جدیدترین‌ها

بازی دور هشتم مافیا | داستان یک جلاد - بخش نخست: انتقام برادران میلر

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
تازه‌وارد
نوشته‌ها
34
پسندها
0
شهری که بیگناهاش فکر میکنن من گنهاهکارم اگه ببره هم شانسی برده اینو برای مملگر میگم اگه بیگناه باشه البته. طبیعیه که گناهکارا تلاش کنن یه بیگناه بره برای دفاع. ولی الان با دقت بخونین حرفامو خواهشا
من یه کسیم که اولین باره داره این بازیو به این شکل انجام میده، طبیعیه خطا داشته باشم و مثل شما ها حرفه ای نباشم. ولی از شماهایی که حرفه اید سوال میکنم من بیشتر شبیه یه تازه کارم که اگه اشتباهی هم کرده از روی نابلدیش بوده یا شبیه یه گناهکار که شما پیداش کردین؟ اگه من از بازی برم بیرون و اعدام شم با رای شما حداقل کمکی که میتونم بکنم بهتون اینه که حواستون به کسایی که به من رای دادن باشه‌‌‌.

راستی اکثرا پرسشتون از من در مورد تغییر رایم به فری بوده که فک کنمم سر همین الان دارم دفاعیه میدم . من وقتی پستای فری رو میخونم ازش حس یه حسابگر رو میگیرم که دنبال یه چیزیه که بهش گیر بده فقط. در مورد هیچ کدوم از این گیرها هم به نتیجه خاصی نرسیده تا الان. یه کم به این موضوع فکر کنید.
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
838
پسندها
265
نتم وصل نمی شد :|
از نظر من بین فری و هانیه یه منفی هست تو بازی حداقل. اینکه به هانیه رای دادم و به محمد۷رضا نه بخاطر اینه که از هانیه بیشتر وایب برنامه ریزی می گیرم چون:
۱.دلیل رایش خیلی نامفهومه از نظر من. محمدرضا دلیلی که داره میاره و جملاتی که می گه از قبیل اگه فری مافیا باشه آرشم مافیاست خیلی تازه کارانه و بی برنامه ریزیه اما باز یه دلیل مشخصه. یعنی می شه فردا ازش دلیل بخوایم اما هانیه حتی اون دلیل رو هم نمیاره.
۲. بعد از صحبت آرش راجع به شجاعت شجاع تر شد :)
۳. گفت مثل اینکه همه وایسادن موج سواری کنن پس من شروع می کنم. یعنی تو ذهنش می تونه این بوده باشه که ممکنه رو رای من موج سواری بشه. بعد فری تا حد دفاع رای آورد توسط ۳ نفر دیگه اصلا موج سواریرو یادش رفت :))
اینا رو می خواستم بگم فاز بسته شد
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
رای‌گیری تا 23:35 تمدید میشه.
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
838
پسندها
265
رای به اعدام باطل: هانیه

- - - Updated - - -



رای به اعدام: فری

- - - Updated - - -



رای به اعدام: فری
 
آرش
نوشته‌ها
963
پسندها
337


رای به اعدام: هانیه
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
278
پسندها
0
رای به اعدام باطل: محمدرضا


رای به اعدام: محمدامین
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
شرایط آرا و اعدام دقیقا مشابه فاز قبل هست.

آرا تا این لحظه:

فری 5 رای: هانیه، ممدرضا، مهسا، امیررضا، محمدامین
هانیه 2 رای: عرفان، آرش
عرفان 1 رای: خلفی
ممدرضا 1 رای: فری
محمدامین 2 رای: محمدرضا، محمدحسین

تا ساعت 22:30 فقط فری 2 رای داشته. بقیه حداکثر 1 رای.

گادکش‌ احتمالی: نداریم.

برای رای در دفاعیه هم همه به غیر عرفان و رضا می‌تونن یک بار رای پرت بدن.

هرجا تو این پست‌ها اشتباهی دیدین سریع اطلاع بدین تا بررسی و اصلاح بشه.

ساکت.
 
Wooden
نوشته‌ها
262
پسندها
146
رای به اعدام باطل: رضا



رای به اعدام: محمد امین
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
چون سایت مشکل داره و دیر بالا میاد، رای آخر که قبل از بسته‌شدن ارسال شده هم محاسبه میشه.

فری با 5 رای و محمدامین با 2 رای (چون رای‌هاش دیرتر از هانیه تکمیل شده) در دفاعیه باقی می‌مونن. تعداد افراد 12 هست و حداقل 7 رای برای اعدام لازمه. وگرنه اعدامی نداریم.

رای فری هم خود به خود به محمدامین محاسبه میشه.

تا 23:50 فرصت تغییر رای نهایی دارین بین فری و محمدامین:

فری 5 رای: هانیه، ممدرضا، مهسا، امیررضا، محمدامین
محمدامین 3 رای: محمدرضا، محمدحسین، فری


فقط حق تعویض رای دارین تا 23:50 قبل اینکه تاپیک بسته بشه. هرکسی پست ارسال کنه درجا گادکش هست.

 
آرش
نوشته‌ها
963
پسندها
337


رای به اعدام: فری
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
ساکت. فاز تمومه.
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
فری 6 رای و محمدامین 3 رای.
3 رای داده نشده یا پرت هم داریم.

6 رای از 12 رای برای اعدام کافی نیست. اعدامی نداریم.

فاز شبه. ساکت. هدف بدین.
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
داستان بازی: فاز روز پنجم

1886 - شهر بیگ‌ویسکی در وایومینگ

داستان از سری:دی ماجراهای کلنل سابق و جایزه‌بگیر کنونی، داگلاس مورتیمر (ملقب به جلاد) هست که امیدوارم در برخی از ادوار آینده هم ادامه داشته باشه (بعضا سوال میشه که این کلنل یا جلاد یا سوار داستان کی هست؟ خودمم اگه تا الان متوجه نشدید.:دی)
نقش‌های این دور:

امیر در نقش بیل هَگِت (کلانتر)
مهدی حامدی در نقش جو لَری (مزرعه‌دار و ملاک متمول)
محمد چاوش در نقش جاناتان چِزویک (کشیش)
آریا در نقش نِیتن وودز (معاون کلانتر)
متین در نقش کلاید چَندلِر (مالک هتل-رستوران مازو)
رابین در نقش هنری بامستِد (نماینده قاضی ایالتی)
و مهدی پالیزوان در نقش نِلس مک‌لئو (جایزه‌بگیر)


بازیکنان حاضر در بازی به استثنای چند نفر (که به نقششون هم هیچ ربطی نداره) فعلا حضور کمرنگی در داستان دارن و البته مشخص هم نیست که چه شخصیتی مال کدومتونه. بعدا که فازها جلو رفت ممکنه بهش برسین و یه سری مسائل دستگیرتون بشه. ولی مهدکودک باز نکردیم که شخصیت‌های شرور داستان لزوما در بازی هم گناه‌کار باشن یا برعکس. در این رابطه هیچ تلاش و استناد و استدلالی نکنید.
توضیح: ... یعنی صحبت فرد داره توسط طرف مقابل قطع میشه. و از این (...) ها هم یعنی فحش بوده و سانسور شده.:دی

پرده اول: صبح شنبه - دفتر کلانتر

کلانتر که اتفاقات دیشب بسیار خوش‌حال بود، صبح از کلنل دعوت کرد که صبحانه رو باهم بخورن و در مورد دیشب بیشتر صحبت کنن.

بیل: من یه دهنی ازینا سرویس کنم تو جلسه امروز که دیگه برا من شکر نخورن. پفیوزا.
کلنل: کشیش چزویک و چندلر؟:))
بیل: آره. همون دو تا عوضی. لعنتیا من 3 ساله نذاشتم خون از دماغ کسی بیاد اینجا. تو خودت بقیه شهرای اطرافُ ببین کلنل. شبی نیست که صدای تیر نیاد. هفته‌ای نیست که آدم کشته نشه. اینجا کسی جرات داشت اسلحه حمل کنه اصلا؟ چه برسه به شلیک! عه عه عه. به خاطر یه شب و یه بچه‌ای که اصلا معلوم نیس اون موقع اونجا چه غلطی می‌کرده منُ بردن زیر سوال بیشعورا. آخه اگه من نبودم که زنگوله اون کلیسا سوراخ بود الان. و اون چندلر عوضی. یادش نیس قبل اینکه من بیام سگ تو اون هتل نمیومد. سگ! الان کلی مسافر و پولدار و حتی کلنل هم میاد. اونُ که کارش دارم حسابی. تو هتلش اسلحه جاساز کردن نفهمیده مثلا؟ امروز روز خشم و اعاده حیثیت منه.
کلنل: حس کردم دیروز که عصبی شدی. ولی نمی‌دونستم این‌قدر. پس برای اینه که تو رستوران دیگه دعوتم نکردی.
بیل: مگه میشه عصبی نشم از این میزان بی‌شرمی؟ من غلط بکنم دیگه تو اون خراب‌شده چیزی بخورم. غذا چطوره حالا؟ زنم درست کرده. مخصوص کلانتر و کلنل.
کلنل: عالی.
بیل: اگه عالیه چرا زیاد نخوردی؟
کلنل: تو خیلی سریع غذا می‌خوری کلانتر. من خیلی با آرامش. کلا من کارامُ خیلی راحت و آروم انجام میدن. به جز شلیک‌کردن البته.:دی
بیل: به جان چزویک این دیگه از آرامش هم رد شده. من یه ربعه تموم شده غذام. تو تازه شروع کردی.
کلنل: آره. از غذا باید لذت برد.
بیل: خب جناب کلنل، اینی که دیشب ترتیبشُ دادی، اطلاعاتی دیگه ازش نداری؟ چیزی همراهش نبود؟ می‌خوام ببینم این داستانا زیر سر کدوم کثافتی‌ـه.
کلنل: من که نگشتمش به اون صورت. صرفا دیدم اسلحه نداشت به جز اونی که جاسازی شده بود. اطلاعات هم من فقط اسمشُ شنیدم و عکسشُ دیدم. و اینکه می‌گفتن تیرانداز ماهریه. بود البته.:))
بیل: نمی‌دونی برای کیا کار می‌کرده؟ یا ممکنه برای کیا تو این منطقه کار کنه؟
کلنل: نه. چیزی به ذهنم نمی‌رسه کلانتر. باز حالا اگه چیزی یادم اومد میگم بهت. خودت چی فکر می‌کنی؟ دشمنی زخم‌خورده‌ای کسی که کینه ازت داشته باشه نداری؟

بیل چندین داستان که در سه سال گذشته اتفاق افتاده بود و فکر می‌کرد شاید مهم باشه رو با روایت خودش از تاریخ:دی، برای کلنل تعریف کرد و کلنل هم گفت کار هرکسی ممکنه باشه و احتمالات زیاده. بهتره خودمونُ درگیر نکنیم فعلا.

کلنل: خب کلانتر. دستت درد نکنه. خیلی چسبید.
بیل: نوش جان. رکوردُ زدی ولی. 40 دقیقه.:))
کلنل: رکورد اینجا شاید. رکورد خودم این اعداد نیست.:))
بیل: راستی این یارو که نیتن زد نفله‌ش کرد اصلا جایی ندیدیش؟ چهره‌ش یا ظاهرش آشنا نیست برات؟
کلنل: نه. اصلا. من این بیشرفا رو اصلا نمی‌شناسم. اون افعی خیلی معروفه. فرق داره. اگه امری نیست، من برم استراحت کنم. دیشب کم خوابیدم.
بیل: امری نیست قربان. افعی هم میگم برات نگهش دارن تا چند روز دیگه که مامور ایالتی میاد. باهات تسویه می‌کنه. همه‌ش مال خودت. چقدری هست حالا؟
کلنل: الان یادم نیست. ولی به‌قدری هست که چند ماهی کار نکنم.
بیل: عالی. تو جلسه می‌بینمت.

پرده دوم: عصر شنبه - کلیسا

جلسه مثل دیروز تشکیل شد و این بار کلانتر شروع کرد به توضیح دادن وقایع دیشب و هر اتفاقی که توضیح می‌داد، دو تا تیکه هم روانه چزویک و چندلر می‌کرد. بیل صحبت‌هاشُ اینجوری به پایان برد:
بیل: حالا من می‌خوام ببینم کلیسا تو اتحاد مردم نقش داشته یا امنیتی که قانون ایجاد کرده؟ و اینکه اون اسلحه چطوری از تو هتل تو سردرآورده چندلر؟
چزویک: حق داری کلانتر. من دیشب اصلا قصدم زیرسوال بردنت نبود و اگه اینجوری برداشت کردی، ازت عذر می‌خوام. هرچند سر اون فرانک هیدی و اعدامش بحث دارم که بعد اتمام این بخش مطرح می‌کنم.
بیل: آها. اینور کم آوردی رفتی اونور؟
چزویک: بحث کم‌آوردن نیست. حالا سر وقتش توضیح می‌دم.
چندلر: من به شما اطمینان می‌دم که هیچ کسی با اسلحه وارد هتل من نشده.
بیل: پس اون تفنگ از سر قبر عمه‌ت اومده؟
چندلر: واقعا نمی‌دونم از کجا اومده. همه‌چی ممکنه.
بیل: اینم جواب دادن این آقا.:)) لابد من رفتم جاسازیش کردم اونجا؟:)) تو اصلا از مسافرات می‌پرسی کین و از کجا میان؟
چندلر: اسم بله. ولی بقیه چیزا نه. ما به حریم خصوصی افراد احترام می‌ذاریم.
بیل: به حریم خصوصی چه ربطی داره آخه لعنتی؟ همون اسمم درست بررسی نمی‌کنی خبرت. دیدم ویلسن به نام چاک تیسی ثبت شده. من به عنوان کلانتر نباید بدونم کی از کجا اومده اینجا؟
چندلر: خب چجوری بفهمم اسمش اونه یا نه؟
بیل: حداقلش اینه به قیافه‌ش نگاه کنی. اون بیشرف چاک بود؟ با اون کفش و اون لباساش؟ ارزش لباساش از هتل تو بیشتر بود!!
چندلر: من این چیزا رو نمی‌تونم تشخیص بدم واقعا. خودت یه مامور بذار از هرکی میاد پرس‌وجو کنه.
بیل: حتما می‌ذارم. همه موافقن که؟
چزویک: این با حریم خصوصی افراد در تناقضـه و ممکنه باعث بشه مسافرای شهر کم بشن و خیلی از شغل‌ها از بین بره. ولی در شرایط فعلی موافقم.
بیل: تند نرو وایسا باهم بریم. شرایط فعلی و بعدی نداریم. این قانون میشه؛ مگه اینکه من نخوام اجراش کنم و مجوز بدم. رای می‌گیرم.
چزویک: با احترام مخالفم کلانتر.
چندلر: منم که مشخصا مخالفم.
نیتن وودز: موافقم من. با دو تا سوال کسی ناراحت نمیشه.
بیل: اصلا بشه. امنیت مهمه یا ناراحتی چندتا آدمی که معلوم نیس کین چین مال کجان؟
جو لری: به نظر منم امنیت مهم‌تره. موافقم.
بیل: معلومه که امنیت مهم‌تره. سه به دو تصویب شد.
چزویک: ببین لری، ما هم در شرایط اضطراری موافقیم، وقتی شرایط صلح‌وآرامش باشه که نیازی نیست.
لری: خب اختیارشُ دادیم به کلانتر دیگه. عقلش می‌رسه انجام میده هرموقع لازم باشه.
بیل: ممنون لری جان! اصلا خود من اولین کسی هستم که موافق اومدن مسافر زیاد تو شهر هستم. هم برای اعتبارم خوبه. هم مردم درآمد خوبی دارن و مالیات بیشتری می‌دن و می‌تونیم کارای خوبی برای شهر و همین کلیسای خَ...خوب انجام بدیم.
چزویک: خب. اون اعدام چی بود جریانش؟ اسب‌دزدی مگه اعدام داره؟ بعدم مگه تو قاضی هستی کلانتر؟
بیل: شما رو ارجاع می‌دم به قانون شرایط اضطراری شهر. که حقُ به کلانتر می‌ده وقتی همه‌چیز مشخص باشه. و بله. اسب‌دزدی اینجا اعدام داره؛ قبل اینکه شما بیای قانونش نوشته شده. خودش هم اعتراف کرد. ده‌ها شاهد وجود داره. اصلا فکر نمی‌کردم یه زمانی برای اجرای قانون تو کلیسا مجبور باشم جواب پس بدم.:))
چزویک: به نظر من قانون نیاز به اصلاح داره. رای بگیریم.
بیل: حتما. من خودم موافقم. تو موافقی لری؟
جو لری: حتما.
بیل: تصویب شد. نیاز به رای نیتن هم نیست که می‌دونم موافقه. ولی الان وقت بازنگری قانون نیست. هرموقع سروته این داستان مشخص شد، قانونم اصلاح می‌کنیم. اون قانون مال 3 سال پیشه. تازه یه سری چیزاش که مال خیلی سال پیشه و 3 سال پیش به‌روز شده. معلومه الان قدیمیه. حالا سر جزئیاتش مفصل بحث می‌کنیم. خب به نظرم برای این جلسه دو تا تصمیم کافیه. منم باید برم برای وضعیت امشب نفراتُ بچینم. وقت ندارم بیشتر از این.

همه از کلانتر تشکر کردن و رفتن دنبال کارشون. چزویک هم قبل از اینکه کلانتر از کلیسا خارج بشه، درخواست کرد اگر بازهم اسب‌دزدی یا هر جرمی که مجازاتش اعدامه، اتفاق افتاد اونم حضور داشته باشه که کلانتر گفت حتما. امیدوارم چنین اتفاقی دیگه نیفته. ولی اگه افتاد حتما خبرت می‌کنم کشیش عزیز.

پرده سوم: شنبه غروب - خانه جو لری

مردی به نام نلس مک‌لئو که توسط جو لری استخدام شده بود، وارد شهر شد. اسلحه‌شُ با بی‌میلی تحویل داد و از نیتن وودز که اونجا حضور داشت، آدرس جو لریُ پرسید و به سمت خونه‌ش رفت.

جو: کیه این وقت شب؟ تویی کلانتر. صبر کن یه دقیقه.
نلس: کلانتر کیه بابا. باز کن که مک‌لئو پشت درـه.
جو: به‌به. به‌به. چرا دیر اومدی؟
نلس: زودتر از این نمی‌شد. سر راه باید به حساب یه‌عده بچه‌پررو می‌رسیدم. خب. از کجا شروع کنیم؟
جو: فعلا دست نگه‌دار. گویا من همه ماجرا رو نمی‌دونم. یه چیزایی هنوز برام گنگه. انگار فقط ما تو بازی نیستم. یه عده دیگه‌م هستن. فعلا برو خونه ته این خیابون استراحت کن؛ تا فردا ببینم چی دست‌گیرم می‌شه.
نلس: اسلحه چی؟
جو: هست تو همون خونه.
نلس: خوبه. اینجا کیا تیراندازی بلدن به جز تو؟
جو: نیتن وودز.
نلس: معاون؟
جو: آره.
نلس: اون بلده. آره. دیگه؟
جو: کلانتر مشکوکه. حس می‌کنم بلده و رو نمی‌کنه. قبلا ازش دیدم یه‌چیزایی.
نلس: دیگه؟
جو: یکی به اسم داگلاس مورتیمر. جدید اومده.
نلس: اوه. کلنل؟
جو: آره. همه رو می‌شناسی ها.
نلس: بَه! په فک کردی تا الان چجوری زنده‌م؟
جو: :))
نلس: باشه پس من منتظر خبر تو می‌مونم. نصف قرارداد هم قرار شد پیش بدی رئیس.
جو: تو همون خونه کنار اسلحه هست. پیداش می‌کنی.
نلس: حله.

ادامه دارد... .

باز هم تاکید می‌کنم که این بخش‌های داستان که آخر شب منتشر میشه کاملا از بازی جداست و صرفا جهت دل‌مشغولی‌های نویسنده و دوست‌داران هست.
 
آخرین ویرایش:

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
اتفاقات قابل بازگویی فاز شب پنجم:
محمدامین کشته شد و گناه‌کار بود.

در رابطه با تیرهای غیب: 2 تیر غیب شلیک شد که متاسفانه یا خوش‌بختانه تلفات نداشت. در این رابطه اصلا در بازی بحث نکنید. هیچ‌کس هم نمی‌دونه که تیرها به سمت چه افرادی روانه شده.
بازی هم کاملا بالانس هست و جای هیچ‌گونه نگرانی وجود نداره.

کلا هم هیچی از ایفای نقشتون در شب نمیگین. انگار کلا فاز شبی نبوده. صفر مطلق. اشاره ببینم درجا گادکش. با هیچ فردی هم شوخی ندارم.

شروع فاز 6
بازیکنان حاضر در بازی: 11 نفر


آرش (Arash)
رضا (RezaZ)
عرفان (
Erf_ju)
مهسا (Moonsa)
خلفی (Amin Khalafi)
فری (FM90)
محمدرضا (Smrs)
محمدحسین (Atomic Ant)
ممدرضا (Mammad7Reza)
هانیه (Haniemdi)
امیررضا (Amir khosrowshahi)

زمان اتمام فاز: شنبه ساعت 23:00
نوع اعدام: اجباری و رای به اعدام هم اجباری
دو نفری که بیشترین رایُ بیارن، میرن برای دفاعیه ساعت 23 و 23:30 فاز بسته میشه.
اونایی که امان دارن هنوز، می‌تونن استفاده کنن. بقیه که امان ندارن، رای ندن گادکش میشن بعد اعدام.
فاز روز 6 رو شروع بفرمایید.
نکته مهم: در این فاز هم، علاوه بر نقش‌های بازی، تیر غیب داریم. به این شکل که متوسط فعالیت بازیکنان در بازی لحاظ میشه و هرکسی که تفاوت معنی‌داری با این حد از فعالیت داشته باشه، میشه یکی از گزینه‌های تیر غیب. هر شب بسته به میزان فعالیت در مجموع دو فاز قبلیش، بین 0 تا 2 تیر غیب شلیک میشه. بنابراین اگر فکر می‌کنید فعالیتتون در مجموع فازها خیلی کم بوده، امشب از خودتون حفاظت کنید که کشته نشید.:دی تیرها شانسی شلیک میشه و نتایجش در پست اتفاقات فاز شب خواهد آمد.

کسی بدون خوندن این پست وارد بازی نشه که یه بلایی سرش میارم.
 

FM

کارنیاموز مافیا
نوشته‌ها
758
پسندها
195
آرش مشکلی با دفاعیه ام داشتی؟ چرا انقدر عجله داشتی من از بازی برم بیرون؟، مگه نگفتم فرصت بده فعلا؟ نظرت درباره محمد امین چی بود کلا؟ صادقانه بگم تغییر رایت به من و درک نکردم، از این نظر که تغییر رای ممل خیلی خیلی مشکوک تر بود. اون دوستانی هم که تازه وارد بودن و به من رای دادن خواهشا اگر بیگناهی داخل شماست دقت کنید، تازه واردید درست، قدرت تحلیل و تفکر و که ازتون نگرفتن، به نظرتون ممل چرا اول به هانیه رای داد بعد با اون دلایل بعد رایشو عوض کرد رو من؟ اصلا درک نکردم خودم. رایای محمد حسین و محمد رضا کاملا منطقی و درست به نظر رسید، ای کاش بیشتر وارد بازی بشن. همچنین عرفان که اصلا از میزان فعالیتش راضی نیستم این دور، و اگر بیگناه باشه بعد بازی خدمتش می رسم. رضا هم که کلا غیبه فعلا، نمیدونم واقعا، پراکندگی رای توی رایهای بی گناها مشاهده شد حس کردم و این خوب نیست، باید به یک درک نسبی برسیم از هم. فعلا شب خوش.
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
@فری:
توی این بازی و مخصوصا فاز قبل به شدت از فری که من دور قبل دیدم فاصله داشتی، حرف و عملت اصلا با هم نمیخونه. فاز قبل به من رای میدی که بحثش کاملا بازه و جواب قانع کننده ای براش ندادی بهم، بعد میای میگی جوابت به آرش رو ندیده بودم دیدم تا حدودی قبولش میکنی در حالی که من فاز قبل همون جواب رو به خودت داده بودم و تو قبولش نکردی کلا. بعد کلا تکلیفت مشخش نیست که با من چند چندی، یه جا میگی قبول کردی حرفمو یه جای دیگه میگی جوابی نگرفتی ازم. بعد در حالی که ادعا میکنی جواب ندادم بهت به رضا رای میدی، رضایی که کلا نبود امروز! در مورد رضا چی از دیروز تا حالا برای تو تغییر کرده که رضا از من برات مشکوک تر شده! دفاعیه اتم که پند و اندرز بود تا دفاع از خود.
@محمدرضا، @عرفان، @رضا و @خلفی و @محمدحسین نظرتونو در مورد این موضوع بگید لطفا.
گناهکاری مملگر تمرکز ذهنیم در مورد بازی و افراد رو بهم ریخت کلا. خیلی خسته ام و الان مغزم هیچی نمیکشه واقعا.

- - - Updated - - -

آرش مشکلی با دفاعیه ام داشتی؟ چرا انقدر عجله داشتی من از بازی برم بیرون؟، مگه نگفتم فرصت بده فعلا؟ نظرت درباره محمد امین چی بود کلا؟ صادقانه بگم تغییر رایت به من و درک نکردم، از این نظر که تغییر رای ممل خیلی خیلی مشکوک تر بود. اون دوستانی هم که تازه وارد بودن و به من رای دادن خواهشا اگر بیگناهی داخل شماست دقت کنید، تازه واردید درست، قدرت تحلیل و تفکر و که ازتون نگرفتن، به نظرتون ممل چرا اول به هانیه رای داد بعد با اون دلایل بعد رایشو عوض کرد رو من؟ اصلا درک نکردم خودم. رایای محمد حسین و محمد رضا کاملا منطقی و درست به نظر رسید، ای کاش بیشتر وارد بازی بشن. همچنین عرفان که اصلا از میزان فعالیتش راضی نیستم این دور، و اگر بیگناه باشه بعد بازی خدمتش می رسم. رضا هم که کلا غیبه فعلا، نمیدونم واقعا، پراکندگی رای توی رایهای بی گناها مشاهده شد حس کردم و این خوب نیست، باید به یک درک نسبی برسیم از هم. فعلا شب خوش.

کلا تو جریان بازی هستی؟ محمدحسین گفته بود مملگر براش سفیده و الان بهش رای داده. ابن رای از نظر تو منطقیم هست تازه :دی.
 

FM

کارنیاموز مافیا
نوشته‌ها
758
پسندها
195
@فری:
توی این بازی و مخصوصا فاز قبل به شدت از فری که من دور قبل دیدم فاصله داشتی، حرف و عملت اصلا با هم نمیخونه. فاز قبل به من رای میدی که بحثش کاملا بازه و جواب قانع کننده ای براش ندادی بهم، بعد میای میگی جوابت به آرش رو ندیده بودم دیدم تا حدودی قبولش میکنی در حالی که من فاز قبل همون جواب رو به خودت داده بودم و تو قبولش نکردی کلا. بعد کلا تکلیفت مشخش نیست که با من چند چندی، یه جا میگی قبول کردی حرفمو یه جای دیگه میگی جوابی نگرفتی ازم. بعد در حالی که ادعا میکنی جواب ندادم بهت به رضا رای میدی، رضایی که کلا نبود امروز! در مورد رضا چی از دیروز تا حالا برای تو تغییر کرده که رضا از من برات مشکوک تر شده! دفاعیه اتم که پند و اندرز بود تا دفاع از خود.
@محمدرضا، @عرفان، @رضا و @خلفی و @محمدحسین نظرتونو در مورد این موضوع بگید لطفا.
گناهکاری مملگر تمرکز ذهنیم در مورد بازی و افراد رو بهم ریخت کلا. خیلی خسته ام و الان مغزم هیچی نمیکشه واقعا.

مهسا خانوم بارها گفتم بهت، اون حرفت از پیش فرض گناهکاری میاد ک جالب نیست، تحربه ثابت کرده دیگه، مگه خودم شازده نبودم و بخاطر همین. اعدام شدم تقریبا؟ دور پیش مگه رامتین نبود و به خاطر همین اعدام شد تقریبا، اول بازی گفتم یاداوری کردم دقت کن این اشتباهاتو نکن، ولی اینکه دیروز رای دادم بهت بخاطر اینکه جوابتو ندیده بودم به ارش، و دیر وارد بازی شدم و وقت نداشتم به اونصورت که به تفصیل بپردازم. الان خوندم و حس کردم رگه هایی از دور قبلت و بی دقتیت رو و کم تجربگیت رو، علی رغم میل باطنیم دیگه کاری بهت ندارم رایم بهت نمیدم، گناهکارم بودی نوش جونت ولی اینطوری بازی کردن اشتباست و من باهاش مشکل دارم.
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
ضمنا آرش تمام تلاششو کرد تو توی بازی بمونیا 😄.
 

FM

کارنیاموز مافیا
نوشته‌ها
758
پسندها
195
نه دیگه ارش اگه میخواست بمونم میتونست بده به ممل چون ممل خیلی بعید بود سریع از من رایش بیشتر بشه، ولی من یه رای کم اوردم.
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
مگه کشکه؟😄
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
دستیار مافیاییا

تاس

+
اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

بالا پایین