
.
امیدوارم چه مافیا و چه غیرمافیا، باز هم شرکت کنه تا شاهد بازی خوب و مستدلش باشیم.
) که خب در عوض فحش دریافت کردم. شب سوم هم تازه فهمیدم نامه چجوری کار میکنه
و اون فرض اشتباهی که سر سفید دونستن شاهزاده داشتم واقعی بود
به برادرشاه نامه دادم و جواب گرفتم که «خیانت میکنم اما سم نمیدم»!

از چاوش که مثل همیشه باگ بازی و قوانین رو پیدا کرده بود، و از محمدحسین با پست آخر جذاب و بامزهاش. خلفی هم بره بمیره از اعدام نجاتش دادیم یه جوج مهمونمون نکرد توی ویلای شمالش 




. صحبتی که با پویا کردیم، شاه با توجه به احتمالات صحیح بنا بود که خیلی زود حذف شه، منتها همونطور که معتقدم، زندگی فراتر از احتمالاته، اتفاقات طوری پیش اومد، که شاه بقدری جدی شد که حالا آرش اونو جزو بیگناه دسته بندی می کنه و اشکان از شاه توقع در آوردن بازی داشته، در حالی که من قرار بود بهلول بی مسئولیتی باشم که هدفی میده و تا زمان حذف شدنش از بازی به بازی رنگ میده
زندگی همینه و هیچ چیز زندگی با هیچ قائده و قانون علمی و واقعی قابل پیش بینی نیست و تقریبا خیلی چیزا هم دست ما نیست، این بزرگترین چیزیه که من از قبل میدونستم و با این بازی برای بار هزارم برام اثبات شد. 
و از طرفی قراره بازی حل معما هم نباشه، در نتیجه تو پازل هایی که میچینی همیشه جای خالی هست که با هیچ هوش و درایتی نمی تونی پرش کنی، اما به شدت بازی ای هست که کمک می کنه آدم بتونه قدرت تصمیم گیری و تصمیم سازی رو توی خودش رشد بده و تو چالش های جدی خودآگاه و ناخودآگاه، خودش رو محک بزنه. و علت اینکه این بازی برای من اینقدر جدی شد هم همین بود. به نظرم ذهنم در این مقطع نیاز داشت در این حجم از عدم قطعیت، تصمیم سازی کنه، و یاد بگیره که خیلی از بخش های پازل زندگی، ناقصه و همیشه قرار نیست همه چی جور باشه تا تو تصمیم بگیری. و من این بازی رو دوست داشتم.
در واقع من اگر به جای شاهزاده، برادر شاه رو معرفی می کردم، صرفا خوش شانسی رو به وفاداران تقدیم می کردم و " تصمیم اتفاقی " بهتری می گرفتم. ولی برنده ؟ نه. چون از نظرم شاه در این بازی برد و باخت نداشت
- ،در واقع تقریبا هیچ کس از وفاداران تلاشی برای سوار شدن روی قوانین نکرد، استدلال جدی نکرد و حتی اکت های به موقع و درست هم انجام نداد، که تک نمونه بخوام ازش نام ببرم، عدم اعدام شهربان جنوب و نگه داشتن حق رایش بود. و اصولا در بازی استدلالی که پست هم میتونی بدی یا نه و پست هم محدوده، این اکت ها مثل اعدامه که مرز بین وفادار و خائن رو می تونه روشن کنه و وقتی تو یک بازی هیچ اکتی از سمت ساید وفادار انجام نمیشه، بدیهیه که اون ساید به برد دورتر باشه.
تصمیم چاوش در عدم پست دادن در عین خیانت رو هم من به لحاظ فنی اکت می دونم و اونم بسیار هوشمندانه بود.
امیدوارم که ادوار بعد تجربه بهتری از بازی کردن توش داشته باشید، برای شروع که واقعا خوب بود 
گرچه می تونست درست نباشه و قشنگی این بازی عدم قطعیت تمام فرض هاست.| روز | ظهر | ظهر | ظهر | شب | شب | شب |
| روز اول | زرین شمال با من | سیاه جنوب | سپید مرکز | زرین داداش با من | سیاه شاهزاده | سفید ملکه |
| روز دوم | زرین شمال با من | سیاه جنوب | سپید مرکز | زرین داداش با من | سیاه شاهزاده | سفید ملکه |
| روز سوم | شمال، من | سیاه جنوب | زرین مرکز | زرین داداش | سیاه شاهزاده | ملکه با من |
| روز چهارم | شمال، من | سیاه جنوب | زرین مرکز | داداش با من | سیاه شاهزاده | زرین ملکه |
| روز پنجم | شمال، من | دست بیل جنوب | زرین مرکز | زرین، داداش | دست بیل شاهزاده | ملکه با من |
| روز ششم | شمال، من | دست بیل جنوب | دست بیل مرکز | داداش با من | دست بیل شاهزاده | دست بیل ملکه |



اشکان اما از نقش فراتر رفت و نقش اساسی داشت در استدلالها و پیشبرد بازی به عنوان شوالیه. حالا یه فرض غلطی داشته در ذهنش، خیلی مهم نیس به نظرم.
یکی از اهداف شهربان باید بحث برای پیدا کردن رئیس باشه که نیاز هم نشد البته. از این دوستان هم تشکر میکنیم. ادوار بعدی فعالتر خواهند بود به امید حق.





) به چاوش. ۵ امتیاز.