سلام.
خب، در مورد دیشب (هفته پیش)

اول چیزی که ممکنه بدرد بخوره اینکه که علی رغم اینکه مهسا اولویت 1 من بود، رای من مهسا نبود. اما اینکه رایم کی بود رو مفید نمی دونم گفتنش رو، نه به دلیل اینکه الان به کسی که رای دادم شک ندارم، بخاطر اینکه کاری نمی کنه

فقط اینو بگم که من در رای دادن -خواه علنی باشه یا مخفی - مجموعه عملکرد فرد رو تا لحظه آخر رای گیری در نظر میگیرم از جمیع پست ها - من جمله پست خودم - و این امکان وجود داره که کسی در صدر لیست سبز های خودم باشه و تو اون نصف روز به این نتیجه برسم که این ممکنه گناهکار باشه، و این احتمال به شکل جدی وجود داره که فرد حتی رای اعدام هم نداشته باشه -یا حتی احتمال بدم تا آخر بازی هم اعدام نمیشه - اما این حتما در لیست روز بعد موثر خواهد بود.
نکته بعدی اینکه صحبت در مورد نقش افراد مرده، دو شکل پیدا می کنه، یکی تحلیل بر اساس فکت ها و یکی تفسیر. تفسیر یعنی اینکه منِ امیر میام میگم بر اساس برداشت من از بازیِ مهسا / بازی کسانی که باهاش درگیر بودن، مهسا به احتمال مثلا 90 درصد لباس داشته/نداشته، یعنی این سنس من از شرایط بازیه که لباس داشتن/نداشتن مهسا رو باور کنم یا نه. اما یه بحث هم تحلیل بر اساس فکت هاست.فکتی که ما در مورد مرگ مهسا داریم اینه، که مهسا یکی از جدی ترین گزینه های اعدام فاز قبل بوده (1) که با اعدام هم فاصله نسبی داشته (2) به این مفهوم که اگر تو بازی بود، می تونست اعدام بشه، ولی نه به راحتی.(اگر کسی ادعای دیگه ای داره دلیل بیاره)، در نتیجه اولا با گزینه یارکشی بودن فاصله داشت و دوما کاملا منطقی بوده که مافیا بیاد بهش لباس بیگناه بده و غیر مستقیم و حتی مستقیم حمایتش کنه / یا رقیبش رو پوش کنه و در این صورت لازم بود کاری رخ بده که اگر پروژه شکست خورد به فنا نرن. در نتیجه لباس داشتن مهسا اگر مافیا بوده باشه به لحاظ منطقی کاملا محتمل هست.
حالا، راه مواجهه با کسی که میگه مهسا احتمالا نقش خودش بوده چیه ؟ اینکه ازش پرسیده بشه داره تحلیل می کنه یا تفسیر، اگر تفسیر می کنه، یعنی نظرش از مجموعه پست های مهسا و شرایط بازیش بیگناهانه بوده، خب نظرش محتمله و شایدم درست باشه، اما نمی تونه مبنای استدلال دیگه ای قرار بگیره، در واقع هیچ تفسیری نمی تونه پایه استدلال باشه، چیزی که پایه استدلاله تحلیلِ فکته. ولی اگر میگه که داره تحلیل می کنه، باید بگه چرا به نظرش احتمال لباس نداشتنش از داشتنش بیشتر بوده - به شکل معنی دار - . شاید فکتی وجود داره که الان منِ امیر تو تحلیلم بهش توجه نکردم، منتها اگر این فکت رو نداشت ولی ادعای تحلیل داشت، احتمال زیاد مرض داره یا اهداف آتی داره.
اما این به چه درد می خوره ؟ به خودی خود هیچی، اونجایی بدرد می خوره که تو مسیر بررسی ها، برسیم به این نقطه که مثلا فلانی ارتباطی با مهسا/یا هر کس دیگه ای که این در موردش مطرح میشه، داشته، و فلانی بگه خب مهسا/بیساری که بیگناه بوده، اگر من باهاش ارتباط داشته باشم چیزی ثابت نمیشه - یا حتی پا فراتر بزاره بگه پس منم بیگناه بودم - اینجا باید به طرف گفت هیس، گناهکاران فریاد نمیزنند

( اینو من کلی گفته بودم ولی بعد از بررسی پست ها روشن کنم که اینجا منظورم مهدی نیست، چون مهدی خودش در مورد خودش نگفته، محمدحسین در موردش گفته و نمیشه گفت عملکرد لزوما گناهکاریه. )
در مورد رابین هم به نظرم واقعا بیگناه بوده چون لباس داشتنش منطق نداشته ( اگر کسی مشکل داره هفته دیگه بهش میگم چرا

)، اما در مورد محمد، من هم معتقدم که اینکه لباس داشته باشه گزینه محتملی برای اینکه همه بهش فکر بکنند نیست و در واقع میشه حتی به بیش از نصف بازی حتی ایراد گرفت چرا به همچین احتمالی فکر کردند - چون کارنامه کلیشون پیچیده، فکر کردن نبوده - اما به اون بخشی از بازیکنا که کارنامشون پیچیده فکر کردنه، میشه این ایراد رو گرفت که چرا وقتی دور پیش رو دیدند که لباس قاتل داده شده، الان بهش فکر نکردن

این کلی بود، ولی در مورد مصداقشم صحبت می کنم.
یه نکته هم در مورد عرفان میگم، عرفان هنوز در لیست من قرمز (نزدیک قرمز) هست، اما من جای بازی بودم -که نیستم- حتی اگر روی عرفان به اعتقاد هم رسیده بودم، تلاش می کردم به عنوان یک گزینه دم دستی که احتمال لباس گرفتن در موردش جدیه، دنبال گزینه های دیگه برای اعدام بگردم، و اگر و تنها اگر، گزینه ای قوی تر پیدا نمی کردم، اونوقت به اعدام عرفان فکر میکردم. اینو بیشتر خطاب به اون 6 یا 7 بیگناه بازی گفتم. و البته کسانی که دوست دارن بیگناه به نظر بیان

چون اگر به عرفان رای دادن و بیگناه بود یا حتی اگر گناهکار بود ولی بعدش شائبه ایجاد شد و گره ای به بازی اضافه کرد، این توجیه که جدی ترین گزینه ام بوده، خیلی مناسب نیست مگر اینکه سابقه درگیری موثر با بقیه افراد بازی رو داشته باشند تو رزومشون

تو بازی که از هر دو نفر، بیش از 1 نفر گناهکاره، اعدام صرفا یه گناه کار که احتمال لباس هم درموردش هست خیلی کار پر اهمیتی نیست. اونجایی اهمیت داره که منجر به حل معما بازی شه.
و پیش نویس آخر که بیشتر خطاب به مهدی و چاوشه به طور خاص (یه جا از امین هم بیرون زد)، بیگناه نیاز نداره که هر 5 تا پست بگه من که بیگناهم، یا تنها کسی که فلان کارِ بیگناهی رو کرد من بودم. اینا به نظرم شوآف هایی هست به هدف تاثیر گذاری رو ذهن مخاطب، در حد یه بار خوبه (مثل همون امین تو پست اول فازش) ولی بیشتر میشه نمایش. مخصوصا مهدی یک جا خیلی خوب بود، از اینکه من بیگناهم به عنوان فکت و استدلال استفاده کرد و هیچ کدومم بهش نگفتین چرا

(ویرایش: دیدم آرش تو پست 149 بهش گفته

آفرین به دقتت )
14- فری (با احتیاط سبز): فعالیت فری کاملا مثبت بوده، حرکاتش هم بیرون نمیزده از نظرم، اگر اشتباه سبزش کردم فعلا بهش تبریک میگم

گرچه چک سفید امضا نیست این

پست های 108، 151 و 167 هم از نظر فنی خوب بود. آفرین. آهان در مورد نظرت در مورد مغلطه پهلوان پنبه توسط آرش هم درست میگی، منتها اونجا به نظرم آرش یه بخشی تو تله نحوه انتخاب کلمات مهدی گیر کرده، مهدی تو القا مفهوم مشخص با کلماتی که بعدا گردن نگیرتش استاده -مثل محمد حسین -، اما به هر حال آرش دچار این مغلطه شده.
13- رضا (سبز کمرنگ) : پوینتم در مورد پست 57 ات اینه توضیح بدی چه برداشتی در مورد محمد تو ذهنت کردی که پست 57 رو دادی؟ در مورد بقیه فعالیت رضا به نظرم تا این لحظه فعالیتش به جا بوده و چیزای خوبی وارد بازی کرده.
12- چاوش (سبز خیلی خیلی خیلی خیلی کمرنگ، اصلا ولش کن خاکستری
): نکاتی که چاوش به بازی وارد کرده رو مفید دیدم فارغ از شیطنت هایی که داشته. مثال میزنم، نوع ورودش به مسئله آرش، جایی که اون حالت های چهارگانه رو مطرح می کنه، از نظرم ایرادی که به امین گرفتم که فرض رو دلیل جا زده، به چاوش هم وارده، منتها برداشت سناریو ریزی ازش نداشتم. از نظرم ایرادم در مورد عرفان و ایراد امین در مورد آرش بهش وارد بوده. که جوابی که به من داده قابل قبول بوده ولی قابل تائید نبوده، جوابی که به امین داده هم همینطور. منتها من پذیرفتم که در این مقطع جفتش قابل پذیرش بوده.
در کل به نظرم فارغ از نقشش حق طلبانه بوده ورودش به مسائل. البته، پست 163 ئش که نظر دهی بوده، از نظرم کمی نوار خالی پر کردن بود. در واقع اول فکر کردم دارم، تشکر از افراد برای تبریک تولدشو توی Off Topic فوتی کلاب مرحوم می خونم
فلانی دوست داشتنی بود، فلانی خوب بود، فلانی دوست داشتنی کرمو بود
امیدوارم فلانی همین روزا از مکه برگرده
به نظرم حال این پست خیلی خوب نبود برعکس پستای قبلش
11- مهدی (خاکستری خیلی کم مایل به سبز): مهدی اول یه نکته مهم، من ازت پرسیدم چرا مهسا رو نمی بینی، در پست 119 براش استدلال کردی که : "
گفتم که از نظر من بازی مهسا بازی دورهای بیگناهیش هست. میزان هجومی هم که بهش بوده پخش و پلا بوده و برای همین حس میکنم احتمال بیگناهیش خیلی بیشتره".
به نظرم تغافل (خود رو به غفلت زدن

) کردی اینجا، من نگفتم چرا به مهسا گیر نمیدی، میگم چرا مهسا رو نمی بینی، قطعا تجربه ای که داری تفاوت این دوتا رو خوب میدونی. دیدن به معنی واکنش مثبت یا منفی یا حتی خنثی هست. به هر حال تو مهسا رو تو پستت جا انداختی و تا زمان زیادی در گیر این موضوع بودی و مدعی شدی که فراموش کردم و تهشم نتیجه این شد که بازی هم چون نمی تونست اینو صحت سنجی کنه به درستی رها کرد بحثو. منتها بدیهیه که این انتظار از تو هست که در همچین شرایطی در بحث هایی که له و علیه مهسا شد شرکت داشته باشی و به لفظ "
بازیش رو بعدا دنبال میکنم." اتکا نکنی. اینکه وقتی ازت می پرسم میگی از نظرم بیگناهه، ولی وقتی این حجم از هجمه روشه، ورود فعال نمی کنی، یعنی دو حالت وجود داره، یا در مورد حسی که میگی در موردش داری(داشتی) صادق نبودی که بده، یا اینکه با اینکه میدونی بیگناهه کمکی نمی کنی که هجمه های به زعم خودت بی دلیل علیهش رو بشینی و تماشا کنی که تا پای اعدام بره که این بدتره. اگر دلیل دیگه ای داره بگو و در هر صورت نمیگم اکتت گناهکاریه لزوما، ولی اکت بیگناهی هم نبوده، گرچه با بازی و تئوریت می خونه.
در مورد پست 137 ئت، بخش قرمزت از نظرم مغالطه از نوع مثبته و جواب داره (خواستی بعد بازی در موردش صحبت می کنیم
) ، باز به نظرم در نتیجه گیری در موردت بی تاثیر هست، رها می کنم.
بخش آبیت همون حرف من تو پستمه، مهدی با این تئوری آبی که داره، اینکار براش طبیعیه. ولی آیا این کار بیگناهانست ؟ کماکان میگم نه، چرا ؟ چون تو ممکنه استحکامت تو بازی 5 فاز زمان ببره، به قیمت استحکام خودت تو بازی داری بازی رو فدا می کنی عملا، ممکنه تو زمانی جات تو بازی مستحکم شه که دوتا بیگناه بیشتر تو بازی نمونده باشه، اونوقت اون استحکام دیگه بدرد نمیخوره.
الان سوالم اینه، مهدی تو این 4 فازی که گذشته به کی حمله موثر کرده ؟ علیه کی اتهام زده ؟ کیو به چالش جدی کشیده ؟
فرض کن مهدی بیگناه باشه، وقتی 4 فاز داره صرفا برای خودش استحکام درست می کنه، چیش به بازی میرسه ؟ الان برداشت من از بازیت اینه که 4 فازه فقط یا در مورد سوالات در مورد خودت جواب میدی، یا قضاوت می کنی بین X و Y، اینجاست که میگم استقبال نکردن از لیست در اول بازی، اکت مناسبی برای بیگناهی نیست. منتها مهدی هستی بلاخره و دوستمونی
من نظرم اینه رسیدگی به استحکام فردی در در زمان بیگناهی لازمه، ولی نه به قیمت تن ندادن به ریسک ها و خطر ها برای شناخت گناهکار. خیلی ماکیائولیست گونه است تفکرت در حالت بیگناهی
بخش سبز رو هم جز جاهایی که ادامه بخش آبیه و مطلق، در کل خیرخواهانه و درست دیدم.
پست 161 مهدی هم از نظر فنی (و محتوایی تا حد خوبی) پست خوبی هست. در مورد اونجا هم که مهدی در مورد رای خلفی گفت به فال نیک میگیرم، از نظرم گیر خلفی به این جمله چرت و پرت بود و به بازی این دور مهدی می خورد از نظرم. در کل باهات اوکیم فعلا.
10- صدرا (خاکستری): در مورد پست 103 اش، دلیلش برای کم فعالیت کردن - با همه صحبت هایی که شده - از نظرم قابل قبول نیست (گرچه مثل همیششه) نوع این پست و گیر هایی که به افراد داده به من اینو میرسونه که حتی اگر وقتم کنه، میل نداره که تو بازی چیز خیلی مهمی بگه، (مثلا گیرش با چاوش یا عرفان) این در تضاد با صدرای بیگناههه که نمیرسه از نظرم (شبیه اونچه دور پیش بود)، اینو از نظر فرم نمیگم که می دونم عامدانه تغییر داده، از نظر محتوا میگم، نکته سنجی امین در پست 159 هم در موردش قابل توجه بود.
9- ترسا ( خاکستری ): اکتش در مقابل مهدی در پست 116 حاوی مقادیری جو بود، منتها ترسا بود، تا اینجاش شبیهش رو در دور پیش در مقابل خودم دیده بودم. رایش به مهسا از نظر منطق من لزوما گناهکاری نبوده. منتها تو پست 147 یه استدلال عجیب می کنه: " تو بحثی که با رضا سر جوابش به امیر داشت قانع نمیشدم. صرف نظر از این که امیر چی گفته، آیا درست بوده، آیا غلط بوده. " اینو نمی فهمم یعنی چی ؟

پوینت رضا این بود که مهسا یه جا گفته امیر منو خوب میشناسه اما داره اشتباه می کنه، رضا داشت می گفت اگر امیر تورو خوب میشناسه پس داره درست در مورد تو میگه

، اینو چطوری میشه فارغ از درستی و غلطی نظر من، تو اینجا جواب های مهسا رو قضاوت کرد ؟

خب اگر ممکن بوده از نظرت که من اشتباه کرده باشم، اون زبون بسته (مهسا چقدرم زبون بسته است

) جز این چی می تونست به رضا بگه ؟

اون پوینت رضا رو تو وقتی می تونستی بپذیری و جواب مهسا رو نپذیری که قبول کرده باشی من در مورد مهسا درست می گفتم

تناقض داری اینجا

بقیه پستت البته از نظرم ترسا است کماکان.
ویرایش: و آفرین به صدرا در پست 157 که به این نکته اشاره کرده.و از جواب ترسا در پست 158 هم قانع نشدم.
8- یاسین (خاکستری): یاسین تا الان استدلال نکرده که بشه استدلالش رو زیر سوال برد، برداشتم از پست 110 ئش اینه که یاسین صرفا حسشو از افراد بیان نکرده، هدف دار حسش رو در مورد افراد طراحی کرده. تحلیلش در مورد فری، محمدحسین و مهسا، این برداشت رو در من قوی کرده. رایش به فری البته در راستای یاسین بود فارغ از نقشش.
7- خلفی ( بی نظر ): کاملا آخوندی داره بازی می کنه به این مفهوم که اطلاعات میگیره و اطلاعاتی وارد بازی نمی کنه.
فعلا نظر خاصی ندارم جز اینکه بگم، حمال، ملت حمال تو نیستن هی میگی برو فلان پستت رو بیار (مثل کاری که با فری کردی تو پست 155) یکم مثل آدم پست بخون، بدونی کی کجا چی گفته
سرویس کردی همه رو 
6- مهدی حسینی (بی نظر): ایشاالله از مکه میاد به قول چاوش
5- محمد امین( خاکستری) : ایراد استدلالی تا پست 170 بهش نداشتم، فقط برداشتم از پست 145 این بود که ورودش به بازی، به صورت دیرهنگام در جایگاه قاضی، اگر گناهکار باشه، احتمالا چالش برانگیز خواهد بود. من با این مورد خیلی راحت نیستم
4- محمد حسین (خاکستری خیلی پرنگ): من همونطور که گفتم با پست اولیه محمدحسین مشکلی نداشتم، ولی با توضیحاتش در پست 141 خطاب به فری خیلی مشکل دارم. خلاصه چیزی که من از این پست می فهمم اینه که میگه: "من نگفتم قصدم از اون پست ایجاد دیالوگ بوده، چون گاد بالانس رو اعلام می کرده من خواستم در مورد محافظه کاری و پنهانکاری افراد نظر بدم"، خب سوال از محمدحسین اینه که خواستی در مورد افراد نظر بدی و اطلاعات به بازی وارد کنی که در نهایت چه اتفاقی بیوفته ؟ یعنی اون اطلاعاتی که در روز دوم به بازی اضافه کردی در مورد افراد کفایت می کرده ؟
اگر کفایت می کرده چرا باهاش اعدام نکردی ؟
اگر کفایت نمی کرده چه اتفاقی جز ایجاد مکالمه و گرفتن ری اکشن باید رخ میداده و منتظر چی بودی ؟
همین که میگی " اون پست موتور بازی بوده تا به اینجا " یا میگی : "و حاصلش اتفاقاً به مزاق اون دسته از کسانی که بهم "بی دلیل" اتهام زدند خوشایند نبود" یعنی ایجاد مکالمه کرده
ادعات با چیزایی که بهشون به عنوان دستاورد پستت اشاره می کنی تناقض داره.
بعد یه ایراد دیگه به این حرفت با منطق خودت بهت وارد میشه
تو استدلال کرده بودی که کسانی که یه چیزی رو موکول به آینده می کنند "مرض دارن" (البته من مخالف این منطق بودم و اشاره کردم) ،به نظرت اگر یه نفر نیتش از یه پست صرفا به زعم خودت : "نیت اولیه ی من صرفاً "نظر دادن در مورد پست بالانس افراد" بود، " باشه و نه ایجاد مکالمه، جز گذاشتن پوینت تو بازی برای استفاده در آینده چه برداشتی میشه از کارش داشت ؟ 
به عنوان نتیجه گیری ضمن اینکه نمی فهمم چرا خودت رو وارد این بازی "با کلمات" کردی، ولی با کمال احترام نظر مساعدی نسبت به جوابت به فری ندارم راستش
شاید اگر محمدحسین نبودی از کنار بعضی کلمات میشد راحت تر عبور کرد -گرچه نمیشد -، ولی چون وزن کلمات رو میشناسی از نظرم این پستت خیلی بد بود.
پست 156 ئت هم از نظر من تقریبا پست خوبی بوده و نکته اش در مورد رای فری و انتظار دیدار مجدد توسط فری به جا
ولی همونطور که بالا در مورد مهسا گفتم، استدلالش برای خارج کردن مهدی از لیست غلطه، چون تو به زعم خودت تفسیر کردی سبک بازی و دفاعیه مهسا رو و به این نتیجه رسیدی که بیگناه بوده، رو تفسیر که خطا پذیره نمیشه استدلال کرد، رو نص باید استدلال کنی که البته نصی هم در موردش وجود نداره تا این لحظه
در نتیجه منطقی اینه بگی که چون مهسا از نظر من بیگناهیش درست بوده، پس من از ایرادی که به مهدی وارد بود میگذرم
نه اینکه بگی: "مهدی از نظر من تنها مشکل اش تا فاز قبلی همون مسئله ی مهسا بود، که در شب کشته شد و بیگناه بود و از نظر من اون ایراد دیگه یه "ایراد کهنه" محسوب میشه." این جمله توش قطعیت وجود داره انگار که می دونی که مهسا لباس نداشته، نه اینکه از رو بازی فکر می کنی که لباس نداشته.
توضیح: جاهایی که در مورد محمد حسین پرنگ کردم کپی شده از پست خودشه و بقیه خلاصه من از پستش.
3- امین (نارنجی): بخش آخر پست 140 ئش در مورد چاوش - و البته پذیرش بعدش - من رو به شکل دیگه ای یاد نحوه وکالت جناب جیمز استوارت بزرگ تو فیلم "تشریح یک قتل" انداخت. اونجا جیمز استوارت که وکیلِ قاتل هست، چند بار از شهود سوالی رو می پرسه و فرضی رو مطرح می کنه، که میدونه مورد اعتراض دادستان واقع میشه، بعد هر دفعه قاضی، میگه از هیئت منصفه می خوام که این بخش از اظهارات وکیل رو فراموش کنند، یه جا قاتل ازش میپرسه، مگه میتونند چیزی که شنیدند رو فراموش کنند ؟
که ایشان در جواب می فرماید، عمرا 
نقل قول امین رو ببینیم:
چاوش، بخشی که آبی کردم بخش مرضداری هست در ذهن من. اگر الان نمیدونستم وکیل تو بازی هست یا نه میگفتم این نخ وکیل به گناهکارهاست. چون کاملا در جهت گناهکارهاست گفتن این بخش. (1) دوتا دلیل میآری برای اینکه ممکنه به این دلیلها مافیا لباس نفوذی فرقه بده به کسی. و تو با این تحلیلت داری در راستای اون دو هدف حرکت میکنی. بخش اول تحلیل باعث میشه بازی پیچیدهتر بشه.
بخش دومش، داره به فرقه میگه این احتمال رو در نظر بگیرید. ممکنه نفوذیتون نمرده باشه.
یادمه در دور قبل وقتی میدیدی گفتن چیزی ممکنه به نفع تیم گناهکاریای باشه، نمیگفتیش و اشاره هم میکردی که نمیگم چون فلان تیم ازش سوء استفاده میکنه.(2) نمیفهمم چرا الان میآی این رو مطرح میکنی. مطرح کردن این احتمالات به این شکل به من حس علم شب میده.(3) با مجموع دو جملهای که گفتی نمیتونم تیم گناهکاری مشخصی رو حدس بزنم برات. منتها در نظرم بیگناهانه نیست فعلا. یعنی بخش اول رو میگم اوکی یک بیگناه ممکنه بگه. بخش دوم رو ولی سخته برام که چاوش بیگناه بگه با فرض اینکه تو ذهنش واقعا به لباس داشتن احتمال بده. چون که چه؟ مافیا زده که فرقه فکر کنه ضعیفه و ناامید بشه، تو الان میخوای ناامید نشن؟ 
(4)
آها، الان که داشتم مینوشتم تو ذهنم اومد که چه نقشی ممکنه چنین کاری کنه. فقط نفوذی میتونه هر دو جملهی بالا رو بگه و به نفعش باشه.
(5)
من یه پرداخت روانشناسی به این قضیه دارم توی شیوه مطرح کردنش به ترتیب شماره گذاری تشریحش می کنم:
1- امین اینجا فرضی رو مطرح می کنه که واضحا خطاست، و خودشم به این خطا بودن اذعان می کنه، اما چرا ؟ دوتا دلیل داره، یکیش اینه که مخاطب رو مشتاق کنه تا ببینه چاوش چه اقدامی انجام داده که
اینقدر قوی بوده که امینِ منطقی رو مجاب کرده چیزی رو مطرح کنه که خودش میدونه نیست. تا اینجا هم اصلا چیز بدی نیست، این یه روش هوشمندانه برای استفاده از ذهن مخاطبه زیادم رخ میده، حتی منِ کلانتر که سودی و زیانی هم ندارم هم ممکنه استفاده کنم. اما مورد دوم که پائینتر میگم پوینت منه.
2- میاد یه گزاره ای رو در مورد چاوش میگه، که گزاره به طور کلی در مورد چاوش درسته، اما اینکه اینجا جا داره یا نه چیزیه که مخاطب در حالت عادی باید در موردش فکر می کرد، اما الان مخاطب تحت تاثیر جمله 1 و سوالی که تو ذهنشه به این فکر نمی کنه و چون جمله در حالت کلی درسته اونو می پذیره.
3- میاد فرضی مطرح می کنه در قالب حس که بازم قطعی نیست، چون این کار لزوما می تونه از علم شب نباشه،(که اتفاقا در مورد شخص چاوش کاملا می تونه غلط باشه، چون چاوش، امین و آرش پر از این ایده ها هستن فارغ از نقش) اما بازم مخاطب چون ذهنش درگیره ببینه داستان اون نتیجه گزاره قرمز چیه اینم می پذیره. تهش چاوشم بهش گیر بده میگه گفتم که حسه

در حالی که مخاطب در حد یه استدلال پذیرفته.
4- میاد یه هدفی رو برای چاوش فرض می کنه که کاملا هم راستا با 1 و 2 و 3 هست، اما
فقط یک فرضیه است و نه استدلال اما چون مخاطب 2 و 3 رو باور کرده (تحت تاثیر 1) اینم می پذیره.
حالا اینجا یه خلا پیش میاد، مخاطب هنوز جواب سوال اولیه رو تو ذهنش نگرفته، " ما که می دونیم وکیل نیست، این 2 و 3 هم که درسته، درد چاوش چی بوده پس ؟ " و اینجا ضربه نهایی رو با 5 میزنه

آهان الان فهمیدم، خب خودت نفوذی هستی
و اینطوری مخاطب تشنه چاره ای جز پذیرش این نداره، چون سوال بی جوابی داره، که حالا جواب گرفته،
و جواب دیگه ای هم براش نیست. بدون اینکه بدونه اصلا شاید سواله مشکل داشته باشه و قطعی نباشه، در واقع کاربرد دوم جمله 1 ایجاد این سواله که "چاوش چه مرضی داشته که اون مورد رو مطرح کرده" در حالی که اصلا چاوش شاید واقعا مرضی نداشته باشه و صرفا یه بیش فعال باشه مثل خیلی وقتا

در واقع با این کار یک فرضیه رو شبیه یه استدلال به خورد مخاطب میده و گرچه طعمه -در اندازه چاوش- نقضش خواهد کرد و بحث هم خاتمه پیدا می کنه در نهایت (در پست 159) ، اما مثل مثال جیمز استوارت غیر ممکنه مخاطب همچین چیزی رو فراموش کنه
خب نتیجه گیری من چیه از مطرح کردن این موضوع ؟ فرضیه سبز رنگ امین در مورد چاوش کاملا جا داره اما
فقط در حد یک فرضیه -حتی درست- ولی عملکرد امین در نوع مطرح کردنش، از نظرم با ذات جستجوگری برای دریافت حقیقت، فاصله زیادی داره و بیشتر شبیه پرونده سازیه تا دریافت نیت واقعی چاوش یا حتی گوشزد کردن خطا.
و هدفش ؟ با توجه به نوع واکنشش چند خط بالاتر به آرش - که منطقش رو می فهمم ولی از امین نمی پذیرم - می تونه برای برداشتن فشار از روی آرش باشه با تختطئه چاوش

(با تاکید به اینکه این جمله آخر و تمام موارد مشابه، دلیل نیستند، فرضیه اند

)
2- عرفان: (کماکان صورتی): عصبانیت عرفان شبیه اونچیزی که امین گفت، نشونه بیگناهیش نیست و البته نشونه گناهکاریشم نیست و فارغ از هردوئه. دفاعیه اش هم از نظرم خنثی بود کاملا. ولی روند رای هایی که گرفت به نظرم عادی نبود.
1- آرش (قرمز): بالا یه نکته ای در مورد بحثش با چاوش رو بهش اشاره کلی کردم، اینجا جزئی بخوام نظر بدم، استدلالش پست 112 ئش در جواب چاوش مغلطه است، آیا اینکه میگی دور پیش بیگناهی به احتمال لباس قاتل اشاره نکرد (چون جدید بود) به این مفهومه که از این به بعد هم کسی نباید بهش اشاره کنه وقتی حالا دیگه مسبوق به سابقه است ؟ این استدلال از بیخ غلطه برای ندیدن همچین احتمالی توسط تو (یعنی شخص آرش).
اول پست 147 ئت در مورد لباس مهسا با احترام بی ربطه

استدلال کردی خیلی بعیده که فرقه و قاتل کسی که نزدیک اعدام بوده رو زده باشن

با اغماض فرقه رو می پذیرم (تازه اونم چون نفوذیش به ظاهر مرده، ممکنه از یه جایی به عنوان تیر از جذب استفاده کنند و ممکنه سودی تو زدن مهسا دیده باشن) اما قاتل هیچ منطقی نداره که نباید میزده. مخصوصا قاتل که دو مرحله ایه و از روز قبل شروع می کنه و اون موقع مهسا گزینه اعدام نبوده. از طرفی هم اصولا هم همین که زده شده نشون میده خیلی گزینه قطعی اعدام نبوده، وگرنه مافیا هم با همین استدلال تو میتونست صبر کنه اعدام شه

در مورد جوابی هم که به من دادی به نظرم داری از فاصله افتادن یه هفته ای بین پست های من سوءاستفاده می کنی، یه جورایی شبیه گربه مرتضی علی شدی

از هر طرف میندازمت از یه طرف دیگه میای

من دو هفته پیش ازت پرسیدم که تو پست صدرا چی بود که ازش ترس گناهکاری میومد که از پست مهسا این برداشت نمیشد، (درواقع ازت دلیل اینو پرسیدم که چی باعث میشد حست به صدرا منفی تر از مهسا باشه و خواستم بهش اشاره کنی) گفتی من فقط به کسانی اشاره کردم که مهدی اشاره کرد، حالا که میگم خب چرا فقط به کسائی اشاره کردی که مهدی اشاره کرده بود، میگی چون از نظرم تو اون دامنه (یعنی گزینه های مهدی + مهسا) صدرا از بقیه منفی تر بود.

به نظرم واضحا پیچش بود جواب های این دو هفته ات

به هر حال دیگه جوابش مهم نیست
پست 149 ئش، جز جاهایی که برگشت اتهام میزنه، از نظر فنی خوبه، منتها فقط فنی

نمونه برگشت اتهام از نظرم اینه :
قانع نشدنت خیلی الکی هست چاوش، قشنگ انگار نمیخوای بخونی یا ببینی و صرفا داری اعمال زور میکنی که «نه قانعکننده نیست».چون فعلا تا این پست چاوش از نظر رفتار استدلالی (نه لزوما درست بودن یا کامل بودن) تقریبا درست رفتار کرده، این مال وقتیه که چاوش بدون استدلال بخواد ادامه بده که اینجا به نظرم اینطور نبوده. کلا زیاد جو داره میده، مخصوصا در برابر چاوش.
از طرفی هفته پیش نظرم این بود که گیر های مربوط به شازده که به آرش داده میشه وارد نیست، چون به نظرم یه بیگناه می تونست اشتباه ندیدن رو مرتکب بشه، اما واکنش های بعدش، مخصوصا در جواب چاوش، و البته با توجه به پست 167 فری، نظرم در موردش رو تغییر داده و به نظرم میشه در موردش جدی تر فکر کرد.
پی نوشت 1: پست ها تا شماره 170 بررسی شده. بقیه ( حدود 10-12 پست ) رو سطحی دیدم. اینقدری که چیزی نگفته باشم که جوابش تو پست های بعد به صورت قانع کننده بوده باشه، بقیه اش فاز بعد.
پی نوشت 2: در مورد اینکه این فاز رایم رو مخفی یا آشکار بدم تصمیمی نگرفتم. منتها کماکان همونطور که گفتم تا آخرین پست امروز می خونم بعد تصمیم میگیرم و صرفا بر اساس رنگ ها و رتبه نیست.