برای دیدن محتوای انجمن باید ورود کنید. اگر حساب کاربری ندارید اکنون ثبت‌نام کنید.

تحلیل تحلیل دور شانزدهم | خون‌بَس

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,307
پسندها
899
امتیازها
0
سلام.

خیلی ممنونم که در این دور شرکت کردید. دور زیبایی بود و من به عنوان گاد لذت بردم. امیدوارم شما هم لذت برده باشید.

نقش‌ها و اهداف بدین صورت بود:

رهبران: پویا، مفیستوفلس بود و فری، هلن.

screenshot_2023-06-01_at_12.51.12_am_qcbk.png
 
Underwood
نوشته‌ها
496
پسندها
424
امتیازها
565
مدال‌ها
38
سلام.

خسته نباشید میگم به همتون :دی

یه تحلیل از قبل بازی آماده کرده بودم برای این بازی (:دی) که به نظرم باید نگهش دارم برای یه دور دیگه ازش استفاده کنم :)) تحلیله تحقق یافت، منتها ظرفیت بیشتر داره برای ارائه شدن :))

من فقط اومدم که یه تقدیر ویژه کنم از ایده ها و طرح های امین به عنوان گاد، احسنت و خداقوت بهت مرد. واقعا از بیرون و درون بازی لذت می برم از بازی هات :دی طراحی ایت برای ایده نقش هارو بسیار دوست داشتم. فقط همین که گفتم، کپی رایت رو رعایت کن :دی

و یه دستمریزاد بگم به استاد پویا، زبان قاصره واقعا پیرمرد از کارات :))، و یه آفرین هم به هادی، بخاطر تلفیق زیباش از مافیای حضوری در مافیای نوشتاری که به عنوان پروژه دارم روش کار می کنم چطوری این تلفیق رو ایجاد می کنه :)) آفرین شغال خوبم :دی


و این شعرم تقدیم می کنم به بازی، بخصوص دوست آخوند، بیشرف و لوسم خلفی :

پوتین برای سربازان جدید،
نان، عشق و ماشین 6 سیلندر قدیمی
نفت یک پیت،
اسلحه به تعداد کافی،
اتاق بازجویی کمی نم کشیده،
پول برق را باید بدهیم،
پول آب جدا،
پول گاز را باید بدهیم،
دوبله پارک نکنیم

و دیگر هیچ ...


شب و ایام خوش :))
 
رئیس جماهیر
نوشته‌ها
569
پسندها
271
امتیازها
155
مدال‌ها
11
زنده باد دوستی و همکاری میان ژاپن و پاکستان 🇯🇵🤝🇵🇰
به نظرم برنامه ای بود ولی برنامه قوی تری نبود. حالا منتظرم خود مرحوم توضیح بدن که انشالله توضیحات جالبی خواهد بود ولی راستشو بخواین این ها زیاد مهم نیست و اصلش اینه که بازی خوب انجام بشه، اون وقت ببازیم هم بردیم.

متاسفانه دستهایی پشت پرده بود و آقایان دوست نداشتند که این بازی به نفع گرفته نشه و عدالت اجرا بشه چون عدالت با هر نوع دیکتاتوری مخالفت شدیدی داره و این به ضرر آنها است، مبارک سوگولی های سفارت خانه و وزیر امور خارجه کنگو. بنده همیشه با لائوس مخالف بودم و این که بگین از ویتنامی ها رشوه گرفتم به اینجانب نمیچسبه اما آقایانی که خودشان از تایوان وارد امریکا شدند چه جوابی به این ملت مظلوم که درگیر مشکلات شدید است دارند که بدهند؟
آقای اوباما که میگفت فقط واشنگتن و مسکو مهم نیستن و غنا هم مهمه و غنایی های بیچاره براش کف و سوت میزدن بگه که در مسائل امروز جهانی اصولا کشور غنا در کجا ایستاده است؟
تا وقتی این مطالب روشن نشه واقعا درست نیست که ایتالیا رو با بمب اتمی مورد هدف قرار بدیم و تصورمون از تمدن انقدر سطحی باشه که هر کشوری ۲۰۰۰ سال پیش امپراتوری داشته رو به جام تمدن ها دعوت کنیم!!!

در پایان تشکر میکنم از مسئولین فرهنگی بنیاد شهدای پنسیلوانیا که این برنامه ها رو تدارک میبینن و حقیقت رو به ما نشون میدن نه اون چیزهایی که توسط دوربین خبرنگارانی با پشتوانه های آنچنانی ضبط شده است.

این قهرمانی رو به واسطه آقای حسین رضازاده به رهبری تقدیم میکنم.
 
مافیایی
نوشته‌ها
213
پسندها
252
امتیازها
95
مدال‌ها
11
سلام

از اونجایی که بازی نهایتا فرداش برای من تمومه، دوست دارم پروندشو خیلی سریع ببندم حداقل برای خودم :دی خوشم نمیاد یه هفته بعد بخوام بیام در موردش حرف بزنم . اندک تحلیلی می کنم بازی و بازیکنارو و شما رو به خدای یزدان میسپارم .
من یه 2 سالی میشه چسبیدم به مادیات و کار، و مافیای حضوری هم بازی نکردم و خیلی دلم تنگ شده بود برا بازی :دی وقتی از آرش پرسیدم که آیا کلاسیکه بازی یا نه، دیگه عزممو جزم کردم بیام یکم عشق بازی کنیم :دی

اول از همه طبق سنت قدیمی، باید پاچه خواری گاد رو بکنیم . بنظرم دور جمع و جور و جالبی بود . خاطره ساز هم بود و در کل از روند بازی راضی بودم بشدت و این رو مدیون هم تیمی سابق و گاد فعلی هستیم :دی می دونم کم پاچه خواری کردم ولی تو 12 نفر همینه دیگه برادر، اگه 20 تایی مدیریت می کردی 20 خط برات می نوشتم :)) دمت گرم در کل کم نقص بود مدیریتت :love:

درسته که اصل بازی اینه از مسیر لذت ببریم و مقصد شاید اندازه مسیر مهم نباشه، ولی به هر حال باید در شروع صحبتم به برنده و کسی که به مقصد رسیده تبریک بگم :دی رضا خیلی خوب بازی کرد . درسته که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند که تا اونجا بیاد ولی به هر حال اومد دیگه :دی چلسی 2012 هم همینجوری قهرمان چمپیونز لیگ شد :)) تمیز نبود اصلا ولی رسید بهش دیگه هرجوری شده . تبریک بهش

تیم مافیا :

متاسفانه بازی رو با بدشانسی مطلق شروع کرد . یعنی ته نامردی بود روز اول ترسا بمیره و عرفانو هم بزنن :)) عملا همون روز 1 دو قدم از برد عقب افتادن و بازی رو 2-0 باخته شروع کردن :دی ترسا هم بنده خدا نرسید با کسی بحث کنه و نظری نمیشه راجع بهش داد . دو تا پستی که داده بود تو حالت دیفالت و قبل از اینکه بدونی مافیا بوده، هیچ مشکلی نداشت ولی خب دست تقدیر باعث شد خیلی زود بره بیرون و فرصت مکامله نداشتیم باهاش :دی

فکر کنم متوجه شدید که من جزو ول نکن ترین بازیکنای بازی هستم :)) وقتی به آرش تارگت زدم و جوابمو به بدترین شکل ممکن داد و مخصوصا این که اقدام متقابل کرد، برام خیلی خیلی خیلی گناهکار شد و گفتم از اون دستاس که باید رگ بزارم روش :)) اگه یکم ملایم تر برخورد می کرد می تونست برا منم رای جمع کنه حتی . ولی واکنشش عجولانه بود و آتو داد دستم که حتما یه مرضی داره .

محمد حسین اصلاااااا بهش نمی خورد شهروند باشه . صرفا چون رضا بیشتر گاف داده بود همه فکر می کردیم رضا مافیاس . وگرنه به هیچ عنوان شهروند نبود تو بازی خداییش :دی برعکس بازی بیگناهیش که استثناییه، باید رو بازیه گناهکاریش کار کنه :دی

مافیا کارش تو این بازی خیلی سخت بود و واقعا کمترین درصد برد با توجه به اتفاقات روز 1 برا مافیا بود :دی در کل هم بدشانس بودند، هم اونطوری که باید و شاید خوب بازی نکردند :دی

شهروندا :

از بازی امین akp شگفت زده شدم جدا :دی آفرین بهش که فک کنم بهترین دور اولی تاریخ می تونه باشه این بازی :دی درسته تو بازی یجاهایی گیج میشد ولی گیجیش مشخص بود از شهروندیه . اصلا همین که ینفر تو بازی بتونه یجور رفتار کنه که برا اکثریت شهرونده، یعنی کارشو درست انجام داده . من لذت برم و هیچوقتم هیچ شکی بهش نداشتم و بنظرم حتی اگه اون اخرای بازی به حرفش گوش میدادم و عجولانه تصمیم نمی گرفتیم می تونستیم بازی رو ببریم

خلفی هم اعدامش ناجوانمردانه بود فقط اون 3 حالتی که برا رضا در نظر گرفته بود که هر 3 تاش گناهکار بود بنظرم بالاخره یجایی خرشو می گرفتن تو بازی :دی ولی نه به این زودی !

رامتین اون صلابت همیشگیش رو نداشت . اونجا که گفت اگه اعدام شم اولین باره بخاطر بو اعدام میشم پاره شدم از خنده =)) من فقط به جلاد بودنش شک داشتم و کاملا در مسیر شهروندا بود . ازشم معذرت خواستم بخاطر کاری که کردیم ( در واقع کاری که نکردیم ! ) . اشتباه کردم برادر . ببخشینم :( :دی

محمدامین بعد از اعدام آرش، برام شهروند مطلق بازی بود . هیچ شکی روش نداشتم . جلاد که به هیچ عنوان و مافیا خیلی خیلی کم ! فقط اون پست لحظات پایانیش باعث شد معادلتم بهم بخوره و فک کنم جلاده . در کل خیلی خیلی خوب بازی کرد و قانع کرده بود شهرُ که شهرونده . دو تا کاش برام موند تو این بازی. کاش اون پستُ نمیدادی و کاش منم انقدر زود نتیجه گیری نمی کردم با یه پست در موردت :دی خوب بودی در کل استفاده کردیم از بازی زیبات

اشکان حدس هاش بی نظیر بود :)) مدال یاسینُ بدید بهش :دی با گادکش شدنش قلبم درد گرفت :( :دی بنظرم اگه تو بازی می موند تو یه ساید می رفتیم جلو باهم .

عرفان هم که وقت نشد عرض اندامی کنه و نامردا زدنش :دی من کلا قسمت نمیشه بازی عرفانُ ببینم انگاری :)) با این که مطمئنم پلیر فوق العاده ایه ولی از شانس بد خودش و من، نمی تونم بازی خوبشو ببینم :( نزنید دیگه بابا شورشو دراوردید :| :))

در مورد خودم، برعکس دوری که شغال بودم و نقشمو دوست نداشتم، این دور با نقشم عشق کردم شدید . کلا رویین تن خیلی حال میده . امیدوارم جزو نقش های تکراری باشی که بازم بازیش کنم :دی احساس قدرت می کردم تو لباس رویین تن . من تلاشمو کردم برا برد شهر، ولی کافی نبود . تجربه ی فاز سرعتی فک کنم نداشتم قبلا، دقیقا هر چی تصمیم بد بود رو گرفتم :)) از بازی خودم راضی بودم، ولی خودم رو تو باخت شهر سهیم می دونم و جزو افرادی بودم که اگه اون اخرا تمرکز کافی رو می تونستم داشته باشم، بازیو راحت می بردیم :دی پیشنهاداتی هم دادم ولی حیف که هیچ کدومش اجرا نشد . یا شاید من مصر نشدم به اجراش مخصوصا اول فاز سرعتی که گفتم منو اعدام کنید تموم شه بره . باید پیگیر تر میشدم این قضیه رو چون برد حتمی بود اونجوری .

هر بار که با پویا بازی می کنم، میبینیم این بشر ته نداره :)) اون اخرا خوب تونست گولم بزنه و باعث شه تصمیم درست رو نگیرم . با این که کلا هی با خودم تکرار می کردم به حرف پویا گوش نده، ولی بازم تونست گولم بزنه و عملا تو فاز سرعتی در رکاب پویا بودم و هرچی اون میگفت می گفتم چشم قربان :)) . هیبنوتیزمم کرده بود فکر کنم :)) شرابِ 100 ساله که میگن خودتی

فری خداییش خوب به شهروندا کمک کرد . اگه فری نبود، عمرا من به تنهایی نمی تونستم ارش رو اعدام کنم . غیر ممکن بود بدون کمک فری . فقط انتظار داشتم تو فاز سرعتی هم کمک حال شهر باشه و ولمون نکنه .مخصوصا وقتی گفتم منو اعدام کنید انتظار داشتم اولین نفر فری موافقت کنه . یه لحظه سایه شو از رو شهر برداشت و باختیم :دی

یک هفته سرگرم شدیم و کلی خاطره ساختیم و لذت بردیم :دی دم همگی گرم 😍:گل:
 
Thomas Shelby
نوشته‌ها
777
پسندها
630
امتیازها
835
مدال‌ها
47
درود و ارادت. خسته‌نباشید به همه دوستان و پوزش از رفقای عزیزم اگه اذیت‌شون کردم این دور. آواتارُ نگاه کنید. ایشون بوده؛ نه پویا. هرچیزی هم در بازی گفته شده، خطابم اون فرد نبود، نقش یا بازیکن بوده. همه‌تون برام عزیز هستید. متقابلا هم کسی به همین شکل باهام حرف بزنه، ناراحت که نمی‌شم هیچ، خوش‌حال هم می‌شم. می‌گن بی‌ادبی هم موجب صمیمیت بیشتر می‌شه بعضا. قابل توجه فرد خاص.:X

ابتدا از امین عزیز تشکر می‌کنم که بازیُ به بهترین شکل ممکن برگزار کرد. هم ساده بود بازی و هم خلاقیت‌هایی در نقش‌ها و روند داشت و بسیار جذاب بود.
خیلی هم دقیق بود دوست قدیمیم امین. حالا بیشتر ازش تعریف می‌کنم بعدا. اگر هم غُری زدم یا چیزی گفتم، اونا رو پویا نگفته. مفیستوفلس (یا جوکر) گفته؛ همینی که تو عکس هست.


در رابطه با بازی خودم، یه سری کارهایی که قرار بود بکنم در جوکر، ناقص موند یا اجرا نشد به دلیل این‌که زود انداختینم بیرون.:دی منم دیدم بهترین فرصت هست که این‌جا تکمیلش کنم. فری عزیز هم گفته بود که جوکر بیشتر شبیه نیکلسن بود تا لجر؛ که درست می‌گفت. این‌جا سعی کردم جوکر نولان که شر مجسم بود و هیچ ابایی از هیچ چیزی نداره و فقط به دنبال از بین بردن خوبی‌ها و حاکم کردن شر و هرج‌ومرج هست رو اجرا کنم.
با توجه به وقفه‌ای که افتاده بود، جسته گریخته روش فکر کرده بودم این مدت و به نوعی زندگی کرده بودمش شاید. از نظر خودم از بهترین بازی‌هام (فدایی، جادوگر خبیث، فاوست و جوکر)، یک سطح بالاتر بود که البته به دلیل خاص بودن نقش هم بوده مسلما.

در پست سعی کردم یه توضیح کامل در رابطه با کارهایی که انجام دادم بدم که اگه سوءبرداشتی هم هست، حل بشه.
اول این‌که فقط یک اسم به من اعلام شد که محمدحسین بود. منتهی خودم فرض گرفتم که محمدامین هم به من اعلام شده اسمش. دیدم نقشش هرچی باشه خوبه برام.:)) با این فرض وارد بازی شدم.

کد گذاشتم برای محمدحسین؛ منتهی هدفم آخر بازی بود و برام اصلا مهم نبود که در طول بازی قطعی بفهمه که من مفیستوفلس هستم. تنها واکنش لاوی که دادم در پست‌های بالانس به محمدحسین بود. بعدش گفتم پست‌های ابتدایی و واکنش‌ها و بحث‌ها روشون مهمه. تهش می‌خواستم اگه مافیا برد، بگم از ابتدا چنین کُدی گذاشته شده و اگه فری خواست ادعا بکنه که مفیستوفلس هست، خنثی بشه با این و البته 2 اسمی که به دروغ گفتم بهم اعلام شده. یه جوری هم بازی کردم که یه درصدی احتمال بدید شاید حتی 3 اسم گفته شده بهم؛ ولی ادعا می‌کنم کسی فکر نمی‌کرد فقط یک اسم گفته شده باشه. بحث احتمال دادن ندادن نیست ها. بحث باور هست. این کلید بازی من بود. به چاوش هم فقط یک اسم گفته شده بود در دور قبلی.

در ادامه سعی کردم خیلی واضح بگم که مافیا شب چه کار کنه. شب صفر هم نمی‌دونستم نقش اجرا می‌شه. تو خود بازی هم گفتم. وگرنه می‌گفتم که کلاه‌بردارُ بزنن. بعدش دیگه نمی‌شد. چون اگرم می‌گفتم، تکاور خنثی‌ش می‌کرد؛ ولی فاز صفر بعید بود تکاور بزنه حتی اگه من واضح اعلام کنم. تیر هم گفته بودم به بازیکنی که احتمال اعدامش دورتر هست بزنید. عرفانم گفته بودم یقه‌سفید هست. یعنی نزنیدش. بعد تاکید کردم که امینُ بزنید و خب گویا صلاح ندونستن بزنن.:دی دقت کنید که وقتی بازی 20 نفره هست، یک رای ممکنه خیلی مهم نباشه؛ ولی در بازی ده نفره که کمتر هم شد نفراتش سریع، یک رای بسیار مهمه و امین بهترین آرا رو برای بی‌گناها داد. اگر امین کی‌پی از بازی حذف می‌شد، اون رای موثری که هر فاز می‌داد هم دیگه نبود و قبل از آرش، یک بی‌گناه دیگه اعدام می‌شد. قبلش هم که اشکان و خلفی خارج شده بودن. با کی‌پی و اون بی‌گناه دیگه، می‌شد 4 بی‌گناه. و فقط دو بی‌گناه دیگه می‌موند. و قطعا بازی کامل در می‌رفت براشون. 4 تیر هم داشتید. هیچ بهانه‌ای نمی‌پذیرم حقیقتا در این مورد. مسئله جایی بدتر می‌شه که امین تکاور بود و احتمال خیاط هم از اون فاز خارج شد. اینم بگم که اگر می‌زدیدش هم نمی‌گفتم که عملکرد مافیا در شب عالی بوده؛ چون طبیعی‌ترین و حداقل کاری که می‌شد کرد این بود. خودش هم تعجب کرده بود که چرا زنده هست. رسما هم در بازی گفت دستور قتلم صادر شده. اونجا دلم سوخت حقیقتا.:دی بعد دیدم عه دل مافیا بیشتر سوخته گویا.:)) زدن دو تیر موفق، می‌شه عملکرد عالی. زدن یک تیر، نهایتا می‌شه خوب. بعد در اون حالت اگه عرفان هم بود، جذب مافیا می‌شد چون شانس مافیا خیلی زیاد بود و فاز بعدش 3 از 6 می‌برد شاید. این اشتباه مهلک مافیا بود. حتی جایی گفتم که دو نفری که باهم خواستن برن جلو، بزنید. من هلن هم اگه بودم، حرفم منطقی بود.

در رابطه با بازی‌شون؛ فردی به نظر من خوب بودن. آرش شاید اشتباهاتی داشت؛ ولی اکثر گناه‌کارا اشتباه دارن. مهم نیس خیلی. چون اگه فضا مبهم و صفر باشه (که به بهترین شکل براتون ایجاد شد)، می‌شه بازی کرد رو خیلی مسائل. از یه جایی به بعد، ولی هیچ کاری نمی‌شد کرد و آرش اعدام بود نهایتا. نه برای بازیش. برای شرایط. به فرض قبلش، رامتین یا محمدامین اعدام بودن، باز آرش بعدش اعدام بود. از نظر من سید هم اگه بود اعدام بود بعد اینا. چون از یه سری شرایط با این همه رای بی‌گناه، اصلا نمی‌شه در رفت.
حالا وضعیت من چی بود؟ اول اینکه من اصلا حدس دقیق نزدم که کی گناه‌کاره و کی نیست و برام هم مهم نبود حقیقتا. چون هدفم این بود که گناه‌کار منُ بشناسه (نشناخت هم ته بازی می‌فهمه از رای و کدها) و بی‌گناها یه ابهامی باشه براشون؛ ولو ده درصد. بعدا من اون ده درصدُ می‌کردم 50 شاید. که دیدید ته بازی چنین کاریُ کردم و بازی به حرف من گوش داد و دو اجماع گرفت شهر برای دو بی‌گناه؛ در حالی که فری براشون هلن بود و من مفیستوفلس.
من برای این‌که به این حالت برسم، هیچ فرض دیگری به جز محمدحسین و دوست خوبم که خودم اضافه‌اش کردم، نداشتم. چون هلن فرضی نداره اصلا. مفیستوفلس فرض داره. و باید ته ته بازیم یه ابهامی بذارم که بعدا روش بازی کنم. این از این. نخ هم من بلد نیستم بگیرم. شاید اگه دقت کنم، بتونم. ولی قوی نیستم توش. و دقت هم نکردم به دلیلی که گفتم. داستان و گربه و اینام ربطی به هیچی نداشت. صرفا تو اون داستان اولیه از محمدحسین اسم بردم که شاید متوجه بشه. و برام هم خیلی مهم نبود که بشه یا نشه. به بازی من ربطی نداشت. گفتم اگه بخواد بدونه، این نهایت چیزی هست که می‌تونم بگم بهش. چندین اسم دیگه هم آوردم اونجا که هیچ شکی اضافه براش ایجاد نشه.
حالا آرش برام چی بود؟ خودمم نمی‌دونم حقیقتا. ولی قطعی نبود. تمام احتمالاتُ در نظر گرفتم. بهترین حالتی که برای مافیا می‌شد و بلد بودم، اجراش کردم. به امین هم گفتم که اگه آرش مافیا باشه، بازی قفل هست و کاریش نمی‌شه کرد. نه برای این‌که خوب بازی نکرده که اتفاقا گفتم فردی خوب بازی کرده و توضیحم می‌دم در ادامه. برای اینکه نمی‌شه از یه سری شرایط در رفت در تجربه و ذهن من. شاید بقیه بتونن و روش هم حساب کنن. من نه می‌تونم نه روش حساب می‌کنم.

آرش در فاز 2 شده بود گزینه اصلی اعدام. من به سه دلیل از رامتین به امین کی‌پی عوض کردم. اول این‌که معلوم بود اگه من مفیستوفلس باشم، امین بهم اعلام نشده؛ پس اطلاعات جدیدی نبود. هلن هم اگه باشم، یک رای موثر اونم برای دفاعیه رفتن کسی که معلومه اعدام نمی‌شه، مهم نیس اصلا و به حساب نمی‌آد. تهش اگه لازم بود از این حتما در می‌رفتم. که در انتهای بازی هم دیدید توجهی به این نشد. دوم هم این‌که تنها گزینه‌ای (از دید من) که احتمال اعدامش خوب بود، خلفی بود. منتهی من نمی‌تونم رای واضح بدم به خلفی که. باید کاری کنم که بقیه رای بدن. که همین کار هم کردم. رضا که خودش رای داده بود، کی‌پی هم رای داد. حالا این‌جا رای آرش به خلفی حتی گناه‌کارانه هم نبود. دست‌وپا زدن یک بی‌گناه بود برای این‌که اعدام نشه. دید من اینه حداقل. اگرم از نظر شما گناه‌کارانه بوده، بهترین کاری بوده که می‌شده انجام داد و هرکسی جای خلفی میومد هم بدتر (گناه‌کارانه‌تر بود) و هم شانس اعدامش کمتر بود. سوم هم این‌که محمدحسین کمی برای بازی سفید شد.
دورُ تند کنیم. رای دادید خلفی اعدام شد. منم جوری رای دادم که حداقل تابلو نباشه. آرش هم گذاشتم آخر. هدفم چی بود؟ گفتم اگه بی‌گناهه که ایرادی نداره برام. و خودش هم بعد خلفی می‌شه اعدام کرد. اگرم گناه‌کاره که گذاشتمش آخر دیگه. خلفی هم برام کاملا بی‌گناه بود اونجا و مثل آرش مبهم نبود.
بریم فاز 3. در ابتدای بازی در فاز 3، محمدامین نه تنها سفید بود بلکه بازیُ هم گرفته بود دستش به عنوان نفر اصلی شهر. اگه چنین چیزی را ندیدید، نیاز دارید یا بیشتر دقت کنید یا در مورد دانش‌تون از مافیا و روان‌شناسی و جو بازی، تجدید نظر کنید و تقویتش کنید حقیقتا.:دی و اگه من نمیومدم سمتش، اجماع می‌گرفت برای آرش و اصلا نزدیک نمی‌شد اون فاز. بی‌گناها که تقریبا همه ضد آرش بودن. خود محمدحسین هم همون سمت بود. رضا هم وسط بود، کمی این‌ور یا اون‌ور. خود فری هم نفر اولی بود که به درستی شک روی آرش ایجاد کرد. و به‌نظرم من تاثیر داشتم رو تغییر نظرش. حالا یا محمدامین براش جلاد شده بود یا بازیش با حملات من خراب شد یا هرچی.

حالا دید من چی بود اینجا؟ گفتم محمدامین مافیا نیس. این برام قطعی بود از بازیش. بنابراین شک می‌آرم روش که بره در موضع دفاع و حالا یا اعدامش کنن (و خودم رای ندم) یا اگه آرش مافیا نباشه و اعدام بشه، بعدش محمدامین اعدام هست احتمالا. آرش هم در اون لحظه برام هر نقشی می‌تونست باشه. اگه می‌خواستم بگم یک نفر، عضو سوم مافیا هست، رضا بود برام. که اینم در بازیم لحاظ نکردم. چون نمی‌خواستم چیزیُ قطعی بگیرم.
بریم جلوتر، گفتم خب دو حالت داره اینجا. اگه آرش مافیا نباشه که عالی هست و حداقل دو بی‌گناه/فرعی پشت هم می‌ره بیرون و احتمالا بردیم. اگرم مافیا باشه که این فاز یا بعدیش بیرون می‌ره و محمدحسین هم تکی نمی‌تونه بره در 2 نفر به دلایلی که بعدا می‌گم. برای همین من نباید قمار کامل بکنم رو آرش. بازی به انتها رسید در اون فاز و آرای قطعی این بود:
محمدامین (متقابل)، هادی (موضع قاطع خودش)، کی‌پی (همراهی با محمدامین و شهر)، رامتین (اعلام خودش). 4 رای قطعی داشت آرش. از 9 رای. بعد محمدحسین هم اومد گفت بین این دو تا، به آرش رای می‌ده. اونجا آرش احتمال مافیاییش برام بسیار کمتر شد. چون من می‌دونستم محمدحسین مافیاست. گفتم یا باید بیاد دفاع کنه از یارش چون نزدیکه یا از قبل یه چیزایی آماده کرده باشه که کامل بیاد سمتش. دیدم هیچکدوم نیس و در راستای بازیش اومد جلو. گفتم پس احتمالا مافیا نیست آرش.:دی حالا اگه مافیا بود چی؟ 5 رای از 9 رای داشت. کاری نمی‌تونستم بکنم در این حالت هم.
آرا هم کاملا بین آرش و محمدامین بود و من احتمال بسیار پایینی می‌دادم که رامتین هم گزینه اعدام باشه. در واقع اگه امین کی‌پی، قانونُ دقیق می‌دونست و بعد از اعلام تعویض رایش، با گزینه رای سایت، رای می‌داد، رامتین اصلا دفاعیه نمیومد. بنابراین من گفتم بین این دو نفر هست و 5 رای از 9 تا رو داره حداقل. پس مافیا باشه هم باید اون‌وری رای بدم.
بعد رسیدیم دفاعیه. قبلش بگم که لحن آرش برای من کاملا بی‌گناه بود؛ ولی منطقی کاملا می‌تونست گناه‌کار باشه. و از دید من آرش بی‌گناه هم می‌تونست اون حرفا رو بزنه. دفاعیه هم که نمی‌دونست محمدامین اومده دفاعیه برام تقریبا صد درصد کرد که مافیا نیس حداقل. معلوم بود ساختگی نیست. البته، گفتم مافیا باشه هم که کاری نمی‌تونستم بکنم. و نیست با این کارا دیگه. اعدام می‌شه، بعد شهر رو محمدامین اجماع خواهد گرفت. بعد دیدم عه مافیا بود. و واقعا تعجب کردم. و البته ناراحت هم نشدم از تصمیم خودم. چون کاری نمی‌شد کرد در این حالت. رامتین هم اگه اومد بالا و رقابت نزدیک شد، چون من گذاشتمش یک؛ در حالی که اصلا نباید می‌ذاشتمش. طبق بازیم، یک محمدامین بود، دو آرش و سه رامتین. که آرش هر دو نفرُ شکست می‌داد و اعدام بود باز. منتهی من از ابتدای بازیم بنا رو بر این گذاشتم که رای یه جور دیگه‌ای بدم که خیلی درست بود از نظرم و با این آرا خیلی کار داشتم. منتهی بازی به سمتی رفت که این‌ها و خیلی مسائل دیگه دیده نشد؛ مگر ته ته بازی.
آرش واقعا تلاش کرد و خیلی لحنی خوب بازی کرد. ایراد بیش از این‌که فردی باشه، تیمی بود. بعدا بیشتر توضیح می‌دم.
اینم بگم که ما الآن که بازی تموم شده می‌بینیم. به این معنی نیست که من اگه بودم فلان می‌کردم و می‌بردیم و اینا. نه اصلا. من خودم دو تا تیم داشتم در این سایت. هر دو از نظر تیمی بد بودیم و باختیم.


رفتیم فاز بعدی. باز هم امین کی‌پی شب نمرد. و هیچ بی‌گناه دیگری هم شب نمرد. بازی 6 نفر بود؛ 1 مافیا و 1 جلاد.
شک رفت روی رضا و محمدحسین (قبل از پست بررسی رای من) که صحیح بود. من اون پستُ دادم که تهش یه کار دیگه‌ای بکنم. یه جا نوشتم اوه اوه اوه اوه. بعدش نشد اجرا بشه؛ چون محمدحسین با قاطعیت آرا اومد دفاعیه و نمی‌شد کاری که خواستم انجام بدم. چی بود حالا؟ قرار بود بیام بگم من تازه اونجا فهمیدم پدرخوانده کیه لعنتیا. و اگه زودتر می‌دونستم، اصلا اون پست تحلیل آرا رو یه جور دیگه می‌نوشتم. شایدم نمی‌نوشتم. اگه رضا و یک نفر دیگه (جز محمدحسین) میومدن دفاع، این جمله خیلی رو اعصاب می‌رفت. قاعدتا هم باید همین می‌شد. منتهی بازی رفت روی اینکه جلاد رضا رو حدس زده، پس نیاریمش. منم هیچ کاری در این مورد نمی‌تونستم بکنم.
بریم ته فاز و آرا. گفتم یا فری به محمدحسین رای خواهد داد (که احتمالش برام 50 یا کمتر بود؛ و خب عالی بود رایش.) که من کاری نمی‌تونم بکنم. چون اگه اونجا اعدام نشه هم، بعدش هم خودش قطعی لو خواهد رفت هم من. پس این هیچی. یا فری رای نمی‌ده به محمدحسین که خب می‌شه یه کارایی کرد.
حالا چرا خودم هم رای دادم. تمام حالات ممکنُ حساب کردم. گفتم اگه اعدام بشه که من هم بهش رای دادم و می‌شه رو این کار کرد. حالا اگه نشه، چه اتفاقی ممکنه بیفته:

1. محمدامین اعدام بشه و جلاد باشه. خب مافیا رو از بین رضا و محمدحسین می‌زنن و مافیا می‌بازه. پس من بازم باید به محمدحسین رای بدم که خودم و مافیا شانس برد داشته باشیم. چون اگه منُ به اشتباه حدس می‌زدن، مافیا هم می‌برد.
2. محمدامین اعدام بشه و بی‌گناه باشه. اگه باز هم کی‌پی یا یه نفر دیگه رو نزنن خب بازی می‌شه 5 نفر. کاری نمی‌شه کرد اینجا. چرا نمی‌شه؟:دی چون بهترین حالت برای مافیا هم اجرا بشه باز فایده نداره:
یا رضا رو اعدام می‌کنن. جلاد باشه، محمدحسین هم اعدام می‌کنن و تمام. بی‌گناه باشه، بازی می‌شه 4 نفر. 1 مافیا و 1 جلاد. این فاز محمدحسین اعدام نمی‌شه مشخصا؛ چون فاز اعدام جلاد هست. یه نفر (هرکی) اعدام می‌کنن. اگه جلاد نباشه که خب جلاد می‌بره.:دی اگه جلاد باشه هم تو 3 نفر آخر محمدحسین مافیاست دیگه. پس کاری نمی‌شه کرد اینجا. یا در اون چهار نفر، جلاد می‌ره بیرون. باز بین 3 نفر محمدحسین اعدام می‌شه و تمام.
یا یک نفر جز رضا اعدام می‌شه (که حالت غلط و احمقانه‌ای هست). اگه جلاد باشه، 4 نفر موندن و مافیا بین رضا و محمدحسین هست. خب با هر ترتیبی اعدام کنن تمومه. اگه جلاد نباشه، بازی می‌ره در 4 نفر. 1 مافیا مونده و 1 جلاد. فاز اعدام جلاد هست. پس محمدحسین اعدام نمی‌شه. یه نفر دیگه رو اعدام می‌کنن. این‌جا دیگه باید رضا باشه اعدامی؛ چون شک برای جلاد هم داره علاوه بر مافیا. وقتی نه مافیا رفته بیرون نه جلاد، ولش نمی‌کنن که تا ته بره که. جلاد باشه، بعدش محمدحسین اعدام می‌شه. جلاد نباشه هم خود جلاد برده.
تنها حالتی که من الآن موقع نوشتن رسیدم بهش و موقع بازی نرسیدم این بود: تو 4 نفر، جلاد خارج می‌شه از بازی به دلیل حدس غلط و جلاد هم رضا نیست. چون اگه رضا باشه باز تو 3 نفر محمدحسین اعدام هست. در این حالت 3 نفر می‌مونن که رضا و محمدحسین و یک نفر دیگه هست که محمدحسین می‌تونه رضا رو اعدام کنه و ببره. منتهی چون رضا واقعا جلاد بوده، امکان اتفاق افتادن نداشته این حالت.
3. محمدامین اعدام می‌شه و بی‌گناهه و شب هم یه بی‌گناهُ می‌زنن. باز به همون 4 نفر با 1 مافیا و 1 جلاد می‌رسیم. که اینم تکرار حالت بالا هست. یعنی یا جلاد برنده می‌شه یا نمی‌شه و محمدحسین اعدام می‌شه تو 3 نفر. تنها حالت خوب برای مافیا که من اون لحظه حواسم نبوده، خروج جلادی به جز رضا در چهار نفر هست که امکان وقوع نداشته کلا.

یه چیزم بگم. ممکنه بگید رو اینا می‌شده بازی بشه و این حالات صرفا منطق قضیه هست و می‌شه ازش عبور کرد. جواب من اینه که من چنین کاری نمی‌کنم اگرم بشه. چون خر/احمق فرض کردن بقیه هست. جنبه اخلاقیش هم فقط مد نظرم نیست. من اگه یک بار چنین کاری بکنم، دیگه هیچ موقع حرفام منطقی خونده نمی‌شه و می‌گن مرض‌دار هست هرچی بگی.
در ذهن من اینا با گول زدن و ... فرق داره کاملا. امیدوارم مفهومی که مد نظرم هست، منتقل شده باشه.


بنده سعی کرده تمام حالاتُ در نظر بگیرم در اون زمان کم. به نتیجه نرسیدم رو هیچ‌کدومش.
پس به محمدحسین رای دادم که برم روی باخت بی‌گناها. حالا به فرض رایم برعکس بود اصلا؛ نتیجه 4-4 می‌شد. یا محمدامین اعدام می‌شد که من لو می‌رفتم با اون اولویت و محمدحسین مشخص می‌شد پدرخوانده هست. و تموم بود بازی. یا محمدحسین اعدام می‌شد که باز هم من لو می‌رفتم و تموم بود بازی. در واقع تنها شانس مافیا این‌جا این بود که فری به محمدحسین رای نده. من رای بدم. محمدحسین اعدام نشه. که اتفاق نیفتاد. بازی محمدحسین هم خوب بود به‌نظرم. مشکل کیفی نداشت. مشکل کمی داشت. بیشتر اگه تو بازی بود، موثرتر بود قطعا.

در ادامه بازی و در 5 نفر. من باخته بودم. قبلش از گاد پرسیدم که اگه من ببازم چی اعلام می‌شه؟ می‌گی پویا باخت؟ گفت نه. می‌گم یک رهبر باخته. گفتم خب پس رو این می‌تونم بازی کنم. اگه این نبود، نمی‌تونستم به محمدحسین رای بدم اصلا. ولو اینکه احتمال برد صفر باشه. حالات بالا رو در نظر گرفتم، گفتم اگه محمدحسین این فاز یا بعدش رفت بیرون، یا فری بهش رای نداده که برتری با من هست. یا رای داده که من سریع می‌آم می‌گم فری باخته و گاد هم اعلام می‌کنه بعدا. اگه جلاد برد که خب هیچی. اگه نبرد، من تهش می‌گم که استنباطم از متن قانون این بود که نام رهبر بازنده اعلام می‌شه (که واقعا هم همین استنباط می‌شه)؛ حالا که اعلام نشده، حق دارید اگه به فری رای بدید. منم بودم به فری رای می‌دادم. تنها راه برد همین بود در ذهن من.:دی نمی‌گم هم می‌بردیم. ولی احتمالش قابل توجه بود. اینم اضافه کنید که من در فاز 5 نفره به بعد با اون جمله، بازیُ در دست گرفتم با قاطعیت و بی‌گناها هم پشت من اومدن رای دادن. اگه جلاد اعدام می‌شد،
تلاش من برای اعدامش دیده می‌شد و موثر بود در تصمیم نهایی. پیشبینیم البته این بود فریُ انتخاب می‌کنن احتمالا؛ ولی حداقل این بود که نهایت تلاشمُ کردم در بهترین حالتی که در ذهنم وجود داشته.

در اون فاز هم قبل از شروع، من گفتم جلاد یا دوست خوب‌وخوش‌تیپ هست یا هادی. بعد که هادی اومد جان بر کف گفت اعدامم کنید، گفتم هادی نیست پس. می‌گم یکی دیگه رو اعدام کنن فعلا. بعد ببینیم چی می‌شه.:دی چون رو اینم داشتم حساب می‌کردم که کی ممکنه منُ انتخاب نکنه اصلا.
اجماع رو رامتین عزیز شکل گرفت به غلط و کاریشم نمی‌شد کرد. رفت بیرون نقششُ دیدم، احتمال جلاد بودن محمدامین برام خیلی کم شد. چون من به درست یا غلط، پلیسُ از بین رامتین و محمدامین می‌دیدم. دو حالت در نظر گرفتم. گفتم یا محمدامین جلاد هست که اگه اعدام بشه من می‌تونم بقیه رو گول بزنم. خودش گول نمی‌خورد اصلا چون کامل ضد من شده بود باتوجه به نقشش. یا نیس، که جلاد برام هادی بود در اون حالت. که اصلا نمی‌شد اعدامش کرد اونجا. من واقعا اعتقاد داشتم رضا دوباره جلاد بازی نمی‌کنه. رفتیم جلوتر. دقایق آخر یا شاید دقیقه آخر ذهنم رفت سمت جلادی رضا باتوجه به مکثی که داشت. گفتم اولا ممکنه نتونم نظراتُ عوض کنم که برگردن رو رضا. ثانیا عوض بکنم هم محمدامین در بازی می‌مونه و به من رای نخواهد داد. پس بره بیرون بهتره. اینه که ادامه دادم و برنگشتم سمت رضا. عالی هم بازی کرد. خیلی خوشحال شدم براش که برد و واقعا لذت بردم. بازگشت فوق‌العاده‌ای بود. ایول.


در مورد نفرات حالا کامل‌تر نظر می‌دم بعدا. فعلا نقدا:
بی‌گناها هادی عالی بود و بهترین بازیش بود از دید من. درود بر روح بزرگت.:ایکس
محمدامین هم عالی بازی کرد و خیلی اذیتش کردم. حق بازیش نبود که اذیتش کنم؛ ولی تقصیر خودش بود بی‌ادب شد یه لحظه ناخواسته. منم احمق نیستم و می‌دونم عمدی نبوده پسر جان. منتهی سهویش هم بده و مجازات داره.:دی به قول امین، رشد کرد در این بازی و یه سطح اومد بالاتر از دید من. حالا بیشتر توضیح می‌دم بعدا.
رامتین هم خوب بود و خیلی خوب تصمیم گرفت به نظرم و شاید مثل همیشه‌اش نبود؛ ولی اشتباه مهمی نداشت از دید من. خسته نباشی پیش‌کسوت.:گل:
امین کی‌پی واقعا خوب بود و یکی از بهترین دور اولی‌ها بود. البته که از انتظار من بالاتر نبود. مطمئن بودم که عالی بازی خواهد کرد. کم هم گول خورد لعنتی. درود بر تو.
امین خلفی خیلی خوب بازی کرد از دید من جز یک یا دو پست که می‌گم بعدا و مظلومانه و بیخود اعدام شد.
اشکان هم که معلومه بازیکن خوبی هست. حالا دورهای بعدی بیشتر بازی می‌کنه. این دور نشد.

ولی یه چیزی رک بهتون بگم. بی‌گناها با این‌که فردی واقعا خوب بودن، ولی تیمی اصلا خوب نبودن. شاید بخشیش به دلیل این بود که من فضا رو آلوده کردم و هرج و مرج زیاد بود.
ولی ببینید: بهترین حالت ممکن که احتمالش کم بوده در شب اتفاق افتاده: مرگ یک مافیا، یک فرعی و صفر بی‌گناه.
با این حال اگه مافیا همین بازیُ می‌کرد و فقط امینُ در شب می‌زدن، بی‌گناها از هم می‌پاشیدن. پس بخشی از بازی خوب، معلول شرایط قفل برای مافیا بوده و وقتی که بازی به جایی رسید در فاز 5 نفره که پیش‌فرضی وجود نداشت و برای گناه‌کار قفل نبود، دو نفر از بازی رفتن بیرون. شاید اگه نیاز بود جلاد در 2 نفر ببره، نفر سوم هم می‌رفت بیرون. به سرعتی هم ربطش ندید فقط به‌نظرم. عوامل زیادی دخیل بود. از پیش‌فرض "رضا تازه (که تازه هم نبود و دو سال پیش بود) جلاد گرفته برده، پس نیست؛" به راحتی نمی‌شه عبور کرد. حق‌تون هم هست حقیقتا. آرشُ به عنوان پدرخوانده اعدام کردید و نه مافیا. در حالی که پدرخوانده نبود.:دی
اینم از دید من به جنبه مثبتش فکر کنید. اگه برده بودید، ضعف‌هاتون دیده نمی‌شد اون‌قدری و کمتر از حالتی که باید پیشرفت می‌کردید. بیشتر هم منظورم تیمی هست. وگرنه فردی سطح‌ها خیلی بالا بود. من خودم این‌جوری هستم که حتی اگه همه مثل دور 13 بگن پویا عالی و ده و تمام و فلان، باز می‌رم ببینم کجاها خوب نبودم، اونا رو بهتر بکنم. در زندگی هم همینه دیدم.

مرسی از همگی بابت وقتی که گذاشتید. خسته هم نباشید.
 
آخرین ویرایش:
رئیس جماهیر
نوشته‌ها
569
پسندها
271
امتیازها
155
مدال‌ها
11
خب سلام
بعد اون جفنگیات پست قبلی یه کم جدی بشم :دی

اول در مورد بازی خودم بگم به نظر خودم خوب بودم. و حقیقتا از خودم راضیم. من توی این مورد تعارف ندارم معمولا، چیزی که به نظرم بوده رو میگم. مورد داشتیم توی تحلیل گفتم افتضاح بودم. ولی این دور به نظر خودم مشکل خاصی نداشتم. عالی نبودم و جزو بهترین بازیام نبود ولی خوب بود 🤔:دی
شاید خیلی فعال نبودم و ابتکار خاصی انجام ندادم ولی تا جایی که شد به نظرم در جهت برد بیگناها بازی کردم و تشخیصام هم اکثرا اوکی بود. به جز ترسا که کلا ازش گول میخورم و یه شب ازش محافظت کردم :))
از امین کی پی هم میخواستم محافظت کنم که قسمت نشد و البته خوشبختانه نزدنش.
با توجه به این که هیچ علمی نداشتم بعضی گیج شدنام هم طبیعی بود.

این در مورد خودم.

الان خستم. ایشالا تا شب یه پست دیگه میدم‌ برای تحلیل کاملتر بازی.

و بگم انتظار داشتم الان بعد چند روز اومدم کلی تحلیل ببینم که ففط هادی و پویا بودن 🫠

رامتین هم خوب بود و خیلی خوب تصمیم گرفت به نظرم و شاید مثل همیشه‌اش نبود؛ ولی اشتباه مهمی نداشت از دید من. خسته نباشی پیش‌کسوت.:گل:
کم دچار بحران سی سالگی شدم تو هم بهم بگو پیشکسوت 🥲😂
 
آخرین ویرایش:
Thomas Shelby
نوشته‌ها
777
پسندها
630
امتیازها
835
مدال‌ها
47
کم دچار بحران سی سالگی شدم تو هم بهم بگو پیشکسوت 🥲😂

من بچه که بودم، شبا از خونه فرار می‌کردم دزدکی، میومدم فوتی و مافیا می‌دیدم. یکی از الگوهامم یوزر توماس مولر بود.:دی چون نه می‌تونستن تشخیصش بدن نه می‌تونستن بریزن سرش. الآن هم همونه البته.
 
رئیس جماهیر
نوشته‌ها
569
پسندها
271
امتیازها
155
مدال‌ها
11
خب :دی

اول یه نظر کلی در مورد بازی بدم
به نظرم تقریبا هیچ تیمی اونقدر خوب نبود که بگیم شایسته برد بودن، شاید برد جلاد عادلانه ترین نتیجه ممکن بود، با این که رضا هم جاهایی رو بد بازی کرد ولی خیلی عالی جبران کرد، حالا توی تحلیل خودش میگم، و البته نقش پویا هم در بردش نمیشه در نظر نگرفت
در‌ مورد رهبران من اصلا فکر‌ نمیکردم مفیس هم انقدر علمش کمه. به نظرم سخت ترین نقش‌های بازی رو داشتن. و البته کلا با نقش رهبر حال نمیکنم :))
یه چیزم بگم این فازهای دو روزه واقعا خسته کننده است به نظرم. میدونم خیلیا اصلا با همین شرط بازی میکنن ولی کاش‌ میشد یه کاریش کرد، هیچ فایده ای نداره فقط بازی رو کش میده. شاید اگه نباشن نیاز به فاز سرعتی هم نباشه


تیم مافیا بدشانس بود واقعا، استراتژیش نفهمیدم چی بود و هنوزم خودشون پست ندادن که بگن چی بود، اما اون حد از بدشانسی که یه عضوشون و یه عضو بالقوه رو اول بازی از دست بدن و یه عضو دیگشون تا آستانه اعدام بره واقعا اعصاب نمیذاره برا آدم و خیلی چیزا رو مختل میکنه :دی تیر هم شانس مطلقه، به نظرم بالانس در این مورد هم خوب بود (در کلیت که خوب بود) دیدم اگه اشتباه نکنم نصف بازیکن‌ها غیر خودشون رو میتونستن بزنن ولی خب نشد کلا که بیشتر بدشانسیه. کلا شبیه ارتشی بودن که همون اول ضربه اولیه سخت رو خورده و دیگه نتونسته سرپا بشه.

تیم بیگناهان رو حقیقتا بلد نیستم خوب تحلیل کنم، هیچ وقت هم بلد نبودم. به نظرم خیلی سخته بیگناهان رو‌ یه تیم ببینیم، یه جورایی شبیه مسابقات تیمی کُشتیه که هر فرد باید خودش بدون این که کاری با بقیه داشته باشه، خوب باشه.

به ترتیبی که گاد نوشته نطر مختصری در مورد بازی بازیکنا بگم و بعد برم پی کارم :دی

محمدحسین: جدای بدشانسی‌ها، به نظرم هنوز بازی گناهکار و بیگناهش خیلی فرق داره و قابل تشخیصه، و این وسط متوجه نشدم چرا آرش اومد یکی از این تفاوت‌ها رو گفت (وقتی گناهکاره نمیتونه گزینه برا اعدام پیدا کنه) همون خیلی روی من تاثیر‌گذاشت. البته طبیعیه اعضای مافیا با هم درگیر هم بشن ولی این که ویژگی به این مهمی رو بگه اصلا منطقی نبود. به نظرم بهتر بود دلایل آبکی میاورد :دی
جای محمدحسین بودم دفعه بعدی هم یه گناهکار برمیداشتم و مثل بیگناهیم بازی میکردم. (حالا برای این نیاین دور بعد اعدامش کنین :)) )

آرش: یه توصیه به آرش دارم که انقدر بیش فعال نباشه :دی وقتی بیش فعاله خواه ناخواه توی یه بخشی از فعالیتاش سوتی میده و حداقل یه نفر به خاطر اون بهش رای میده. به نظرم فعال باشه ولی انقدر با همه چیز درگیر نشه بهتره. اون پرونده سازیش علیه محمدامین زیاد منطقی نبود و به نظرم همون باعث اعدامش شد، یا اون قضیه شیر یا خط که بعدا گفت اوکی‌ اگه منظورت دقیقا شیر یا خط نیست پس مشکلی نیست اصلا منطقی نبود حقیقتا
اما هنرش نیز بگیم. به شدت باورپذیر ادای بیگناه درمیاورد، امین کی پی که خیلی شک داشت به بیگناهیش، خودمم با این که تا حد زیادی مطمئن شده بودم مافیاس بازم با خوندن دفاعیه فاز قبل و همون فازش دچار شک شدم. خیلی تشخیصش سخت بود.
نمیدونم واقعا عصبی بود یا ادای عصبی بودن درمیاورد، البته هادی به کسی گیر بده واقعا آدمو عصبی میکنه :)) اما هر چی بود خیلی شیک این عصبانیت رو به شکل عصبانیت یک شهروند وظیفه شناس دراورد
نمیدونم واقعا دیگه نمیخواد با یوزر اصلی بازی نکنه یا نه. ولی پیشنهاد میدم همچنان بازی کنه، حیفه. یکی از بهتریناس

ترسا شروع خیلی خوبی داشت، به قول خودش اولین بار بود شروعش خوب بود، و واقعا بدشانسی آورد، نمیدونم محمدامین چطور تشخیصش داد :دی متاسفانه زیاد نشد بازیش رو ببینیم ولی اگه میموند با توجه به سابقه اش به نظرم خیلی کمک میکرد به مافیا. منم احتمالا تا آخر بازی گول میخوردم ازش :))

هادی هم که سبک خودشو به شکل خوبی پیاده کرد :دی خیلی خوب ثابت کرده بود بیگناهه. اگه پیشنهاد فاز سرعتیش عملی میشد شاید تغییری در نتیجه ایجاد نمیشد اما پیشنهاد خوبی بود. استایل بازی خاص خودش رو داره و اکثرا هم موفقه. فقط کاش اون آخر انقدر خسته نمیشد.

محمدامین واقعا عالی بازی کرد، خیلی عالی از لبه اعدام برگشت و ثابت کرد که حداقل مافیا نیست. فقط مثل آرش یه کم مشکل بیش فعالی داشت :)) اون ابتکارش که یهو آخر فاز رایش رو عوض کرد اصلا درک نکردم :دی هر چند به نفع من شد :دی یا اون گیر دادن‌های بی دلیلش به خودمو درک نکردم، مرد حسابی من یه پست دادم که شبیه رفع تکلیفه، بعدش ولی توی همون فاز به نفع خودت اومدم و از این بازی رفع تکلیفی کناره گیری کردم و تصمیم درست هم گرفتم، بازم میای فاز بعد به اون گیر میدی، چه کاریه آخه :دی
تشخیص ترسا توی فاز شب واقعا عالی بود و بیگناها رو خیلی مقابل مافیا جلو انداخت

رامتین نظرمو در مورد بازیم گفتم، اینجا چند تا اشکال بگم. یه اشکالم این بود که بحث رضا رو ول کردم کلا، با این که برایند بحثش به نفعم بود و اشکال اصلیم هم کلا جواب نداد. یه اشکال دیگه این بود که کاری نکردم ثابت کنم نمیتونم جلاد باشم و اون آخر واقعا دفاعی نداشتم جز این که بیگناها رو از عاقبت کارشون بترسونم که البته رهبر فرزانه گفت اگه بیگناهی چرا این کارو میکنی، بگیر بخواب .چه عرض کنم والا.

اشکان راستش بازیشو کلا درک نکردم، ادعای نقشش هم نفهمیدم کلا 🤔 به نظرم ادعاش در لفافه بود و خیلی صریح نبود و تاثیری توی بازی نمیذاشت. اگه میموند احتمالا اعدام بود

امین کی پی خیلییی عالی بود! تشخیص های درست، سفیدنمایی کامل، بهترین استفاده از نقشش در فاز شب. پکیج کاملی از ویژگی های مثبت بود واقعا. کاش توی سرعتی بهتر عمل میکرد و میبردیم ولی خب معما چون حل شود، آسان شود. به نظرم شایسته عنوان بهترین بیگناه یا حتی بهترین بازیکن این دوره است.

امین خلفی خیلی کشکی و الکی و عجیب اعدام شد. کلا درک نکردم اعدامشو. بازیش به نظرم مشکل خاصی نداشت. کاش بیشتر میموند.

رضا یه چیزی که در بازی رضا خیلی عالی بود این بود که در مواجهه با اتهاماتی که علیهش مطرح کردم خیلی حداقل در ظاهر عصبی شد و جواباش هم کار رو بدتر کرد. ولی بعدش رفت یه روز استراحت کرد و با روحیه نو برگشت و البته کمی تا قسمتی شانس آورد و بازی هم در ادامه جوری شد که احتمال اعدامش خیلی کم شد. این کاری که کرد رو من هم چندین بار دوره های قبل انجام دادم.خیلی خوب جواب میده. بعضی وقتا کاری نکردن خیلی بهتر از کار اشتباه کردنه. (سوسماس) آخرم که با کمک پویا برد. تبریکات فراوان :دی

عرفان حیف شد واقعا. شروع خوبی داشت ولی شانس باهاش یار نبود. قسمت نیست این دوره ها زیاد توی بازی باشه :( امیدوارم از بازی کناره گیری نکنه و یه بازی عالی ازش ببینیم در آینده

فری در موردش میدونم که خیلی نقش براش مهمه. یعنی وقتی بیگناه و مثلا پلیسه، نمیاد خودشو به شکل بیگناه ببینه، خودشو پلیس میبینه و بر اساس نقش پلیس برا خودش یه سبک بازی انتخاب میکنه. این دور هم حقیقتا سخت ترین نقش کل بازی رو داشت. اما در مورد بازیش بگم که کلا بازیش رو درک نکردم که از مشکلات ذاتی رعیته که بازی رهبر رو درک نمیکنه :دی به نظرم رسید با من و محمدامین تا حدی لج کرده بود.
واقعا سخته رهبر باشی ولی هیچ علمی بیشتر از یه بیگناه بی نقش نداشته باشی. حقیقتا از مفیس هم سخت تر بود کارش.

پویا مثل همیشه عالی :دی علمش به عنوان مفیس خیلی کم بود. مثل یه رهبر واقعی بازی کرد و بازی رو در مقاطع زیادی در دستش گرفت. دیگه چی بگم؟ :دی

تا درودی دیگر بدرود :))

بقیه هم بریزن تحلیل کنن دیگه

آها یه نکته مثبت این بازی این بود که استناد به این سیدبندی کلا دود هوا شد و رفت
من که کلا قبولش ندارم چون همه الان حداقل یه سبک دارن و توی همون سبک خودشون خیلی خوبن و اصلا این که بگیم فلانی متوسطه فلانی عالیه و… درست نیست.
این بازی هم که مشخص شد اصلا به این پیش فرض‌های اشتباه نباید توجه کرد. وگرنه مثلا رضا جلاد نبود.
به نظرم اگه کسی به این خاطر بازی نمیکنه پاشه بیاد.
 
آخرین ویرایش:

AKP

مافیایی
نوشته‌ها
129
پسندها
133
امتیازها
65
مدال‌ها
8
امین کی پی که خیلی شک داشت به بیگناهیش

یه توضیحی درباره دلیل این بدم :دی دلیل اینکه میگفتم خیلی میترسم که به آرش رای بدم این بود که 4 تا بیگناه توی بازی بود، از دید من روئین تن، پلیس، تکاور و یه نقش مجهول. نقش مجهول رو فکر نمیکردم دکتر باشه چون یه پرستار توی بازی داشتیم قبلش. برای همین فکر میکردم یکی از نقش هایی هست که توانایی های کمتری داره پس اون نقش مال آرش نیست (حالا شما بگید اون چیزی که بهش میگید سیدبندی مرده ولی همینه که هست:دی)، تکاور هم که خودم بودم پس آرش تکاور هم نبود، با توجه به خروجی مافیا توی شب اول با تشخیص پلیس و اینکه آرش اومده بود گفته بود ازش حس مثبت میگیره پس قطعا پلیس هم نبود، پس فقط اگر بیگناه میبود قطعا روئین تن بود. اهمیت بیرون نرفتن روئین تن هم این بود که اگر اشتباه میکردیم اون روز و یه بیگناه میدادیم بیرون و اون بیگناه روئین تن بود و شب هم شات مافیا مینشست، دیگه عملا تموم بود، ولی اگر ما اشتباه میکردیم ولی اون بیگناه روئین تن نبود، حتی اگه شات مینشست با اکت روئین تن برمیگشت به بازی و بازم یه شانسی بود. درنتیجه به صورت ریاضی از نظرم آرش اگر بیگناه میبود، 100 درصد روئین تن بود، ولی محمدامین اگر بیگناه میبود مینمم 50 درصد شانس داشت که روئین تن نباشه:دی در نتیجه وقتی وارد اون فاز شدیم با این علم که باید بین محمدامین و آرش به یکی رای بدیم وارد شدم و نظرم این بود که ترجیح میدم که محمدامین بیگناه رو به اشتباه بیرون کنم تا اینکه آرش بیگناه رو که باز توی طول روز براساس مکالمات و اتفاقات پیش اومده عوض کردم رای رو.

یه توضیحی هم درباره شک و رایم به خلفی بدم که البته توی گروه گفتم دلیلش رو، برای کسایی که نبودن بگم باز. توی طول بازی پویا درباره بقیه تکی حرف میزد، اما به من و خلفی که میرسید باهم اسممون رو میگفت. از اونجایی که پویا با توجه به همون چیزایی که میگید مرده تشخیص میداد نقش من ضدضربه نیست و این جوری دوبار اسم من و خلفی رو با هم میگفت، من احتمال دادم که پویا داره اینجوری ما رو باهم باکس میکنه و میدونه خلفی مافیاست و میخواد اینجوری به تیم مافیا بگه، بزنین اینو دیگه :دی برای همین شک کردم که مافیا باشه. همونجور که بهش گفتم یه overthink الکی بود و اشتباه شد وگرنه همون شب آرش رو میدادیم بیرون و کار شاید خیلی راحت تر میشد. بعد توی بازی هم هرکی ازم سوال میکرد چرا رای دادی نمیتونستم بگم چون اگر میگفتم توجه مافیا رو سمت اینکه شب قابلیت سیو شدن ندارم جلب میکرد. پیش خودم گفتم فعلا که خودشون متوجه نشدن من چرا براشون هدف دقیق مشخص کنم.

کاش توی سرعتی بهتر عمل میکرد و میبردیم ولی خب معما چون حل شود، آسان شود.

آره واقعا فاز سرعتی رو بدجور خراب کردم چون اصلا تمرکزی نداشتم روی بازی. از یه طرف دو نفر دیگه داشتن باهام حرف میزدن و از یه طرف تا رفرش میکردم 5 تا پست جدید اومده بود. حداقل کاری که میتونستم بکنم این بود که من که خودم میدونستم پویا رهبر مافیاست بیفتم دنبال هادی که چرا داری اینو هلن میکنی یهو ته بازی. ولی انقدر همه چیز سریع جلو رفت که نمیفهمیدم داره چه اتفاقی میفته. به نظرم اگر سرعتی نمیشد خودمون 4 تا باهم یکم حرف میزدیم درمیاوردیم بازی رو راحت (حالا خودمم به سرعتی شدن بازی رای مثبت دادم:دی).
 
آرش
نوشته‌ها
850
پسندها
260
امتیازها
460
مدال‌ها
38
سلام به همگی.

حقیقتش زیاد دستم به تحلیل این دور نمی‌ره، دلیلش رو هم خودم نمی‌دونم و نه، اون چیزی که شاید فکر کنید نیست. :)) منتهی گفتم به رسم ادب بیام چند خط بنویسم.

اول از همه بدون هیچ‌گونه پاچه‌خواری :)) از امین تشکر می‌کنم که بعد از مدت‌ها این دور رو برگزار کرد و نسخی ما از مافیا رو برطرف کرد، و حقیقتاً یادم اومد که هیچ بازی‌ای همون مافیای خودمون نمی‌شه و بیشتر تشنه‌اش شدم.

بازی بدون مشکل برگزار شد و بالانس هم به عقیده‌ی من مناسب بود، هرچند به طور کل حس می‌کنم در ادوار اخیر بالانس‌ها به سمتی رفته که شانس مافیا توش کم شده، این رو چون خودم این دور مافیا بودم نمی‌گم، در ادوار گذشته هم نظرم همین بود و اگه نگاه کنید از دور ۸ و ۹ به اینور تقریباً هیچ مافیایی اونقدر به برد نزدیک نشده. نزدیک هم منظورم ۲ در ۵ یا ۱ در ۳ هست. صرفا دور ۱۲ شد ۲ در ۵ که اونم عملکرد امیر و مهسا خیلی درخشان بود دیگه. به نظرم نمی‌شه گفت در تمام ادوار دیگه اینکه مافیا شانسش توی جوب رفته فقط به خاطر اینه که بد بازی کردن، وقتی که مشخصا یک الگو وجود داره به نظرم. ایرادی به امین وارد نیست چون مشکل من این دور نیست، مشکلم کلا استانداردی هست که برای بالانس شکل گرفته در ادوار اخیر. حالا فکر نکنین دور بعد من گاد شم ۶ تا مافیا می‌ذارم. منظورم چیزهای جزئی هست بیشتر، مثلا اینکه با وجود پلیس تیردار مافیا عملا با یک نفر کمتر بازی رو شروع می‌کنه. ما حتی اگه جفت تیرمون هم می‌نشست و خودمون اعدام نمی‌شدیم، باید ۴ بیگناه اعدام می‌کردیم در حالی که قبلا استانداردش ۳ بود.

جز این، نقش‌های جدیدی که اضافه شد رو دوست داشتم من و امیدوارم باز هم توی بازی‌هامون ببینم، و از اون مهم‌تر امیدوارم امین باز هم گاد بشه و بازی کنیم چون واقعا گاد خبره‌ایه. :گلرز:

در مورد بازیکن‌ها:

محمدحسین: بازیکن‌های مافیا (به اون شکلی که ما بازی می‌کنیم) به نظرم دو دسته‌ان، اونایی که ذاتاً بیگناهن و اونایی که ذاتاً گناهکارن. هر کدوم از این دو دسته وقتی فاکتور تجربه و ... رو حذف کنیم، در اون نقشی که ذاتاً هستن بهتر عمل می‌کنن، یعنی دسته‌ی اول در ادوار نخستشون بیگناهی بهتری دارن و دسته‌ی دوم در ادوار نخستشون گناهکاری بهتری دارن، و هر کدوم باید اونقدر نقش مقابل رو بازی کنن تا فاکتور تجربه اون خلاً رو پر کنه و به قولی دستشون بیاد که سمت مقابل چه شکلیه. من خودم از دسته‌ی دوم یعنی ذاتاً گناهکار بودم از اول، محمدحسین از دسته‌ی اول یعنی ذاتاً بیگناهه. با این وجود من بازی این دورش رو دوست داشتم، خصوصا فاز آخرش که به نظرم حقش نبود اعدام بشه و داشت هوشمندانه بازی می‌کرد، اسیر اتفاقات بازی شد. یعنی شاید تا آخر بازی نمی‌رفت ولی حداقل می‌تونست یکی دو نفر رو قبل خودش بندازه. دلیل دیگه‌ی لو رفتنش هم بی‌برنامگی ما سر رای دادن به هم بود که به نظرم می‌شد بهتر درش عمل کنیم. به قولی تیمی خوب نبودیم.

ترسا: از هم‌تیمی شدن با ترسا بسیار خوشحال شدم، حیف که نشد که بشه. به نظرم اگه توی بازی می‌موند قطعا از نظر تیمی بازی جور دیگه‌ای برای ما پیش می‌رفت. با اینکه وقتی از بازی خارج شد هم بازی رو دنبال کرد و کمک‌های خیلی خوبی بهمون کرد ولی ضربه‌ی روحی‌ای که از حذفش خوردیم سنگین بود. چون نقش ترسا توی کمیستری تیمی که تشکیل دادیم بسیار پررنگ بود و به نوعی مهره‌ای بود که گروه رو از لحاظ روحی و انگیزه بالا نگه می‌داشت، حذف شدنش این رو از بین برد تا حد زیادی. قرار هم بود پدرخوانده باشه و اصرار من بر این بود اصلا، خودش رد کرد که به نظرم چیزیه که از این بازی می‌تونه یاد بگیره :دی

خودم: چیزی که این دور یاد گرفتم اینه که حرف‌گوش‌کن‌تر باشم و لزوما هر ایده‌ای که به ذهنم می‌رسه بهترین ایده نیست چون قطعا جوانبی هست که من نمی‌بینم و بقیه می‌بینن. توی این بازی اگه بعضی جاها بیشتر به حرف محمدحسین و ترسا درباره‌ی استراتژی‌های فاز روز گوش می‌کردم قطعا بازی بهتری می‌داشتم و قطعا بازی طور دیگه‌ای رقم می‌خورد. به هر حال تصمیم گرفتم از این به‌بعد coachable تر باشم :))

هادی: می‌تونم بگم بدون شک بهترین بازی‌ای بود که ازش دیدم و احتمالا بهترین بازیکن بازی در کنار پویا. به نظرم بازی هادی اینجوریه که از طریق یه فاکتور مجهول (که حالا می‌گیم حس و اینا) شک می‌کنه به یک بازیکن، بعد می‌ره براش دلیل می‌تراشه که خب این دلایل تقریبا همیشه بی‌ربط درمی‌آن، چون آدم باید بره ببینه اون فاکتور مجهوله چی هست. مثلا در مورد من به نظرم عامل اصلی که من برای هادی گناهکار شدم، نوع پاسخم به پست اتهامش به من بود. هادی هم اشاره کرد به این، ولی به جای اینکه یه خط به این اشاره کنه و ۱۰ خط به ۱۰ دلیل بی‌ربط دیگه، باید همون مسئله رو باز کنه و بره توی عمقش تا به فکتی برسه که اونقدر محکم باشه که کسی نگه هادی حسی رای داد. به نظرم بازی حسی اگه این روند پشت‌بندش نباشه، یعنی نبینی حست از کجا اومده و حست رو تبدیل به فکت نکنی، بازی کم‌نقصی نیست و احتمال خطا توش زیاده.

محمدامین: بازیش خیلی خوب بود. وقتی بیگناهیش رو رسونده یعنی جواب گرفته به نظرم. حالا اینکه جلاد فرضش کردن هم به نظرم زیاد مهم نیست چون سر یه اشتباه بود (همون که گفت به رضا رای می‌دم). نه که رای دادن به رضا اشتباه بوده باشه که خب قطعا نبود چون رضا واقعا جلاد بازی بود، ولی نحوه‌ بیانش و زمان و مکانش بد بود. منتهی هر جور حساب می‌کنم ایراد سختگیرانه‌ایه این نسبت به کل بازیش که خیلی خوب بود. مقابل من هم خیلی قدرتمند بود و لذت بردم از بحث باهاش، فقط کاش با استدلال‌هایی مثل «تو منظورت از پوش اون بود» سطح بحث رو پایین نیاره :)) در کل بخوام بگم، بازی محمدامین روندی رو به رشدی داره طی می‌کنه و پخته‌تر می‌شه، شروعش هم از دور ۱۱ بود.

رامتین: همیشه حداقل یه بیگناه باید توی بازی باشه که انرژیش رو بیشتر سر گناهکاریابی، بذاره روی اینکه برای بقیه بیگناه بشه. رامتین هم این کار رو به خوبی انجام داد و البته دور ۱۳ نشون داد که برعکسش رو هم خوب بلده. رامتین به نظرم در کل بازیکن کاملیه منتهی توی هر بازی بخشی از توانایی‌هاش رو نشون می‌ده و اگه توی یه بازی بتونه همه‌ی توانایی‌هاش رو نشون بده به نظرم یکی از درخشان‌ترین بازی‌هایی که دیدیم می‌شه.

امین کی‌پی: نمی‌خوام بازی عالیش رو با گفتن اینکه «به عنوان دور اولی عالی بود» کم‌ارزش کنم. به عنوان غیردوراولی هم بازیش عالی بود و واقعا لذت بردم از نوع هوشی که داره، یه هوش ترکیبی از هوش هیجانی و عملگرایی هست و در عین حال مکانیسم‌ و الگوها رو هم کاملاً مسلطه. به نظرم همچین بازیکنی با همچین نوع هوشی توی جمعمون کم داشتیم و ازش ممنونم که به جمع ما پیوست و امیدوارم بازم باهامون بازی کنه.

امین خلفی: درکت می‌کنم :)) به نظرم باید سفت‌تر باشه توی بازی. این اولین باری نیست که نسبتاً راحت قربانی اولین اعدام می‌شه و اکثر رای دهندگانش هم گناهکارن، و به نظرم این چیزی نیست که با بازی خودش نتونه جلوش رو بگیره. چطوریش رو به خودش می‌سپرم اما مطمئنم جای پیشرفت داره و این کیفیت‌هایی که الان توی بازی خودش نشون می‌ده، حیفه که توی چنین شرایطی حروم بشه.

رضا: استاد نقش فرعی هستن خدمتتون. به نظرم کلید موفقیتش توی نقش‌های فرعی، آزادی‌ای بوده که نقش فرعی به آدم می‌ده و اگه بتونه این آزادی رو توی نقش‌های گناهکار و بیگناه هم پیدا کنه، می‌تونه توی اون‌ها هم به همین اندازه موفق باشه. خیلی وقته باهاش هم‌تیمی نبودم و خب خودش هم قبل این بازی خیلی وقت بود که درست‌حسابی بازی نکرده بود. امیدوارم به همین زودی‌ها باز هم شاهد بازی‌های خوبش در همین سطح باشیم. این بازی هم کاملاً لایق برد بود و نمونه‌‌ای برای این حرف بود که برای برد لازم نیست حتما کار خاص و عجیبی بکنی، کافیه عالی بازی کنی.

اشکان: گادکش شد وگرنه به نظرم بازیکن مافیای خوبی ازش درمی‌آد. سبکش هم تقریبا با همه‌مون فرق داره و شدیدا دوست دارم بدونم پتانسیلش چه شکلیه.

عرفان: عرفان هم که هم‌تیمی‌هام امونش ندادن. نمی‌دونم اگه اون شب من بودم باز هم عرفان رو می‌زدیم یا نه. منتهی همون دو پستش رو بخوام تحلیل کنم و البته کلا بازی‌های اخیرش رو، به نظرم عرفان نیاز داره چارچوب‌هایی که توی ذهنش برای پست دادن شکل گرفته رو از بین ببره و توی هر پست یه چیز جدید امتحان کنه. کاری بود که قبلا می‌کرد و الان ندیدم بکنه، پست‌هاش انگار قالب از پیش تعریف شده دارن و این باعث می‌شه شخصیتی مثل عرفان که کاملاً شخصیتی بداهه، شورشی و متلاطمه، نتونه کیفیت‌های خودش رو به خوبی بروز بده.

پویا: خوشحالم که شاهد یکی از بهترین بازی‌های پویا و احتمالا بهترین بازی گناهکاریش تا به امروز بودم :دی توی اون سبک و مسیری که انتخاب کرد بی‌نقص بود و ایرادی بخوام بگیرم به خود انتخاب اون سبک و مسیر هست، که خب نمی‌گیرم چون همین سبک هم به نظرم پتانسیل برد خوبی داشت اگه برد رو ملاک قرار بدیم، دیگه جزئیات بین سبک‌ و مسیرهای مختلف برای نقشی مثل مفیستوفلس بیشتر سلیقه‌ای هست. شاید تنها ایرادی که بتونم بگیرم اینه که باید نخ من رو می‌گرفت چون خیلی نخ دادم :)) نقشی مثل مفیستوفلس باید حواسش به نخ گرفتن باشه به نظر بنده حقیر :دی جز این با بازی خیلی حال کردم خصوصا از اونجایی که شروع کرد به هلن شدن :)) هر چند از اول بازی و با همون پست اولش معلوم بود که این یکی از بهترین بازی‌هاشه و همین‌طور هم شد.

فری: بازی آندرریتدی داشت به نظرم. توی بازی اونقدر که باید به خودش و حرف‌هاش توجه نشد، دلیلش هم نمی‌دونم شاید باید به روان‌شناسی جمعی رجوع کنیم :)) به نظرم بازی از نظر رده در رده‌ی روئین‌تنش بود و تفاوت‌هایی هم اگه بوده به خاطر دشواری بیش از حد نقش هلن و خب تقابلش با پویاست. از چیزی که انتظار داشتم هم بهتر جلوی پویا وایساد و اگه بیگناه بودم قطعا بیشتر باهاش بازی می‌کردم. چون پویا شاید مفیستوفلسی بود که معلوم نبود مفیستوئه یا هلن، ولی فری هلنی بود که مشخص بود هلنه. این کار به نظرم اصلا آسون نبود برخلاف چیزی که به نظر می‌آد. خلاصه که قدرش رو ندونستید به نظرم :دی


همین دیگه.

دور بعد هم احتمالا گاد خودمم و شروعش ۲۴ یا ۳۱ خرداده. از همه کسانی که این پست رو می‌خونن دعوت ویژه به عمل می‌آید که در این دور شرکت نمایند. با تشکر :دی

تا دوری دیگر و درودی دیگر به‌درود :دی :گلرز:
 

FM

کارنیاموز مافیا
نوشته‌ها
735
پسندها
171
امتیازها
315
مدال‌ها
32
سلام. یه تحلیل بنویسم که در عین صداقت توی لفافه کامل باشه:دی:)) کسانی که ری اکشن نزدن، مرسی، وقتتونم تموم شد.

این دور لذت بخش ترین دوری بود که بازی کردم، ولی اذیت هم شدم یه خورده که چیز بدی نیست اصلا. اما کل بازی تحت تاثیر عملکرد عجیب و خارق العاده ی پویا قرار گرفت، نمیدونم شما نفهمیدین چیکار کرد یا فهمیدین و خیلی کول، باهاش برخورد میکنین. حس کردم فقط من و مهدی شگفت زده شدیم از این بازیش. البته اینم بگم منم نفهمیدم دقیقا چیکار کرد و چطوری این کارا رو کرد و کلا چی دیدم، ولی میدونم چیز خاصی دیدم:))

در مورد گادِ بازی :

من از این به بعد هر دوری امین برگزار کنه بازی میکنم اگر در دسترس باشم، ولی امیدوارم سالی یک دور باشه. گادیش شباهت هایی داره به گادی پویا، ولی مثل بازیای پویا بوی وایتکس و ریاضی نمیده:)) حالا خودش امیدوارم توی تحلیل توضیح بده که چی فکر میکرد درباره هر نقش و امید و آرزوش چی بوده، و کلا از چه فلسفه ای در بازی پیروی میکنه و اینکه از پتانسیل هر بازیکن چطور میخواسته استفاده کنه؟ اینا مهمن برام. در حال حاضر من نمیدونم نقشا رندوم بوده یا نه فقط میتونم بگم که نقش ها خوب تقسیم شده بودند و به غیر از چند نفر بازیکن ها توی قالب نقش جا گرفتند و تاثیر گذار بودند در زیبایی بازی. این آهنگ گذاشتن بین بازی هم، امیر کاملا از امین کش رفته و خیلی حرکت خوبیه. و اینکه جدیدا ترجیح میدم یوزر ها فیک باشه و مثل دور اولش داستان هم باشه.

در مورد خودم:

یک دور متوسط داشتم از نظر تاثیر گذاری، یکی از دلایلش این بود که قصد نداشتم تصمیمی رو به زور به بازی القا کنم، کلا یکی از عذاب های منه توی مافیا که بقیه رو مجاب کنم که درست میگم، توی زندگی هم همینم:دی ولی این دور عمدا به خودم فشار نیاوردم تو این زمینه ولی خوب حرص خوردم. اگر هلن نبودم بیشتر فحاشی میکردم تو بازی بخاطر اعدام نکردن آرش در فاز اول اجباری:)) از ابتدا هم قصد نداشتم که بیام بگم هلنم هلنم هلنم، این تقصیر پویاست:دی قصد داشتم چیزایی که میبینم و تفسیرش رو ارائه بدم به بازی و بیگناها و اگر کسی موافق بود باهاش همراهی کنم، قصد داشتم با مافیا هم بازی کنم تا حدودی که اونم نشد. در کل از نظر وقتی که گذاشتم کاملا راضی ام و هیچ پشیمونی ای بابت تصمیماتی که گرفتم ندارم چون از مسیر لذت بردم کاملا و در بخش هایی از بازی کاملا in the zone بودم. به کسانی هم که رهبر نبودن تا الان پیشنهاد میکنم حتما این نقشو و اینکه از این به بعد فقط رهبر و نقش هایی شبیه بهش رو بازی خواهم کرد، نه بمیرم نه اعدام شم، حالا اگه قبلیتای دیگه ای هم باشه که چه بهتر.


خوب عزیزانی که ری اکشن نشون دادن:

پویا

خودش که میگه ادامه جوکرش بود ولی خوب تفاوت های زیادی داشت با اون از دید من. کاملا برای منِ خواننده یک تجربه تک بود. نه کاملا ولی از چارچوب بازی خارج شده بود و در لیگ دیگری سیر میکرد. پیدا کردن هدف و نقطه ضعفش چیزی نزدیک به غیر ممکن بود، اینکه بیای بعد فلسفی نقشت رو در یک استندارد بالا بازی کنی و همزمان حواست باشه کی چی میگه و چطور میگه و بتونی مجابشون کنی طبق خواسته ات عمل کنن ...... بابا طرف عملا پیش بینی کرده رضا تر میزنه و تر زد، البته از نظر ما:)) تحلیل چی کنم اینو من الان؟ شاید تنها ایرادی که میتونم به بازیش بگیرم همین لو دادن مفیستو بودنشه البته قطعا از نظر خودش ایراد محسوب نمیشه شاید بشه گفت سلیقه است، نمیدونم، شاید اگر در خفا سعی میکرد به مافیا کمک کنه مافیا نتیجه بهتری میگرفتن، البته این هیچ ربطی به مفیستو بودن نداره. میدونم که بارها و بارها برمیگردم و این بازیو میخونم و بخش عمده ایش بخاطر عملکرد پویاست، و جالب اینه که فقط من مخم گوزیده با دیدن بازیش:))

آرش:

دو تا مشکل داره بازیش، یکی همون گم شدن در تحلیل هاشه که وقتی گناهکاره ذهنش بهش خیانت میکنه ولی وقتی بیگناهه به کمکش میاد، باید این رو تنظیم کنه توی بیگناهی و گناهکاریش. یکی دیگه هم در پاسخ دادن به ایرادی که واقعیه مشکل داره، باید از اوکی اشتباه کردم بیشتر استفاده کنه بدون ترس از اینکه "ممکنه ضعف نشون بدم". یک سری اشتباهات بشریه، به جای استفاده از این ها نباید در توجیه به بیراهه رفت. و اینکه وقتی میخوای عمدا نفهمی باید موضوع رو با دقت انتخاب کنی، اولا که اصلا تا جای ممکن سعی کن سعی نکنی که نفهمی، وقتی هم فهمیدن به ضررته وارد اون بحثه نشو اصلا. به غیر از این ها ایراد بزرگ دیگه ای ندیدم توی بازیش.

هادی:

با پیشرفتی که نشون داده باید ترسید ازش. نقطه قوتش اینه که تیزه، کسی نمیتونه بهش زور بگه، و استاد پیدا کردن نقطه ضعفه و گیرنده های احساسیش هم خوب کار میکنه. نباید خودش رو سرزنش کنه بخاطر فاز سرعتی. بیگناها رو خوب جلو برد و در حمله کردن خوب عمل میکنه. فقط به نظرم حیله گری بیشتری به بازیش اضافه کنه و تحلیل های ریسکی انجام نده خصوصا این بازی که رویین تن بود اگر به خاطر اون تحلیل های خیاطش فشار میومد روش (که اگر مافیا زیاد بودن احتمالش کم نبود)، راحت اعدام میشد و این بازی براش خاطره بدی میشد.

محمد حسین:

در مورد این دوست عزیزم حرف برای گفتن بسیار است، اما به چند نکته بسنده میکنم و چند تا سوال میپرسم که امیدوارم توی تحلیلش از خودش جواب بده. بازیش این دور کاملا از شور و اشتیاق خالی بود، به حدی که وقتی پستاشو میخوندم حس میکردم داره از رو بروشور چگونه مافیا بازی کنیم قدم به قدم پیروی میکنه. برام در کنار اشکان عجیب ترین ها بودن توی این دور، البته به هیچ عنوان با بازی اشکان مقایسه نمیکنم چون مایل ها بهتر بود ازش، اما ..... این محمد حسین و دوست نداشتم، کسی که تئاتر بازی میکنه یا میکرده یا حتی علاقه داره به سینما، باید بتونه نمایشی بهتر از این ارائه بده، منظورم خود نقش بازی کردن است نه عالی بازی کردن. حالا دلایلش اگر شخصیه هیچ، اگرم دوست نداره دربارش حرف بزنه اونم اوکی، ولی آخه چطور محمد حسین میتونه پدرخوانده بازی کنه و انقدر فیک و by the book باشه که از دور مشخص باشه داره پدر خوانده بازی میکنه؟ توی همین نمایشش هم هیچ ایراد استدلالی پیدا نکردم ازش، صرفا در اجرای نقش مشکل بزرگ داشت و برام جالبه و دارم از فضولی میمیرم که ببینم دلیل اینطور بازی کردنش چی بوده؟:دی

محمد امین:

ری اکشن نشون نداد ولی میزارم به پای ممل بودنش و اینکه این بازی یکم اذیتش کردم که کاملا تقصیر پویا بود و قصد نداشتم اذیتش کنم هرکی دیگه هم جای ممل توی اون فاز بود و با آرش درگیر میشد من میومدم روش، با خودش صحبت کردم و قانع شده تا حد زیادی که مشکلی باهاش ندارم، ولی همچنان با دیر اومدنش مشکل دارم(broken record که میگن منم :)) ) اما توی اون فاز که پویا تصمیم گرفت فشار بیاره روش زیبایی بازی ممل رو دیدم، چه انعطافی داشت و چقدر خوب بحث میکرد با آرش و پویا، حالا نه اونقدر خوب ولی جایگیریاش درست بود و هدف گیریش هم درست بود، یعنی میدونست چی رو چطور جواب بده که خیلی ویژگی خوبیه، همچنان بزرگترین ایراد بازیش اینه که استعداد خام و خالصه و نمیتونه توی چهارچوب مشخص قرار بگیره. یکی از بهترین بیگناها بود در کنار هادی ورامتین.

رامتین:

ایشونم توی گروه نبود معاف میشه. بزرگترین مشکلش توی این بازی این بود که از تجربه و اثوریته اش استفاده بهینه نکرد و بیگناه شناسی ای اگر داشت توی بازی استفاده نکرد، باید یکم با سروصدای بیشتر بازی میکرد و به هادی نردیکتر میشد و در بحث های مهم بازی مثل بحث های آرش و هادی و رضا بیشتر ورود میکرد، یک مقدار عدم اطمینان توی بازیش زیاد بود، و کلا اوپن نبود، بزرگترین سلاح یک بیگناه باز بودن و صادق بودنه، که رامتین اونقدر اوپن و صادق نبود که شک جلاد روش نیاد و تیم تشکیل نداد با هیچ بیگناهی و تلاشی هم برای جلب اعتماد نکرد البته بخاطر سبقه اشه که انتظارات ازش بالاست وگرنه مشکل بزرگی نداشت بازیش. و اینکه با کسی لج نکردم این دور نه تو و نه ممل، اگر لجی هم بوده با خودم بوده نه شما.

خلفی:

سعه صدرشو تقدیر میکنم، من اگر انقدر مضحک در طول ادوار اعدام میشدم قطعا برای همیشه کنار میذاشتم......عه یه دقیقه وایسا منم زیاد مضحک اعدام شدم که:)) ولی جدا اینکه زیاد تحت تاثیر منفی این وجه از بازیت نیستی خیلی خوبه. به نظرم توی این بازی مشکلت این بود که به نظرت حرکت رضا شوخی نبوده ولی نتونستی پوشش شوخی ای که رضا ایجاد کرده بود برای قایم شدن پشتش رو بشکنی و وقتی به دروغ میگه شوخی بوده محکم نیومدی توی دلش که غلط کردی، شوخی نبود یه هدفی داشتی منتهی اومدی سه تا احتمال و گفتی که تو هر سه رضا گناهکار بود بعد میومدی قربون صدقش میرفتی و سعی داشتی اونو قانع کنی:)) به نظرم باید چکیش میکردی اونجا و بهش رای میدادی که موضعت مشخص باشه.

رضا:

تبریک میگم بهت، اما خوب برد تمیزی نبود، مثال برات بزنم، قهرمانی اینتر تو سی ال، قهرمانی یونان تو یورو، قابل احترام، ولی زیبا نه:دی اشتباه زیاد داشتی توی بازی و میتونستی اعدام شی، به نظرم به نقص منطق و استدلال خودمون باختیم تا نمایش بی نقص جلاد. الان که فکر میکنم میبینم چقد احمقانه اعدام نشدی، کسی که بازیش مشکل داشته رو به خاطر دفاع از یک مافیا در یک مقطع از بازی، مافیا قلمداد کردیم و وقتی که مافیا نابود شد نتیجه گرفتیم که پس رضا بیگناهه:| کاندیدای عنی ترین استدلال تاریخ مافیاست این. هنوزم دارم بهش فکر میکنم که چرا کل بازیتو ایگنور کردم سر این استدلال مسخره. ولی خوب خودتم خوب بودی نه که بخوام بی اعتبار کنم بردتو.


مرسی از همگی:hanghead:
 
آخرین ویرایش:
Thomas Shelby
نوشته‌ها
777
پسندها
630
امتیازها
835
مدال‌ها
47
درود مجدد.

پست قبلی، توضیح کارهایی بود که در بازی انجام دادم.

در این پست راجع به کلیات بازیم بیشتر صحبت خواهم کرد و این‌که چرا به این نقش علاقه داشتم و چرا این‌گونه اجرا شد.

بعدش در رابطه با بازی دوستان اظهارنظر می‌کنم و توصیه‌هایی که دارم؛ البته به نسبتی که در مورد خودم حرف زدن.:دی یعنی اگه دقیق حرف نزدید، هیچ انتظاری نداشته باشید.

بعد در مورد فری عزیز صحبت خواهم کرد و دو نفر دیگه؛ و نهایتا گاد گرامی.

این همین‌جا بمونه. به‌روز خواهد شد تا آخر هفته.

__________

خب. من اول بازی خودمُ توضیح می‌دم. مابینش نکاتی که در رابطه با بقیه به ذهنم می‌رسه هم می‌گم.

یک. هدف اصلی من در این بازی ایجاد هرج‌ومرج بود؛ هم در متن بازی و هم در ذهن بازیکنا. و به نظرم کاملا موفق بودم.
جوکر در مورد هرج‌ومرج چی می‌گه؟ می‌گه عادلانه هست.:دی استفاده‌‌ای که از این جمله می‌کنم اینه که در هرج‌ومرج هیچ چیزی مشخص نیست و در بازی کسی سفید نبود. همه یا ظن مافیایی روشون بود یا جلاد. امین کی‌پی می‌تونه استثنا باشه فقط که کاریش هم نمی‌شد کرد چون دور اولی بود و خوب بازی کرد.
و این، بهترین اتفاق برای گناه‌کارهاست که خودشون اتفاقا در این زمینه درست عمل نکردن. یعنی استراتژی مناسب تیمی نداشتن. آرش مدل بازیش جوری بود که یا خودش اعدام می‌شد یا یکی از بین محمدامین/هادی اعدام می‌شدن و بعد خودش اعدام می‌شد. من هیچ حالت دیگری بلد نیستم در این بازی که دیدم. اگه شما می‌بینید، حتما توانایی ذهنی و عملی‌تون بیشتر هست که خب با اون تحلیل می‌رید جلو. و محمدحسین هم کاملا مستقل بود. چیزی که من می‌فهمم اینه که در این شرایط یا باید محکم بیای در حمایت از یارت یا محکم بشی ضدش. شهروند در این شرایط می‌آد سمت یکی از اینا، مگه بگه هر دو سفیدن و دعوا غلطه. بنابراین مافیا در جهت مشخص شدن تکلیف بازی، عمل کرد.
ترسا هم که زود زدن هیچی.
رضا هم مدل قدیمی خودشُ اجرا کرد که موفق بود؛ اما در ایجاد هرج‌ومرج نه زیاد؛ فقط اوایل بازی. البته وظیفه خاصی هم در این زمینه نداره و فرعی‌ها عمدتا در جهت بی‌گناه بازی می‌کنن.

نتیجه‌ای که می‌خوام بگیرم اینه من اگه از صفر می‌دونستم تمام گناه‌کارا کیا هستن، بازم کار بیشتری نمی‌تونستم بکنم در این شرایط. یعنی با وجود این‌که همه گناه‌کارا فردی خوب عمل کردن از دید من، ولی استراتژی به برد منجر نمی‌شد. یا دوگانه قطعی در بازی ایجاد نکنید، یا اگرم می‌کنید کاملا تیمی و قاطع (چه در دفاع چه ضد یارتون) باشه. این توصیه من هست.
رضا هم از مافیا بودن محمدحسین و فرضیه قبلا جلاد بودن خودش استفاده کرد و موند و برد.

حالا به فرض محال که شیوه بازی من و کارهایی که کردم جهت هرج‌ومرج نبوده و اصلا به ضرر به ضرر مافیا شده، من در ذهنم استراتژی برد داشتم و تا جایی که شده هم اومدم جلو توش. یه چیزاییشم نگفتم و نمی‌گم، شاید یه دور دیگه خواستم اجراش کنم.:دی ولی با فرض خودخواهانه بودن حرکت من در اعلام نقش و شیوه بازیم، شخصا به خودم حق می‌دم. چون مافیاها قبلا مافیا بودن، بعدا هم خواهند شد. من ممکنه بار اول و آخرم باشه که نقشم این باشه.

بگذریم. بریم ادامه. هرج‌ومرج چه اثری داره در بازی داره؟ اینه که اگه شما باهاش بیای جلو و فقط موضعت در بازی محکم باشه، می‌تونی بیای تا آخر. موضعت محکم نباشه هم می‌تونی بیای تا یه جایی. به ادوار قبلی اگه نگاه کنید، دفعاتی که گناه‌کارا بردن، این هرج‌ومرج ایجاد شده. دور اول توسط سیدبندی و خود بی‌گناها با کمک جوکر و البته مدیریت گناه‌کارا. دور ششم توسط مافیا که فرقه بیشتر استفاده کرد ازش. دور یازده توسط تیم قاتل و کمی هم مافیا که به برد قاتل‌ها انجامید. دور سیزده توسط جوکر و کمی هم امین. که بعدش با ادامه بهترش توسط امین، فرقه برد.
و معادلاتی در بازی کاشته می‌شه که دیگه حذف شدنی نیست. مثل قربانی در اون دور یا جلاد در این دور.
توصیه‌ام برای بازی‌های بعدی اینه که هرج‌ومرج ایجاد کنید؛ منتهی جوری نباشه که لو برید.:دی

دو. وقتی شما می‌آید با مفیستوفلس به نقش‌تون اعتراف می‌کنید، اولا هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید و کسی نمی‌تونه تهدیدتون کنه؛ ثانیا خودتون می‌تونید کنترلش کنید به قول آندروود.
و البته خیلی‌ها بعد از این ادعای من یه درصدی (هرچی) احتمال می‌دن که پویا مفیستوفلس نیست. حتما نقشه‌ای داره. تو پست قبلی هم گفتم که حتی اگه ده درصد هم باشه، من یه برنامه‌ای دارم از قبل که باهاش بازی کنم و ته بازی دیدید.
علاوه بر این‌هایی که گفتم، این ادعا دست فریُ به عنوان هلن، کامل بست. اگه بیاد بگه مفیستوفلسم، خب هم باید در جهت گناه‌کاری بازی کنه هم بی‌گناها گیج می‌شن. اگرم بیاد بگه من هلنم، هم یه دافعه‌ای در ناخودآگاه ایجاد می‌شه برای بی‌گناها هم یه فشار مضاعف روی خود فری؛ که باعث می‌شه هم بیشتر از حد معمول اشتباه کنه (که دیدید) هم اشتباهاتش بیشتر یاد بقیه می‌مونه (که موند ته بازی).
مسئله بعدی، وقتی پویا مفیستوفلس هست و بازی باور می‌کنه تا حد زیادی، پیش خودشون می‌گن این که گفته گناه‌کارم؛ گول‌ـشُ نمی‌خوریم. گاردشون باز می‌شه. و گول می‌خورن. که بارها دیدید. تعدادیش منجر به اعدام غلط شد در ابتدا و انتهای بازی و تعدادیش هم بر اساس تصمیمات درست چند بی‌گناه یا مسائلی خارج از متن بازی (حدس جلاد) منجر به اعدام غلط نشد.

سه. این نقش به آدم اجازه می‌ده (یا به من حداقل) که تا ته ِ ته ِ چیزی که می‌خوای (که این‌جا شرارت بود) پیش بری.
در واقع این اولین باری بود که من هیچ حد و مرزی نداشتم در بازی. به رای نپذیرفتن هم ربطی نداره. به خود نقش و نوع اجراش ربط داره. نقش‌هایی مثل فاوست و کلانتر و ... هم رای نمی‌پذیرن؛ ولی حد و مرز دارن. یا چرا راه دور بریم. هلن! کاملا حد و مرز داره با اینکه ظاهرا مشابه مفیستوفلس هست.
این حد و مرز نداشتن هم از جوکر نولان اومد که در دور 13 قابلیت اجرایی کامل نداشت ولی این‌جا داشت. جوکر در اون فیلم شر ِ مجسم هست. هیچ حد و مرزی نداره؛ ولی یه اصولی داره برای خودش و تا ته همه‌چی می‌ره. اوجش هم جایی هست که سرش از ماشین بیرون هست و هنس زیمر به درستی اونجا موسیقی نذاشته. همه هم می‌دونن جوکر شر مطلق هست و خودش هم ابایی از بیانش نداره؛ ولی با این حال تاثیرگذار هست. فقط متاسفانه اونجا نهایتا نیکی‌ها پیروز می‌شن (که البته از نظر من پیروزی نیست و صرفا شکست کامل نخوردن هست) ولی خوشبختانه اینجا این‌گونه نشد.:دی

مجموعا هم ادعا می‌کنم دور سیزده و این دور، از نظر تاثیرگذاری در اذهان و روان و بازی (از جنبه منفی یا شر)، متمایز بوده. بعدا اگه مشابهشُ ببینم، خواهم گفت.
هدف هم نهایتا مثبت هست در پس ِ این شرارت. کسانی که در این ادوار اذیت شدن، الآن آدم قوی‌تر و محکم‌تری هستن.



چهار. داستان‌ها، کنایه‌ها، واکنش‌ها، پیشنهادها و بازی‌های روانی همه در جهت اجرای نقش و ایجاد فضای مدنظرم بوده و هیچ دلیل دیگری نداشته. مخلصیم.

=======================================================================
بریم سراغ نفرات که مختصری صحبت کردم در پست قبلی. اینجا بیشتر توصیه هست برای ادامه.

آرش:

همه‌چیزتُ وسط نذار یا به قول پوکربازها آل-این نکن؛ مگر از قبل چیده باشی که تهش به برد برسه. سعی کن بازیت به نفر سومی که داره بحث دونفره شما رو می‌خونه حس مثبت یا جستجوگرانه بده از طرف تو. و همینی که محمدحسین گفت. سیاستُ در بازیت بیشتر کن. فشار هم از رو خودت بردار. دور بعدی اصلا اینجوری بیا که "من اومدم بد بازی کنم و نفر اول اعدام بشم." راحت بازی خودتُ بکن. به بیش از دو نفر هم در یک فاز نَپَر. بعضی وقتا همون یک نفر هم کافی هست.
هم قدرت حمله‌ات عالیه و هم قدرت دفاعت خیلی خوبه. صرفا نیازمند مدیریت هست. در واقع حرف اصلیم اینه که قدر خودتُ بیشتر بدون.:دی

محمدحسین:
اینکه فهمیدی مافیا رو بازی ببینی، عالیه. ولی بیشتر اجراییش کن. تو خیلی برای بازی و خوندنش و فکر کردن وقت می‌ذاری. ولی اون انرژی در بازی نمی‌آد. در هیچ دوری نیومده؛ چه اونایی که نتیجه گرفتی چه نه.
بداهه بیشتر بنویس. یه فاز بود در دور دهم که رضا اعدام شد اگه اشتباه نکنم و تو که از اول بازی بهش مشکوک بودی، اونجا رای ندادی. بلافاصله بعدش یه پست نوشتی که کامل سفیدت کرد. هم منطقی و هم حسی. اون پست‌ها الآن در بازیت نیست. تعدد پست‌هاتُ ببر بالا. لازم نیس (و نمیشه) در یک پست تکلیف فازُ مشخص بکنی.
محمدحسین در این بازی هیچ ایراد منطقی یا استدلالی بزرگی نداشت و شاید اگه بی‌گناه بود هم کم و بیش نظراتش همین بود. منتهی حجم بازیت و اینکه خیلی اوقات نبودی در متن (با اینکه داشتی می‌خوندی)، شک را برای بی‌گناها ایجاد می‌کنه. در واقع مدل بازیت این جراتُ به بقیه داد که بهت رای بدن. اینُ درست کن؛ که به راحتی هم قابل درست شدن هست و تغییرات اساسی لازم نداره. تغییرات اساسیُ خودت به مرور در بازیت دادی در این دور و ادوار قبلی و کاملا موفق بودی. اینم اضافه کن حتما چون حیفه.

ترسا:
آرزوی خوش‌شانسی و موفقیت دارم در ادوار آینده. این دور از دید من می‌تونست یکی از بهترین ادوارت بشه. مهم نیس ولی. دور بعد اجراش می‌کنی. و دور بعدی.

عرفان:
عرفانُ از یه جهت دیگه تحلیل می‌کنم.:دی
در این سایت من بهش این نقش‌ها رو دادم در گادی خودم: شیطان در دور 1، مافیا در سوپرتیم (همه بی‌نقش بودن) دور 5، رویین‌تن در دور 6، مافیا در سوپرتیم مجددا (همه بی‌نقش بودن) در دور 8، سامورایی در دور 10 و جادوگر در دور 11. تو همه‌اش هم حداقل خوب بودی و اکثرا خیلی خوب یا عالی.
در ادوار مهم سایت قبلی که پاک شد هم غارتگر (عملا ضد ضربه) و قاتل بودی. که غارتگر عالی بود و قاتل هم خوب.
هیچ بازیکن دیگه‌ای به این شدت و کمیت یادم نمی‌آد حقیقتا.:دی علتش چیه؟ یکیش اینه که عرفان بازیکن خوبیه. خب خیلیای دیگه هم خوبن، ولی چنین کیفیتی در نقش‌هاشون نبوده. علت اصلیش به نظرم اینه که عرفان علاوه بر این که یکی از بهترین بازیکن‌هاست، روحشُ وارد نقش و بازی می‌کنه. جایزه یا مدال عرفان در واقع این هست. وگرنه خیلیا تلاش می‌کنن.:دی
توصیه‌ام اینه که اولا من گاد نبودم اصلا بازی نکن.:)) دوم هم این‌که از دور یازده به بعدُ کلا پاک کن از ذهنت. دور بعدی بیا ادامه اینا که گفتم برو. یه سوپرنقش هم دارم برات.:X
ولی جدا از شوخی به فرض که اصلا بد بازی کردی اخیرا. بازی که بخواد دوباره شروع بشه، نگاه من به عنوان گاد به عرفان، کسی هست که در اوجه و یکی از ستون‌ها هست؛ مثل همیشه. هیچ چیزی هم اینُ تغییر نمی‌ده.

رضا:
بسیار بسیار خوشحال شدم که رضا بازگشت در این دور. و بازگشت شکوهمندانه‌ای هم داشت. و بازگشتش هم به خودش بود. در واقع این اون رضایی بود که من در دور یک همین سایت ازش تقدیر کردم. بهترین اتفاق این دور بود از دید من.
یه توضیح در مورد نقشش بدم. نقشش روی کاغذ واقعا رمال بود، چون حدس باید می‌زد. ولی رضا جلاد بازی کرد و سعی در اعدام اهدافش داشت؛ چیزی که در جلادی قبلیش نبود. و این یک گام به جلو بود و این که تکی برد، یک گام به جلوی دیگه. و خوشحالم که منم موثر بودم در بردش.
در اعدام خلفی عالی بود؛ در فازی که قاعدتا باید اعدام می‌شد (ماقبل سرعتی) عالی بود و گیجی‌هاش در فاز آخر هم عالی بود خصوصا اونجا که نقش جلادُ کپی کرد.:)) استراتژی درستی داشت مجموعا. و حقش برد بود. عالی.
توصیه‌ام هم اینه که ادوار قبل اینُ فراموش کن. این رضاست. همینُ ادامه بده. همین.

اشکان:
در آینده بیشتر خواهیم دید ازت. اینم البته نشان‌دهنده هوش بالات بود. به قول بچه‌ها بازیکن کاملا متفاوتی هستی و نیاز داریم بهت.

امین کی‌پی:
امین با این بازی و چیزی که من در بازی 3 ساعته هفته قبل در گروه دیدم، اگر سیدبندی باشه، الآن سید یک هست.:دی خیلی خوشحالم که آوردیمش مافیا و خیلی خوشحالم که بازیُ دوست داره. از اون بازیکناست که بی‌گناهیش به گناه‌کاریش نزدیکه و هم حدسش سخته و هم حذفش. قدرت استدلال و تصمیم‌گیریش هم عالیه. پررو هم هست و کم نمی‌آره. به وقتش البته مظلومم هست. هوشش که مشخصه و نیازی به تعریف من نداره. بی‌صبرانه منتظر بازی‌های بعدیش هستم؛ چه در گادی خودم چه با خودم. و حتما باید یک بار تیم بشیم.:X

امین خلفی:
بازیش مشکل خاصی نداشت چون اون 3 حالت که برا رضا نوشت که اونم درست بود البته.:))
امین به یه استراحت ذهنی به نظرم کوتاه نیاز داره و شاید یک نقش متفاوت و خارج بازی. وگرنه سطح بازیش در این دور و دور سیزده و دور یازده نزدیک به اوج بود از دید من. صرفا یه جاهایی تمرکز نداشت و هدف اشتباه انتخاب شد.
اواخر تابستان بهترین بازیشُ خواهید دید.:دی

رامتین:
رامتین اگه قیاس کنم با دور سیزده که واقعا عالی بود، اینجا کمی صلابت بازیش کاهش یافته بود که به نظرم طبیعی هست. این بازی کاملا تنها بود و بی‌گناها اون جوری که باید حمایت نکردن ازش. مشکل خاصی در متن بازیش ندیدم و تصمیم بسیار صحیح و مهمی گرفت بین آرش و محمدامین که اکثر بازیکنایی که جای رامتین باشن اونجا نمی‌تونن درست تشخیص بدن. خود من شاید اشتباه می‌کردم.
شک جلاد بودن هم طبیعی هست. من پیش‌فرضم در مورد خودم اینه که بهترین بازی بی‌گناهیمم بکنم، باز می‌گن جلاده احتمالا. کمی به مدل بازی هم ربط داره. چون من هم تک هستم معمولا. ولی مدل بازیت عالیه و اصلا تغییرش نده.
ایراد مهمی ندیدم، شاید حس و حالت پایین‌تر بود صرفا.

محمدامین:
این بازی شاید مهم‌ترین بازی بی‌گناهی دوست خوب‌وخوش‌تیپم بود. بهترینش در دور دوازده بوده؛ ولی این دور از این نظر مهمه که محمدامین یک سطح بالاتر رفت برا من. برا خودشم رفته حتما. هیچ دوری این‌قدر از نظر هم ذهنی و هم بازی تحت فشار نبود و خیلی قشنگ هم دفاع کرد. واقعا لذت بردم.
(دور ۶ از نظر جو بازی در فشار بود و دور ۱۲ از نظر روانی. دور ۱۰ حالت کمترشدید اینا بود. این دور ولی جفتش بود در اوج بازی خودش و اوج سختی کار.)
صرفا در مورد تهش، حقت بود عزیزم.:دی در نوع مطرح کردن ایده‌ها و اجراش، باید بیشتر دقت کنی. پاک‌باز بودن همیشه جواب نمی‌ده.
دو گناه‌کار هم پرسیده بود که بسیار عالی. آفرین. من اگه گفتم پلیس ربات باشه هم مافیا رو می‌زنه و مافیا با دو شروع کرده، به عنوان مفیستوفلس گفتم و نه پویا.
و این که دیگه پلیس و کارآگاه نمی‌دم بهت عشقم.:X
همینا بسه چون زیاد در مورد بازی حرف زدیم باهم. وگرنه قاعدتا چون تحلیل نکرده بود با اینکه گفت می‌کنم، نباید می‌نوشتم همینا رم.:))

هادی:
بهترین بازیش بود و بسیار لذت بردم. قدرتش در بازی عالی بود. ضرباتش دقیق‌تر و زهرآگین‌تر شده بود.
پاک‌باز بودنشُ دوست داشتم در ابتدای سرعتی. ولی با همون می‌شد بعد محمدامین (به فرض ادامه داشتن بازی) اعدامت کرد؛ چون وسطاش چند بار گفتی مهم نیس هرچی بشه.:دی نگو اینا رو.:دی
توصیه‌ام به هادی اینه که همین سیستمُ در گناه‌کاری هم ادامه بده. قاطع بیا تو شکم طرف مقابل. با یکی از یارهات هم یه دوگانه جدی داشته باش در کنارش. موضعت در بازی محکم هست معمولا و مدل بازیت جوریه که بازیکنا دوست دارن در بازی باشی و بمونی.
و کلا اینکه سخت نمی‌گیری و راحتی، خیلی خوبه. درود بر تو. لذت بردم.

=======================================================================

و اما فری عزیز:
فری به نظرم سخت‌ترین نقش بازیُ داشت. هلن از مفیستوفلس سخت‌تره. اگه راحت‌تر بود من هلن بازی می‌کردم.:))
در شروع هم به نوعی دستش در پوست گردو قرار داده شد با ادعای من. و هیچ راه دیگه‌ای هم نداشت. بهترینش همین بود که بگه من هلن هستم و همین بازی که دیدید، انجام بده.
اگه می‌گفت پویا دروغ می‌گه و پویا هلن هست، گناه‌کارا اینُ نمی‌پذیرفتن خیلی. ولی بی‌گناها هم منُ هلن می‌دیدن. یعنی دو سر باخت بود.
اگر هم هیچ موضعی نمی‌گرفت بدتر بود و بی‌گناها حسابش نمی‌کردن.
این از شروع.
در ادامه، گیرش به آرش عالی بود و کاملا درست. و خوش‌حالم که ادامه نداد و رفت سمت دوست خوبم.:دی گیرش به محمدحسین هم درست بود.
کاملا هم در خدمت بی‌گناها بازی کرد؛ هلن علم مه نداره. طبیعی هست اشتباه بکنه. خصوصا وقتی در بازی هرج‌ومرج زیاد بشه.
نهایتا هم روی رامتین و محمدامین اجماع کامل صورت گرفت؛ و فری اصلا مقصر نبود و اتفاقا با شک هم رای داد. وقتی اجماع صورت گرفته یعنی هیچ کاری نمی‌شده کرد؛ حالا با یه ساعت یا یه روز وقت اضافه.
کلا هم مدل بازی من جوری بود که چه در سوالاتی که می‌کردم چه پیشنهادهایی که می‌دادم، فری هر جوابی می‌داد براش بد بود. و در واقع در موضع ضع قرار گرفته بود. و باید فقط هلن خودشُ بازی می‌کرد. و اگر اشتباه می‌کرد (که معلوم بود در این مدل بازی با هرج‌ومرج اشتباه خواهد کرد)، فشار روش زیاد می‌شد و میانه‌اش با بی‌گناها برهم می‌خورد. که خورد تا حدی.
من به شدت اعتقاد داشتم (و دارم همچنان:))) که بازیم در حدی که باید درک نشد (به جز چند نفر که اسم می‌برم در ادامه)؛ منتهی با تحلیل‌ها کمی امیدوار شدم و البته متوجه شدم که بازی فری هم درک نشده.
فری به‌نظرم یکی از بهترین بازی‌هاش بود و تبریک می‌گم بهش. بسیار لذت بردم از بحث باهاش.
فری در ایفای نقش یکی از بهتریناست و شاید بهترین. و این یکی از بهترین ایفای نقش‌ها بود.

قبل از این‌که برسیم به گاد عزیز، سپاس از:
امیر عزیز که با من همراهی کرد قبل، حین و بعد از بازی. و یه پست بلند هم بهش تقدیم کردم.
مهدی عزیز که همراهی کرد، خصوصا در یک فازی که ورود به بازی برام سخت شده بود. دو پست هم به خودش تقدیم کردم که نگفتم در بازی.:دی
و از خود فری که بازیم در کنارش شکل گرفت.
و از امین عزیز بابت نقشی که نوشت و بهم داد و باهام همراهی کرد.

-_- _-_-_- _-

گاد گرامی:
خیلی اذیتش کردم در طول بازی که البته هم ذات مفیستوفلس بود هم تلافی اذیت‌های خودش.:))

نقش‌ها رو بسیار خوب پخش کرد. انتخاب هلن، بهترین بود. مافیا و فرعی‌ها خوب انتخاب شدن. بی‌گناها هم نقش‌هاشون همه خوب و درست بود. هادی باید راحت بازی می‌کرد که کرد. محمدامین هم انتخاب خیلی خوبی بود. و امین برای نقش تکاور که به موقع استفاده کرد ازش. و بقیه دوستان.
بالانس بازی هم کاملا درست بود. تیم یا فردی به بالانس نباخت؛ همه به خودشون باختن از جمله خودم.:دی

مدیریت بازی و اجرای آرا و اعدام هم عالی بود. البته هر گادی سیستم رای‌گیری خودشُ داره.:دی
تعاملش با بازیکنا هم معلومه خوب بوده و حتما بهتر از من؛ نیاز به تعریف نداره.

امیدوارم داستان دور قبلش تکمیل بشه تا آخر امسال.

امین روان‌شناسی بزرگی هست. بدون اغراق می‌گم و من که سالهاست باهاش در ارتباط نزدیک هستم، می‌تونم قاطعانه در این مورد اظهارنظر کنم. بسیار خوب می‌فهمه و بسیار خوددار هست و تعاملش با نفر مقابل در بهترین شکل ممکن هست معمولا.
همه اینا رو نمی‌شه در بازی آورد؛ ولی در گادی می‌شه. و این دور و دور قبلی نمونه‌اش بود.
این دور به نظرم عمیق‌تر متوجه شد که گادی چه لذتی داره و چیه. دور بعدی عمیق‌تر خواهد شد. پیشنهادم بهش هم اینه که زیاد گاد بشه و محدودیت هم برای خودش قرار نده. می‌دونم کار سختی هست، ولی قطعا لذت خواهد برد و همه هم دوست دارن در گادیش بازی کنن و مثل من ترسناک نیست به عنوان گاد.:))

بسیار تشکر می‌کنم ازش بابت برگزاری این دور، نقشی که بهم داد، مدیریت بازی و تحلیل زیبایی که انجام داد. گادها روح خودشونُ در بازی می‌دمند و هرکسی که این بازی خونده باشه متوجه خواهد شد که روح امین بسیار زیبا، دقیق و البته منصف هست.:X
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
539
پسندها
128
امتیازها
155
مدال‌ها
22
سلام. :دی

بعد از بیش‌تر از یک سال بالأخره یه مافیای درست و حسابی بازی کردم و واقعاً لذت بردم. از امین عزیز، گاد بزرگ، تشکر می‌‎کنم که این دور رو برگزار کرد و وقت گذاشت برای ما و امیدوارم خودش هم لذت برده باشه. نقش‌ها کاملاً متعادل و جذاب بودن و الکی هم گفتم که با نقش رهبرها حال نمی‌کنم. :)) نمی‌دونستم به عنوان یک فرعی باید چطوری باهاشون بازی کرد، به‌خاطر همین گفتم این رو بگم که زیاد کاری به کارشون نداشته باشم. :دی ولی همون‌طور که فری گفت، از نظر من هم این دور یکی از اون دورهای به‌یاد‌ماندنی بود که سال‌ها بعد ازش به نیکی یاد می‌کنیم و می‌گیم "یادته پویا چی‌کار می‌کرد؟" :دی وقتی فری اشاره کرد، منم با خودم گفتم راست می‌گه، بازیِ پویا عملاً درک نشده توسط ما! حالا در ادامه یک‌به‌یک به همه می‌پردازم؛ ولی به عنوان مقدمه باید یک تشکر ویژه هم بکنم از پویا که همراه با امین نقش مهمی تو ثبت این دورِ زیبا داشت.


مافیا
محمدحسین: تو ذهنم فقط بازی محمدحسینِ بی‌گناه به یادم هست. احتمالاً یا گناه‌کار خیلی کم بازی کرده یا تو اون دورهایی بوده که من تو در و دیوار سیر می‌کردم. :دی بازیِ این دورش طوری بود که خب به نظر من هیچ بهونه‌ای دست کسی نداد و تمیز بازی کرد و به‌طور کلی استاندارد بود؛ اما خلاف چیزی که هادی می‌گه فکر می‌کنم به موقعش همه می‌دونستن که گادفادر محمدحسینه. :دی به نظرم سبک بازی و خب شرایطی که داشته و به واسطه‌ی اون نتونسته زمان زیادی رو اختصاص بده، باعث شد که بازیکنِ سفیدی نباشه برای بقیه، با وجود این‌که می‌گم بهونه‌ای هم نداد دست بقیه. قطعاً اگر زمان بیش‌تری داشته باشه، با یکم تغییر استراتژی می‌تونه یه گناه‌کاریِ خوب مثل بی‌گناهی‌ش تحویل بده. البته لازم نیست که دوباره به بدشانسی‌های مافیا اشاره کنم. کلاً شرایط بر وفق مراد مافیا پیش نرفت. :دی

ترسا: به نظر من ترسا اول بازی کار رو خوب شروع کرده بود و محکم داشت جلو می‌رفت؛ دیدم که گفتن نبودِ ترسا باعث افت روحیه‌ی واضحی هم شده بین مافیا. :دی خودمم وقتی ترسا رو زدن ناراحت شدم حتی، نمی‌دونم چرا. :)) از ترسا هم گناه‌کاری خوب تو ذهنم هست و هم بی‌گناهیِ خوب. بدشانسِ اصلیِ مافیا بود دیگه. :دی بی‌صبرانه منتظرم که تو ادوار آینده بازی‌ش رو ببینم. نزنیدش. :دی

آرش
: داداشیِ خودم. :)) آرش این‌قدر خوبه که دیگه چند دوره این خوب بودن داره به ضررش تموم می‌شه جدی. هم‌چنان می‌گم که استدلال‌هاش برای من منطقی بود؛ ولی شاید این‌که بی‌گناه نبودم بی‌تأثیر نبود تو زاویه‌ی دیدم به بازی. :دی من تنها توصیه‌ای که می‌تونم به آرش بکنم اینه که هر چیزی به ذهنش می‌رسه رو نگه. این‌که چی بگی و چی نگی خیلی بستگی به نقشی داره که بازی می‌کنی. هرچند اون چیزهایی که تو گناه‌کاریش می‌گه هم درستن و ایراد فنی بهشون وارد نیست، ولی آخرش یکی مثل هادی پیدا می‌شه که بیاد یقه‌ی آدم رو بگیره. :دی فقط سؤالی که ازش دارم اینه که چرا نیومد با تمام قوا هادی رو اعدام کنه؟ :دی من به امیدِ آرش، هادی رو هدف دادم بعد دیدم کلا ولش کرد! فکر نمی‌کردم این‌طوری باشه. :))


بی‌گناه‌ها
اشکان: هدف اولم بود، احتمالاً هدف درستی هم می‌شد فکر کنم. کم تو بازی بود و گادکش شد؛ امیدوارم دورهای بعدی بهتر باشه براش.

امین کی‌پی
: این‌که آخر بازی هیچ بی‌گناهی به بی‌گناهیش شک نداشت نشون می‌ده که عالی کار کرده. فقط می‌تونست یکم فعال‌تر و وسط‌تر هم باشه که خب احتمالاً چون دور اولش با ما بوده غریبی می‌کرده یکم. :دی شایدم اگر وسط‌تر می‌بود این‌طوری سفید نمی‌شد. :39: کار خودت رو بکن به من گوش نده. :)) امیدوارم دورهای بعد هم بازی کنه باهامون.

امین خلفی: امین جان من ازت معذرت می‌خوام، چون شوخی نکردم؛ کاملاً جدی و در راستای بازی پست دادم. :)) می‌خواستم بعد از اشکان امین خلفی رو هدف بدم که ناغافل اعدام شد بنده خدا. البته در ادامه هم اگه می‌موند احتمال اعدام شدنش بالا بود به نظرم. :دی ولی خب فرصت زیادی نداشت دیگه. احساس می‌کنم خیلی بازی رو به شخمش می‌گیره. :دی اگه یکم جدی‌تر بازی کنه دورهای خوب دیدیم ازش قبلاً. حالا میل خودشه. :دی

رامتین: بدشانسی‌ای که آورد این بود که بازی طوری پیش رفت که بازیِ بقیه طوری بود که اتهام جلادی اولین نفر می‌خورد به رامتین. بقیه، حالا یا خودشون یا بر حسب اتفاقات بازی، یه کارهایی کرده بودن و یه اتفاقاتی افتاده بود که اتهام جلادی به اون صورت روشون نبود. مثلاً خود من. :دی یا امین کی‌پی با تغییر رأی‌های لحظه‌آخری‌ش. باید از قبل‌تر فکر می‌کرد که چی‌کار کنه که نتونیم اتهام جلادی بهش بزنیم. چون احساس می‌کنم وقتی داشت اعدام می‌شد خودش هم با خودش گفت خب الآن چی بگم؟! فکر می‌کنم بی‌گناهیِ سفیدتر و بهتر از این بازی هم داشته. ولی این دور هم یکی از بهترین‌های بی‌گناه‌ها بود.

محمدامین: من مملگر رو همیشه به ایده‌های خفنِ یهویی و مچ‌گیری‌هایی که از همین راه انجام می‌ده می‌شناسم. واقعاً پلیر باهوش و یونیکیه به نظر من. این دور هم از جایی که وارد بازی شد همون بی‌گناهی رو بازی کرد که از مملگر انتظار می‌ره. هم تونست خودش رو سفید کنه، هم به پیش‌رفت بازی کمک کرد و هم حدس‌های درستی داشت. نکته‌ای که هست اینه که شاید بتونه ایده‌ها و فکرهاش رو حساب‌شده‌تر تو بازی پیاده کنه. یکم واضح‌تر و بیش‌تر درباره‌شون توضیح بده که بتونه بی‌گناه‌ها رو با خودش همراه کنه. به غیر از این نکته‌ای به ذهنم نمی‌رسه. فقط آخر بازی اون‌جا که داشت حرص می‌خورد "گاد چرا همه بی‌گناه‌ها رو احساسی گذاشتی یه نفر منطقی نیست." :))

هادی: هادی من رو یاد جوونیای خودم می‌ندازه. :)) به قول گفتنی i'm getting too old for this job ولی خوبه که می‌بینم مسیر بازی شکمی ادامه داره بعد از من هم. :)) شوخی می‌کنم. :دی همون‌طور که فری و آرش گفتن این‌طوری بازی کردن و خارج کردن یکی از بهترین پلیرهای بازی و یک گناه‌کار مهم، یه سری قابلیت‌های ویژه لازم داره که هادی داره‌شون. این‌که بتونی یک ناخودآگاهِ گناه‌کار رو این‌طوری بکشی بیرون و بقیه رو مجاب به گناه‌کاریش کنی، اونم وقتی طرف یکی مثل آرشه، خیلی کار خفنیه و دمش گرم. اما من باید بازی غیر بی‌گناهیِ هادی رو هم ببینم. نمی‌دونم چرا هیچی ازش یادم نیست! هر چی فکر می‌کنم چیزی نمیاد تو ذهنم. باید دید با شناختی که بقیه ازش دارن، وقتی بی‌گناه نیست، چطوری بازی می‌کنه. این دور بهترین بی‌گناه بود از نظر من.


فرعی‌ها
عرفان: بنده خدا کم تو بازی بود. :دی انشالله دور بعدی. :دی

خودم: خب دوستان قدیمی می‌دونن که من همیشه با نقش فرعی ارتباط خوبی برقرار کرده و بسیار دوست می‌دارم‌شون. دلم برای قاتل‌های دورهایِ پویا هم تنگ شد همین الآن. :دی خوبیِ نقش فرعی اینه که هیچ مسئولیتی رو دوشت نیست؛ البته این دور امین گفته بود جلاد نقش مورد علاقه‌ی منه و فشارها رو روم زیاد کرد. :)) دیگه می‌دونی گند بزنی رو خودت تأثیر داره خوب هم بازی کنی رو خودت. هیچ هدف خاصی هم نداشتم که مثلاً به نفع بی‌گناه‌ها یا گناه‌کارها بازی کنم. صرفاً مثل دور جلاد قبلی‌م می‌خواستم اون‌هایی که دارن اعدام می‌شن رو پیش‌بینی کنم و اگه لازم بود هول‌شون بدم تا به راه راست هدایت بشن. :دی این دور بعد از این که اشکان گادگش شد نشستم بحث‌ها رو خوندم، دیدم از بین هادی و آرش یک اعدامی درمیاد لأقل. اون‌موقع هم هنوز هادی نتونسته بود بی‌گناه‌ها رو همراه خودش کنه. من حساب کردم که خب آرش خیلی مصممه که هادی رو اعدام کنه و اون "از جوی که داره روی آرش شکل می‌گیره حس خوبی نمی‌گیرم" هم شروعی بود برای بردن جوها روی هادی ولی متأسفانه با شکست مواجه شد و خود آرش هم سیاست حمله‌ی همه‌جانبه رو در پیش نگرفت. :دی آخر فاز که اومدم رأی‌م رو قطعی کنم دیدم هنوز هیچ‌کس به هادی رأی نداده، گفتم خب من بیام بگم من قطعاً رأی‌م هادیه و تغییر نخواهد کرد، آرش که ممکنه بهش رأی بده، یهو یکی دو نفرم این وسط پیدا می‌شن یه رأی دیگه بزنن تنگش بره دفاعیه. ولی هیچی رأی نیاورد. :)) و من موندم و یک هدف اشتباه و اتهامِ هم‌گروهی‌بودن با آرش. :دی دیگه اون‌جا بود که فهمیدم این دور از اون خبرها نیست که سه تا اسم بگم با کلین‌شیت برنده بشم. روز اول فاز اومدم یه‌ذره عصبی و طلب‌کار نشون دادم که حس بی‌گناهی منتقل کنم یکم. بعد رفتم روز بعد اومدم خیلی کول و ریلکس برخورد کردم. هرجور حساب کرده بودم حداقل باید اون فاز به دفاعیه می‌رفتم ولی فکر کنم به‌جز رأی لحظه‌آخری مملگر هیچ رأیی نگرفتم کلاً. محمدحسین اعدام شد و دیگه شک مافیا روی من نبود؛ با توجه به اعدامی‌ها و ترتیب اولویت‌هایی که داده بودم هیچ‌کس تا آخر بازی شک جدی نداشت به جلاد بودنم. این‌جا نمی‌دونم چرا همه بدیهی گرفتن که جلاد اسم آرش رو داده. :دی یعنی اگه همچین پیش‌فرضی وجود نداشت من کاملاً گزینه‌ی جلادی می‌شدم. ولی چون همه فکر می‌کردن آرش هدف بوده، منم که دو بار اسم آرش رو گذاشته بودم ته لیست، توفیق اجباری شد دیگه. :دی این‌جا انتقاد وارده به بی‌گناه‌ها که همه‌ی احتمالات ممکن رو در نظر نگرفتن. دیگه ادامه‌ش هم که عادی پیش رفت بازی، حالا می‌رسیم به پویا. :دی درباره‌ی قبولِ مجدد نقش جلاد هم من همیشه گفتم واسم فرقی نداره چه نقشی بگیرم، راضی‌م به رضای گاد. :دی البته چند بار تو تحلیل‌ها درخواست دادم که یه روئین‌تنی سامورایی‌ای چیزی بهم بدید ولی تا الآن هیچ‌کس توجه نکرده. :دی دورِ بعد هم اگه جلاد بدن بهم بازی می‌کنم. :)) حالا بهونه نشه بیاید الکی‌الکی اعدامم کنید. :دی


رهبرها
فری: من اگر روزی نقشی مثل نقش این دور فری رو بگیرم، قطعاً خیلی محکم‌تر، درگیرانه‌تر، وسط‌تر و پرروتر بازی خواهم کرد. :دی ولی خب فری انتخاب کرد که طور دیگه‌ای بازی کنه و خیلی هم حال کرده خودش. من بی‌گناه نبودم و خیلی برام فرقی نمی‌کرد که هلن چطوری بازی کنه، ولی حس می‌کنم اگر بی‌گناه بودم الآن از دست فری شاکی می‌بودم. :دی به عنوان رهبر بی‌گناه‌ها بهتره خودِ بی‌گناه‌ها درباره‌ش نظر بدن. فری همیشه سبک بازیِ منحصر‌به‌فرد خودش رو داشته و این دور هم یه بار دیگه همین موضوع رو دیدیم. ازش خواهش می‌کنم که کلاس نذاره برامون و بیاد با نقش‌های عادی هم باهامون بازی کنه. :دی

پویا: بازیِ پویا تو این دور شبیه چند سال قبلم بود که فیلم‌های دیوید لینچ رو می‌دیدم، یا مثلاً سریال لفت‌اُورز. تقریباً هیچی نمی‌فهمیدم و همه‌ش پشمام می‌‎ریخت که وات د فاک؟ چه اتفاقی در حال رخ دانه؟! و در عین حال خیلی لذت می‌بردم از این گیجی، معمایی و رازآلود بودنِ قضیه؛ یه چیزی که تو باید بشینی بهش فکر کنی و ببینی پشتش، در پسِ کار، چه ایده‌ای نهفته و حرفِ اصلیِ طرف چیه؟ بعد هی فکر می‌کردم، واسه خودم تحلیل می‌کردم، احتمالات مختلف رو بررسی می‌کردم؛ آخرشم به هیچ جواب قطعی‌ای نمی‌رسیدم. (هم‌چنان نرسیدم. :)) ) بازیِ پویا هم دقیقاً همین بود برای من. فکر کنم اولِ بازی مشخص بود که دارم تلاش می‌کنم بفهمم چی‌کار می‌کنه، یه پستی هم دادم؛ ولی از یه جایی به بعد شل کردم و از ناآگاهی و گیجیِ موجود لذت بردم. هر کاری که داشت می‌کرد و هر هدفی که داشت، خیلی خوش‌حالم که آخر بازی هم‌راستا با منافع من داشت پیش می‌رفت و کمک شایانی کرد به نتیجه‌ی حاصل‌شده. :دی ممنونم ازش. من سال‌ها بعد تونستم به یک درک نسبی از ذهنیت پیچیده‌ی دیوید لینچ و ایده‌های خفنِ نویسندگان لفت‌اّورز برسم، نمی‌دونم که قراره چند وقت دیگه به همین جایگاه مقابل پویا برسم؛ اصلاً می‌رسم؟! به‌هرحال مهم نیست، مهم اینه که من با همین تلاشِ برای فهمیدن، حال می‌کنم.


فعلاً. :دی
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
640
پسندها
103
امتیازها
295
مدال‌ها
34
سلام به رسم ادب يه خط بنويسم ❤️

خسته نباشيد ب امين و بازيكنا بازي عالي بود همه عالي بودن 😆

هادي و امين كي پي خيلي خوب بودن پويا كه ازش انتظار ميرفت و منتظر اين مفيست بودم ازش از سال قبل و شك نداشتم وقتي پست اولشو ديدم . من نميتونم تصور كنم ك بتونم اداره كنم همچين ايده اي رو . كرديت ميدم بهش .

تبريك ب رضا كه بازي خوبي كرد و البته امداد غيبي و بايس ذهني بازيكنا هم درش دخيل بود 😄

منم ك گوركن بودم نذاشتن و خودم افتادم تو گوري ك كندم 😆 ممكن بود با توجه ب شرايط ب مافيا ملحق شم ، البته پوشيده نيست كه دلم هميشه با بيگناهاس و خيلي وقته دوس ندارم بازي گناهكاري 😄

تا درودي ديگر بدرود🌷
 
Wooden
نوشته‌ها
255
پسندها
132
امتیازها
145
مدال‌ها
19
سلام به همگی. کنارتون بهم خیلی خوش گذشت و این رو فقط فرصتی میدونم که به اختصار هر چیزی در مورد بازی و افراد به ذهنم میرسه بگم.

از امین عزیز ممنونم. این دور به خوبی در خاطر من میمونه چرا که برام بسیار لذت بخش بود. طراحی بازیش رو دوست دارم، و در کنار این مسئله بصورت ذاتی امین یه آرامشی همراه خودش داره که منتقل میشه. غافلگیری زیبایی رو هم برام از این بازی به یادگار گذاشت. من عموماً هیچ مشکلی با بازی در هیچ نقشی ندارم و اتفاقاً دوست دارم همشون رو تجربه کنم. همیشه هم به گاد مربوطه میگم هر نقشی بدی بازی میکنم. وقتی طبق معمول به امین این رو گفتم انتظار نداشتم دو سه روز بعد منو داخل گروهی توی تلگرام اد کنه که آرش و ترسا هستند، چرا که هم تیمی بودن با جفتشون چیزی بود که برای من بسیار لذت بخش بود. هر دو بسیار برام عزیز هستند و دوستشون دارم، و انتظار هم داشتم chemistry فوق العاده ای بینمون وجود داشته باشه. همینطور هم بود، و فارغ از نتیجه فکر کنم خیلی هر سه لذت بردیم از این تجربه. برای من که چنین بود. لذت مافیا رو بعد از مدت زیادی امین به همه ما برگردوند، که از این بابت هم ازش ممنونم.

در مورد خودم دو مسئله فقط به ذهنم میرسه.
از سطح بازیم داخل این دور راستش راضی هستم. برای خودم یکی از بهترین بازی هام بود چه به لحاظ نگرش روانی و شخصی، و چه به لحاظ سطح عملکرد. فکر کنم اولین باری بود که هیچ خلل منطقی داخل بازیم نبود و این مسئله با توجه به اینکه گناهکار بودم برام مهم و ارزشمنده. نوشته ها و تصمیمات ام کاملاً در راستای بازی روز ام بود، و تناقضی داخلش نبود. به لحاظ روانی هم بر خلاف بازی های قبلی به هم ریختگی نداشتم، و خبری از دراما نبود. آرامش ام در این دور برای خودم دستاورد دیگه ای بود که بهش رسیدم. حاصل کلی این قضیه برام هم لذت بیشتر از بازی بود، هم اینکه اگر شرایط هر بازی رو فاکتور بگیریم، بنظرم بازی این دور محمد حسین در قیاس با بازی های ادوار قبلی خودش کیفیت بالایی داشت. حسی که از متن بازیم بیرون اومده هم من درش دخل و تصرفی نداشتم و شاید بیانگر واقعیت کنونی من بود اتفاقاً و برام جالب بود که این تفاوت من چقدر توی لحن ام اومده ناخودآگاه، که در ادامه در موردش بیشتر توضیح میدم.

این شاید بیشتر شخصی هست ولی حس میکنم باید بگم.
دور اول یا دومی که اینجا بازی کردم داخل تحلیل ام یه اشاره ای به مفهوم Theatrum mundi داشتم. اون موقع اهمیت عنوانش برام در این بود که بگم دنیای مافیای ما به مثابه اون تشبیه هست، از این رو که این بار خود بازی شبیه تئاتری از سناریوی زندگیه. یادمه اون موقع برام حس اهمیت بیشتری به بازی میداد و فارغ از اینکه کلاً هیچوقت برد و باخت برام مسئله اصلی نبوده توی زندگی، این تشبیه حس ام رو به بازی جدی تر میکرد. الان نگرش ام این نیست متاسفانه یا خوشبختانه. خود زندگی تئاترش برام بی معناتر شده و فقط در برخی لحظات خلاصه میشه، چه برسه به بازی که یک بازتولید از اون زندگی هست، و ما رو دو مرحله دور میکنه و در فضای خودش قرار میده. به همون میزان که اهمیت و جدیت بازی برام کم شده، آرامش بیشتری حین بازی دارم و به تبع اون لذت بیشتری میبرم. فکر میکنم نیاز داشتم که به درک "بازی بودنِ بازی" برسم و از این بابت خوشحالم. اگر از پست های این دور من حس محمد حسین قبلی رو نگرفتید، حستون درسته ولی این ربطی به نقش ام نداشت. چه بسا اگر بیگناه بودم شدت این قضیه بیشتر هم میبود، چرا که من موقع بازی بیگناهی بواسطه عدم شناخت بقیه بیشتر برای بازی درست خودم احساس مسئولیت میکنم، ولی بازی در نقش گناهکار همیشه احساس مسئولیت در قبال دیگران رو هم بهم میده. محمد حسین اگر در این دور بیگناه بود، احتمالاً به هیچ عنوان فاز آخر چنین بازی ای نمیکرد و این رو آرش و ترسا احتمالاً بهتر متوجه شدند. و شاید حتی در صورت بیگناهی پست های کمتری میدادم در بازی. نمیدونم. بصورت خلاصه، تا مدتی هدف اول من از بازی مانیتورینگ و واکاوی خودم هست. در مرحله بعدی لذت بردن از مفهوم بازی و شناخت دیگران، تا جایی که آرامش ام رو به هم نریزه. این بازی خوشبختانه گناهکار بودم و دچار اشتباه نشدید، ولی لازم بود این رو بگم چون ممکنه بازی های بعدی بیگناه باشم و دچار اشتباه بشید. فعلاً بازی من رو با بازی های قبلی خودم قیاس نکنید چون هدف و نگرش من نسبت به بازی کمی تغییر کرده. فعلاً تا مدتی زبان آتشین ام هست، لیکن در نمیگیرد.



ترسا

بزرگترین حسرت تیم ما نهایتاً این شد که کاش ترسا پدرخوانده و من کلاهبردار میبودم. بنظرم اگر در شب از بازی خارج نمیشد، یا تا انتها میرفت، یا قطعاً آخرین عضو ما بود که از بازی کنار میرفت. شروع بسیار خوبی هم داشت. از آخرین باری که باهاش بازی کردم تغییراتی رو در بازیش داده که بنظرم بازیش رو بهتر هم کرده، ضمن اینکه همون دفعه آخر بازیش درخشان بود و تا ته رفت. نظراتی که توی گروه میداد بسیار کمک کننده بود و کلاً دیدش به بازی رو شخصاً بسیار میپسندم. من حتی وقتی آخرین بازیکن باقیمونده از تیممون بودم رمق نداشتم، ولی ترسا با اینکه زود از بازی بیرون رفت تا آخر به ما ایده میداد و احساس مسئولیتش مثال زدنی بود. امیدوارم بازی های بعدی به اندازه کافی بتونیم بازیش رو ببینیم و دچار بدشانسی نشه. اگر بیشتر در بازی بود، شاید بیشتر میتونستم صحبت کنم. و باز ای کاش نقش من و تو برعکس بود.


آرش

آرش بنظرم بازیکنی هست که دوست داره روی مرزها حرکت کنه و این مسئله ازش یک بازیکن کاملاً خاص رو ساخته. اتفاقاً این خصیصه شخصیتی آرش برای من بسیار جذابه، و بنظرم راه بهبود بازیش هم اصلاً در گرفتن آزادی عمل ازش نیست. آرش نه نیاز داره سبک بازیش رو تغییر بده، و نه نیاز داره به حرف کسی گوش بکنه و طبق اون عمل بکنه. حتی نیاز نیست به قول خودش coachable تر بشه چون ذاتاً آزادی رو دوست داره و نباید جلوی این مسئله بایسته. بنظرم با حفظ سبک و لذتی که از بازی میبری، باید فقط به دو مورد توجه کنی آرش. اول اینکه انرژی زیادت که اتفاقاً نقطه قوت تو هست، گاهی تبدیل به نقطه ضعف تو میشه و باعث میشه تمرکزت رو از دست بدی. تمرکز به مفهوم عدم تمرکز روی بازی نه، بلکه به مفهوم تمرکز روی اهداف خاصی که در بازی داری. لحظاتی هست که وقتی این متمرکز شدن روی یکی دو نفر، به کل بازی تعمیم پیدا میکنه، بازی رو علیه خودت میکنی. بنظرم یکی از بهترین بازی هات در نقش مزدور بود که خیلی خوب برات انتخاب شده بود و بنظرم بدشانسی باعث اعدامت شد اون بازی. اگر دقت کنی اون نقش در عین آزادی چون چارچوب فکری متمرکزتری برای بازی بهت میداد، پرفورمنس فوق العاده ای داشتی و روی دو سه نفری که زوم کرده بودی بسیار خوب فشار آوردی و بازی هم تا حدودی به تو باور خوبی داشت. نکته دوم اینکه باید هر فاز به این توجه کنی که با توجه به رای گیری آخر فاز، من باید رای چه کسانی رو بخرم و به چه کسانی اتهام بزنم. یه نقشه کلی در ذهنت از این بابت داشته باشی. درست مثل سیاستمداری که موقع انتخابات میدونه بعنوان مثال آراء ایالت a رو قطعاً از دست میده. آراء ایالت x و y رو هم برای خودش داره. آراء ایالت z نامشخصه. باید برای حفظ x و y و همچنین بدست آوردن z بجنگی. انرژی زیادی هم صرف a نکن. بنظرم یه پلن کلی ذهنی در این مورد که اول هر فاز آپدیت میشه، ذهنت رو منظم تر خواهد کرد. چیزایی که در موردت به ذهنم رسید اینا بود. بصورت کلی بسیار بازیت رو دوست دارم و خوشحالم که اینقدر خاص و متفاوتی. با تو و ترسا هم دوست دارم بارها و بارها هم تیمی میشدم. ضمناً قسمتی از تحلیلت که در مورد تیپ بازی بیگناه من صحبت کردی برام جالب و تامل برانگیز بود ممنونم.


پویا

در مورد نسبت بازی پویا با ما (مافیا) خیلی صحبتی ندارم چون اعتقاد دارم کاملاً درست بازی کرد. و با اینکه برای خودم شخصاً نیازی به توضیح نبود، یه شبی تا صبح قدم به قدم برام توضیح داد که خیلی ارزشمند بود.
و اما در مورد ذات بازی پویا. دو بار تا الان افتخار داشتم که باهاش هم بازی بشم و حس میکنم به شناخت بهتری رسیدم. از اونجایی که واضحاً استاد هست و در سطح متفاوتی قرار داره، فکر نکنم خیلی خوشش بیاد یکی یکی بیایم تقدیر کنیم بریم. بنظرم براش لوس خواهد بود این قضیه :دی بنابراین با اینکه خودم رو بسیار نازل تر از اون میدونم که در مورد بازیش نظر بدم، این گستاخی رو میکنم و چیزهایی که به ذهنم میرسه رو میگم. حس میکنم خودش هم حس بهتری خواهد داشت تا اینکه بیام چیزی که مشخصه رو بگم و باز مسئله تفاوت سطحی که داره رو تکرار کنم.

بواسطه هوش، تسلط، و تجربه، پویا تنها بازیکنی هست که میتونه در چنین سطحی بازی بداهه متنی ارائه بده. منظورم از سطح مربوطه اینه که نسبت زمان و تولید محتوای پویا بی بدیله، و گر نه اتفاقاً بازیکن های بداهه بسیار خوب دیگه ای هم داریم. این مسئله از اولین پستش در دور سیزده، تا آخرین پستش در دور آخر به من این حس رو میداد که من با یک دیگری برتر و متمایز با همگان سر و کار دارم، و احتمالاً حسی که سایرین هم گرفتند باید چیزی شبیه به این باشه. من از هر دو پست اول پویا در دور سیزده و دور اخیر این حس رو میگرفتم که انگار با هوش مصنوعی روبرو هستم و بدیهیه که توان ام باهاش قابل قیاس نیست. حتی زمانبندی ارسال هاش با توجه به میزان محتوا غیر متعارف هست. به مثابه ابر سیاهی که بالای سر همه قرار داره و رعب و وحشت در دل همه میندازه، سیطره پویا روی جو بازی غیر قابل مقابله هست. به همون میزان هم بی خط و خش و بدون اشکال پیش میره. پرفکشن به معنای واقعی کلمه. این دو بازی که من تجربه کردم پویا نقش های گناهکار و فرعی داشت. حالا یک سوال برای من پیش میاد چون بیگناهی پویا رو ندیدم. آیا در بیگناهی، این مسئله پویا رو دچار مشکل نمیکنه یا نکرده؟ انسان بصورت ذاتی کمتر میتونه به چیزی که هیچ نقصانی درش نیست یا بعنوان دیگری برتر از درکش خارج هست اعتماد کنه. در واقع من اگر این بازی بیگناه میبودم و بازی به انتها میرفت، انتخاب فری بعنوان هلن برای من گزینه سیف تری بود چون پویا بعنوان امر ناشناخته تر برام ترسناک تر میبود و سطح اعتمادم کمتر میشد. در واقع درسته ریاضی حقیقت محض رو میده، ولی ممکنه انسانی که مخاطب تو باشه که تلفیقی از احساس و منطق هست، قسمت اول براش در تصمیم گیری موثرتر باشه. یا راه دستیابیش به حقیقت شاید متفاوت باشه. خیلی کنجکاوم بدونم در اون حالات نحوه مواجهه پویا چطوری هست و متاسفانه بیگناهیش رو هم ندیدم و دارم از فضولی میمیرم :دی در این مورد خوشحال میشم اگر دوست داشت توضیح بده.

ضمناً وقتی ازش بعنوان دیگری برتر یاد میکنم اصلاً به این معنی نیست که خودش لزوماً این اعتقاد رو داره یا نداره و دوست داره در بازی اینطوری بنظر بیاد یا نه، بلکه خود تفاوت سطح بازی بی نقصش در قیاس با همه بصورت کاملاً اُرگانیک این حس رو بوجود میاره برای مخاطب، حتی بدون دخل و تصرف پویا.

ممنون طبق معمول بسیار آموختیم. و البته شبیه فیلم های تارکوفسکی 10 سال بعد تازه میفهمیم در این لحظه هیچی نیاموخته بودیم.


فری

بنظرم بسیار بجا و درست توسط کارگردان انتخاب شده بود. پیش بینی میشد که پویا دست بالا رو بلحاظ روانی داشته باشه کاملاً. بنابراین برای نقش مقابل یو نید the coolest one :دی بنظرم با وجود اینکه با توجه به شرایط بازی این مسئله بسیار سخت بود، ولی فری ورود استاندارد و خوبی به بازی داشت. بعد از پست های پویا، چگونگی ورود به بازی برای نقش مقابل بسیار سخت شده بود و اعتقاد دارم یکی از افراد انگشت شماری که میتونست درست وارد بازی بشه و لااقل خودش رو در موضع خنثی نگه داره فری بود. بازیش بنظرم سطح خیلی خوبی رو داشت طبق معمول، و بنظرم نقطه عطف هم رای اش به من در دفاعیه ام بود. کلاً رای اون فاز برای من معیار سنجش تاثیر احساسات بر بازی بازیکن ها هم بود. ضمن اینکه اگر اشتباه نکنم رای اش به من کاملاً سرنوشت ساز بود و میتونست مسیر بازی رو کمی عوض کنه. در کنار بازی یه مسئله دیگه ای در مورد فری دوست دارم بگم. بنظرم به لحاظ درک و شناخت همگی نیاز داریم که دوست فری مانندی داشته باشیم. گاهی حس شهودی و قدرتمندی داره که بهش اجازه میده با مینیمم تلاش به درک مسائل نزدیک بشه. هم در طول بازی یه جایی گفت لحن پست های محمد حسین حس نا امیدی میده، و هم اینکه قسمتی که در تحلیلش در مورد من گفته بود رو دوست داشتم و فارغ از اینکه شاید حتی باهاشون کامل موافق هم نبودم، بنظرم روی قسمت درستی دست گذاشت. این بنظرم تمایز ادراکی جذابیست.


امین کی پی

اگر اوایل بازی حس میشد که با کاندید اصلی Golden Boy طرف هستیم، اواسط بازی مشخص شد که در اشتباهیم و دوست تازه واردی در نزدیکی توپ طلاست. بعنوان کسی که پیش خودش به سرعت پیشرفتی که داشته افتخار میکنه و دور اول ام رو خیلی دوست داشتم، باید بگم نسبت به دور اول من یکی که این عملکرد فرسنگ ها فاصله داشت و بسیار بهتر بود. یک ستاره وارد جمع ما شده و از این بابت خوشحالم. نه تنها در این بازی، بلکه در مافیای تلگرامی چند روز بعدش هم فوق العاده ظاهر شد. با وجود اینکه گاهاً از مردد بودن مینوشت، در تصمیمات نهایی فوق العاده ثابت قدم عمل کرد، و اتفاقاً نقطه قوت بازیش هم تسلط منطق بر احساس در لحظات حیاتی بازی بود. اینکه بعد از دفاعیه من به من رای داد هم این موضوع رو تایید میکنه. زمان بندی تصمیم بر استقلال یا غرق در تصمیم جمعی شدنش هم در این بازی بنظرم بسیار عالی بود.


هادی

این انگیزه و دلتنگی برای بازی که هادی در تحلیلش نوشته بود، کاملاً در بازیش نمایان بود. فرم بسیار خوبی داره و بنظرم بسیار با صلابت بازی کرد و ستون اصلی بیگناهان بود. ایده هایی که داخل بازی زد هم بنظرم کاملاً بجا و درست بود که گاهی مورد توجه قرار گرفت و گاهی نگرفت. نقطه قوت بازی هادی اینجاست که به لحاظ روانی همیشه دست بالا رو داره، و این بدین معنیه که طرف مقابل جای هیچ خطایی در پاسخ رو نداره. در طول بازی خیلی به این مسئله فکر میکردم. بنظرم فعلاً همه چی درسته و باید دید در ادامه چطور پیش میره، ولی اگر بخوام یه توصیه ای داشته باشم این به ذهنم میرسه. مدل بازی هادی طوری هست که خیلی بستگی به پاسخ افراد به اتهامی که بهشون میزنه داره، و اگر بر فرض هادی اتهام اول رو درست بزنه و جواب درستی بگیره ممکنه ذهنش بچرخه. بنظرم باید این رو گوشه ذهنش داشته باشه که ممکنه با جهش بازی هامون نیاز داشته باشه جهش متقابل در بازیش بده تا همچنان برگ برنده رو داشته باشه. البته این مربوط به آینده احتمالی هست، و گر نه فعلاً که جواب گرفتی و ترکیب برنده رو دست نزن. داخل بازی تلگرام هم عالی بود که بازم ثابت میکنه چه بازیکن خوبی هست و چه فرم ترسناکی داره.


رامتین

بنظرم کمی شور بازیش کم شده بود که البته اونقدری که توی بازی روش مانور داده شد و سوء استفاده شد نبود :دی یه مقداری هم شاید آواتار قبلی که داشت اون حس قبلی رو تقویت میکرد. حرکات رامتین شبیه بیگناهی خودش بود و حتی زمانبندی پست هاش هم شبیه بیگناهی خودش بود. استقلال بازیش هم واضح بود و گر چه من شخصاً سعی کردم کمی ازش داخل بازی تصویر مافیا بسازم، بهش نمیچسبید. البته شک جلادی رو شخصاً بهش تا حدودی داشتم. نقطه قوت بازی رامتین سادگی و صلابت هست، و بنظرم همین باعث میشه بازیکنی باشه که سخت اعدام بشه. حتی نوع واکنش اش به اتهاماتی که بهش وارد میشه هم بنظرم بخش مثبتی از بازیش هست، چون گاهی حتی اینقدر ساده میگه الان نظرم عوض شد یا اشتباه کردم که بسیار حس اطمینان میده. تشخیص هاش هم عموماً درست هست، و دور سیزده هم این رو ثابت کرد. باعث افتخار بود بازی دوباره کنارت رامتین عزیز. کنجکاوم بازی گناهکاریت رو هم ببینم.


رضا

بهش تبریک میگم. فراموش نکنید که برد جلاد در چنین سناریویی بسیار محال و دور از دسترس بود. از این نظر که اصلاً شبیه نقشش بازی نکرد و جلاد تشخیص داده نشد قابل تقدیر بود. اینکه بعد از بازی خودم مرور کردم و به خودم گفتم چرا احتمال جلاد بودنش رو ندادم اهمیتی نداره چون حین بازی موفق شده بود اذهان رو از این مسئله دور کنه. کمی هم شانس باهاش همراه بود که بنظرم با توجه به سخت بودن برد جلاد، اهمیتی نداره. از موقعی که من وارد بازی مافیای اینجا شدم، اولین دوری بود که رضا تا ته با انرژی رفت و از این بابت خوشحالم. مشخص بود که انگیزه اش نسبت به بازی برگشته. اگر توصیه ای هم بخوام براش داشته باشم اینه که رضا کمی آرش به بازیش اضافه کنه و آرش هم کمی رضا. یعنی رضا سعی کنه بیشتر در طول بازی تصویر کلی خودش رو آپدیت کنه، و آرش هم گاهاً مثل رضا تمرکز روی تارگت های خاص قرار بده. البته این مسئله فارغ از نقش هست، و گر نه که نقش رضا ایجاب میکرد که روی تارگت هایی که برای اعدام اعلام کرده بمونه.


محمد امین

اُستاد رقص و ایده پردازی بر نقطه نقطه محور زمان، و timid نبودن در execute کردن ایده های مذکور. از این نظر محمد امین و آرش تا حدودی شبیه هم هستند و به لحاظ سبک از سایرین متمایز. اهمیت تصمیمات نقطه ای محمد امین وقتی بهتر مشخص میشه که بعد از بازی با لنز وایدتری به همه چیز دوباره نگاه بشه. بعنوان مثال اگر در فاز اعدام من محمد امین لحظه ی آخر اون حرکت رو نمیزد، احتمالاً من دو فاز بعد اعدام میشدم، با وجود اینکه اعتقاد داشتید من بیگناه نیستم. اون حرکت محاسبات من رو به هم ریخت. در بیگناهی بسیار خوب میتونه خودش رو به بقیه بشناسونه که این هم قابل تقدیره. بنظرم فقط باید مراقب باشه این مسئله تا حدی پیش نره که گناهکاریش نمایان باشه. حرف های قشنگ و محبت آمیزی هم هر بازی در مورد من میزنه که ازش ممنونم. وقتی گناهکار میشم و میخونم که عذاب وجدان میگیرم. مرسی محمد امین. کماکان هم توصیه میکنم روی تمیزی و مرتب بودن نوشتار فقط کمی کار کنی. بهتر شده ولی بهتر هم خواهد شد. توصیه دیگه ای به ذهنم نمیرسه.


امین خلفی

دوست خوبم امین. یکی از بازیکن هایی هست که به اعتقاد من بسیار در شناسوندن خودش بعنوان بیگناه در بازی خوبه، و در کنار اون بازی گناهکاریش در دور هشتم بعنوان یک پرفورمنس فوق العاده در ذهن من خواهد موند. هر دو باری که من توی بازی بودم و بیگناه بود و زود اعدام شد، به گمان ام من گناهکار بودم و گر نه بهش رای نمیدادم. دور اخیر که قطعاً اگر بیگناه بودم بهش رای نمیدادم و دور قبلی هم توی ذهنم اینطور میاد. فارغ از اینکه همه مشخصاً میدونیم که حرف رضا شوخی بود و اصلاً با فاکتور گرفتن این بازی، تصمیم امین مبنی بر اینکه بدنبال بازسازی reputation خودش در زمین هست تا اتفاقات حاشیه ای باعث اعدامش نشه رو میپسندم. بنظرم زودتر باید چنین تصمیمی میگرفت حتی. هر چقدر هم بازیکن توانایی باشی، باید سطحی از کنترل رو روی روح جمعی بازی به اندازه خودت داشته باشی، و این دقیقاً همون مسئله ای هست که دافعه کافی رو در بازی ایجاد میکنه. بنظرم فُرم اجرای تصمیمت رو باید عوض کنی فقط کمی. داخل تحلیل یا بیرون از زمین باید این نکته رو یادآور بشی، و داخل بازی تمرکزت رو بگذاری روی متن اصلی. مثلاً بنظرم امین خلفی میتونست برای ورودش به بازی، ایراد محکم تری رو از هر شخصی بگیره تا چند صفحه درگیر بحث شوخی یا شوخی نبودن حرف رضا بشه و بره در موضع دفاعی. دلیلش هم این هست که نفس اون ایراد، ناخودآگاه باعث میشه بازی کمی سرش سمتت بچرخه و به این فکر کنه که چرا به جای پیدا کردن گناهکار برای بازی با کمی هجوم، این کار رو با دفاع از خودت انجام دادی در وهله اول. در واقع اینکه رضا شوخی کرده بود یا نکرده بود، در اون وهله از رضا گناهکار نمیساخت (چون لزوماً دال برگناهکاری نبود) ولی باعث میشد نفس ایراد تو بحث برانگیز باشه. بنابراین با اینکه بصورت کلی بسیار با تصمیمت موافقم و به خودت هم گفتم، بنظرم بهتره این رو در تحلیل مفصل بهش بپردازی و حین بازی کاملاً متمرکز بر بازی خودت بدون توجه به این مسئله باشی. خود به خود اصلاً چنین موجی سراغت نخواهد اومد. اعتقاد داشتم و هنوز هم دارم که بازیکن بسیار توانایی هستی.


عرفان

دوست خوب من. ببخشید بهت شلیک کردیم. نشد درست بازی کنی ولی میدونی که همیشه خودت و بازیت رو خیلی دوست دارم. توی یه فضای موازی همه چیز ریست میشه و تو توی بازی موندی و به مافیا پیوستی. آخرش هم با هم میبریم. شبیه ایتالیایی ها برای دنیا، تبلور احساس و طعم برای این بازی هستی.



قاب های موندگار بازی در ذهن من:

1. پویا در رختکن
2. پویا از صحبت با گربه ها میگه و من و آرش ذوق میکنیم که پویا ما رو شناخته و داره بهمون گرا میده. واقعیت اینجاست که پویا واقعاً با گربه ها صحبت میکرده و ما قسمتی از اون خاطره نبودیم اصلاً :دی
 
آخرین ویرایش:
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
838
پسندها
265
امتیازها
300
مدال‌ها
45
سلام به همگی. بابت تاخیر خیلی معذرت می خوام. broken record منم دوست عزیزم😅
اول از همه یه تشکر از گاد کنم. جدا از برنامه ریزی ها و وقتی که گذاشتی، خیلی بهت حسودیم می شه که اومدی 2 تا نقش طراحی کردی هر چی بیشتر می گذره این نقشا بیشتر عمق خودشون رو نشون می دن و فوق العاده تر می شن. درسته که من تو جفت دست ها کسی بودم که این نقش ها اذیتش می کردن و آخر جفت بازی ها هم از همین دو نقش ضربه خوردم :)) ولی واقعا نقش های خیلی خوبین که یه مسیر جدیدی به بازی اضافه کرده. در واقع دیگه می شه قشنگ اسمش رو مافیا نذاشت. بابت تحمل من هم ازش ممنونم. مرسی همتیمی محبوب من :دی
بازی خودم:
راجع به بازی خودم یه توضیحاتی بدم:
90 درصد بازی رو با گوشی بودم و ببخشید اگه نوشتارم اذیتتون کرد.
فاز صفر و فاز یک که اعدام اختیاری بود، اصلا در مخیلم هم حتی نمی گنجید که قراره انقد بحث شکل بگیره تو بازی. قطعا فاز صفر نمی خواستم تو بازی بیام اما فاز یک که قصد ورود به بازی رو داشتم، از روی بد شانسی اتفاقات ناگواری افتاد که امین خبر داره. اما نشد که وارد بازی بشم. با خودم گفتم ایراد نداره فاز دو وارد می شم. تو طول این زمان با گوشیم پست ها رو دنبال می کردم و اگر چیزی می دیدم تو ذهنم نگه می داشتم. فاز دو اومدم 10 صفحه صحبت شده بود :)) اصلا باورم نمی شد. اینجا یه سری ایراد به من وارده. که وقتی دیر میام نباید بشینم قاضی بشم. درسته. سعی می کنم از این به بعد کمتر این حالت رو پیش بیارم. البته مهمتر از اون سعی می کنم دیر نیام 😅
راجع به رای اشتباهم به خلفی زیاد صحبت کردم توی پست هام. چیزی نمی تونم اضافه کنم.
راجع به ایده ای که پیاده کردم تو ذهنم. این ایده تو ذهنم خیلی بهتر بود :)) زمانی که عملی شد اصلا خوب نتونستم عملیش کنم. اما دقت کنید که چی شد تهش. نظر من این بود که افرادی که با این ایده موافقت کنن، جلاد نیستن. یا خود رامتین جلاده. و خوب همین هم شد. نظرتون رو به آراء اولیه جلب می کنم: محمدحسین: رضا، امین کی‌پی، رامتین. اونجا هم گفتم ایکاش امین کی پی با ایده ی هادی موافقت می کرد. حالا نظرتون رو به دو تا پست رضا هم جلب می کنم:
پست 379:
هادی
مخالفم. امروز باید اون‌یکی مافیا بره بیرون. به نظر منم بعیده جلاد اسم خلفی رو داده باشه. اگر اسم آرش رو داده باشه با فرض این‌که اعدام امروز هم درست گفته باشه می‌شه دو تا پشت سر هم. علاوه بر این تو همین رأی‌گیری ممکنه کمکی بشه که جلاد رو پیدا کنیم.
پست 382:
من با این ایده‌ی هادی واقعاً مشکل دارم و عجیب‌تر از اون مملگر برای چی موافقت می‌کنی؟! شماها همه‌تون با اتفاق نظر می‌گید مافیا بین محمدحسین و رضاست. منطقاً هر کدوم 50 درصد گناه‌کاریم حداقل. حتی اگه نخواید یه کلمه از حرف‌هایی که من می‌زنم رو هم قبول کنید. ولی با این ایده شانسِ اعدام کردن یک گناه‌کار دیگه، بر اساسِ استدلال‌های خودتون، به مراتب کم‌تر از 50 درصد می‌شه.
در نهایت انتخاب جلادمون بر اساس ایده ی هادی، چیزی که تو ذهن من بوده، بین رضا، رامتین و امین کی پی بوده که به دلیل رای پویا به امین کی پی، بین رامتین و رضا می شد. (البته اون موقع نمی دونستم امین کی پی به پویا گفته نشده.). اشتباه من تو پیاده کردن این صحبت دو تا چیز بود. یکی این که با گوشی بیرون بودم و موقعیت این رو نداشتم که درست و حسابی توضیح بدم، دو اینکه به رضا رای دادم و در نظر نگرفتم که اینطوری نگاه بازی به من چی می شه. اما اگر وقت داشتم توضیح بدم، با توجه به اینکه شک جلاد بودن رضا با توجه به این ایده خیلی بالاتر رفته بود، اصلا کار اشتباهی نبود رای دادن به رضا.
راجع به فاز سرعتی هم. همچنان می گم درسته اسم فاز سرعتیه اما واقعا نباید که سریع تصمیم بگیریم :)) من هی می گفتم تو رو خدا وایسید یه لحظه من فکر کنم. پویا اونجا درست گفت. می گفت محمدامین داره فکر می کنه بندازه رو کی، بهش فرصت ندین چون رو هادی نمی تونه بندازه مجبوره بندازه رو رضا که در اون صورت رضا میاد رو خودش و اعدام می شه :)) درست بود تقریبا. من اونجا می دونستم رضاست. منتها اگر می گفتم رضا جلاده، رضا میومد رو من. داشتم تلاش می کردم اول هادی متوجه بشه من نیستم، بعد بگم رضاست. که با بازی خوب پویا، این اتفاق نیوفتاد.
راستی یه توضیحی بدم راجع به حرف هایی که زدم. راجع به پست ها رو نخونید که توضیح دادم. عذر می خوام بابتش از پویا و فری بازم.
راجع به اینکه گفتم همه منطقی ها رو کردی گناهکار من رو کردی بیگناه با همه احساسی ها یه توضیح بدم. این رو من کاملا از روی حرص و از ته دل گفتم. اما منظورم "افراد منطقی" و "افراد بی منطق" نبود. منظورم این بود که افرادی که با حسی که از بازی طرف مقابل می گیرن بازی می کنن و افرادی که با منطق حرف مقابلشون مشکل دارن بود. یعنی مثلا هادی و یاسین خدای اینن که با حسی که از پست های طرف مقابلشون بگیرن بازی کنن. من نمی تونم این کار رو کنم و در کنار اون، نمی تونم هم نظر کسی که حسی بازی می کنه رو تغییر بدم. یه جورایی انگار من زبون افراد احساسی رو نمی فهمم و افراد احساسی هم زبون من رو نمی فهمن. حالا، این مشکل نه گاده نه آدمای احساسی نه منطقی. همونطور که تو فاز سرعتی دیدیم پویا با اینکه آدم منطقی ایه و با منطق یکی رو زیر سوال می بره و بازی می کنه، و همچنین با منطق از خودش دفاع می کنه، چقد هم خوب روی احساس بازیکنا تاثیر گذاشت. پس این یه مهارتیه که من باید یاد بگیرم.
ها راستی یه پستم احساس کردم بهش دقت نشد ناراحت شدم. پستی که راجع به دفاعیه آرش نظر دادم رو حداقل خودش بخونه. خیلی از نظر خودم خوب بود 😅

راجع به تیم مافیا:
ترسا که نتونست توی بازی باشه، ببخشید 😅، اما فکر می کنم اگه محمدحسین و آرش با هم همکاری بیشتری می کردن، می شد آرش رو نگه داشت.
ترسا:
ترسا پست های اولش خیلی خوب بود. دلیل اینکه پرسیدمش رو می گم:
زمانی که رسیدم سر پرسیدن بازی رو اونقد خوب دنبال نکرده بودم و نظرم هم روی پرسیدن اشکان بود. اما گفتم اشکان ممکنه لباس داشته باشه و جدا از اون خیلی رو بازی کرده اگه گناهکار باشه، بذار بقیه رو یه نگاه بندازم. در واقع می خواستم اشکان رو بپرسم چون انقد منفی بازی کرده بود اگر نمی پرسیدم زشت بود :)) و الا برام بیشتر بیگناه بود. آرش هم که پرسیده بودم یادم نمیاد چرا مهم هم نیست اصلا کسی که به من پلیس می ده قطعا می دونه من آرش رو می پرسم :دی. پست 50 ترسا رو خوندم و از اونجایی که ت ذهنم جای زیادی برای بیگناهی اشکان گذاشته بودم، پست ترسا راجع بهش به شدت برام حس پرونده سازی. علاوه بر اون آخر پست یه صحبتی با فری می کنه که توش داره می گه من ازتون نمی ترسم می کشمتون که اون هم برام منفی نشست :)) بدشانس هم بود ترسا بنده خدا چون فرصت نداشتم بقیه رو بخونم. ببخشید ترسا.
آرش:
آرش توی این بازی خیلی مظلوم بود 😅 اول کار هادی دست گذاشت روش و من مطمئنم هر کاری می کرد باز هادی نمیومد پایین ازش. تنها کاری که باید می کرد این بود که بازی رو ببره سمت افراد دیگه و نذاره بین خودش و هادی گره ایجاد شه. نظر منه، این که عملی می شه یا نه رو نمی دونم. جدا از اون با پویا خیلی خوب همکاری کرد علیه من و خب توی بحث ها و مخصوصا دفاعیه ها خیلی خوب عمل کرد. پویا یه چیز قشنگ به من گفته بود دور یازده. که یه نقش رو انتخاب کن اون رو بازی کن. فکر می کنم آرش هم باید همینکار رو می کرد. پستی که راجع به همه نظر دادم که به آرش هم ایراد گرفته بودم ایرادم همین بود، که تو که ایده به این قشنگی پیاده کردی چرا راحت ولش کردی؟ این و کل بازی این حس رو بهم نمی داد که واقعا دنبال گناهکاری، این حس رو می داد که می خوای ادای این رو در بیاری.
راجع به بحثمون هم، خب آقا معنی پوش کردن رو نمی دونستی عجیبه من انتظار داشته باشم از کسی که این همه سال مافیا بازی کرده باشه بدونه اینو؟ :))
اما در نهایت در کنار این ها، نظر من اینه که اگه محمدحسین همکاری بیشتری باهاش داشت، با توجه به بازی خوبش میموند و می بردن تو بازی‌.
محمدحسین:
جویای حقیقت عزیزم ^-^ زمانی که با پروفایل اون پسر کوچولوی زرنگ اومدی مثبت بازی کردی همه منفی ها رو پاره کردی، باید فکر اینجاشم می کردی :)) از بازیت و منطق بازیت ایرادی گرفته نمیشه واقعا. جز اینکه مثبتت این نیست. این دل مهربونت رو بذار کنار وقتی منفی می شی. بیا پرونده بساز برای یکی. بکشش. خود اون شخص هم با دانش بر همین اومده به خدا. تک تک ما ها فکر می کنی اگه بتونیم یکی از تیم مقابل رو بدیم بیرون به همه چی متوسل نمی شیم که اینکار رو کنیم؟‌ قطعا این کار رو می کنیم. :دی
راجع به بازی تیمی هم نظر من اینه که خیلی بیشتر باید با آرش همکاری می کردی. نه همکاری مشخص. اما خیلی ریز یا درشت باید به بازی جهت های متفاوت از گره آرش و هادی می دادی. از نظر من تو وضعیت خوبی بودین و می تونستین ازش استفاده کنین‌.
امین خلفی:
با امین بعد بازی یه صحبت هایی کردم. ببخشید اشتباه تصمیم گرفتم امین. فکر کنم تو تلگرام هم گفتم، اگه نگفتم، انتقادم به بازیش اینه که اولا یک بحث رو فقط پیش نبره و دیدش باز تر باشه. درسته که تو رضا رو پیدا کردی یا مثلا آرش رو به دلیل ورودش به بحثت پیدا کردی، ولی یه بخش از اینجا به بعد اینه که حرفت اونقدر اعتبار بگیره که بر اساس اون اعتبار رای دهنده ها به رضا مثلا بیشتر شن. چون از نگاه بیرونی چیزی که دیده میشه اینه که تو بحث داری می کنی که فقط تو یه بحث باشی.
اشکان
من بازی اشکان رو تو دربار ندیدم. دلیل این نوع بازی کردنش رو تو اینجا نمی فهمم اصلا. فکر کنم خودش هم گفت اومده بود بازی پویا که تو ذهنش هلن بود رو ببینه و بره و بازیش هم همینطوری بود. بیشتر بیننده بود تا بازی کننده. امیدوارم تو بازی های بعدی بتونم بازیش رو ببینم.
هادی
هادی جالب بازی می کنه. اینکه بقیه رو چجوری تشخیص می ده من هرگز نمی فهمم. اما اینکه خودش رو سفید می کنه یا حاضره خودش رو فدا کنه برای اینکه کسی که تشخیصش داده مشخص شه عالیه. جدا از اون، ایده هایی که برای این بازی پیاده کرد رو خیلی دوس داشتم. اگه به ایده ی آخرش هم گوش می دادیم که برده بودیم اصلا. تنها انتقادم بهش هم همون تو فاز سرعتی بود که عجله نکنه و تحت فشار قرار نگیره. همچنین وقتی بازیکن احساسی ایه حواسش به این باشه یکی ممکنه بلد باشه احساس آدم ها رو خوب تحت تاثیر قرار بده مثل پویا.
رامتین:
آقا من واقعا معذرت می خوام. بعد بازی اومدم فکر کردم دیدم این رامتین بنده خدا نه رای اشتباهی داشت، نه بازی اشتباهی کرد. قربانی بیاس بازی شد و اینکه صرفا مثل همیشه خودش بازی نکرد. بازی خوب و تمیزی ارائه داد و شاید فقط بتونم بگم ایکاش فعال تر بازی می کرد.
امین کی پی:
اولین باری بود که بازی کی پی رو دیدم و باید بگم خیلی خیلی لذت بردم. خیلی خوب برای سفید شدن خودش تلاش کرد و حتی بعدش اونقدری به خودش اعتماد داشت که از من علیه آرش دفاع کنه. وقتی پست های اون فاز رو خوندم اولین چیزی که تو ذهنم اومد این بود که مهدی از این پسر خوشش میاد قطعا :دی بازیش هم بازی ایه که من دوست دارم. در کل دمت گرم. :))
فرعی ها:
عرفان:

عزیز دلمی. حیف شدی. پرپر شدی. نشد بازیت رو ببینم. خداروشکر :))
رضا:
برنده ی بازی. واقعا خوب بازی کرد. هدف اشکان هدف خوبی نبود از نظر من. اشکان با وجود اینکه خوب بازی نکرد مطمئن باش اعدام نمی شد. جز اون اهداف درست بودن. خود بازی هم اصلا به جلاد نمی خورد و به شدت خوب بازی کرد‌. من تا اعدام محمدحسین فکر نمی کردم منفی باشه اصلا. کردیت فاز آخر رو بهش نمی دم ولی یکی‌از بهترین بازی های رضا بود که دیدم این دور و عالی بود.
رهبران:
فری:

فری جز دو جا که جفتش هم به من مربوط بود خیلی خوب بازی کرد. ایرادی که بهش می گیرم اینه که نمی خواست خیلی روی بازی تاثیر بذاره. در حالی که اولا به عنوان رهبر دقیقا همین کار رو باید کنی از نظر من. دوما اگه اینکار رو تصمیم گرفتی نکنی، وقتی می بینی مفیستوفلس دقیقا داره همین کار رو می کنه و بیشترین خط رو به بازی می ده، مجبوری این کار رو کنی اصلا.
اون دو جا هم، جفت رای هاش به من بودن زمانی که مشخصا پویا علیه من داره بازی می کنه. بقیه نمی دونستن پویا مفیستوئه اما فری که دانش تام داشت عجیب بود اینکار ازش. تغییر رایش به محمد حسین از اون حرکات game changer بود و خیلی حال کردم. تو بازی فکر می کردم از عمد داره علیه من بازی می کنه ولی اشتباه می کردم 😅

پویا:
جالبه‌. من تو این بازی فهمیدم پویا دست و بالش رو نقش هاش می بندن :)) نقشی که پویا بازی کرد دستش رو باز گذاشت که بدون نیاز به سفید کردن خودش برای دیگران، تمام تاثیراتی که توی بازی بخواد بتونه بذاره. دیدین تو فوتبال دستی زمانی که تک به تک بازی می کنیم همش باید بین حمله و دفاع تغییر بدی برای همین نمی شه اونجوری که باید حمله کرد؟ پویا بازیکنی بود که تا الان بخاطر دفاع از دروازش نشون نداده بود چقد تو حمله قویه. و تو این بازی یه چیزایی رو از توانایی هاش نشون داد که همه رو متعجب کرد. همه می گفتیم پویا chaos بود. آره. پویا در ظاهر chaos متحرک بود. Chaos نوع جوکری. اما در بطن، اصلا. تمام کار هاش با برنامه ریزی بود و همچنین برنامه ریزی های درست. جدا از تاثیراتی که روی بازی تو طول بازی گذاشت. دلیل باخت بیگناهان در حساس ترین نقطه بازی هم باز پویا بود. و این هم چیزی بود که من از پویا نمی دونستم. می دونستم تو استدلال خیلی قویه. ولی نمی دونستم چقد بلده رو احساسات دیگران تاثیر بذاره. و این بازی ای بود که من شروع نشده باخته بودمش. تا فردا صد تا ایده هم پیاده می کردم باز همین بود. صد تا بحث می کردم و توضیح می دادم باز همین بود.
گفتم chaos، یاد یه پستش افتادم. اونجا که گفت الان کم کم هلنتون میاد مفیستو بازی می کنه بیگناها دیگه شانسی ندارید بیاید به من رجوع کنید تیک تاک تیک تاک. الان پیداش نمی کنم. اونو بخونید شرارت تام رو دوباره حس کنید و لذت ببرید :))
در نهایت باز هم ممنونم از امین عزیزم و معذرت می خوام بابت اینکه اذیتت کردم این بازی کلی 😍
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,307
پسندها
899
امتیازها
0
سلام. امیدوارم که حال‌تون خوب باشه.


من هم اول یک توضیحاتی راجع به خودم و بعد ساختار بازی می‌دم و در نهایت هم راجع به بازیکنان صحبت می‌کنم.

در تحلیل دور دوازده گفتم که به بازی چطور فکر می‌کنم و چه چیزهایی برام جذاب هستند؛ الان چیزهایی رو می‌گم که اون‌جا نگفتم. :دی

کلا در زندگی و در بازی، دو راهی‌های اخلاقی برام خیلی جذاب‌اند و به نظرم یکی از پارامترهایی که باعث شکل‌گیری قصه می‌شه اینه‌که قهرمان‌ها در مواجهه با این دو راهی‌ها چه انتخابی می‌کنن. در طراحی نقش رهبرها این دو راهی‌ها به شکل کم‌رنگ وجود دارند. می‌گم کم‌رنگ چون پایه نقشی‌شون ثابته. مفیستوفلس ذاتا شره. هلن اما با این‌که دو راهی براش پررنگ‌تره چون می‌تونه شر مطلق هم بازی کنه تا حدی، اما همچنان با توجه به اسمش بی‌گناهه و باید سمت خیر بایسته. دو نقشی که در این بازی آزادی واقعی انتخاب رو داشتند، جلاد و گورکن بودند. جلاد با این‌که رسما جدا از دو گروه تعریف می‌شه اما این انتخاب رو داشت که در کدوم سمت می‌خواد بایسته و تا کی. گورکن هم که اوجش بود. یکی از ناراحتی‌هام اینه‌که عرفان مُرد و این قصه در بازی ایجاد نشد.

دو نقش دیگری که برام جذاب بودند، کلاه‌بردار و تکاور. این دو نقش این قابلیت رو دارند که یک‌جا یک فشار سنگین و هم‌زمان به همه‌ی اعضای تیم رقیب وارد کنند. کلاه‌بردار با حذف استدلال از بازی و اجباری کردن اعدام، تاثیر وحشتناکی می‌تونه روی روان بی‌گناهان در اون فاز بذاره و از اون طرف تکاور با حذف فاز شب و لباس، فاز روز رو برای گناهکاران بسیار سنگین می‌کنه. تکاور در این بازی در بهترین موقع استفاده شد و از این بابت خوش‌حالم. اما کلاه‌بردار سوخت و این ناراحتم می‌کنه که البته نمره‌ش از تیم مافیا کم می‌شه به خاطر حروم کردن این نقش زیبا. :دی

دو نقش دیگه‌ای هم که اضافه شدند، یعنی منشی و بیسیم‌چی از این نظر اضافه شدند که قابلیت ایده زدن داشتند و می‌شد انتزاعی روشون فکر کرد. ارسال پیام ناشناس به بازیکنان می‌تونه روان‌شون رو به بازی بگیره و اگر خوب انجام بشه تاثیر مهمی هم در بازی داشته باشه. این‌جا هم به نظرم رامتین استفاده‌ی بهتری از بیسیم‌چی کرد و تیم مافیا نزدیک این بود که با منشی خودش رو لو بده. فکر می‌کنم منشی و بیسیم‌چی اگر بهتر به‌شون فکر بشه در ادوار بعدی کارهای جذاب‌تری باهاشون انجام بشه. بخش‌های مهمی از مافیا روی حرف و هوش کلامی ساخته شده و این دو نقش به نظرم پتانسیل‌های این بخش رو آنلاک می‌کنن.

در مورد نقش پلیس و تیر خوردن عضو مافیا که اولین بار پویا در بازی گفت و بعد دیدم آرش هم در تحلیلش اشاره کرد، این گزاره که انگار مافیا با دو نفر شروع کرده صحیح نیست. ۱۱ بازیکن در بازی حضور داشتند، پلیس اگر تکراری نپرسه ۵ شب قابلیت پرسش داشته و شانس پرسش هر بازیکن ۵۰ درصد بوده. یعنی برعکس چیزی که مفیستو عزیز گفت، الزاما اگر پلیس رو یک بات بذاریم، مافیا حذف نخواهد شد. :دی مثالش هم دور ۱۲ هست که با همین نقش پلیس و تیرش هیچ مافیایی کشته نشد.

مافیا

ترکیب تیم مافیای این دور به نظرم همه‌چیز داشت، محمدحسین بازی و سیاست رو بلده، آرش خلاق و باهوشه و ایده می‌ده؛ ترسا جنگندگی داره و آخرین نفری هست که تسلیم می‌شه. در واقع یک تیم با سیاست، خلاق و جنگنده داشتند. از اون طرف مافیای این دور از نظر امکانات حداقل دو لول قوی‌تر از مافیای دور دوازده بود. خیاط و پدرخوانده شبیه دور دوازده بودند، اما کلاه‌بردار برتری بسیار مهمی داشت و اگر درست استفاده می‌شد می‌تونست در شب یک (فازی که اعدام اختیاری بود) یک بی‌گناه رو از بازی حذف کنند به راحتی. تیر شب‌شون هم راحت‌تر بود نسبت به بازی قبل چون بمیرهای بازی بیشتر بودند.
تیم مافیا از نظر فردی بازهای خوب و گاهی عالی داشتند که در توضیحات فردی می‌گم، اما از نظر تیمی ضعیف بودند. دلیل مهمش هم البته این بود که در ذهن‌شون تیم بودن رو روحیه دادن به هم و یا کمک کردن در پست دادن تعریف کرده بودند که در گروه انجام می‌شد و در خود بازی می‌رفتن که گلیم خودشون رو از آب بکشند و کاری به کلیت بازی نداشتند. در گروه هم کلیت بازی تحلیل نمی‌شد. نتیجه‌ش رو هم می‌شه در اهداف شب دید. به طور مثال عرفان به عنوان کسی که نبوده، شک روش هست و لحظه آخری اومده و پستش هم جوری هست که یا اعدام می‌شه در آینده یا گادکش، زدنش فقط از کسانی بر میاد که بازی رو حول محور خودشون در روز دنبال کردند و تصویر بزرگ بازی رو توجهی نداشتند. یا مثلا لباس منشی به اشکان، بدون این‌که به این فکر شده باشه چه بازی‌ای قرار هست انجام بشه روی نقش اعلامی منشی در بازی (باور پذیری‌ش چه‌قدر بوده؟) نزدن امین‌کی‌پی هم به نظرم به خاطر ندیدن تصویر بزرگ بوده. چون حدسم اینه اگر تمام تیم‌های مافیایی که تا الان بازی کردن در ادوار مختلف اگر در این بازی بودن احتمال ۹۰ درصد امین رو با تیر می‌زدن. اما بخش مهمی از ضعف عملکردشون بر می‌گرده به دو چیز، ۱. شب اول تیر نزدند، به این دلیل که فکر می‌کردند سود خاصی نداره. کلاه‌بردار هم نزدند. به نظرم اعمال نقش کلاه‌بردار در شب اول بدیهی بوده و سود خاصی نداشتن تیر هم اشتباه بوده. وقتی هر شب تیر داری، شبی که تیر نزنی، یعنی شانس تیر موفقت رو داری آگاهانه کاهش می‌دی. ۲. اصلا توجهی به امکانات‌شون نداشتند. وقتی یک‌بار می‌تونی کسی رو با لباس بزنی، چرا هر شب با لباس تیر نمی‌زنید؟ اولین تیری که خورد بعدش توی روز لباس بدید. این دوتا سود براشون داشت، هم ممکن بود پلیس لو بره، چون تنها کسی بود در بازی که اگر کسی شب با لباس کشته می‌شد می‌دونست لباسه و دوم این‌که اون شبی که ترسا تیر خورد، اگر به عرفان لباس داده بودند، این‌قدر بازی برای بی‌گناهان واضح نمی‌شد.
این‌ها هم چیزهای خارق‌العاده و عجیبی نبوده. با یکم فکر در فاز شب به دست میومده.

در کل راجع به بالانس مافیا، در صورتی که تیر نمی‌خوردند، با کلاه‌بردار و دو تیر موفق، نیاز به دو اعدام واقعی داشتند (که یکی‌ش باید جلاد می‌بود) تا ببرند. و در صورتی که تیر می‌خوردند، نیاز به سه اعدام واقعی داشتند.

خب. فاز شب سه نمره داره، که ۱.۵ نمره برای تیره، ۱ نمره خیاط و نیم نمره کلاه‌بردار. از خیاط و کلاه‌بردار صفر می‌گیرند، و از یک و نیم نمره‌ی تیر هم نیم‌نمره می‌گیرند. مجموعا ۰.۵ نمره.


محمدحسین

همون‌طور که تحلیل تیمی گفتم، محمدحسین به نظرم در کنار امیر، مهدی و پویا، از بازیکنانی هست که بازی رو به مفهوم سیاسی‌ش می‌فهمه و از این نظر بازیکن بسیار قدرتمندی هست. در دور سیزده تنها چیزی که باعث شد محمدحسین اعدام بشه این‌ بود که من در لفافه داشتم با گفتن این‌که به‌ت رای نمی‌دم و خنده و این‌ها قدرتش در بازی رو مسخره می‌کردم. سیاست‌مداری که در مدیا یا اذهان عمومی مسخره بشه دیگه کاری نمی‌تونه بکنه. و این تنها راهی بود که می‌شد بر محمدحسین غلبه کرد. شروع بازیش خوب بود. میانه‌ش معمولی بود و فاز آخرش عالی بود. با پست‌های ۲۶۷ و ۳۹۹ بازیش به اوجش رسید و به نظرم بهترین پست‌هاش در تمام بازی‌های گناهکاری‌ش بودن. از نظر حس مثبت. اون هم وقتی عملا تیمت نابود شده و شانس برد مقدار قابل توجهی کاهش یافته. در گروه هم به نظرم پدرخوانده‌ی خوبی برای اعضای تیمش بود و ایده‌هایی که برای بازی روز میاورد درست بود.
من هم با محمدحسین موافقم که این یکی از بهترین بازی‌هاش بوده. شبیه یک سیاست‌مدار پخته شده. آرامش خیلی خوبی هم در گروه‌شون داشت. آرش و ترسا نقطه‌ی مقابل بودن از این نظر و کارکرد احساسات و هیجانات درشون شدید بود. محمدحسین به نظرم این رو بالانس می‌کرد و تسلط خوبی روی خودش داشت. بازی‌ش بی‌خطا بود اما برنده نه. یکم راجع به مفهوم برنده توضیح بدم این‌جا. من یک زمانی اعتقادم این بود که نمایش بسیار مهم‌تر از نتیجه‌ست. این جمله درسته. اما برای بازی‌های یک‌باره. اگر کلیت زندگی رو در نظر بگیری، بازی زندگی فقط یک‌بار انجام می‌شه. شبیه یک تئاتر بداهه‌ست. و ما نمی‌دونیم کاری که داریم انجام می‌دیم درسته یا به چه چیزی منجر می‌شه. این‌جا استراتژی درست لذت بردن از مسیره. از چیزهایی که تجربه می‌کنی. بازی مافیا اما یک تفاوت اساسی داره. اگر در مافیا یا بازی‌های مشابه مثل زندگی رفتار کنی، چیز چندانی از تئاتر زندگی یاد نمی‌گیره آدم. مافیا این فرصت رو می‌ده که تو چیزهایی که دوست داری رو تست کنی و ببینی کار می‌کنه یا نه. آیا باعث شد در این پیچیدگی برنده بشی؟ اگر نشد، یعنی کار نکرده. و فرصت این هست که چیز دیگری رو امتحان کنی. بازی مافیا هم اون‌قدری جهانش بزرگ هست که بتونی یک بازی زیبا و برنده از توش پیدا کنی. شبیه کشف و خودشناسی می‌مونه. اما به‌جای سیر کردن در ابرها و خیال، وقتی معیار برنده شدن باشه، ایده‌هات رو در زمین سفت واقعیت تست می‌کنی.
با این تعاریف، بازی گناهکاری محمدحسین به نظرم پیشرفت قابل توجهی کرده اما هنوز هدف مشخصی درش وجود نداره. اگر محمدحسین در اون فاز هم اعدام نمی‌شد، بعید می‌دونم با این پست‌ها هر چه‌قدر هم بی‌گناهانه می‌بودن، می‌تونست به نفرات پایانی برسه. نکته‌ی دیگه‌ای هم که از خلال بحث‌های درون گروه‌شون فهمیدم، محمدحسین یک هوش ریاضی خوب داره، که چندان جدی‌ش نمی‌گیره و پشت اون دیوار سیاستش مونده. درواقع انگار داره سرکوب می‌شه. آگاهانه یا ناآگاهانه. به نظرم اگر یک دور نقشی شبیه اون قاتل‌های مدل پویا رو بازی کنه، تک‌نفره که قابلیت کار در شب داره اما مسئولیت و عذاب وجدانی در قبال تیم نداره، شاید این بخش از وجودش هم به ظهور برسه.

از ۷ نمره، در روز ۶.۵ می‌گیره، نیم‌نمره هم از شب گرفتن، نیم‌نمره هم به خاطر فعالیتش در گروه. مجموعا ۷.۵.


آرش

آرش شخصا از جذاب‌ترین بازیکن‌های بازی هست برای من. نه به خاطر خود بازیش یا ایده‌هاش که درشون عالیه. بلکه به خاطر شخصیت عمیق و پیچیده‌ش. انگار در هر لحظه چندین صدا دارن باهاش حرف می‌زنن و شیفت‌هاش در موقعیت‌های مختلف رو شخصیت‌های مختلف خیلی سریع و جالبه. آرش در درون پیچیده‌ست اما این پیچیدگی به شکل ساده‌ای به بیرون می‌رسه و انگار یک مکانیزم انتقال خیلی جالب و کارا داره که من آدم دیگه‌ای رو در زندگیم نمی‌شناسم که به این شکل باشه.
شاید باور کردنش سخت باشه، اما یکی از دلایلی که من به بازی با یوزر فیک علاقمند هستم، اینه‌که ببینم آرش چطوری با پرسونای یوزری که به‌ش دادم تغییر و بازی می‌کنه. دور دوازه در یوزر لاووا یکی از عجیب‌ترین ادغام‌ها رو داشت.
آرش در این دور یک بازیکن چندپاره بود. انگار یک آرش منسجم وجود نداشت و تکه‌های شخصیتش در پست‌های مختلف پراکنده بود. نوع حملاتش انسجام نداشت. بحث‌هاش با محمدامین سطح بالا اما کم‌اثر بود. شاید باید بیشتر به روان‌شناسی بازی و پست‌هاش دقت کنه. در شب بهتر از بقیه‌ی اعضای تیمش بود، اما اون‌جا هم تمرکز کافی رو نداشت. یک‌جایی در اواخر بازی داشتم فکر می‌کردم آرش چطور با این حجم عدم تمرکز بازی می‌کنه و بازی از دستش در نمی‌ره. :دی احساساتش شدید و تاثیرپذیری‌ش هم بالاست. به نظرم خوبه که این‌ها متعادل‌تر بشن. احساسات روی هوش خام تاثیر مثبت دارند و احتمالا زمان‌هایی که ما درگیر احساسات هستیم، ایده‌های بیشتر و بهترین به ذهن‌مون می‌رسه اما پخته شدن ایده‌ها و هوش نیاز به کنترل احساسات داره.
توصیه‌ای که محمدحسین به‌ش کرد درسته و من این رو اضافه کنم که به نظرم من بیش‌فعال نیستی و اگر باشی هم مشکلی نداره. پویا این دور بیشتر از تو بیش‌فعال بود. ۱۲۸تا پست داده تو ۴۸تا. :)) یکم شاید اگر راجع به Public Speaking بخونی و ببینی، می‌تونی اثرگذاری پست‌هات رو بیشتر و حتی گاهی کنترلش کنی. می‌تونی از زیر مسئولیت حرف‌هات در بری و هزینه‌ی مخالفت با خودت رو بالا ببری. به نظرم الان تنها بازیکن الیتی هستی که درگیر شدن باهاش کم‌هزینه و بدون ریسکه. این ریسک باید بالاتر بره. نمره هم ۶ از ۷. با نیم‌نمره‌ی شب ۶.۵. به خاطر جنگندگی‌ای که در فازهای آخر داشت و تسلیم نشدنش نیم‌نمره‌ی دیگه هم اضافه می‌شه. ۷.



بی‌گناهان

هادی


هم‌تیمی سابق‌ام این دور بیشترین آسیب رو به مافیا زد. تو روز. تشخیص‌هاش درست بود و بازی رو هم با خودش همراه کرد. هیچ وقت دفاعیه نرفت و دست بالا رو هم داشت. نه توی استدلال. بلکه روانی. دست رو هر کسی هم که گذاشت اعدام شد. گناهکار و بی‌گناه. اون‌جا به نظرم فقط هادی می‌تونست رامتین رو اعدام کنه. چون از نظر روانی دست بالاتر رو داشت نسبت به هر بازیکنی و کاملا سفید شده بود. خیلی مهمه این برای رویین‌تن. بعضی‌ها فکر می‌کنن که رویین‌تن یعنی باید یک کاری کنی اعدام نشی. اما رویین‌تن یعنی گناهکارها تو شب نمی‌تونن کاریت کنن پس تو روز برو پاره‌شون کن. و هادی خوب این رو فهمیده بود و بازیش کرد. بازیش به نظرم محکم و درست بود. در استفاده از نقشش در شب می‌تونست بهتر باشه. درسته که کسی نمرد. اما اون شب اگر به جای محمدامین، کی‌پی رو زده بودند بازی خیلی سخت‌تر شده بود. منتها نمره‌ای کم نمی‌شه در این بخش چون ذات نقش رویین‌تن مربوط به روزه.
ایده‌هایی هم که داد هم صحیح بودن، هم مثلا برعکس ایده‌هایی که من یا آرش و غیره می‌دیم، هیچ شک و ساید گناهکارانه‌ای نداشتن و اگر اجرا نشدن هم کلا سفیدش کردند. این اعتبار زیادی داره. و به نظرم برای نحوه‌ی گفتن ایده و پیشنهادش می‌شه از این بازی هادی یاد گرفت.
سبک بازی هادی، با توجه به این‌که شبیه‌ترین سبک به بازی حضوری هست خیلی عجیبه که در فاز سرعتی افت کرد و نتونست درست تصمیم بگیره. چون اساسا مغز هادی سریعه. و من تعجب کردم. به نظر می‌رسه هادی با دیتای کم بهتر تصمیم می‌گیره تا دیتای زیاد. و شاید همین باعث افتش در فاز سرعتی شد. شاید مهم‌ترین توصیه‌م برای هادی اینه‌که از بازی یادداشت برداره و از اول بازی احساسات و دریافت‌هاش نسبت به بازیکنان رو داکیومنت کنه تا جلوی چشمش باشه. این در فاز سرعتی بسیار به درد می‌خوره و باعث می‌شه دیتاهای زیاد فازهای سرعتی قابل فهم و تصمیم‌گیری بشن.

نمره هم ۸. چون به نظرم تاثیر مهمی در اعدام محمدامین و رامتین داشت و این بده.


رامتین

رامتین تا نزدیک‌های شروع بازی قرار بود جلاد باشه. منتها لحظات آخر دیدم من بی‌گناهی‌های رامتین رو بیشتر از نقش‌های فرعی‌ش دوست دارم. دلیلش هم طنزی هست که در بی‌گناهی‌هاش داره و در گناهکاری‌هاش یا نیست یا خیلی کمه. یک دلیلی هم که بیسیم‌چی رو به‌ش دادم همین موضوع بود. این نوع طنزی که در نوشتار رامتین هست به نظرم نوع درخشانیه و کلا یکی از جذابیت‌های بازی هست برام. این دور البته انرژی‌ش پایین بود و یک‌جایی در اواسط بازی هم خیلی پایین‌تر بود به خاطر اتفاقی که گفت براش افتاده. منتها همین رامتین کم‌انرژی هم به نظرم استانداردهای بالاش رو حفظ کرد. در برابر حملات خوب مقاومت کرد و خیلی هم خوب آرش رو تشخیص داد. اما به نظرم به عنوان یکی از مهم‌ترین نقش‌های بی‌گناهان زود تسلیم شد در قبال اعدامش به عنوان جلاد. تاثیرگذاری‌ش هم در بازی در سطح رامتین نبود.
در شب نیم‌نمره کم می‌شه به خاطر سیو ترسا؛ باید هر شب خودش رو سیو می‌کرد در حالت عادی و ریسک الکی کرده اون‌جا. منتها نیم نمره به خاطر استفاده‌ش از بیسیم‌چی اضافه می‌شه. یک نمره به خاطر اعدام شدن به اون شیوه کم می‌شه. مجموعا ۸. خسته‌نباشی رهبر جماهیر.


امین کی‌پی

گاد تشکر ویژه می‌کنه از امین به خاطر بهترین استفاده از نقش. تکاور رو در بهترین زمان ممکن استفاده کرد و نمره‌ش در شب کامله. تا قبل از فاز سرعتی درست‌ترین رای‌ها رو داشت و بازیش نقصی نداشت. به نظرم در حالت عادی امکان حذف شدنش در روز وجود نداشت و از این نظر یکی از بهترین شروع‌ها رو داشت. بازی رو هم به خوبی می‌فهمه امین و تصویر بزرگ‌تر در ذهنش هست. منتها در فاز سرعتی واقعا عمل‌کردش افت کرد و انگار اون تصویر بزرگ‌تر رو از دست داد. این هم استدلال درستی نیست که اگر سرعتی نبود می‌بردیم. بله. اما سرعتی شدن جزوی از بازی هست و تفکر سریع بازیکنان رو می‌سنجه و باید براش آماده بود. امین به نظرم در فازهای سرعتی فکر کردن و دیدن بازی رو برون‌سپاری کرده بود. به هادی و بی‌گناهانش. این به نظرم حروم کردن استعداده. تو باید بازیکنی باشه که بقیه تصمیم‌گیری رو به‌ت برون‌سپاری کنند. تصویر بزرگ‌تر رو می‌تونی ببینی و بر احساساتت مسلطی. تفکر منطقی هم خوب کار می‌کنه در تو و به نظرم در دفاع خیلی خوب هستی. خوب هم که می‌گم یعنی نمی‌شه باهات درگیر شد و هزینه نداد. به نظرم بهترین بازیکن بی‌گناهان بود از نظر تیمی و نگاه تیمی به بازی. درست‌ترین رای‌های ممکن رو داد. منتها به خاطر عملکرد در فاز سرعتی و برون‌سپاری تصمیم‌گیری ۲ نمره کسر می‌شه. به خاطر بازی مختصر و مفید و اثرگذار در دور اول، نیم نمره اضافه می‌شه، مجموعا ۸.۵.


عرفان

عرفان عزیزم، نقش محبوبم رو داشت و واقعا دوست داشتم ببینم چطور انتخاب می‌کنه و چرا. منتها قربانی تیر شد. بعدش هم ناراحت شد واقعا و منم ناراحت‌تر شدم. خوش‌حالم که داره بر می‌گرده به بازی‌ها. به نظرم باید بیشتر وقت بذاره برای بازی و کلا بیشتر پست بده. تو اوجت رو دیدی عرفان در مافیا و فرودت هم دیدی. از این پس همه‌چیز تکراری‌ست مگر از این لوپی که گرفتارشی در بیای. :دی اون هم لوپ انتظار بالا بعد افت انگیزه‌ست.


رضا

مهم‌ترین چیز قبل از شروع بازی برام این بود که رضا گادکش نشه و بعد از مدت‌ها یک بازی عالی ازش ببینم. به همین خاطر هم بود که جلاد رو به‌ش دادم. و گفتم که این نقش مورد علاقمه به عنوان گاد (که واقعا همین‌طوره) و اگر گادکش بشی، واقعا آسیب زدی به گاد. :)) نمی‌دونم تاثیر این فشار اخلاقی بود یا انگیزه‌ی خودش اما رضا به نظرم بهترین کامبک ادوار اخیر رو زد. می‌دونستم هم که قبلا با جلاد برده و این هم دلیل دیگری بود که جلاد رو به‌ش پیشنهاد دادم. شما بایاس‌های الکی داشتید و منم به واسطه‌ش شانس بردن جلاد رو افزایش دادم. :دی به این دلیل که شرایط برد جلاد در این دور سخت‌تر از دور دوازده بود.
خلفی رو رضا اعدام کرد. رامتین رو هم به همین صورت. استراتژی‌ش در قبال محمدحسین هم صحیح بود و خوب خودش رو نجات داد از رای آخر به آرش. به نفعش شد هم و به نظرم درست روش بازی کرد. خوب هم به نظرم پویا رو تشخیص داد و از کمک‌هاش استفاده کرد. شاید اگر پویا اون طور در فاز سرعتی بازی رو در هم نمی‌کرد، احتمال برنده شدنش کم‌تر بود و اون رای آخرش به آرش هم می‌تونست برای هر بازیکن دیگری که بایاس جلاد نبودن روش نبود منجر به مشکل بشه. منتها برنده همیشه کسی‌ـه که از شانس‌ها بهترین استفاده رو می‌کنه و کمتر اشتباه می‌کنه. رضا در هر دو مورد بهتر بود و به حق برنده شد.
آفرین رضا. یک نمره برای رای به آرش و بازی متزلزل در اواخر بازی کم می‌شه. جلاد نباید متزلزل بشه. :دی مجموعا ۹.


پویا

شیطان اگر وجود داشت، حتما اینی بود که پویا بازی کرد. مفیستوفلسِ گوته شروره. اما نه شرارتی که بتونی نادیده‌ش بگیری. حکیمه و فاوست از توصیه‌هاش استفاده می‌کنه. دنیا و بازی رو می‌فهمه و با این‌که می‌دونی شره به‌ش اعتماد می‌کنی. فاوست به همین خاطر روحش رو فروخت. مفیستو پیر داناست. پویا یکی از مهم‌ترین دو راهی‌های اخلاقی بازی رو ایجاد کرد. «من می‌دونم این آدم شیطانه، آیا باید به حرفش گوش بدم؟» و بعد پرسش بنیادی‌تری ایجاد شد «اگر شیطانه چرا داره حرف درستی می‌زنه؟»
بخشی از چیزی که باعث شد بازی جذابیت غیرقابل وصفی برای من به عنوان گاد داشته باشه، این بود که اگر گورکن از بازی رفت بیرون اما پویا درحال ایجاد یک دو راهی مهم اخلاقی برای همه‌ست. مافیا، بی‌گناه و جلاد. شیطان به هر چیز خیری آسیب می‌زنه و فاسدش می‌کنه. پویا خیلی چیزها رو در بازی، از معنا تهی کرد. برای شرارت. بازیکنان در ذهن‌شون از هر کسی یک پرسونا دارند. که در بی‌گناهی چطوره و در گناهکاری چطور. در ادوار اخیر این یکی از مهم‌ترین ابزار بی‌گناهان بود برای شناسایی یا ایجاد بحث. ابتدای بازی این رو از معنا تهی می‌کنه. با گفتنش در بازی. حالا همه می‌دونن. هم سوال‌کننده و هم جواب. این رو مفیستوفلس گفته. «آیا باید پشت دست شیطان بازی کنم و راجع به این بپرسم؟» دو راهی دیگه.
ابزار دیگه اعدامه. یک بی‌گناه چرا رای می‌ده؟ تا بازی رو بفهمه و بازیکن رو بشناسه. شیطان این‌جا داره این رو از معنا تهی می‌کنه. با گفتن این‌که بی‌گناه فرستادید دفاعیه و نفر بعدی هم که نزدیکه یک بی‌گناه مهمه. «شیطان چرا باید اعدام بی‌گناه براش مهم باشه؟» اما مفیستوفلس پویا روی بازیکنان ساخته شده. پرسونایی که بازی می‌کنه پرسونای یک پیر داناست. که همه‌چیز رو فهمیده و همه رو شناخته. اگر جلاد باهاش همکاری نکنه، اعدام می‌شه. فقط با چنین پرسونایی می‌شه روان بازی رو اون‌طور به بازی گرفت. در فازی که امین خلفی اعدام شد، اگر امین هم اعدام نمی‌شد قطعا یک بی‌گناه دیگه اعدام می‌شد. خلفی انتخاب رضا بود. اما اعدام نشدن آرش و بی‌گناه اعدام شدن کار پویا بود.
شیطان در هرج و مرجه. و مفیستوفلس تبدیل به جوکر نولان شد. لذت می‌برد از هرج و مرج و عجیب‌ترین چیز این بود که ایگنور نمی‌شد. در دور دوازده جایی برای بازی قطعی شده بود که چاوش مفیستوفلسه و بازی توجه چندانی نمی‌کرد به حرف‌هاش. پویا می‌گفت مفیستوفلسه و هم‌زمان جریان بازی دستش بود.
من اعتقاد ندارم که پویا بازیکن عجیب و غریبی هست یا اختلاف غیرقابل تصوری با بقیه داره. پویا هم‌زمان کارگردانی و بازیگری رو بلده. استعدادهاش رو می‌شناسه و بلده ازش استفاده کنه.
محمدامین رو از بازیکن سفید تعیین‌کننده، در یک فاز تبدیل کرد به گزینه‌ی اعدام. کاری که به نظرم هیچ‌کس در اون برهه از بازی نمی‌تونست انجام بده. و البته مافیا نتونست ازش استفاده کنه. این‌جا میاد به محمدامین می‌گه اگر اعدام نشدی، من نخواستم اعدامت کنم. دقت کنید به موضع از بالای یک گناهکار به یک بی‌گناه. و بعد در فاز سرعتی بازی رو می‌فرسته که اعدامش کنن. باز از موضع بالا. بی‌شرف. :دی

شیطان در هرج و مرجه. در فاز سرعتی نمی‌دونه جلاد کیه. اما می‌دونه هرج و مرج دشمن خیره. چطور با روان هادی بازی می‌کنی که میاد باهات وارد مکالمه می‌شه؟ اون هم وقتی سفیدترین فرد بازیه و تو گفتی مفیستوفلسی. این‌ها به نظرم جزئیات و کارهای عجیبیه. وقتی به مجموعش نگاه می‌کنی از جزئیات بزرگ‌تره و برعکس چیزی که پویا از خودش ساخته، شبیه به یک ریاضی‌دان و مهندس. این بازی بیشتر شبیه به Artـه تا یک کار منظم. می‌گن هنرمندها گاهی آثارشون از خودشون فراتر می‌ره و به نظرم این بازی پویا در این دسته‌ست. چون از ناخودآگاهش هم به نحو احسن استفاده کرد.

فکر هم نکنید که نمی‌تونید چیزی ازش یاد بگیرید. بازی‌ش رو با دقت بخونید. اون‌جایی که مافیا نابود شد و گفت یکی از رهبرها باخته. (خودش باخته بود) یا اگر می‌خواید ببینید چطور ناخودآگاه کار می‌کنه، پویا هیچ‌وقت ادعای هلن بودن نکرد، اما مافیا جایی از بازی متقاعد شده بود هلنه و بعضی از بی‌گناهان هم در شک بودند.
اگر فکر می‌کنید بلدید جو بدید، پست‌های کوتاهی که پویا در حمله به محمدامین می‌ده رو بخونید. رسما روان بی‌گناهان رو تکه پاره کرد. روان محمدامین رو بیشتر.

خیلی هم پررو شده بود. نسبت به گاد. منتها مفیستوفلس نقش مورد علاقه‌ی گاده و حتی همین پررو بودنش هم در راستای جزئیات نقشش قرار می‌گرفت و زیبا بود.



فری

سخت‌ترین کار رو در این بازی فری داشت. چون با شرورترین نوع بازی در تاریخ مافیا مواجه شده بود. حقیقتا هم فکر نمی‌کنم کسی می‌تونست بهتر از فری هلن این دور رو بازی کنه. نقش پر فشار با رقیبی که روانت رو هم تخریب می‌کنه. انتخاب فری هم برای این‌که مستقیم رفت سمت هلن بازی کردن و دیگه مفیستو بازی نکرد بسیار هوشمندانه و درست بود. مهم‌ترین گیرها رو هم به آرش و محمدحسین و رضا داد. رای اشتباهش فقط محمدامین بود. می‌شد با دقت بهتری فهمید محمدامین بی‌گناهه. چون هیچ‌جای بازیش بر ضد بی‌گناهان نبود در تصویر بزرگ‌تر. منتها به نظرم اوج کارش اون‌جایی بود که محمدحسین رو گذاشت جلوتر از محمدامین. اون‌جا درست‌ترین دید به بازی رو داشت.
یک‌جایی یکم اعصابش خرد شد و از کوره در رفت که به نظرم بخشی‌ش فشار شدید نقش و بی‌گناهیه و بخشیش این‌که بقیه توجه لازم رو نداشتن به پست‌هاش. که حتی این هم به خاطر پویا بود. ولی به نظرم باید کنترل بیشتری داشته روی خودش و یکم بیشتر از بعد منطقی بازی روی بعد Art بازی تمرکز کنه. این‌طوری کمتر عصبی می‌شه.
خودش هم لذت برده بود و از این نظر خیلی خوش‌حالم. مشکلی هم در بازی هلنش ندیدم. شاید باید بیشتر سعی می‌کرد بر خلاف کاری که پویا داشت می‌کرد، بازی رو می‌برد به سمت سادگی و تیم کردن بی‌گناهان. که البته علم غیب نداشته.
فری نقش‌هاش رو می‌فهمه و فلسفه‌شون رو درک می‌کنه. بازی و روان بازی رو هم می‌فهمه و این باعث می‌شه برای هر گادی جذاب باشه. به نظرم یکم بیشتر باید دید هنری و قصه‌گویی به بازی داشته باشه و درگیرتر بشه. با هر نقشی. این‌طوری تاثیرگذاری‌ش هم بالاتر می‌ره.


قطعا کم و کاستی بوده. امیدوارم که بر گاد ببخشید و به‌تون خوش گذشته باشه. در پست بعدی مدال‌ها اهدا می‌شه.
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,307
پسندها
899
امتیازها
0
سلام. مدال‌ها بدین صورت‌اند:


جایزه پویا: به جهت اقتدار در بازی، متاسفانه در این دور به کسی تعلق نمی‌گیرد.

جایزی سید: به جهت تاثیر در بحث‌ها، متاسفانه گاد برای این مدال هم کسی را لایق دریافت ندانست.

جایزه چاوش: به چاوش‌ترین بازیکن، تقدیم می‌شود به محمدامین. (۵ امتیاز)

جایزه مهدی: به جهت عملکرد موذیانه، به علت عملکرد موذیانه‌ی رضا در فازهای سرعتی تعلق می‌گیرد به رضا. (۵ امتیاز)

جایزه امین: به جهت تلاش در جهت کشف حقیقت، متاسفانه به کسی تعلق نمی‌گیرد.

جایزه رامتین: به جهت بهترین بازگشت به اوج، با احترام به رضا تقدیم می‌شود. (۱۰ امتیاز)

جایزه آرش: به جهت ایده پردازی در بازی، ضمن تقدیر از محمدحسین عزیز، به کسی تعلق نمی‌گیرد.

جایزه عرفان: به جهت تلاش ستودنی در حد متلاشی شدن (:دی)، تقدیم می‌شود به دوست خوب پویا، محمدامین. (۵ امتیاز)

جایزه یاسین: به جهت بهترین حدس ها در بازی، تقدیم می‌شود به نایب یاسین، یعنی هادی. (۵ امتیاز)

جایزه محمدرضا: به جهت بیشترین پیشرفت، تقدیم می‌شود به امین کی‌پی. (۲۰ امتیاز)

جایزه فری: به جهت بدشانس‌ترین بازیکن، مشترکا تقدیم می‌شود به ترسا و عرفان. (۵ امتیاز)

جایزه رضا: به جهت سرسختی در بازی، تقدیم می‌شود به محمدامین. (۵ امتیاز)

بهترین گناهکار: تقدیم می‌شود به محمدحسین عزیز. (۱۰ امتیاز)

بهترین بیگناه: با تقدیر از عملکرد بسیار خوب رامتین، هادی و امین‌کی‌پی، تقدیم می‌شود به محمدامین. (۱۰ امتیاز)

بهترین فرعی: تقدیم می‌شود به رضا. (۱۰ امتیاز)

بهترین عملکرد در فاز روز: با تقدیر از محمدامین و رامتین عزیز، تقدیم می‌شود به هادی. (۱۰ امتیاز)

بهترین عملکرد در فاز شب: مشترکا تقدیم می‌شود به محمدامین و امین‌کی‌پی. (۵ امتیاز)

بهترین استراتژی: تقدیم می‌شود به ستاره‌ی نو ظهور بازی‌های مافیا، امین کی‌پی. (۵ امتیاز)

بهترین استدلال: این جایزه در این دور اهدا نخواهد شد.

بهترین نوشته تحلیلی بعد از بازی: تقدیم می‌شود به هلن عزیزم، فری. (۲۰ امتیاز)

بیشترین تاثیر در نتیجه بازی: تقدیم می‌شود به هم‌تیمی سابقم، هادی عزیز. (۱۰ امتیاز)

مدال برنده: رضا (۱۰ امتیاز)

جایزه بهترین بازیکن:
با تجلیل از بازی بسیار خوب هادی و رامتین، مشترکا تعلق می‌گیرد به رضا و محمدامین. (۱۰ امتیاز)


جایزه گران‌قدر، و مهم‌ترین جایزه‌ی اهدا شده توسط این گاد، جایزه‌ی مفیستوفلس تقدیم می‌شود به دوست قدیمی و عزیزم پویا. (۴۰ امتیاز)
این جایزه بعد از این اهدا نخواهد شد.

خسته‌ نباشید. پرونده‌ی این دور هم بسته شد.
 
مافیایی
نوشته‌ها
186
پسندها
73
امتیازها
50
مدال‌ها
9
من وظیفه خودم دونستم بیام از امین عذرخواهی بکنم بابت اینکه کلی طول کشید تحلیل این دور :دی
البته که توقع تحلیل از من مفلوک اعدام شده اوایل بازی نمیره ولی خب تا جایی که ممکنه حداقل بازی خودم رو یه مرور بکنم :))
اولا که امین دستت درد نکنه بازم دور بسیار جذابی شد و اینا دیگه بقیه ش رو هم خودت میدونی هم بچه ها گفتن :گلرز:
در رابطه با بازی چون تایم زیادی گذشته و حافظه ی من در حد ماهی فقط چندتا نکته بگم
آقای محمدامین عزیز تو تلگرام به قول خودت کلی وویس دادیم و بررسی کردیم وقایع رو :دی اینجا میگی گسترده تر صحبت میکردی و اینا. بله حرفت درسته کاملا ولی نه واسه این دور :دی این دور به قول خودت حرف زیادی زده نشده بود که بخوای گسترده تر نظر بدی.
من یه مدت قرار شده از بازی کردن مافیا دور باشم تا یک سری باگ هام رو رفع کنم که بزرگترینش اینه که متاسفانه مدلی که حرف میزنم یا اتهام میزنم یا پست میدم یا هرچی که شما بگین :)) رو خیلی ها متوجه اصل مطلبش نمیشن. یه عده خودشون رو میزنن به اون راه که خب طبیعی هست مثل این دور رضا و یا آرش. اما واقعا یه عده دیگه هم بودن متوجه حرف نمیشدن مثل فری
متاسفانه اون اعدام من خیلی بد بود. همه گناهکارا اولویت داده بودن بهم و دوست خوشتیپ پویا :دی
سر چی؟ تو تلگرام مفصل با خودش صحبت کردم :دی
اما دوتا نکته که داخل بازی هم بهش اشاره شد رو من لازم دونستم باز بیام مطرح کنم. یکیش حرف آرش بود (فارغ از نقشش)، که به درستی راجع به یوزر فیک و واقعی اظهار نظر کرد. من خودم درسته با آرش درگیر بودم این بازی و کلی بحث داشتم ولی اگه بخوام بگم اصلا هیچ تاثیری بایاس ذهنی و سیدبندی در احساس من نداشته قطعا دروغ گفتم. بنظر هر کاری هم بکنی باز این احساس سید بندی و اینا میاد توی ذهنت و قلقلکت میده. مگه واقعا یوزر فیک باشه. درسته یک مقدار اوایلش سخته به یاد داشتن اسامی و این ها اما خب بالاخره خیلی بهتره به نظر من
مورد بعدی رو پویا اشاره کرد. دفاعیه صرفا باید 3 درصد ماجرا باشه. یهو x با y کلی بحث داشتن و y میره دفاعیه یه دوتا ناله میکنه (صادقانه و غیر صادقانه) و X عقب نشینی میکنه به صورت کامل :| حالا یه موقع هست رای گیری مثل این ادوار اخیر نیست اوکی نهایتا رایت رو برمیداری. ولی وقتی اولویتیه و یکی بیخودی و همینطوری وارد دفاعیه شده که دیگه نباید اولویت به اون بدی که
بعد اشتباهو میکنین فرداش میاین میگین اه کاش به همون آرش رای میدادم که حداقل دوگانه ی هادی و آرش در بیاد ( بازی داره یادم میاد :)) )
یعنی انقد عصبی شدم اون فاز که توی این چندین سال مافیا بازی کردن اونقد عصبی نشده بودم :دی

این راجع به بازی خودم
بازی بقیه بچه ها هم تا جایی که خونده بودم رو اگه نقدی بهشون داشتم گفتم بهشون توی تلگرام و تکرار مکررات هست که اینجا بخوام دوباره بیان کنم و چون تعدادشون اونقد زیاد نبود بقیه ممکنه ناراحت بشن چون واقعا بازی یادم نمیاد از یه جایی به بعدش رو پوزش میخوام :دی
تبریک به رضا نمیگم چون بیخودی برد :))
دنبال تبریک نباشین :دی
همین دیگه
پ.ن : راستی اینم بگم. درس عبرت بشه برام که تا بازی تموم شد سریع بیام تحلیل کنم یا نهایتا فرداش نندازم عقب هی. کلی چیز تو ذهنم بود که کلا یادم نمیاد دیگه
 
اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

بالا پایین