصورت کلی معتقدم اگر صدرا به شناخت بهترین از خودش برسه، بسیار باهوش و مستعد هست. اُمیدوارم بهترین ها برات اتفاق بیفته و دور بعدی هم با مدیریت بهتر زمان پتانسیل خودت رو نشون بدی.
چون اولین تجربه گناهکاری من در این سایت بود، تازه متوجه شدم که گناهکار چه دید باز و آگاهی به بالانس داره و خیلی زود ما تونسته بودیم افراد بازی و نقش شون رو تا حدود خوبی تشخیص بدیم، که امین و محمد امین از این نظر که خیلی دیر زوج شون کشف شد قابل تقدیر هستند. من فکر کنم فازی که امین و آرش به دفاعیه رفتند تازه متوجه شدم هم تیمی هستند و قبل اش امین رو با کس دیگه ای زوج قاتل یا فرقه میدیدم که اشتباه بود. اینکه هر دو به پایان بازی رسیدند که قطعاً تحسین برانگیز بود و دلایل مجزا هم داشت. مثلاً امین از این نظر قابل تقدیره که مثل خود من، روح حاکم بر بازی بعنوان گناهکار اون رو پذیرفته بود ولی اعدام نشد، که من الان کاملاً درک میکنم چقدر سخت و فرسایشی هست این مسئله. محمدامین بدین خاطر قابل تقدیره که فازهای آخر کاملاً احتمال بیگناهی هم براش وجود داشت، و مافیا نبودنش هم که قطعی شده بود در اذهان.
موفق باشی همیشه چون هر بار هم از بازی باهات لذت میبرم هم خیلی یاد میگیرم.
کاملاً حسی که ازش میگیرم اینه که داره در 60 ثانیه همزمان چرتکه میندازه که کی رو بفرسته دفاعیه، اگر اعدام نشد کی رو اعدام کنه، اگر اعدام شد فردای بازی خودش در چه موضعی قرار داره، و اینکه جواب مهدی رو چی بده فردا که نبرتش سر چشمه (
). تمامی این مهندسی ها رو عموماً در زمان محدودی انجام میده یا لااقل این حس کلی من هست. بازیت واقعاً برای من رضایت بخش بود محمدامین جان. آفرین. و نکته هم فقط همون سعی بیشتر در راستای نگارش هست. چیز خاصی هم نیست و فقط با خود نوشتن و نوشتن و نوشتن حل میشه. اگر هوش ات رو بصورت بهتری عرضه کنی، تاثیر بیشتر و بهتری هم خواهی داشت.
مثلاً داخل پست 267 کاملاً داشتم طرح ریزی اعدام آینده رو برای فری انجام میدادم و اعتقاد دارم تا حدودی هم بازی پس از اعدام "صدرا" این ذهنیت من رو بصورت ناخودآگاه پذیرفت که فری مافیاست و من فرقه. موقع اعدام فری هم وقتی رای ام رو از روی فری برداشتم و به امین رای دادم، دنبال این بودم که فردا امین رو مافیا جلوه بدم که توطئه بدست مهدی و البته مقاومت خود امین خنثی شد 
مجموعاً بنظرم عرفان یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان این بازی بود و دلایلش هم ذکر شد. نکته ای که میتونم بهش پیشنهاد کنم هم فقط کمی مهندسی و بهینه سازی هیجان در بازی هست تا به ضرر خودش تموم نشه.
ضمن اینکه گناهکاری دست آدم رو میبنده و اجازه ی مانور رو محدود میکنه، و گر نه اعتقاد دارم فری با چنین عملکردی (دقیقاً این دور)، اگر در ادوار بعدی بیگناه باشه، کاندید بهترین بازیکن بازی خواهد بود. ضمناً یه پرستیژ خاصی هم در بازی فری هست که من واقعاً میپسندم.
هر دو گل هستید ولی آلبرتو وفادارتر هست در قصه، و بخاطر این تفاوت جزئی باید عرفان باشه.
ولکام تو ده کلاب
. داشتن تصویر مثبت از خود انقدر مهم شده برای انسان که در طول زمان ذهن مکانیسم هایی ایجاد کرده که بطور مداوم ما احساس خوبی نسبت به خودمون داشته باشیم. بایس شناختی منجر به انتخاب غلط، قضاوت بد و... میشه. برای مثال انسان دنبال اطلاعاتی و میگیره که عقاید خودش رو تایید کنه و اطلاعاتی رو که اون عقاید و به چالش میکشه و نادیده میگیره. به این میگن بایس تایید. کتابهایی که میخونیم یا تاریخچه بروزرمون شاهد این مدعاست، یک دموکرات به ندرت ویدعوهای بن شپیرو رو دنبال میکنه.
پیش خودت میگی اگر کسی خیلی باهوش باشه همه تصمیماتش درستن که غلطه. تو نمیدونی اون شخص در اون لحظه به چی فکر میکنه.
)
) و بدشانسی بود، و گر نه گاهاً لحظات شایسته ای رو در این بازی به یادگار گذاشتند. اشتباهاتی داشتند که شاید مهمترین اشتباه "اعدام امین خلفی" بود، منتهی بصورت کلی بدشانس هم بودند. مثلاً بواسطه ی ضد ضربه بودن نسبی نقش های قاتل و فرقه، و همچنین وجود نقش پدرخوانده و دکتر لکتر، مکانیزم نقش خیاط که توسط پلیس قابل ردیابی نبود، و تروریستی که کاملاً شلیک بهش برای قاتلین بازدارندگی ایجاد میکنه، بالغ بر 90 درصد کشته های شب از بین بیگناهان بود. درسته که خیل عظیمی از این کشته ها از بین بازیکنان غیرفعال بودند، ولی همین برتری نفری رقبا در عین ناآگاهی بیگناهان، عرصه رو به لحاظ روانی بر بیگناهان تنگ کرد و همچنین راه های ممکن برای پیروزی رو محدودتر. البته فراموش نکنیم که در شب باید از نقش کارآگاه هم بهتر استفاده میشد با توجه به قدرت عجیبی که داشت و این ربطی به گناهکاران نداشت. مسئله ی بعدی که کار رو برای بیگناهان سخت تر هم میکرد عطوفت نسبی گناهکاران نسبت به بکدیگر در فاز روز بود
بعنوان مثال من وقتی ترسا رو در بازی مورد هجوم قرار میدادم، و امین هم همراهی میکرد، کاملاً آگاه بودم که امین گناهکاره و از این همکاری با امین لذت میبردم که نمیدونم امین هم چنین تصویری داشت در اون لحظه یا نه
در واقع در لحظات خوبی از بازی گناهکاران برای بیرون دادن بیگناه در روز هم با یکدیگر همکاری میکردند. مثال دیگه وقتی که من رای اول رو به چاوش دادم، تقریباً تمامی گناهکاران رای بعدی رو به چاوش دادند تا از بازی خارج بشه چون با وجود اینکه در بازی کلی بهانه میاوردیم در موردش، همگی "میدونستیم" بیگناهه و وجودش در بازی به منفعت گناهکارها نیست. مجموعاً بازی بیگناهان از نظر من رضایت بخش بود و بهشون خسته نباشید میگم.
).
بسیار باهوش و ظرافت لیست ها فاز به فاز آپدیت میشد. انتظار دیگه ای هم نمیرفت از امیر و میدونستم که گیر میفتم دیر یا زود
مخلصم 
) هست.
در مورد نیمه ی نخست بیشترین ایرادی که بهش وارد هست اینه که با وجود دقت و زمانی که روی بازی میگذاشت، بر خلاف قدرت و کاریزمای خوبی که داره، به بازی جریان نمیداد و تا حدودی برآیندش در بازی خنثی بود. از اونجایی که تقریباً روح بازی بعنوان بیگناه مهدی رو پذیرفته بود، از نظر من باید در اون مقطع سکان هدایت بیگناه ها رو بدست میگرفت. اشتباه بد دیگه ای هم که در اون مقطع داشت اعدام امین خلفی بود، چون هیچ عذری رو در مورد اون اعدام از بیگناه ها من نمیپذیرم و بنظرم واضح بود خلفی بیگناه هست. و مهدی از اونجایی که میدونه هر رای خودش 3 برابر آراء من و سایرین در بازی تاثیر داره و جریان ساز هست، باید در دادن رای کمی خشم رو فروکش میکرد و شکیبا عمل میکرد. از این ها که بگذریم، نوعی که ارتباط من و یاسین رو در بازی کشف کرد "شاهکار" بود بنظرم و این میخ آخر بر تابوت مافیا شد. اینقدر ظرافت و نحوه ی دقت اش در پیدا کردن این ارتباط رو دوست داشتم، که تصمیم گرفتم اون اشتباهاتی که عنوان کردم رو اصلاً لحاظ نکنم در ذهنم و بگم درود بر تو بابت این عملکرد به خصوص در اواخر بازی.
اولین پستش رو که در بازی داد، به پویا پیام دادم گفتم "خوشم اومد، قشنگ در لفافه بهم گفته خر خودتی!". بعد از بازی اخیر بسیار شیفته محمد شدم، و دلیلش هم فراتر از بازی فوق العاده اش، انسانی هست که خودش باشه. بازی و تصمیمات و کلام و... فارغ از هر چیز، هر بار به من اجازه شناخت نسبی خود افراد رو هم میده و ارزیابی من اینه که محمد قطعاً از "با اخلاق ترین" افراد این جمع هست. این بدین معنی نیست که سایرین بی اخلاق اند (خودم از همه بی شرف تر هستم)، ولی محمد طبق آنالیز من قطعاً با اخلاق و گل هست
به خودم هم مربوطه 
این به تو اجازه میده کمتر گیر بهت وارد بشه داخل بازی و اشتباهاتت کمتر بشه. درسته که حس و بازیت اینقدر قوی هست که گیرها فایده نداره، ولی تفاوت اینکه تو تا دم اعدام رفتی ولی مهدی نزدیکش هم نشد بنظرم همین وسواس بود، در حالی که هر دو مشخص بود مثل اشک چشم پاک و بیگناه هستید در این بازی.
من وقتی اون پست رو دادم، نمیخواستم بگم چاوش گناهکاره، میخواستم به چاوش بگم میتونم با کلمات بهت حس خوب بدم. مهندسی اون پست هم به این صورت بود که با یک "دروغ" شروع شد، و با اقرار به دروغ (غلط میکنید با 7 جد و آبادتون
) تمام شد. اون موقع گفت حس خوب گرفتم و حس کردم تونستم روی مغزش کار کنم، منتهی داخل گروه گفت هنوز بهم حس بد داشته که جای تقدیره. بصورت کلی ولی دلیل ام در اون پست این بود که بگم زبان پدیده ی به شدت فریبنده و مکاری هست و بهش اعتماد نکنید. برای همین هم گفتم اون نوشته رو خارج از جریان بازی من بخونید و رد بشید.
مرحلهای هست که آدمها از شرایط به این علت که اونطور که پیشبینی میکنن نمیشه، شاکی میشن. من منطق عرفان رو میفهمم و اینکه چرا در بازی عصبی میشه و کاملا درسته. منتها در چند دور اخیر، ثابت شده که این شیوه برنده نیست. علت عصبانی شدن، تصور دنیا به عنوان یک دنیای ایدهآله. اگر حین دیدن فینال جامجهانی، تلویزیونت میترکه و تو عصبانی میشی، به این علته که در ذهنت دنیایی رو تصور کردی که تلویزیونها درش نمیترکن. وقتی دنیا پایینتر از انتظارات ظاهر میشه، عصبانی میشه. درحالی که دنیا اینطوری کار نمیکنه. تلویزیونها میترکن، آدمها اشتباه میکنن، غیر منطقی میشن و شرایط متفاوت میشه. به نظرم از مهمترین چیزهایی که میتونه سعادت عرفان باشه، اینهکه عصبانیت رو به خودآگاهش بیاره و پرورش پیدا کنه. این سلاح مخفیه.روح معترض و غضبناک کاراواجو نیز به اندازه آثارش مهم است و سرمشقی برای هنرمندان ناآرام و ضد بورژوا است. او مرد شبها بود. با شمشیری به کمرش در تاریکی سایهها پرسه میزد و مینوشید و همراه روسپیان و تیغزنان درگیر دعوا میشد.
به این هم بر میگرده که چاوش نه برای بازی زیبا میآد، نه چندان برای برد و نه هیچی. اینکه میگم نمیآد به این معنیه که برای هیچکدوم از اینها خودش رو تغییر نمیده و همینی که هست رو بازی میکنه. به همین خاطر چیزها درسته در مغزش پیچیده هستن، اما در پیرامونش ساده میشن. مثلا همه به سادگی میدونستن بیگناهه، اما اوضاع در اطراف بقیه پیچیدهتر بود. در ذهن من هم برندهست. چون سادگی برندهست.
با توصیههای دیگران هم مخالفم. به نظرم همین فرمون خودت رو برو جلو. چاوش نیاز نداره در مافیا بهتر باشه. مافیا به چاوش نیاز داره تا زیبا باشه.
تصمیمات، ایدهها و نوع واکنشهاش در بازی درست بودن همگی و رایش به یاسین رو هم درک میکنم کاملا. فدای سرش. 
توصیهی خاصی برای این بخش ندارم. چون در گذر زمان حل میشه. ترسا هم بسیار باهوشه و این اتفاق احتمالا در دو دور دیگه میافته. اما تا اون موقع شاید این خوب باشه که پستی رو که مینویسه، ویرایش کنه. اگر میبینی حذف چیزی از جمله به فهم اون توسط مخاطب آسیب نمیزنه (حتی اگر سخت بفهمه هم) حذفش کن. به بیرحمانهترین حالت ممکن. کوتاه و مختصر اما پر مغز صبحت کردن، بسیار بسیار قدرت پستهات رو بیشتر میکنه. سلاح مخفی پویا همینه مثلا. یک مفهومی که در سه کلمه بیان شده، نسبت به همون مفهوم در بیست و هفت کلمه، بیش از ۹ برابر قدرت بیشتری برای تاثیرگذاری داره. هر چهقدر بیشتر راجع به یک چیز صحبت کنی، کلمات بیشتر از معنا تهی میشن.
میشه مدال یاسین رو مشترکا با یاسین به محمدرضا هم داد.
اگر گادکش نمیشد هم به نظرم تا ته میرفت و به خاطر قدرت رایی که به بیگناهان میداد در کنار حدسهای درستش، احتمالا باعث برد بیگناهان هم میشد. مرسی که بازی کردی.
منتها خودش خیلی چیزها داره که به بازی بده و از این جهت امیدوارم که بازی کنه و به عنوان بازیکن در بازی ببینمش دوباره.

اما جز این به نظرم در سایر جهات بازی در بالاترین حدش بود و ممنونم ازت که این ادوار رو فراهم میکنی.
) از سمت دیگه، به خودی خود ترکیب متوازن و خوبی برای مافیای 4 نفره به شمار میاد. در واقع میشه گفت که پویا اینجا مرتکب یک بالانس دقیق از نفرات برای مافیا شده که می تونه ابزار لازم برای برنده شدن رو در اختیار تیم مافیا قرار بده. شاید برای اینکه اهمیت این موضوع رو توی بالانس متوجه بشید، باید به این نکته توجه کنید که وقتی جزئی (یعنی خارج از بالانس کلی) به تعداد نفرات تیم مافیا نسبت به کل بازیکنان نگاه می کنیم ( 4 از 20) این تعداد از نظر تعدادی کم هست. ولی به ضرورت تعدد تیم های گناهکاری گاد امکان افزایش این تعداد رو نداره. در نتیجه بدیهیه که ضعف کمبود تعداد به کل، باید با ترکیبی از چینش صحیح تیپ بازیکنان + نقش های موجود در تیم مافیا از نظر محافظت از کسر شدن در شب و...، بالانس بشه و وقتی طرح گاد تعدد مرگ شب بوده، قطعا این هم محدودیت جدیدی رو براش ایجاد می کنه.
تنها راه تمیز مافیا بود و من نمره ای از این بابت کم نمی کنم.
، یکم می خوام از تواضع فاصله بگیرم. یک قابلیتی که تا حدی در من وجود داره، آدم شناسی هست به این مفهوم که با برخورد تقریبا 10 دقیقه ای ( چند خطی ) شخصیت و قابلیت های افراد رو به اندازه لازم میشناسم و میتونم تا حدی پیش بینی کنم که در موقعیت های مختلف چه رفتاری از خودشون نشون میدن. محمدحسین گناهکار اما سوپرایز من در این بازی بود. در واقع من باید هرچیزی که در مورد تجربه گناهکاری در تحلیل بازی دور قبل گفتم رو پس بگیرم و بگم اشتباه کردم. اینو بیشتر در تحلیل خودش باز می کنم، اما محمدحسین یک ظرفیت کلاسیک گناهکاری در تیم مافیا بود. در واقع قدرت تخریب، تحریف، تقطیع و تمامی امکانات لازم از مصدر "تفعیل" که برای یک گناهکار لازمه در المان های پستش بود. با این توضیح، ظرفیت عظیمی برای استراتژی های بازی روز رو در اختیار تیم مافیا گذاشت و میشه گفت که تیم از ظرفیت محمد حسین هم به خوبی استفاده کرد.
در واقع اگر کسی بتونه همچین چیزی رو اجرا کنه و موثر هم واقع بشه، میشه بهش سجده کرد و اعتبار شناسایی نشدن ارتباطشون از نظر من پابرجاست)
یاسین کی داره خط میده از این کثافت کاری ها کنه ؟
راستش نظر نا محبوب من اینه که حرکت و ایده رو پسندیدم، و اینکه گاد اصولش رو خوروند همچین کاری و گاد کشش نکرد ( که نمی پذیره این کارو کرده و براش منطق تراشی می کنه
) از نظرم یکی از جذابیت های بازی بود که چالش جدی برای قاتل ها و برای مهدی و چاوش ایجاد کرد که به نظرم نقطه عطف بازی بود. گرچه می دونم اکثرا این حرکت رو نپسندید
اما اجرای یاسین روی این ضعیف بود و حسرت خوردم که کاش تروریست محمدحسین بود و البته به اخلاقش می خورد و همچین کاری رو می کرد. قطعا چالش جدی تری رو برای محمدامین، امین، چاوش و مهدی رقم میزد.
باعث جذابیت و چالش بازی شدند 
تحلیل شخص محمد حسین رو اینطور شروع می کنم. محمدعلی جمال زاده، پدرداستان نویسی کوتاه ایران که از اتفاق! اصفهانی هست
، در مقدمه یکی از داستان هاش، میگه، عارفی با قابلیت چشم برزخی در اوایل شب وارد شهر بزرگی شد. با چشم برزخی نگاهی به شهر انداخت، دید که همه مردم در حال انواع فسق و فجوراند
، انواع شرب و طرب و عرق و ورق و ... که بهتر از من بلدید
به مریدانش گفت که سریع نماز کنید که باید از این شهر خارج بشیم، که با این وضع تا صبح به این امت بلا نازل میشه و باید تا میتونیم دور بشیم. عارف و همراهانش مختصر غذایی خوردند و نمازی کردند و توشه خریدند و آماده حرکت شدن، شیخ دوباره نگاهی به احوال شهر انداخت، دید که مردم همه در حال نماز شب و سجود و دعا هستند
بارش رو دوباره زمین گذاشت و گفت بمونید که این مردم هلاک شدنی نیستند
و اون شهر بزرگ اصفهان بود
جزو معدود شهر های ایران که مردمش تونستند از حمله مغول در امان نگهش دارند با انواع روش ها.
اول اینکه محمدحسین اصفهانیست
و دوم اینکه محمدحسین در مطالعاتش اشراف خوبی به تاریخ داره (اینو همین چند ساعت پیش متوجه شدم با تحلیلش)، در واقع تاریخ، سیاست و فیلم، سه عنصری هستند که آدم رو با دریچه ای ورای تجارب شخصی روبرو می کنه. پیگیری سیاست رو نمی دونم، اما محمدحسین اشراف خوبی به تاریخ و فیلم داره و برای همین خزانه دار تجارب دید های مختلفی جز اون چیزی هست که خودش تجربه کرده. بدیهیه که همچین کسی که اتفاقا اصفهانی است، چقدر میتونه موجود پیچیده و چند لایه با قابلیت های منحصر به فرد باشه. و در واقع بخشی از تحلیل و توصیه دور قبلم بهش گزافه گویی بود و در حین بازی فهمیدم که نیازی به اون توصیه نداشت 
اگر حس بد داده اشکالی نداره چون داخل این بالانس به هیچکس نباید اطمینان کنید." تعبیر من از این جمله و پست، گذار محمد حسین، از ابراهیم دینانی (فیلسوف بصورت اتفاقی ! اصفهانی) به فرهنگ هلاکوئی (روانشناس بصورت اتفاقی ! اصفهانی) بود. که این پست و جمله مفهوم تمام و کمال "رندی" از برند اصفهانی هست
) محمدحسین بود. اونم نه این بایاس که محمدحسین وقتشه که گناهکار بشه
بایاسی که روی محمدحسین بود رو یکی از دوستان اشاره کرد به این مفهوم که ابراهیم دینانی چرا تبدیل به دکتر هلاکوئی شده ؟
در واقع منطقگرائی، مثبت گرائی و حقیقت طلبی زیاد محمدحسین در ادوار قبلی، وقتی که جاشو به بازی رندانه و هنرمندانه داد، این بایاس رو در اکثر بازی من جمله خود من ایجاد کرد که نه، محمدحسین دیگه بیگناه نیست. قطعا این چالش فقط مربوط به این دور محمدحسین نخواهد بود و دو سه دور باید به صورت در هم از این ظرفیت ها استفاده کنه - یعنی در وقت بیگناهی رند باشه و در وقت گناهکاری حقیقت طلب - تا این بایاس رو از بازی پاک کنه 

پسرم حواست کجاست
ادوار اخیر دائما فکر کردم که چرا آرش درجا میزنه و بشدت از این موضوع ناراحتم. پتانسیل های آرش مافوق تصور هست و اینو در سه پست اولش وقتی که برای اولین بار در فوتی کلاب با ما بازی کرد دیدم و چون گادفادر بودم، به همین دلیل در حالی که تو بازی بهم اعتماد کرده بود ( اشتباه از خودش بود البته
) بی رحمانه زدمش
. آرش در ادوار اخیر قربانی شدید بالاترین نقطه قوتش یعنی ایده پردازی و فکر کردن میشه. حتما سوال می کنید که در ادوار اخیر بازی های خوبی داشته و نمره های خوبی گرفته و حتی بهترین بازیکن دوری شده که خودت گادش بودی
درسته آرش تقریبا هیچ وقت "بد" نیست و حتی متوسطش می تونه بهترین بازیکن دوری بشه که توش پویا بازی می کنه. اما مسئله اینه که اتلاف منابع زیادی داره. در واقع همون دور جادوگر که بهترین بازیکن مافیا شد، در روز بی نظیر بود، اما در شب قربانی ایده پردازی و شلوغی ذهن پر از ایده اش در فاز شب شد در حالی که مستحق ترین فرد برای برد بود.
که البته اضافه کنم همون چاوش پاکباخته هم دور جادوگرش وقتی از بیرون بازی فهمید من گادفادرم، کل تیمش رو ریخت سر من
در واقع این چیزا نقض اخلاق نیست. استراتژیه صرفا. ما در مافیا کشتی نمیگیریم که پوریا ولی باشیم، گلادیاتور گونه می جنگیم.
چرا مافیا هیچ وقت اولویت تو نیست در حالی که از فامیل عزیزت، فری در هوش، فهم جملات، علم، مطالعه و قدرت بیان هیچ چیز کم نداری ؟ چرا اینقدر سر به هوایی و چرا یک بار همه چیز رو متوقف نمی کنی لذت استفاده از این ظرفیت هارو در مافیا نمی چش؟ی
در گروه راجع به تاثیر گذاری و دلایل عدم تاثیرگذاریت صحبت کردیم و بعد به ساختار پست رسیدیم، این دور از ساختار پستت لذت بردم گرچه از نظرم صدرا بهتر از این ساختار رو می تونه به نمایش بزاره. با این جمله نمی خوام به خودم اعتبار بدم چون اعتباری نیست و صرفا یه ویژگیه. اما تیپ "سید" در نوشتار، یکی از سخت ترین تیپ هاست چون کاملا مایع هست و ظرف مشخصی نداره
در واقع من خودم بخوام از خودم تقلید کنم نمی تونم
اما تو در هالوین یکی از قشنگ ترین تیپ پذیری هارو ازش داشتی. و این نشون میده چقدر دقیق، باهوش و با استعداد در حوزه فهم کلمات و اجراشون هستی.
به هر حال بابت تغییر قالب پستت به شکل موفق و در راستای استراتژی تیم بازی کردن بهت تبریک میگم.
) گذاشت. به نظرم یاسین واقعا "سید اولاد پیغمبر" هست به طوری که شائبه وحی پذیری در موردش دارم در تشخیص
این ویژگی البته باید با استدلال مخلوط بشه تا در مافیای ما جواب بده، اما اگر هم نشه چیزی از اصل موضوع کم نمی کنه. و دوست دارم که بازیش رو در هر بازی ببینم، اصلا یه بار گاد بشم میزارمش کلانتر ببینید باگ در بالانس یعنی چی
میگه نمی خواد بازی کنه. بهش میگم گلابی، بیا برو تو گونی
من اجازت رو از خانومت میگیرم.
ازدواجت هم بهت تبریک میگم، امیدوارم سال های سال شاد با هم زندگی کنید
یه شامم طلبم

مثل که فعلا باید تحمل کنید تا 250 خط پویا پرشه
تا بعد.
.
البته فشاری که امیر هم میاورد شاید باعث شد بعضی جاها کنترل از دستم دربره. رضا قانع نمیشد ولی از این قانع نشدن اصلا حس بدی نمیگرفتم. فری ولی این حس رو میداد که منتظر فرصته که بخواد سوار شه رو موجا
من صادقانه و از ته دل داشتم برای عرفان توضیح میدادم وقتی عرفان قبول نمیکرد و کلا دو تا پاشو کرده بود تو یه کفش که تو گناهکاری بیشترین چیزی که توجهمو جلب میکرد این بود که یه سریا که همیشه نظر میدادن و اونجا نیاز به نظرشون داشتیم هیچ نظری نمیدادن. من از بیگناها انتظار داشتم بیان ما رو جدا کنن
اینطوری نبود که صد درصد چشامو ببندم و بگم عرفان گناهکاره صده منه. من واقعا راضی بودم اونجا به عرفان بگم بیا یقه همو الان ول کنیم ولی مطمئن بودم عرفان قبول نمیکنه چون این حس رو ازش میگرفتم نگرانه اینه که بعدا دوباره یقشو بگیرم و حقم داشت. فازی که هیچکدوممون اعدام نشدیم خیلی عصبانی بودم و سر پویا کلی غر زدم. گفتم اصلا منو اعدام کن ولی دوباره برنگردونمون تو اون حالت
آرش یکی از علل اینکه نتونستین ببرین این بود که اون فاز نیومدی رای بدی
حقتونه
البته کلا سرنوشت بازی فرق میکرد و خوبم شد که من مردم شبش
چون مطمئنا ترسا رو ول نمیکردم
و همینطور فری رو. سوالای خیلی مهمی داشتم تو ذهنم از فری. ولی خب مثلا به ال امین قطعا رای میدادم اون فازی که آرش اعدام شد. و مملگرم برام سفید قطعی میشد
اینم بگم اگه میموندم با چاوش و مهدی بازی میکردم کلا.
بعد اعدام آرش بازی رو دنبال نکردم واقعیتش مشغلم خیلی زیاد شد.


. چون من هم بلدم اهمیت ندم به بازی و چند روز یه بار بیام یه سلام بدم و برم. حالا این که به کتف کسی هست یا نه، بماند
.
دوما هم من نمیخوام حالا نقش موعظهگر داشته باشم، اگر چیزی گفتم به خاطر این بود که انتظارم در قبال وقتی که برای بازی میذارم رو مطرح کرده باشم. وگرنه اگر شما هم از لحن من در داخل بازی ناراحت شدید، من هم از شما عذرخواهی میکنم و مطمئن باشید درک میکنم شرایط خاص زندگیهامون رو. بهرحال همه انسانیم و آدم آهنی نیستیم.

. دستش درد نکنه و نمره اش هم کمتر از ۱۰ نیست. چون تو کاری که قرار بوده انجام بده موفق بوده کاملا. بقیهچیزها اختلاف سلیقهاست صرفا.
. بهرصورت من خودم از عملکرد نیمه اول این بازیم خیلی ناراضیم و چون در چیز سادهای مثل دقت داشتن به پستها شکست خوردم، لایق سرزنش هستم. وگرنه هیچوقت از خودم این انتظار رو ندارم که یک تنه بیام بزنم به قلب ۱۰ تا گناهکار و همشون رو هم تشخیص بدم و بازی پرفکت رو به نمایش بذارم. نه این مفهوم کمال از نظر من نیست، سادهترین منظری که کمالگرایی برای من داره اینه که در چیزهایی که باید درست انجامش بدم موفق باشم. نیت و قصد، هیچوقت بلندپروازی نبوده و نخواهد بود.
. قدرت دافعه رو باید تو دوری که فرد گناهکاره دید، من با اینکه کاملا بایس گناهکاری داشتم بهش، و هم تم بازیش منفی بود، بازم هیچوقت مستقیم سمتش نرفتم و حتی آخر بازی هم که خواستم برم بازم غیرمستقیم عمل کردم. تازه محمدحسین یه چیزی رو علاوه بر دافعه و بازدارندگی داره که من اصلا ندارمش. اون هم قدرت جذبش هست
، چون با شخصیت و ادب و زیبایی قلمای که داره، کاملا میتونه افراد رو به سمت خودش جذب کنه در بازی و ذهنهارو مدیریت کنه. در مورد سلیقه هم باید بگم دل به دل راه داره، منم همون دور قبلی رو هوا زدمت 
. | من میخواستم به بحث تم منفی بازیش بپردازم، اما الان ذهنم رفت سمت این که احتمالا همون بایس گناهکاری که بهش داشتیم باعث شده ناخودآگاه حرفاش رو با دید منفی ببینیم، بنابراین برای قضاوت بهتره که در یک دور گناهکاری دیگه لحن پستهاش رو ببینیم. نکته منفی بازیش شاید همون نکته منفی بازی خودم در دور قبل باشه، که نمیتونستم سمت بیگناهها برم.
، فقط اینطوری بگم بهتون که من کاری نداشتم نقش یاسین چیه، لیست حسهای منفیش رو میذاشتم جلوم برای حدسیاتم و ازش استفاده میکردم
. یعنی حدسیات من اشتباههاش اکثرا تو جایگاهافراد بود نه گناهکار و بیگناه بودنشون و بخش مهمیش هم از حرفهای یاسین وام میگرفتم چون به حسش ایمان دارم. | این رو یادم نمیاد رو صندلی یا تو گروه گفتم، ولی یاسین نیاز داره که یه زمینه دیگه رو به نقاط قوتش اضافه کنه. چون فقط با حس و حدس نمیشه بازیکنان رو قانع کرد، در کل هم به خاطر شرایطش تو سایه بود و کم پست داد و این هم خب خوب نیست. خداحافظی هم امیدوارم نظرش عوض بشه و برگرده.
. نمره هم بهخاطر همون فازهای اول نمره کامل نمیگیره اما بهترین بود.
.
.

یعنی حسم به افرادشون اینه که به لحاظ خصوصیات فردی و تیمی، هم مناسب فرقه اند، هم بسیار خوبند، اما فکر می کنم یه اتفاق باید در موردش میوفتاده که نیوفتاده. شاید شاید شاید حس کنم که اگر جای محمد و عرفان جابجا میشد این حس رو نداشتم یا کمتر بود. شایدم صرفا چون محمد خورده همچین چیزی رفته تو ناخودآگاهم
نمی دونم تردید دارم.
یک مثال برای این وجود داره که باز در بخش خود عرفان میگم. اما همین پاشنه آشیل باعث شد که عرفان اول بازی رو کاملا از دست بده. استراتژی دومی که به کار برد اگزجره کردن همین قابلیت بود و تبدیل خودش به یک "دیوانه" که فکر می کنم عمدی انجام شد. اگر عمدی انجام شده باشه بهش اعتبار میدم با این قید که دونسته باشه این روش فقط در یک بازی مریضِ پرگناهکار جواب میده و اگر همین کارو در بازی با بیگناه زیاد انجام داده بود حتما به ضدش بدل میشد. در ادامه اما کامبک خوبی به بازی داشت و جالب اینجاست برای هیچ کس سوال نشد که چطور یک نفر که اینقدر به ته خط رسیده، میتونه اینطور منطقی و دفعتا به بازی برگرده

راجع به مافیا صحبت می کردیم صحبت به فری شد، گفت نظرت در مورد فری چیه ؟ گفتم به نظرم بیگناهه، گفت نمرش چنده، گفتم اگر بیگناه باشه تا این لحظه 9 و اگر گناهکار باشه راحت 10
. فری این بازی مستحق دریافت بهترین بازیکن بود. ولی به دلیلی که شاید خودش بیش از همه بهش اشراف داشته باشه برید و تغییر مسیر داد. شاید در مورد عملکردی که در دو فاز آخر داشت من نتونم جمله ای به تحلیل امین اضافه کنم که زیاده گویی نشه. اما به نظرم مشکل فری از شروع های ناامید کننده شیفت پیدا کرده به پایان ها نه چندان قوی (بجز دور قبل) در واقع روئین تن ستایش شده اش هم دقیقا ضعف در پایان بندی مناسب داشت به نوعی که من در جایگاه گاد احساس کردم خسته شده.
با اینحال به عنوان آخرین تیر دقیقا سوار همین ضعفی شدم که از عرفان میشناختم و خیلی متواضعانه و با سیس پذیرش منطقش، رفتم به سمتی که عرفان می خواست. و این فرمول جواب داد. با اینکه جوابم به شدت ضعیف بود، عرفان شمشیر انداخت و تغییر مسیر داد.
بازی با محمد جذاب تر بود، حیف شد.
:
من به شدت با سیاق این تیم دو نفره مخالفم
شاید نزدیک به 4 ساعت هم با پویا در این مورد صحبت کردیم و به بن بست مطلق رسیدیم
در واقع قاتل دور پیش رو که شخصا باگ میدونستم و این قاتل اصلاح شده هم از نظرم در بالانس با بقیه تیم ها نیست
بزرگترین پوینتمم اینه که امکانات و شرایطی به خاطر دو نفره بودن این "تیم" فراهم شده که مستحقش نیست چون این دو نفره بودن منافعی هم به همراهش داره
منتها تهش اون کسی که باید در این مورد قانع بشه پویاست که معقده وزن معایب دو نفره بودن چربش شدیدی نسبت منافعش داره، در نتیجه باید امکانات کافی هم بگیرند. که خب این نقطه اختلاف هست
در نتیجه تحلیل بالانسی خیلی در موردش ندارم گرچه معتقدم این قاتل از قاتل سری پیش بسیار بالانس تر و دوست داشتنی ! تره 
اول بگم که به همچین تیمی از نظر نوع توانایی های فردی حسودیم شد
محمدامین در دسته بندی های من بازیکن سایه محسوب میشه. هم به دلیل میزان حضورش و هم به دلیل نوع حضورش. در واقع دور ساموراییش که از این سبک بازیش فاصله گرفت و پاکبازانه به بازی اضافه شد ازش ضربه خورد. منتها این بازیکن سایه در مورد محمد امین با همه بازیکنان سایه دیگه فرق داره، چون میزان تاثیر گذاری محمد امین در جهت اهداف (مخصوصا گناهکارانه) شگفت انگیزه. در واقع نمی دونم چطور و با چه فرمولی امکان پذیر هست که تو از روز چهارم بازی به بازی اضافه شی، در حالی که خوندن پست هات از نظر نگارش و فرم هم یکی از عذاب های جهنمی ها در قیامت محسوب میشه
، اما بتونی در همون شروع کسی رو به اعدام برسونی و این روند رو ادامه بدی. ویژگی های منحصر به فردی داره محمد امین در این زمینه.
فعلا چیزی نمیگم جز اینکه امین قدرت معطوف کردن ذهن کلِ بازی رو به نظرات خودش داره و اینکار رو طوری انجام میده که بازی به هیچ وجه حس اداره شدن در موردش نداره و در نتیجه در برابرش گارد نمیگیره.
(منتها فاز آخر قشنگی حماقته که فکر کنم فقط من و چاوش مرتکبش می شیم
)
) و تارگت گرفتن آرش و محمدحسین و یاسین و رضا از نظرم 2.5 از سه میگیرند و مجموعا (9/10)
در واقع محمد امین تو همین مدت نسبت به بقیه کوتاه تری که به بازی ما اضافه شده از من و چاوش بیشتر برده
محمد امین فرمول برد رو بلده چون نقاط ضربه زدن به حریف رو به خوبی میشناسه، محمدحسین از این ویژگی به محاسبه ی مهندسی در لحظه نام برده که به نظرم تعبیر درستی هست. برای همینم هست که محمدامین گناهکار بسیار بهتری نسبت به بیگناه هست. چون در زمان بیگناهی تو نیاز به تشخیص و بعد ضربه زدن داری و در مسیر ضربه زدن وجدان هم جز خراب کننده هاست، اما در گناهکاری همین که به تارگت مناسب برسی کافیه و فقط لازمه محاسبه کنی که کی و چطور ضربه بزنی. و نیاز به وجدان هم نداری 
این هم بر میگرده به ویژگی منحصر به فرد محمدامین که علی رغم تاثیرگزاری بالا (به علت شناخت نقاط آسیب حریف و زمان موثر) اما به شدت اطلاعات کمی از خودش وارد بازی می کنه و این مهمترین قوت محمد امین مخصوصا در این بازی هست. اگر در پست های من در بازی هم دقت کرده باشید، در مورد محمدامین تا آخرین لحظه "هیچ چیز" وجود نداشت (البته یه چیز وجود داشت گاد سانسور کرد که موافق نبودم، اما درک کردم
و منم گاد بودم سانسور می کردم) در حالی که در لیست منفی من بود
این خیلی قوت می خواد که هیچ چیز به حریفت ندی حتی اگر مطمئنه که گناهکاری
درود بر تو.
تاپیک تحلیل هارو نگاه کنید، غایب اصلی هر دور محمدامینه، در دورگادی من هم تیمی شدن با پویا رو ببینید، نبود تا از بین رفت
من متوجهم که آدم ممکنه شلوغ باشه (البته فکر نمی کنم جز دو سه نفرتون از من شلوغ تر باشید از نظر گستره فعالیت) اما لازمه که در محیطی که جزو تاپ هاش و تاثیرگذار هاش به حساب میاد، احترام و اهمیت بیشتری قائل بشه
اینو چون دوسِت دارم (عاشقت نیستم
) بهت میگم 
پس این توضیح رو میدم که این مفهوم به هیچ وجه برتر شمردن کسی نسبت به دیگری نیست. سیدبندی هم نیست.
خب بالاتر گفتم که من قصد نداشتم طوری پست بدم که معادله بازی رو به نفع یکی از طرف های بازی تغییر بدم. قصدم استدلال و پیدا کردن گناهکار بود، اما نه به شکلی که کسی که کم نقص بازی کرده رو با یک نقص خیلی ضعیف پائین بکشم. چون به نظرم کسی مستحق برد هست که خطاهای کمتر و کوچکتری رو انجام بده
به همین خاطر بسیاری از خطا ها و استدلال هایی که متوجهش شدم رو بهش اشاره نکردم و یا با اینکه جواب قانع کننده نبود پی نگرفتم. اما تنها جایی که این اصلم رو زیر پا گذاشتم در مورد امین بود
ترفندی که امین در مورد چاوش به کار برد، یک ترفند خیلی ساده بود که همه خودآگاه یا ناخودآگاه مرتکب میشن. و جایی هم امین اشاره کرد که خب همین کارو چاوش هم کرده و چیزی نگفتی که درست گفت.
این ترفند روی امین تا حدی جواب داد و من تا حدی متوجه گناهکاریش از این طریق شدم، اما نه به اندازه ای که "جرات" رای دادن بهش رو پیدا کنم که این هم نشانه دیگه ای بر چند لایه بودن امینه 

"بازی" امین در این بازی بهترین بازیش نبود. اما برنده شد 
(ولی 250 خط پر شد فکر کنم
)