
از اونجا که من شرکت نمیکنم ولی بازی رو میخونم بعنوان یک فرد خارج از بازی که از هیچی اطلاع نداره سعی میکنم حدسیاتم رو و شواهد بازی رو خیلی مختصر و کوتاه اینجا بنویسم
عین امیر من بلد نیستم حاشیه برم و بپیچونم حرف رو
فقط اینکه امیدوارم تا انتهای بازی بتونم ادامه بدم وگرنه همین پست هم پاک خواهد شد 








اگه واقعا ترسا مافیا باشه میخوان چیکار کنن؟ هیچی واقعا. حتی بنظرم اگه ترسا مافیا باشه، اعضای مافیا باید تلاش میکردن تا تو فاز 1 ترسا رو خودشون بدن بیرون یا حداقل یه تلاشکی میکردن واسه اینکه یه نفر دیگه هم تو اتهاما باشه. با این بازی احتمال خیلی زیاد ترسا اعدام بشه. از وکیل که هیچجوره نمیتونن استفاده بکنن الان نه تو شب نه تو روز ( درصورتیکه ترسا مافیا بوده باشه)
جدی من هم مثل خیلیا تو بازی فکر میکردم گناهکار باشه. اما ایرادی نداره پیش میاد این اتفاقات در بازی خصوصا توی ادوار اخیر
اول یه گزارش ریز داشته باشیم بریم تحلیل بعدش این فاز فاز تحلیلیه بیشتر تا گزارشی
درسته امین از اول بازی امین نبوده ریگ به کفشش بوده خصوصا گیر های بیخودی و بعضا ملا لغتی که میداد مثلا یکیش به رضا(فک کنم) سر لفظ به خوبی. اما اینکه یهو تو یه ساعت همه رای ها شد امین رو من متوجه نشدم هنوز. بعد هم که یاسین اومد و دست محمدامین موند تو پوست گردو
از طرفی قطعی بیگناها میبازن اینجوری و خون محمدامین مباه میشه و میتونین هر بلایی سرش خواستین بیارین 

فرضا 3 بیگناه مونده پویا هم که میدونی پارتیزانه. یاسین هم جایزه بگیر و فرعی. میمونه 3 نفر دیگه که امیدوارم پزشک اورژانس واقعی این اشتباه رو نکنه بیاد یهو خودش رو لو بده که بیگناها بدبخت میشن
من جای امین بودم یا بیگناه خیلی دنبال زیر بغل ماری بودم این حالا حقیقت که نه ولی فرضیه میومد تو ذهنم که ممکنه هم پزشک اورژانس باشه اما وقتی دوتا مفتشی دست به نقد دارن نمیاد رو امین پیاده ش کنن اون رو، درسته امینه و خب بازیکن بزرگ اما همین مفتشی نشدن شب خودش دلیل میشه که فرداش بیان نابودش کنن نیازی به مفتشی مافیا نیست
این رو ندیدم امین یا بیگناه دنبال زیر بغل مار بگردی اشاره کنه بهش تا اینجا
ن خسته همگی 
خوبه بازی نکردم، بازی می کردم فکر کنم جون میدادم
خیلی انرژی ازم گرفت 
پویا می دونه، من اگر به چیزی اعتقاد نداشته باشم، در موردش سکوت می کنم، هیچ وقت علیه اعتقادم حرفی نمیزنم
خوب از نظر من با بی نقص خیلی فرق می کنه. ممکنه چیزی بی نقص باشه، اما خوب نباشه، خوب از نظر من چیزیه که، قبل و بعدش آدم یه چیز نباشه، یعنی چیزی براش داشته باشه و خب این بازی به نظرم چیزای زیادی داشت که میشه ازش یاد گرفت. چه در مقام بازیکن، چه در مقام گاد و چه در مقام زندگی روتین
و حیف که پندگیرندگان اندکند 
این بازی خیلی نمی خوام رو بازی فوکوس کنم، به نظرم این بازی یه ویژگی که داشت این بود که تبخش زیادی از اون چیزایی که هر کدوم رو تو یه دور مجزا تجربه کرده بودیم و در موردش تحلیل نوشته بودیم رو یکجا پیش آورد و از نظر فرکانس و چگالی اتفاقات و مسائل واقعا تکان دهنده بود. شاید یکم هیجانات و عصبانیت ها و ... که خوابید بتونیم بفهمیم هر لحظه اش چی شد 
از بقیه مثال نمیزنم، اما خود من، ستاره ترین دوری که در تمام دوران مافیا برگزار شده رو گاد بودم، و با ایده خنده دار همه گناهکار، اون دور رو نیمه کاره تموم کردم و چقدرم سرش فحش خوردم و البته چقدرم اون فحشا چسبید انصافا
و من میدونم متین و پویا هم رزومشون کمتر یا بیشتر پر بوده از این ادوار.
در نتیجه از الان میدونی که دور بعدی که می خوای بازی ست آپ کنی، باید به چه چیز هایی توجه کنی و چه چیز هایی رو فدا کنی اما اجاره رخ دادن یه سری اتفاقات رو ندی
فقط قبلش حتما دیباگ بکن، تاپیک هارو به موقع باز و بسته کن، دیگه هم انگشت تو نقشی که به من میدی بعد از توافقی که کردیم نکن
من که خودمو برنده نمی دونم و این لطف آرش به من بوده، چون تو توضیحات نقش اومده بود که تو سه نفر هر تیم نماینده داشته باشه و مافیا تو سه نفر نماینده نداشت
اما در مجموع هدف منم مثل بقیه بازی هایی که کردم برد نبود و لذت بردن خودم و کسایی بود که باهاشون بازی کردم. من که لذت بردم از بازی ای که کردم باهاتون، امیدوارم شما هم از بازی با من لذت برده باشید، یا دستکم اذیت نشده باشید
هدف کمی پیچیده تر کردن بازی بود که فکر می کنم انجام شد. از دوست خوب و با جنبه و قدیمیم امین هم بابت شوخی هایی که باهاش کردم به رسم ایام قدیم، هم تشکر، هم عذرخواهی می کنم 
به قول پویا دوست ندارم، زورمم زیاده
فقط اینو میگم که از بازی بسیار خوب و استثنائی یاسین اونم وقتی بقیه سوار خر شیطان بودن تشکر می کنم از نظرم بهترین بازیکن بازی بود. آفرین پسر عمو. و همچنین از بازی های خوب محمدحسین، مهسا، امین AKP، شغال دوست داشتنیم هم تقدیر می کنم و به تبریک ویژه هم میگم به رامتین، چون واقعا مقتدرانه روی تپه های دیده شده فری بازی مستحکمی رو بنا کرد
آفرین قدیمی ترین عضو حاضر مافیا 
، پیرمرد ما طرفدارات رو خیلی حرص دادی، ولی پایان استثنائی و سینمایی ای در شان اسم پویا داشتی.
کماکان بی بدیلی 


حتی ما که شاگردشیم هم یه چیزایی حالیمون میشه 

) مهسا رو جادو کردم




برین از کارگردان بپرسین شاید بدونه میخواستم چی بگم 








بازی تو سایت واقعا وقت زیادی میگیره ، یه وقتی باید بزاری پست بخونی و از اون سختتر یه وقت هم بزاری فکر کنی و پست بدی ، برای همین اول به ارش نه گفتم ولی بعد دوباره اومد پیشم و دیگه راضیم کرد خلاصه هر طور شده 
اول که نقش رو خوندم گفتم چقدر سخته هم باید نقش رو حدس بزنی تازه طرف اعدام هم شده باشه اونم مافیا باشه ، اول ارش گفت با لباس هم اوکیه ، اون فاز که هادی رفت دفاعیه ، همونجا به آرش گفتم بزن شارلاتان
زارت درست در اومد ، ارش گفت قبول نیست و اینا
گفتم باشه بازم حدس میزنم تا رسید به امین کپل که اونجا گفتم وکیل و دیگه بردم قطعی شد. فرعیها دقت کردم خوب دارن میبرن ، یه دور بزنید فرعی نباشه چیه همش دارن میبرن 
یه حسی بهم میگفتا رامتین شهر نیست و الکی هم نبود
فکر کنم محمد حسین رو درست حدس نزدم ، مهسا رو اوایل بازی فکر میکردم شهر باشه و همچنین ال امین مافیا ، بقیه رو دیگه فکر کنم درست حدس زده بودم پیش خودم. ترسا هم اون چیزی که تو بازی گفتم عین واقعیت بود، ارش هم در جریانه ، من پست و رای رو نوشته بودم ولی اصلا دستم به پست دادن نمیرفت هی پشیمون میشدم ولی دیگه دیدم اجماع رو ترسا هس مجبور شدم رای رو بدم.
خلاصه که نزاشتن
تو روح همشهری خوبم ممل 



| A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
1 | بازیکن | نقش | سهمیه | روز ۱ | شب ۱ | روز ۲ | شب ۲ | روز ۳ | شب ۳ | روز ۴ | شب ۴ | روز ۵ | روز ۶ | |||||||||||
2 | رای | اولویت | فعالیت | رای | اولویت | فعالیت | فعالیت | نتیجه | رای | اولویت | فعالیت | فعالیت | نتیجه | رای | اولویت | فعالیت | فعالیت | نتیجه | رای | رای | ||||
3 | امین کیپی | وکیل | ۴ دفاع(۷)، ۱ وکالت، ۱ پاپوش | ترسا | هیچکس | - | فاز شب لغو شد | ترسا | ترسا | - | دفاع از مهسا | دفاع ناموفق، تیر خورد، جادو شد | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | اعدام هادی | دفاع از مهسا | مهسا ضدضربه شد | امین | محمدامین | - | - | - | اعدام شد | |
4 | آدمکش | ۲ تیر (۶)، ۱ تیر (آخر)، ۵ گروگان (۶) | - | - | - | - | - | - | تیر رامتین | |||||||||||||||
5 | مهسا | مفتش | رندوم ۱ غلط، مدلل نامحدود | رضا | هیچکس | - | ترسا | ترسا | - | - | تیر خورد | امین | امین، محمدامین، هادی | - | رضا تفنگدار، عرفان تفنگدار، اشکان بازپرس | رضا، عرفان و اشکان کشته شدند | محمدامین | محمدامین | - | حدس: امین پزشک، محمدحسین پزشک | امین کشته شد | - | حدس و اعدام شد | |
6 | هکر | ۳ هک (۵) | - | - | هک یاسین | - | - | |||||||||||||||||
7 | محمدامین | شارلاتان | ۴ تعویض نقش (۷) | عرفان | هیچکس | - | ترسا | ترسا | - | تعویض با هادی | تعویض موفق، لباس کارآموز | امین | امین، هادی، محمدامین | - | تعویض با عرفان، شارلاتان دائمی به اشکان | عرفان و اشکان لباس شارلاتان، محمدامین لباس تفنگدار | مهسا | امین کیپی | اعدام شد | |||||
8 | پدرخوانده | حفظ نقش نامحدود | - | - | - | - | ||||||||||||||||||
9 | پویا | پارتیزان | ۱ فدا کردن و حدس تا آخر بازی | ترسا | ترسا | - | ترسا | ترسا | - | - | - | محمدامین | امین، محمدامین، هادی | - | - | - | امین کیپی | امین کیپی | - | - | - | امینکیپی | فدا کرد - حدس: مهسا | |
10 | ترسا | قاضی | ۱ قضاوت تا آخر بازی | پویا | هیچکس | - | پویا | هیچکس | اعدام شد، هادی به دفاعیه | |||||||||||||||
11 | امین | پزشک اورژانس | ۳ استراحت (۶)، کشیک (آخر) | ترسا | هیچکس | - | ترسا | ترسا | - | استراحت | ضدضربه شد | اشکان | هادی، محمدامین، امین | - | کشیک | ضدضربه از شب قبل | امین کیپی | امین کیپی | - | کشیک | حدس و کشته شد | |||
12 | رضا | تفنگدار | ۶ تیر (۷)، حداکثر ۲ تیرهوایی | اشکان | هیچکس | - | ترسا | ترسا | - | تیر مستقیم: مهسا | مهسا تیر خورد | امین | امین، محمدامین، هادی | - | تیر هوایی | حدس و کشته شد | ||||||||
13 | عرفان | تفنگدار | ۶ تیر (۷)، حداکثر ۲ تیرهوایی | - | هیچکس | - | ترسا | ترسا | - | نگهبانی: مهسا | امین کیپی تیر خورد | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | - | نگهبانی: محمدحسین | حدس و کشته شد | ||||||||
14 | اشکان | بازپرس | ۶ سهمیه (۶) | ترسا | ترسا | - | ترسا | ترسا | - | پرسش: محمدحسین و رضا | پاسخ: همدست | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | - | پرسش: امین کیپی و یاسین | حدس و کشته شد | ||||||||
15 | محمدحسین | شوفر | ۵ سهمیه (۷) | - | هیچکس | - | هادی | هیچکس | - | دوردور: اشکان | بیگناه | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | - | دوردور: رامتین | گناهکار، جادو شد | امین کیپی | محمدامین | - | دوردور: پویا | بیگناه | امین کیپی | - | |
16 | هادی | کارآموز > پزشک اورژانس | ۳ سهمیه (۵) | ترسا | ترسا | - | ترسا | ترسا | - | پیشنهاد: پزشک اورژانس | پزشک اورژانس شد، لباس شارلاتان | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | اعدام شد | ||||||||||
17 | رامتین | جادوگر | ۶ جادو، ۱ شنل (آخر) | - | هیچکس | - | محمدحسین | ترسا | - | جادو: امین کیپی | امین کیپی جادو شد | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | - | شنل پوشید | محمدحسین جادو شد | محمدامین | محمدامین | - | جادو: یاسین | - | امین کیپی | برنده شد | |
18 | یاسین | جایزهبگیر | هر شب یک حدس | - | هیچکس | امین کیپی: مفتش | ترسا | ترسا | امین: پدرخوانده | - | - | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | هادی: شارلاتان | - | - | محمدامین | محمدامین | امین: پدرخوانده | - | - | امین کیپی: وکیل | برنده شد | |
19 | امیر | کارگردان | هر کدام ۱ بار | ترسا | هیچکس | لغو فاز شب | هادی | ترسا | - | جلوگیری از مرگ | کسی نمرد | محمدامین | محمدامین، امین، هادی | - | - | - | امین کیپی | محمدامین | - | - | - | امین کیپی | برنده شد | |
درسته که بهترین بازیم نبود ولی خب از جنبه های دیگه بسیار کمکم کرد و از آرش و پویا ممنونم که باعث شدن بیام تو این دور هم بازی کنم
وگرنه نه تنها پاچه خوری شو نمی کردم بلکه رگ میگذاشتم روش می گفتم اعدامش کنید
اما خب ایده شو دوست داشتم . همین که از اون حالت مافیای یه نواخت در اومد بازی و نقش های خفن جدید بهش اضافه شده بود تازگی خاصی گرفته بود و شخصا حال کردم با نقش ها
ایراد هایی هم که بوده رو قرار شد بذاریم به پای پویا و یقه ی اونو بگیریم که من مثه شما تعارف ندارم
میگیرم
قسمت رای گیری بازی خیلی خوب شده بود و توصیه م اینه در آینده هم رای رو با نظر سنجی مشخص کنید که هم خیلی واضحه اون بالا و هم خیلی با کلاس
کاری به باگ های بازی هم ندارم من
خیلی خیلی خوب بازی کردند و کاملا لایق برد بودند و برعکس دوران قبل که مافیا به اشتباهات خودش همیشه می باخت بنظرم این دور شایسه برد بودند .
گناهکاری که برا اکثریت بازی سفید باشه یعنی بهترین بازی شو داره انجام میده و مهسا دقیقا همین بازیُ انجام داد . هیچ وقت گزینه ی اعدام نبود و اون آخرا فقط با حذف گزینه تونستن مهسا رو حدس بزنند .
خیلی خوب بود و کاملا بازیش شهروندی بود تو فازای اول و کسی شکی بهش نداشت
با اون حرکتی که کرد مشخص بود اعدام میشه
نمی دونم چی پیش خودش فکر کرده بود ولی خب هر فکری هم کرده بود عملی نشد و نمیشد هم البته
مگه شهروندا مسخره ی شمان آقای محمدامین میای میگی جایزه بگیرم
خب حتما یقه تو میگیرن
تنها اشتباه مافیا رو حرکت محمدامین می دونم .
اصن نگم براتون
حیف یاسین که بخوام جلوی اسمش بگم عالی بوده ! کمه براش
بهترین بازیکن بازی بود حتما قطعا شرعا عرفا
همه جوره . اگه یاسین نبود شهروند حتمااااا می باخت . یعنی ذره ای شک نکنیدا
بردی هم که داشت نشون داد دود از کُنده بلند میشه . الکی که مدال به اسم آدم درست نمی کنند 
مخصوصا که جای فری ای اومده بود که به هر پستی که داده بود گیر بهش داده بودیم
ولی رامتینم لایق برد بود
خیلی خوب تونست به بازی سوار شه و به خوبی تا اون اخرا بیاد . شک هیچ احد الناسی هم نبود
تبریک بهش
خلاصه که داشتیم تحقیر میشدیم
حالا میگم کی جلوی تحقیر شدن مون رو گرفت و آبروندانه و شرافتمندانه بازیُ تموم کردیم
بهترین بازیش نبود از نظرم . ولی مثال بارز یه بیگناه مطلق ناآگاه بود
بیگناهی که اشتباه میکنه، اشتباه شو گردن میگیره و تلاش می کنه اونو جبران کنه . اون شخصی که جلوی تحقیر شدن مون رو گرفت آقای پویا بود
ازش ممنونم که بازیو ول نکرد و ادامه داد و بنظرم عملا کاری کرد مافیا نبره و برد رو هم به جادوگر هدیه داد
شایسه بازیُ تموم کرد . درود بهش
هی هی هی . حیف باشه
چی بگم دیگه
من بیشتر می خوام اینکه حس می کردم اون فاز اعدام به نفع شهر هستش بهش رای دادم . و همونطور که تو بازی هم گفتم لحن صحبتش با اشکان باعث شد دیگه با درصد بالا اطمینان پیدا کنم شهر نیست
دو تارگت هاشم من و پویایی بودیم که شهر بازی بودیم . حداقل از نظر خودم البته
چون خودمو که می دونستم و پویا هم برام اون فاز شهروند مطلق بازی بود
به هر حال زندگی بی رحمه، مافیا بی رحم تر ! نشد که بشه
نمی تونستم درک کنم شهره بازیه و نقش خودشو لو داده . شاید اگه تو بازی می موندم بعد از اعدام محمدامین قفلی میومدم رو امین
خوب شد رفتم بیرون پس
ولی الان که دقت می کنم کاملا رها و آزاد بود و هر کاری دوست داشت انجام داد
تقریبا سبک بازیش همیشه یجور بوده . و متاسفانه همیشه هم سعی کرده به من گیر بده و یه چالش داشته باشه
ولی همین که من گفتم بیخیالش میشم و اونم بیخیال شد دیگه برام شهر بازی شد
در کل بنظرم بیگناهِ خیلی خوبی بود .
دیگه برام شهر شد و بیخیالش شدم و همین که تونست نظر اکثریت رو راجع به خودش عوض کنه که شهروند هستش یعنی خوب بازی کرده
رها و آزاد از همه چی
کار خودشو می کنه و جالبه که اعدامم نمیشه
خیلی تناقض تو پستاش داشت و بنظرم خیلی ساده ازش گذشتیم همگی
دور های بعد این مدلی بیاد تو بازی و شهر باشه مافیا قلع و قمعش می کنه
روز آخری که تو بازی بودم از پویا هم برام سفید تر بود و شهروند 10000 عه بازی داشتمش . فکر می کردم حتی شاید پارتیزان باشه چون نقش شو بازی کرد بنظرم
یکی از زیبایی های این دور رو بازیِ محمد حسین دیدم و بسی لذت بردم . آفرین بِرو
تاریخی ترین پستش رو در جواب اشکان دیدم که گفت فکر کردی من انقدر بی جنبه م برم بگم عهههه فلانی داره جیش می کنه
یعنی جر خوردم رسما
انصاف رو رعایت کرد کاملا
تو شب کاملا طرف شهروند بود و تو روز هم سعی می کرد بازی رو گیج کنه
در کل امیر با هر نقشی بیاد تو بازی حتما می ترکونه
شاااخه دیگه آقا شاااخ
کاریشم نمیشه کرد
یعنی خوب نبودی
ولی خب سعی کردم اشتباهمو جبران کنم و حداقل به شهر بفهمونم که شهرم . یکی از دلایلی که باعث شد شهروند این بازی رو مفتضانه نبازه، این بود که ترسا اسم من رو داده بود برای دفاعیه و من بدون استرس تونستم خودمو ثابت کنم . چون اگه اسم من رو نمیداد حتما میومدم دفاعیه و با احتمال بالایی اعدام میشدم . بند وکیل شون هم می موند و مافیا بازی رو می برد
در کل این دور به دلایلی برای من بسیار خوب بود . خودمم خوب نبودم مهم نیست . دلایلشم مهم تره و لذت بردم .
گرم، فعلا
مافیام صحبت کنم
به هر صورت میدونه که من کاملا درکش میکنم و خوشحالم که این مسئله متقابل بود.

علت اینه که من باید بیشتر دقت میکردم و بیشتر و بهتر سوال میپرسیدم از آرش قبل بازی. واضحا منظورمم این نیست که من از آرش باهوشتر یا تیزتر هستم، چون نیستم و نمیتونم چنین نقشهای بنویسم.
ولی هم تجربهام در گادی بیشتره (آرش 5 دور گاد شده فکر کنم، من 20 دور شاید) و هم بهتر از بقیه (که اینم علتش تکرار و تمرین هست) میتونم تا ته بازی برم و یه سری اتفاقاتُ پیشبینی کنم که پایینتر میگم.
و درستش کردیم برای ادوار آینده. و چون من حتما از بقیه گادهای عزیز، پرروتر هستم، بعضی از این باگها رو یهو وسط بازی دیدم یا کسی بهم گفته و همونجا قانونُ تغییر دادم. اینُ اگه گاد شدید انجام ندید البته.
چون بقیه پارهتون میکنن.
ممکنه منُ پاره نکنن، ولی شوخی ندارن در این مسئله.
منم اخیرا انجام ندادم البته، چون دوری برگزار نکردم.
ولی دفعاتی که انجام دادم هم (علتش انتخاب بین بد و بدتر بوده واضحا)، دوستان لطف داشتن و چیزی نگفتن که چرا وسط بازی فلان کارُ کردی یهو.
این بازی مجموعا خوب شروع و به پایان رسید. نتیجه هم هرچی بود، همینُ میگفتم. میدونید که فرق نداره برام.
متین، هرزگاهی یه نقشهایی اضافه میکرد، ولی کلا نقشها رو با تک وظیفه دوست داشت و معروف بود که توضیحات هر نقشش یک جمله یا یک خط هست. پیچیدگیهاش در چینش بازی و انتخاب نقش و گروه از نقشهای موجود بود. امیر، اون اوایل که قبل از من گاد بود، مدلش برای اضافه کردن نقش این بود که یه تعدادی نقش خیلی خاص و متفاوت (اونم نه تعداد زیاد) با یک ویژگی اضافه میکرد و حالات مختلف اون ویژگی و استثنائاتشُ مینوشت.
و خیلی دوست داشتم تغییرات اساسی ایجاد کنم و در واقع امضای خودمُ به پیچیدهترین حالت ممکن که میپسندم، بسازم. و در واقع تیم مافیا در ادوار من قوی شد اصلا. چندین دور که هم تعدد و کیفیت شرکتکنندهها بالا بود، نقشها رو خیلی قوی کردم و تغییرات اساسی دادم که همه اون موقع میگفتن عجب امکانات خفنی داره مافیا و هی این داستان طی چند مرحله بزرگتر و نقشها قویتر میشدن. و البته متناسب با مافیا، بیگناها و فرقه و فرعیها هم قوی میشدن. در واقع نقشهایی که چند تا کار انجام میدن، خودم مد کردم. اینجا هم اگه فحش خواستین بدین، به من بدین.
حالا بعدش چه امیر چه سایر دوستانی گاد شدن در سالهای اخیر، تا حدی از این نوع نقشها ساختن خودشون یا قبلیها رو با علاقه و طبق سیستم ذهنی خودشون تغییر دادن و استفاده کردن. منم همینطور. خیلی از نقشهای این عزیزانُ به گادی خودم آوردم و تغییراتی که مد نظرم بود اعمال کردم روشون و طبیعتا یه تعدادی هم مستقیم آوردم و تغییری هم ندادم. خلاصه که من معروفم به گادی که طرفدار تیم مافیا (سوای افرادی که بازی کنن) هست.
آرش این دور پیشی گرفت البته.
شوخی. پیشی هم ایهام داره و جفتش درسته.
که آرش نسخه اولیه این نقشها رو بهم داد، گفت پارتیزانُ فقط برا تو نوشتم)، بهش گفتم که نقشهای مافیا عالیه و خیلی خوشحال شدم و حتما همهاشُ بذار. حیفه یک دونهاش هم نباشه.
حالا شاید خودش از اول هم خواسته همه رو بذاره، ولی جوری بود واکنشش که انگار مطمئن یا مطمئنتر شده و این ایده رو داشته و خیالش راحتتر شده در واقع.
اول هم قرار بود تعداد کمی بیشتر باشه و مافیا بشه 4 نفر. وقتی تعداد کم شد و برا من مشخص بود که 3 مافیا داریم، با لحن شوخی (البته قصدم جدی بود)، گفتم نقش حذف نکنی ها.
حیفه. هر نفر 2 نقش بده اصن.
اگه دیدی بیگناها ضعیف شدن، نقشهای اونا رو هم قویتر بده. ولی چیزی لازم نیست بسازی. همینا که نوشتی، کافی هست. خودت کم و زیادش کن از نظر تعداد. و به نظرم بیگناها، چه از نظر کمیتی و چه از نظر کیفیت نقشها بسیار قوی بودن و چیزی کم نداشتن. فرعیها هم متناسب و خوب بودن. مشکلات چی بود؟
در ادامه میگم.
کوتاه داستانشُ بگم.
یه بار ازش پرسیدیم چه کار میکنی که اینجوری ما رو گول میزنی؟ (اون موقع هم خب خیلی بچه بودیم و مفهوم امتحان چهارگزینهایُ درک نکرده بودیم). چون امتحان سختُ بقیه هم میگرفتن ولی جواب مثلا تو گزینهها نبود یا جوری بود که میفهمیدی ممکنه اشتباه باشه. گفت من میآم یه بار سوالُ حل میکنم و جوابُ بدست میآرم. بعد خودمُ میذارم جای دانشآموز. فکر میکنم که کجا رو ممکنه اشتباه کنه. با اون دید میکنم. چند بار این کارُ میکنم، بعد 3 تا از بهترینهاشُ انتخاب میکنم میذارم تو گزینهها.
بعد به چینش دقت میکنم. و گزینهای که احتمال اشتباه کردن درش بیشتره رو یا میذارم گزینه یک یا چهار معمولا. بعضا وسط هم میذارم البته. یه مرضهای خاصی هم داشت. مثلا سوال این بود فلان قضیه چند حالت داره؟ گزینه ها: 1) 1 حالت 2) 3 حالت 3) 2 حالت 4) 4 حالت.
اینقدر این کار تکرار میشه تا به باگ نخورم. بعد خودمُ میذارم جای سایر تیمها یا افراد گناهکار. میگم خب چه کار کنیم. فلان کارُ بکنیم، مافیا و بیگناها چه کار میتونن بکنن. چهجوری میشه گولشون زد و ... . بعد خودمُ میذارم جای بیگناها با هر نقشی که چه کار کنن و چهجوری اجراش کنن بهتره. اجرا هم در شب و روز هست. یعنی شب چه کار کنی و روز چهجوری ازش استفاده کنی که لو هم نری. و نهایتا یه بار آخر که افرادُ هم چیدم، از اول در ذهن خودم بازی میکنم که برهمکنشها برای بار آخر تست بشه.
این دور هم با اینکه گاد نبودم، انجام دادم. منتهی نه به شدت گادی خودم. چون اولا بالانس برام قطعی نبود و ثانیا نقشها رو خودم ننوشته بودم که تسلط داشته باشم روشون. در واقع چک کردم یه چیزاییُ باهم و اجرای کامل نکردم متاسفانه.
بعد از دور 11 دنبال سیستمی بودم که نقش من کلا حذف بشه این وسط. یعنی ادعا باز بشه ولی خود قوانین هزینههای مختلف و متناسبیُ برای هر کدوم از کارها تعیین کنن به قول امیر که گاد کاری نکنه خودش. به چیزی نرسیده بودم که کامل راضیم کنه تا این مفتش آرشُ دیدم و در ذهن خودم با نقشهای مد نظر خودم، باهاش ور رفتم.
). منتهی با هزینه مناسب.
هزینه مناسب این نوع حدس باتوجه به نقشهای این دور چی باید باشه؟ اگه چنین حدسی غلط بود، مفتش بمیره. و اگه فردی که پارتیزان هستُ اشتباه حدس زدن، کلا نقش مفتش حذف بشه از مافیا علاوه بر مرگش. چنین چیزی.
بنابراین چیزی که گفتم سوءبرداشت نشود.

، منم یه مقدمه طولانی بگم و تهش برسم به دورنمایی که در مافیا برا خودم میبینم.
اونجا کمکم وسوسه شدم که برگردم و نقشهای الکی بازی کنم؛ بعد از حدود 4 سال. علتش هم بیشتر بحثهای امیر و امین با حضور مهم مهدی
در اون دور بود. سطح اون دور و بحثها، از سایت قبلی و کل فوتی و یووه و بازیروم و ... بالاتر بود (جز دو دور شاید) بهنظرم و تو تحلیلش هم نوشتم که بهترین دوری بوده که به عنوان گاد برگزار کردم (الآن البته نیست دیگه؛ چون ادواری بعدش برگزار شد که بهتر بودن).
)
و خب الآن همه میدونن.
بیا بندازمت به جون بقیه.
(برعکسش منظورش بود بیشتر البته.
) منم قبول کردم و البته بیخودترین نقش تاریخ مافیا رو ازش گرفتم که کلا بود و نبودش در بازی هیچ فرقی نداشت. علتش هم این بود که با یه نقش مهم به بازی کسی یا تیمی گند نزنم. نمیگم ترس، ولی نگرانی داشتم که خراب نکنم و اعتباری که داشتم از بین نره بین این جوونا.
خلاصه، بازی کردیم و راحت هم بود باتوجه به عدم فشار نقش و همه هم راضی بودن. همچنان قصد بازگشت نداشتم و اون بازی دور دو رو مثل بازی دوستانهای میدیدم که زیدان و الکس و بکام و بقیه میومدن بعد از بازنشستگی بازی میکردن و بعدش هم میرفتن پی زندگیشون.
تهش هم به خودم در جواب همون سوال قبلی، گفتم ناپلئونی تونستی. بسته. برو پی کارت.






و امین که در نقش خونسردترین قاتل مافیا، برنده شد عملا.
) از شرش خلاص شدیم و شب هم مهدیُ زدیم؛ که در روز یا حذف نمیشد یا هزینه حذفش بسیار بسیار زیاد و معادل نابودی تیم بود. بعد دیدم عه چه خوب بود. کیف داد. چاوشم زدیم.
تو فکر این بودم که با آرش چه کار کنم؛ این وسط فری و محمدرضا هم بهترین بازی بیگناهیشونُ داشتن انجام میدادن و حذفشون خیلی خیلی سخت بود حتی در تئوری.
که رسیدیم به مهسای عزیزم. و دیدم که بعد از 6 سال، من از بحث با یه نفر خسته شدم اینقدر که سنگین بود؛ تازه دست بالا رو هم داشتم در بازی در اون فاز.
بعد دیدم مهسا همزمان با آرش هم دو برابر بحثش با من سنگین بحث کرده. پناه بر خدا.
هیچی دیگه، با آرزوی قوت روزافزون و تبریک، رفتیم پی کارمون.
اگه کلا بخوام یک افتخار فقط نام ببرم از مافیا، برا خودم، برگزاری دور یازده هست بی هیچ شکی.
اینکه همچنان بازی خواهم کرد در این مافیای طولانی، ولی نهایتا سالی یک بار از الآن. گاد هم سالی دو بار بیشتر نمیشم. بهترینش هم همون سالی یک بار هست بهنظرم.
خودت یه جوری جمعش کن که تابعمون پیوسته بشه آرش جان.:X


علتش هم اینه که من وقتی دیدم اینه که میخوام تا ته بازی برم، ترجیحم حتما اینه افرادی رو تا ته ببرم که گیر ندن بهم و منم بهشون گیر ندم. بذارید به پای بیحوصلگی یا دیکتاتوری یا هرچی.
برعکسش هم حتما غلطه. یعنی کسی که سریع بیاد بگه پویا سفید هست و اینا، اتفاقا بهش شک میکنم و منتظر فرصت هستم که یقهاشُ بگیرم. منتهی ترجیحم اینه که 2-3 فاز بیاد جلو تا سنجش بشه.
) کرد تا سفید شد. به امین خلفی هم اصلا کاری نداشت و نمیخواست اعدامش کنه. مجبور شد. و نهایتا هم نخواست اعدامش کنه بهنظرم. این سبک درست بیگناهی هست در کلیت؛ که مهدی بازی کرد.
حالا اینکه اجماع چقدر موفق بود یا نبود، نمیدونم. علت هم از نظر خودم واضحه. وقتی یه بازیکن چیزهای مثبتی که در اون پست بوده رو نبینه، بعدا هم یه چیزاییُ نخواهد دید. هرچه زودتر بره بیرون بهتره برام، حتی اگر بیگناه باشه. و البته حسم به فری فرعی بود بیشتر. بعد مافیا یا بیگناه. یعنی اگر حسم بیگناه بود، برخوردم خشن نمیبود؛ اون سوالایی هم که ازش پرسیدم (سری اول سوالاتی که از همه پرسیدم)، مقدمه اجماعی بود که قرار بود ایجاد بشه که خب متاسفانه یا خوشبختانه رفت خودش.
و هی تکرار میکنه که انگار من سهوا جواب ندادم. هدفش کمک به شهر بود ها. منتهی بنده به عنوان رئیس شهر
(نقش منظورمه) در این دور، چنین کمکی لازم نداشتم.
و معلومه نتیجه خوبی از این در نمیآد. بزرگترین اشتباه ترسا در بازی همین بود از دید من. البته علم غیب نداشت که سبک بازی بنده در این دور چگونه بوده در ذهنم و نقشمم که نمیدونست. ولی خب خیلی بیپروا بازی کرد. عزیزم وقتی پست اول برات مثبته، دو سه فاز اصلا سمت پویایی که برای کلیت بازی هم مثبته نباید بیای. سود این اومدنه رو هرکی فهمید به منم توضیح بده.
یعنی اتهامات سمت یه نفر هست و اون فرد وسط بازی هست و بحثهایی داره با چند نفر. باید اون فرد که گره هست بره بیرون. تا اینجا رو همه بلدن. اونجایی که اشتباه ممکنه متوجه شده باشید اینه که اگه فردی که گره بود، رفت بیرون، سرنوشت بقیه که بهش گیر دادن مشخص نمیشه اصلا. اتفاقا ممکنه در موجسوارها گناهکار بیشتر باشه مثل همین دور. پس چرا باید بره بیرون؟ چون اگه نره، تا زمانی که در بازی هست، بازی نصف بیشترش میشه یک فرد. و خراب میشه. پس گره باید باز بشه. و نتیجهاش هم به نفع شهر هست. منتهی نه نتیجهای که بعضیا فکر میکنن. که ایکس و ایگرگ به ترسا گیر اصلیُ دادن. رفته بیرون بیگناه بوده. بریزیم سرشون.
بازی با این مسئله به درستی برخورد کرد علیرغم رفتار موذیانه یک نفر.
بله عشقم.❌))
هم خودت در بازی نکردی تا اونجا (چون رفیقیم رکتر صحبت میکنم.
) چه گیر مسخرهای بود که دادی و من و هادی رو زدی تنگ هم؟
از چه موضعی در واقع؟ بعد مگه اعلام شک من به تو چقدر بود که چنین کاری کردی؟ خلاصه که شانس آوردیم همگی.
اون دور سیزده که گفتم اشتباه بود ورودت به اون بحث، اونجا اندازه نقشت بود کاملا.
ولی هادی اعدام نشد. با رای خروج وکیل رفت بیرون که اشتباه شهر بود و در راس همه هم خودم.
که داشتم در طول بازی.
)، باز هم نمیتونستم مافیاها رو بیارم وسط در ابتدای بازی. در واقع اعدامی اول قطعا بیگناه یا فرعی بود هر کاری که میکردیم. حالا در بخش خود مافیا توضیح میدم. ضمن اینکه نقش کارگردان هم کاملا سوار این بود و موثرترین شاید. سوار از این نظر که مخفی شدن اونا و امیر روش بازی کرد. خوب مخفی نمیشدن، کاری نمیشد کرد.

رو دیگه نمیپرسم. مشکل قانونی نداشت، ولی دوستش نداشتم بعد از یک روز. صرفا یه ایدهای به ذهنم رسید و اجراش کردم. منتهی ماهیت بازی ما، این نیست.


ایدههاش خیلی جذابن و خوب بلده بازیو به هم بریزه. ولی چیزی که بهش فکر نکرد و نکردیم این بود که خب ته این ایده چی میشه؟ چی قراره گیرمون بیاد و چی ممکنه از دست بدیم؟ تجربه بودن با امین جالب بود برام. نقطه مقابل محمدامینه یه جورایی. کنترل عالی روی هیجانش نسبت به اتفاقای بازی داشت، تصمیمات درستش توی شب، ولی خب احتیاطهای خاصی هم داشت که برمیگرده به نظر شخصی هرکس.
(خانواده رد میشه از بالا اشاره میکنند بگذریم
) خلاصه که دیگه ممل لو رفت بعد اون ایده به ذهنم رسید که خدا رو شکر جواب داد و بعد از ممل هم امین کپل و در اخر مهسا دیگه با حذف گزینه و اینا پیدا شد
واقعا مافیا حقش برد بود ولی خب عین فوتبال اونی که همیشه زیبا بازی میکنه ممکنه بازی رو نبره حالا خودشون باید بیان در مورد گروهشون و ایدههاشون توضیح بدن که چه کارها کرن
نمره تیمی هم از ۱۰ بهشون ۹.۵ میدم.
هر چی میگفت من کاری نداشتم برام دیگه مافیا شده بود و تا اعدامش نمیکردم جدا ولش نمیکردم
در کل که جزو خوبها بود ۱ نمره ازش به خاطر اعلام نقشش کم میکنم ۹ میدم بهش، واقعا بازی ممل دوست دارم و خیلی خلاق هستش ، حضوری هم دیدمش و کلی باهم صحبت کردیم در مورد بازی، خیلی پسر خوب و خوشتیپیه به قول دوست خوبم پویا 
امین جزو یکی از بهترینهای بازی بود ، خیلی خوب و با دقت بازی کرد ، نشد متاسفانه باهم یه ذره بیشتر بحث کنیم تو بازی ، رفته رفته هر چی از بازی میگذشت چهره گناهکاریش به همه نمایان شد که در اخر اعدام شد ولی در کل خیلی خوب بود ، خوشحالم که پویا اینجا هم اوردش، بهش ۹ از ۱۰ میدم.
دیگه نمیشه هر دور فرعیها برنده بازی باشند
اما در مورد رامتین ، ایشون هم جزو یکی از خوبهای بازی بود بعد از اشتباه فری که داشت لو میرفت اومد تو بازی و تونست اون شکی که بعضیها به فری داشتن رو رفع کنه ، خیلی خوب وارد بازی شد و تا اخر هم موند و با انتخابهای خوبش تونست برنده بازی هم بشه ، من از همون موقع که وارد بازی شد هی میگفتم چرا به فری مشکوک هستید ولی به رامتین نه، نقش عوض نشده که
خلاصه گیرم الکی نبود یه حسس بهم میگفت شهر نیست ولی خب گوش نکردن حرفم رو ، البته یه شانسی که رامتین اورد این بود که شهر دنبال اتفاقات مهمتر بود نه پیدا کردن جادوگر. به رامتین هم بابت بازی خوبش ۹ میدم.
در آخر بازی هم به خوبی مهسا رو تشخیص داد و خودش رو فدا کرد که صلاح دونست این شهر برنده بازی نشه چون استحقاق برنده شدن رو نداشت
من کلا هیچ ترسی ندارم به کسی گیر بدم، برعکسش هم بیگناه باشم و حس کنم و مطمئن شم مثلا پلیری چون پویا گناهکار باشه قطعا میرم روش
کلا ارادت خاصی به پویا دوست خوبم دارم ولی خب دلیل نمیشه نمره ازش کم نکنم، دو تا نیم به خاطر ترسا و ممل ازش کم میکنم
بهش از ۱۰ ، ۹ میدم . خیلی چاکریم
خوراک جو دادن یجورایی عین خودمه
بازی هادی رو خیلی دوست دارم ، به کسی شک میکنه و گیر بده گناهکاره تا هزار تا دلیل و مدرک و جوسازی بر علیهاش نکنه ول نمیکنه ، البته همیشه خوب نیست این کارش و بعضی اوقات جواب نمیده مثل این دور که با ترسا بد جور گیر داد که دیدیم قاضی شهر رو به فنا داد
ولی خب حس و بازیش رو دوست دارم ، به خاطر اعدام اشتباهش خیلی زود هم از بازی کنار رفت ، برای همین بهش نمره نمیدم 
اواسط بازی خواست بر علیه ام دلیل و فکت بیاره که موفق نشد ، یه ذره به این دلیل و دلیل دوم اینکه همیشه گناهکار خوبی بوده نتونستم بهش زیاد اعتماد کنم که شهر باشه ، ادعای نقشش باعث شد مافیا یه ایده خوب بزنه که با کلین شیت ببره و شهر رو گمراه کنه ، خلاصه اون ال امین همیشگی رو در بازی ندیدیم ، ایشالا که خداحافظی ال امین هم طولانی نباشه و باز هم ببینیمش ، البته انگار مافیای طولانی در سایت سالی یکی دو بار بشه که خب دیگه اینجوری همه باشن و احتمالا و زیاد فشار نیاد به کسی.
وقتی فهمیدم محمد حسین هم اومده پیش ما واقعا خوشحال شدم چون خیلی خوب میشناختمش و مطمئن بودم بیاد اینجا هم میترکونه که همینطور هم شد ، خلاصه که کارش خیلی درسته 
واقعا کسی بازیش رو این دور متوجه نشد و حتی شهروندا هم میخواستن اعدامش کنن با این روش بازی، خیلی دوست دارم خودش بیاد توضیح بده هدفش از بازی چی بوده
خیلی زود هم مافیا حدسش زد و از بازی رفت بیرون، به اشکان هم نمره نمیدم.
من به آرش و پویا گفتم واقعا مخالف سر سخت نقش کارگردان بودم چون واقعا خیلی زیادی قوی بود و اینکه سید اونو بازی میکرد اصلا مشکل نداشتم چون میدونستم پسرعموم کارش رو بلده و عدالت رو رعایت میکنه ، از پستهاش واقعا لذت بردم
در آخر هم در کمال ناباوری تونست به ۳ تای آخر برسه و برنده بازی بشه که بهش تبریک میگم
ولی خب کاری کرد همه از بازیش لذت ببریم و از جنبههای فان پستهاش بخوبی استفاده کرد، همه میدونیم چقدر بازیکن توانایی هستش و قدرت استدلال و منطقش در بازی بینظیره، خلاصه پسرعموی خودمه و کارش درسته ، بهش ۹.۵ میدم. 
هر دور به گادها ۱۰ دادم که کمتر از این هم نباید داد، ۱۰ از ۱۰
همونجوری که گفتم این نوشته ها فقط از دیدگاه تیم مافیا و اتفاقات از دیدگاه خودمون توضیح میده و فاقد هرگونه اعتبار دیگه ای هست. پس اگر جایی احساس کردید بایاس داره به سمت مافیا درست فکر کردید
و اینکه عمدتا بیشتر تمرکزش روی اتفاقات شب هست که شما ازش ناآگاه هستید. خلاصه که دستتون رو بدید ببرمتون به دنیای پشت صحنه
. با مهسا هم فقط یک بار توی اون مافیای تلگرام بازی کرده بودیم و همون شب اول زده بودیمش
و شناخت چندانی نداشتم ولی بسیار از مصاحبت باهاش لذت بردم. فارغ از تمام اتفاقات افتاده به تیمی که داشتیم و به کاری که توی این بازی کردیم با تمام وجود افتخار میکنم و بسیار خوشحال شدم از بازی باهاشون.
) میدونن که من همیشه طرفدار تیم مافیا هستم چون باید با تعداد خیلی کمتر خیلی بیشتر تلاش کنن تا برنده بشن و همیشه وقتی مافیا بازی رو میبره خوشحال میشم. در نتیجه من کلا با اینکه 7 8 تا شهروند تو بازی باشن و همه هم نقشدار باشن مشکل دارم
بازی همینجوریش برای مافیا سخت هست، چه برسه به اینکه تمام شهروندها یه قابلیتی داشته باشن که بیشتر از منطقشون به شهر کمک کنه و در کل به نظرم این سطح از نقشدار بودن شهروندها برای تیم مافیا unfair هست یه مقدار. حالا اون وسط تیم شهروندی یه نقشی هم داشت به اسم تفنگدار که خودش ترکیبی از 4 نقش مختلف هست و این نقشی بود که من بیشتر از همه ازش میترسیدم و به نظرم مهمترین نقش شهروندی بود و البته بیش از حد قوی. یعنی اینجوری بگم که تیم شهروندی 8 تا بازیکن داره با 11 تا نقش
و بررسی کردم دوباره دیدم اگر گادفادر و شارلاتان یک نفر باشن هر سه تاتون توی فاز شب ضدضربه نمیشید، پس مشکلی از این بابت نداریم. ما هم طبیعتا خوشحال شدیم و نقش رو پذیرفتیم.
خودتون رو بزارید جای تیم مافیا فرض کنید توی یک شب دوتا نفر تیر خوردن چقدر اعتماد به نفستون میاد پایین و میترسید. نکته جالب هم این بود که این اتفاقات همون شبی بود که ترسا با نقش قاضی اعدام شده بود که شهر توی یه شک خیلی شدید بود و همه اعصابشون خورد بود و فکر میکردن الآن توی کمپ مافیا عروسیه ولی غافل از اینکه عزاداری توی کمپ مافیا خیلی شدیدتر بود
یکم که خودمونو کنترل کردیم این سوال برامون ایجاد شد که ما اصلا چطوری دوتامون تیر خوردیم
چطور همچین چیزی ممکنه. تحلیل ها که انجام شد متوجه شدیم دوتا تفنگدار توی بازی هست. یعنی همون نقشی که من ازش خیلی میترسیدم و خودش مجموع قابلیت های 4 نقش بود، دوتا ازش توی بازی بود و همونجا اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که دیگه از هیچکدوم از قابلیت های شبمون استفاده نکنیم، چون احتمال اینکه الان به فرد محافظت شده از طرف نگهبان بزنیم خیلی بیشتر هست و هردوتامون یه تیر هم خوردیم و با اشتباه بعدی از بازی حذف میشیم. اینا رو گفتم که بدونید تیم مافیا توی شب فلج بود. تمام اون ابلیتی هایی که به نظرتون باعث میشد مافیا دست بالاتر رو داشته باشه غیر قابل استفاده بودن. چه قابلیت هایی؟ شات شب تیم مافیا (مهمترین ابزارش)، گروگان گرفتن، هک کردن و حتی ضدضربه و ضد پرسش کردن یار خودی. همه غیرقابل استفاده. تنها چیزی که داشتیم برای استفاده این بود که از طرف شارلاتان لباس بدیم به بقیه چون محمدامین گادفادر هم بود و ضدضربه بود. حالا شاید براتون سوال بشه چرا من و مهسا باهم توی یک شب تیر خوردیم؟ آیا دوتا تفنگدارها ما رو شناسایی کرده بودن؟ جوابی که باید بدم اینه خیر
اتفاقی که افتاده بود این که من مهسا رو ضدپرسش کرده بودم، عرفان (تفنگدار) چون مهسا رو خیلی سفید داشته ازش محافظت کرده، در نتیجه اون قابلیت ضدپرسشی که من روی مهسا گذاشتم روش ننشسته و در نتیجه چون به فرد محافظت شده از طرف نگهبان زدم تیر خوردم. از طرف دیگه چون من نتونستم مهسا رو به دلیل این اتفاقت ضدضربه کنم خودم، تیر رضا به مهسا هم اصابت کرده. یعنی ما به این گناه که برای یکی از تفنگدارها خیلی سفید بودیم توی یک شب دوتا تیر خوردیم
شما فرض کنید مافیا هستین اینجا چه حسی بهتون دست میده؟
خلاصه که این از وضعیت تیم مافیا در فاز شب که قاعدتا باید فازی باشه که به نفع مافیا باشه. تیمی که شات نزده و فقط خواسته از یارش محافظت کنه تقریبا از هم پاشیده 
مشخص شد جایزه بگیر هست، رامتین هم که انقد سعی میکرد به پر و پاچه کسی نپیچه مشخص بود جادوگره (اون پست روز سومم که یاسین ازم پرسید رامتین برات مافیا هست یا نه رو بخونید بهش اشاره کرده بودم)، تقریبا فقط نقش محمدحسین برامون مجهول بود و اینکه احتمال پارتیزان بودنش رو هم میدادیم با درصد خوبی.
بعدش فرداش امین رو از بازی بدیم بیرون که توی روز هم یکی دیگه رو توی روز از بازی خارج کرده باشیم یکم خودمون کیف کنیم (برای همین توی شب حدسش نزدیم) و فرداش خودمون بگیم ما مافیا بودیم و یکی یکی از کنار تاپیک بریم بیرون
، اگر امین هم بیرون نرفت باز ما کار خودمون رو کردیم و بازم یکی یکی میریم بیرون عیب نداره. کلا من هرکاری میکردم در نیومد برام که مافیا بازی رو ببره. برای همین بعد از اتفاقات شب سوم که 4 تا شهروند باهم بیرون رفتن چیزی که من به یارهام گفتم این بود که بچه ها خسته نباشید، ما این بازی رو هیچ جوره نمیبردیم ولی کار خودمون رو کردیم و برای خودمون سربلند هستیم، بازی برای ما همینجا تموم شده. حالا شاید فکر کنید چطور تیم مافیا این رو نمیدونست که بازی 3-3 شه تموم میشه (که گفتم دلیلش اینه که نقش های مستقل میتونستن بازی رو همچنان ببرن) باید یه نکته جالب تر بهتون بگم که ما اون قابلیت اینکه توی یه شب میتونیم همه رو حدس بزنیم رو هم نمیدونستیم
اگر محمدحسین توی بازی نمیومد بگه که پرسیده و تیم مافیا همچین قابلیتی داره ما متوجه نمیشدیم 
)، ولی اون لباس ها پس گرفتن. آرش از ما پرسید که میخواید لباس جدید به کسی بدید من گفتم نه دیگه به کسی لباس نمیدیم امروز، دلیلش این بود که دو حالت داشت اون روز، یا امین از بازی میره بیرون و گاد نقشش رو دکتری اعلام میکنه، اونجا ما میایم میگیم امین مافیایی بود که وکیل شب ازش محافظت کرده بود و چون فردای اون شب از بازی بیرون رفته همون نقشی که وکیل انتخاب کرده گفته میشه که طبیعتا تیم مافیا میگه دکتر بوده. یا اینکه محمدامین از بازی بیرون میره (شارلاتان بازی) و نقشی که براش گفته میشه همون شارلاتان هست که باعث میشه شما فکر کنید شهروندی بوده که شارلاتان بازی (امین) لباس بهش داده. برای ما بازی برد-برد بود اونجا لباس ندادن. بازم تاکید میکنم که ما هیچ امیدی به برد نداشتیم و تمام هدف ما بازی روانی با شهروند و وارد کردن اون شوک لحظه اعلام نقش بود فقط 
درحالیکه ما لباسی نداده بودیم اون روز به کسی و همون شانسی هم که داشتیم با این اشتباه گاد از بین رفت. دیگه خودتون اونجا حجم عصبانیت من رو تصور کنید که گفتم به من رای بدید برم بیرون، اگر میتونستم خودم خودم رو با تیر میزدم 
). همه کارهایی که باید میکرد رو کرده بود و جز اینکه به یه سری از قابلیت هاش آگاهی نداشته
هیچ ایرادی نداشته کارش. ما از دید خودمون وارد نبردی شدیم که به نظرمون امکان بردش وجود نداشت و فقط میخواستیم تا جایی که میشه خسارت بزنیم که زدیم، زیادم زدیم
برای همینه که میگم من به کاری توی این بازی با مهسا و محمدامین کردیم با تمام وجود افتخار میکنم
از این بهتر یه تیم مافیا نمیتونه بازی کنه، چه توی شب با تمام اتفاقاتی که دستش رو بسته بود و چه توی روز و سفید کردن خودش و خاکستری کردن بقیه.گروهمون هم خوب بود، خیلی بهتر ولی میتونست باشه. من باید تو همچین گروهی میبودم که مستقل بازی کردن رو یه کم یاد میگرفتم، همیشه تو گروههای مختلف کسایی بودن که ازشون تاثیر میگرفت سبک بازیم، مثلا امیر یا مهدی، ولی اینجا کسی نبود که بخواد روم تاثیر بذاره که چطوری ادامه بدم، برنامه و وظیفم چی باشه. این برای من خوب بود که تجربه کسب کنم ولی برای مافیا خوب نیست. من اعتقاد دارم محمدامین و امین خیلی بازیکناب تاپ و قوی هستن، منتها قدرت رهبری که باید برنامه بریزه و هدف بده رو حس نکردم من هیچ جا. بزرگترین ایرادمون این بود که سر خود بازی میکردیم با این که من خیلی راحت بودم و لذت میبردم از این قضیه. ولی همین شد عامل اعدام محمدامین، عامل لو رفتن من و امین. محمدامین خیلی قدرتمنده واقعا و بیکلهایدههاش خیلی جذابن و خوب بلده بازیو به هم بریزه. ولی چیزی که بهش فکر نکرد و نکردیم این بود که خب ته این ایده چی میشه؟ چی قراره گیرمون بیاد و چی ممکنه از دست بدیم؟ تجربه بودن با امین جالب بود برام. نقطه مقابل محمدامینه یه جورایی. کنترل عالی روی هیجانش نسبت به اتفاقای بازی داشت، تصمیمات درستش توی شب، ولی خب احتیاطهای خاصی هم داشت که برمیگرده به نظر شخصی هرکس.
ببین به نظر من درستش همینه. تیم مافیا اصلا نباید توی طول روز باهم سناریو بچینه. یعنی باید یه سناریو کلی توی شب بریزه و دیگه هرکس براساس تشخیص خودش اونو جلو ببره. کل ویژگی مافیا اینه که از اشتباهات مافیا بازی دربیاد یا اینکه از اشتباهات شهروندها مافیا استفاده کنه. من پست اولی که میخواستم بدم رو توی گروه فرستادم مهسا ببینه (محمدامین هنوز نیومده بود) چیزی که گفت این بود که بازی خودمون رو بکنیم و نیازی نیست همه چیز رو هماهنگ کنیم که اونجا اصلا انگار پرهای من برای پرواز باز شد
بازی درستش همینه و باید به همین شکل انجام بشه. ما بینمون کم پیش نیومد که ناهماهنگی صورت گرفت، مثلا میگم مهسا سر اینکه من میگفتم مفتش حتما توی بازی هست قانع نمیشد (نه اینکه توی بازی قانع نمیشدا، واقعا قانع نمیشد
) و انقد داشت از من سوال میکرد و من برای اینکه باهاش وارد جنگ نشم مجبور بودم هی بگم من با مهسا و ترسا و رامتین فعلا میخوام تعامل کنم و باهاشون وارد جنگ نشم و این شاید خودش یکی از دلایلی بود که من اوایل بازی کاملا توی موضع دفاعی بودم. قطعا هم من کارهایی کردم که بازی مهسا و محمدامین رو تحت تاثیر گذاشته، ولی چیزی که مهم بود این بود که برمیگشتیم به بازی و همچنان برای شهر سفید بودیم. دلیل نبردمون هم این نبود واقعا به نظرم. در کل به نظرم بازی درستتر همینه. توصیه میکنم دفعه های بعدی هم همینجوری بازی کنی

) میدونن که من چقدر از ادعای نقش بدم میاد. شهری که هرکی بیاد توش ادعای نقش کنه و اینجوری برای هم سفید شن بردنش رو دوست ندارم. اون روز آخری کاری که من باید میکردم این بود که بیام نقش دکتری رو بلند کنم و امین رو پوش کنم بره بیرون. حالا به چه استدلالی؟ با این استدلال که وقتی نقش های کسایی که بیرون رفتن اعلام شد و مشخص شده دوتا تفنگدار توی بازی بوده و در لحظه ای که شهروندها هم همه با عصبانیت تارگتشون امین هست بیام بگم من دکترم، چونکه گاد اعلام کرده بود از یک نقش دوتا توی بازی هست من فکر میکردم اون نقش دکتر هست و امین هم ممکنه دکتر باشه، ولی وقتی دیدم دوتا تفنگدار توی بازی بودن دیگه قطعا نمیتونه دکتر باشه. همین الان رای بدین بره. ولی هرکاری کردم نتونستم از پس نفرتم از این کار بربیام و این کار رو انجام بدم. هی میخواستم این کارو بکنم ها ولی نتونستم. اینارو گفتم که فکر نکنید که اون اتفاقات شب سناریو مورد علاقه من بوده، دست من بود میخواستم یکی یکی تو روز برین بیرون ولی بازی که هی نقش توش بلند شه کار دیگه ای نمیشه توش کرد. و این فرق من (و مهسا) با بازیکن موردعلاقم محمدامین بود
که همش دنبال نقش بلند کردن بود و نارنجک به کمر بست و بدون اعلام قبلی رفت زیر تانک
اختلاف نظری که با محمدامین و آرش در مورد اون حرکت دارم هم فکر نکنم تا روز قیامت حل بشه
من هنوز اعصابم از اتفاقای آخر بازی خیلی خورده، پست مهسا رو هم الآن دیدم مشخصه اون هنوزم از من بدتره
ولی با همه اینا مکالمات خودمون داخل گروهمون خیلی خاطره انگیزه و خیلی حال کردم
