سلام.
وقار (Dignity)، چیزی که خیلی وقت ها، شاید تنها مواجهه ما باهاش یه ماشین شاسی بلند به این اسم باشه، اما می خوام یه خاطره تعریف کنم که تنها کسی که باهاش مواجهه داشته تو این جمع، ویکتور و هیوگو بودند. حتما داستان دور وکیل و روئین تن به گوشتون خورده، این دور یک دور مشترک به عنوان تنها گادی رابین و اولین گادی پویا بود که با 27 بازیکن شروع شد، وکیل نقش تازه اضافه شده ای بود رهبر گناهکاران بود با دو رای و داخل بازی که گناهکاران رو میشناخت، وقتی این نقش رو به من دادند و لیست گناهکاران رو در اختیارم گذاشتند، با شناختی که از اسامی داشتم، مطمئن بودم امکان برد وجود نداره، ناآشنایی پویا با بازیکنا و نا آشنایی رابین همچین چیزی رو رقم زده بود، اما به هر حال این بازی یه چالش بود، چاوش که بعدا مشخص شد روئین تن بازی بود، تا اون لحظه اعدام نشده بود و غول بلامنازع بازی، چیزی شبیه پویا در شرایط فعلی. شروع بازی چاوش با ایده ای در مورد پیدا کردن وکیل بود، که گرچه اجرای سختی داشت، اما کار وکیل با اون تیم گناهکار فشل رو سخت تر از قبل می کرد، مخصوصا با بازیکنانی که در جبهه مقابل قرار داشتند، اونجا من سه راه برای خودم میدیدم، بازی رو رها کنم، خودمو به جریان بازی بسپرم یا کاری ورای این دو انتخاب انجام بدم.
اون چیزی که من همیشه توی تصمیماتم انتخاب می کنم، وقار هست، به نظر من اونقدر مهم نیست یک راه یا تصمیم چقدر به برد ختم میشه، اما مهمه که باحفظ وقار رخ بده. در نتیجه تصمیمم بر این شد که تمام انرژیم رو بزارم تا بتونم کاری که تا اون لحظه انجام نشده رو انجام بدم. همین هم شد، روئین تن اعدام شد، و وکیل به خاطر تیری که داشت، متین که از بازیکن های خوب اون دوران و اولین گاد بازی بود رو هم بیرون کشید، بعد از اون، در اولین پست فاز جدید، منتظر رای اعدام خودم شدم و از بازی خارج شدم، اما هنوزم اون بازی رو با اختلاف بهترین بازی خودمو می دونم بای اینکه فقط دو یا سه فاز طول کشید.
علی رغم اینکه می دونم گفتن یک خاطره از دور گناهکار می تونه چه اثر ثانویه ای روی دید بازی از من بزاره، این خاطره رو گفتم و پستم رو طولانی کردم تا توضیح بدم، که بیشتر از نتیجه، برای من وقار کاری که توی بازی انجام میدم اهمیت داره و این فارغ از نقشمه. در نتیجه ترجیح میدم خیلی وقت ها نتیجه با من نباشه، اما اون کاری که از نظرم "درست" هست رو انجام بدم.
پستمو با خلاصه ای از عملکرد و رای های خودم شروع می کنم، کاری که از
ریگان خواستم و اینکارو به ماشین تایپ شدن تشبیه کرد و از انجامش طفره رفت.
من بازی رو با یک پست نسبتا طولانی برای تحلیل بالانس شروع کردم که توش ضمن تشریح تمام چیز هایی که از بلانس به ذهنم میرسید، با هشدار در مورد خطری به نام جلاد شروع کردم، چون معتقد بودم جلادی که توی نقش های این دور هست و ساختار بازی، علیه بیگناهاست و لازم دیدم که مهمترین بخش از تحلیل بالانسمو در این مورد بدم، میدونستم که بعدتر ممکنه متهم بشم به جلاد بودن، اما اینکارو کردم، چون از نظرم دغدغه بود. اینکارو از منطق خودم بیگناهی می دونم، چون اینقدر قدرت پست در من هست که پست طولانی ای بدم و هیچ چیز نگم یا طوری بگم که هیچ چیز قابل پیگیری ای نداشته باشه، اما چون برام دغدغه بود گفتم. تو اون پست اشاره کردم که چیز هایی در مورد رهبرگناهکاران به ذهنم میرسه اما نمی تونم بگم، با اینکه می دونستم خب لازم نیست به این اشاره کنم و می تونم از کنارش رد شم، و یا غیر مسئولانه در "وقت نا مناسب" بیانش کنم. اما با اینحال اون کاری که فکر کردم درست هست انجام دادم.
در فاز بعد، در مورد نکات تحلیل "تک تک" افراد بازی اظهار نظر کردم و ازشون سوال کردم یا حسمو گفتم، چیزی که بیش از همه می دونم چه تاثیراتی می تونه داشته باشه، مخصوصا با اجرایی که دوست اصفهانیمون در بازی قبلی روی این موضوع داشت. با این حال لازم دیدم که بازی رو به جریان بندازم تا بلکم بتونم از بین گفته های افراد به دیالوگی برسم که تاثیر گذار باشه. بود و دیالوگ هایی در مورد این شکل پیدا کرد. و حتی چیز هایی هم در موردم وارد شد، مثل حسی که جکسون یا بلو بخاطر نکته بینیم در مورد مسائل نسبت به من پیدا کردن، ولی ارزشش رو داشت و دیالوگ در بازی صورت گرفت.
در فاز بعد، چون حس کردم، رفتار تِل در نوع اتهام زنی به خودم و افراد دیگه "مسئولانه" نیست، شروع به بحث باهاش کردم، قطعا لحن خاص و واکنشش رو نسبت به بحث خاطرتون هست و حتما توضیحاتی که کلوین راس بعد از اعدام از من خواست و به تک تکش جواب دادم رو هم. من در بازی در اون فاز گزینه ای جز کسی که بهش مشکوک بودم رو نمی تونستم به دفاعیه بیارم، و وقتی از دفاعیه تهاجمیش قانع نشدم، جز به گزینه ای که باهاش درگیر بودم رای دیگه ای نمی تونستم بدم که بخواین از این رای به یک رای گناهکارانه تعبیر کنید، در واقع سوالم از بازی اینه که تعریفتون از رای گناهکارانه چیه ؟ رای مستقیمی که پیشینه و اهداف مشخصی داره، یا رای مخفی و مستتر اما موثری که به دور از هرگونه مسئولیته ؟ بازی به نظرم باید به این سوال پاسخ جدی بده چون من و ریگان در مورد تل در این جایگاه قرار داریم.
در فاز بعدی، هیچ گزینه جدی و مدللی در بازی وجود نداشت، در نتیجه در این مواقع منطقی هست که کسانی از بازی خارج شن، که رفتار گناهکارانه دارند، و به بازی هم پاسخگو، هیچ گزینه ای به اندازه جسیکا شامل این شرایط نبود، و من اولین رای رو به اون دادم، چون گزینه ای گناهکار تر از اون وجود نداشت و جالبه این رای رو به اون دادم چون شب قبلش به همین آقای ریگان پست بی دلیل داده بود و یکی از افراد دخیل در اعدام تل بدون یک خط درگیری بود. اونوقت منطقیه که یه نفر فقط بر اساس حدس این شائبه رو ایجاد کنه که به نظر روش مطمئن بودی که رای دادی ؟ سوال من نه از ریگان که از بازی اینه، اگر مثلا رای وسط یا آخر میدادم، نمیشد بهانه گرفت یارت بوده و بهت رای نداده ؟ آیا منطقیه که من مافیا باشم و فرضا اولین جمله در مورد جسیکا رو وارد بازی کنم با فرض اینکه اصلا می دونم که اون شب نمیاد؟ جکسون در جریان بازی بودی، اولین جمله در مورد جسیکا مربوط به من نبود ؟ آیا من همیشه نگفتم بازی نباید اسیر شرایط بازیکنان بی مسئولیت بشه ؟ این کار با روند همیشگی من اختلاف داشته ؟
وارد فاز دیروز شدیم، من باز تحلیل کردم و رای هارو بررسی کردم و سوال و جواب کردم، دو رای و بازی از نظر من نیاز به توضیح داشت، از دو نفر یعنی ریگان و دب سوال کردم و جواب ریگان رو در دفاعیه خودم گذاشتم، من ماشین تایپ نیستم ! لازم نیست بگم چرا این افراد در فاز قبل مثبت و منفی من بودن ! واقعا این جواب های یک آدم مثبته ؟

واقعا نمی فهمم این رویکرد بازیو. به هر حال من بر اساس شک و تردیدم دو گزینه مطرح کردم و به این دو نفر رای دادم، در حالی که برای من اصلا سخت نبود که از آب گل آلود کلوین راس و بلو ماهی بگیرم، تهش تمام مسئولیت این موضوع هم به گردن کلوین راس بود و منم میگفتم از نظرم بین این دو نفر این بیگناه تر بود، همین ! دلیل برای گناهکاری بلو هم به اندازه کافی بود و در یکی دو سوال و جوابی که ازش داشتم پاسخ منطقی هم به صحبت من نداشت که اگر خاطرتون نیستم می تونم پستشو بیارم !
من تا به حال عملکرد خودم رو اینقدر شفاف ندیدم و به خاطر همینم نمی تونم قبول کنم، از نظر مقبولیت در بازی در کنار کسی قرار بگیرم که خودش رو ملزم به جواب دادن به خیلی از سوال ها در طول بازی نکرده. در نتیجه یه رویکرد بیشتر برای خودم نمیشناسم، این فاز به هر سوال یا ابهامی که در مورد عملکرد من دارید جواب میدم، به هر کسی جز ریگان، من نمی فهمم بازی چطور به کسی که فاز پیش اینقدر غیر مسئول بود اینطور مجال داده، ولی حداقل من برای حفظ شخصیت خودم، تا زمانی که به همین شکلی که من خودم رو در برابر بازی پاسخگو کردم، خودش رو پاسخگو نکنه و به اون دو سوال من، به شکلی که ازش خواسته شده جواب نده، مجبورم پست هاشو ایگنور کنم. بازی هم چه الان چه بعد بازی می تونه قضاوت های مختلفی نسبت به من داشته باشه، من دو سوالم رو دوباره تکرار می کنم، چون سر کار بودم نتونستم تا اینجا پست هارو بخونم، اگر در حین بررسی ببینم ریگان جواب اون سوال هارو متقاعد شده بده که اگر جایی نیاز به بحث باشه باهاش بحث می کنم، وگرنه امیدوارم تو مسیر بازی موفق باشه . در مورد دب اما پست هاشو بررسی می کنم و نظر میدم.
1- لیستی دادی در مورد وضعیت بازیکنانت تا انتهای فاز پیش که فقط لیسته:
بیگناهان من جکسون، بلو و دب هستن. میمونه یک بیگناه دیگه که نمیشناسمش هنوز. یکی از بین کریستین، جسیکا، باستر، کلوین، استف بیگناهه. شکم به گناهکاریشون هم به همین ترتیبی هست که نوشتم.
دوست دارم بدونم جکسون، بلو، دب چرا بیگناه تو بودن و ترتیب لیستی که دادی بر چه مبنی ای هست، در مورد هر نفر یک خط توضیح جایگاهی که در لیستت دارند رو بگو.
2- در حد دو پاراگراف، خلاصه فعالیتت در سه فاز رو، به جهت سمت و سوی فعالیت، و اینکه دقیقا تو بازی دنبال چه چیزی بودی و رای هات در هر دو مرحله بر چه اساسی داده شده رو بیان کن.
-----------------------------
فقط یه نکته رو بگم:
تا این لحظه بدون در نظر گرفتن پست های این فاز که نخوندم، به جکسون و کلوین، رای نمیدم و به ریگان و دب، رای میدم. در مورد کریستین فعلا نظری ندارم، چون عملکردش از نظرم خنثی بود تا فاز قبل. رایاشو باید دوباره بررسی کنم. و من کلا از این نوع از عملکردا میترسم. منتها این ترس باید منطقی باشه. منتها به نظرم ریگان و دب خیلی گناهکار تر از هر اقدامی اقدام کردن.
پی نوشت: من هنوز لباسمم عوض نکردم، یه استراحتی می کنم و بر می گردم.