سلام،
اول میخوام در مورد بازی خودم یه توضیحی بدم.
تنها اتهامی که به من خورده، اینه که چرا اتهام سنگین نزدم به بقیه. ببینید شما میتونید دوباره به تمسخر بگید ترسا فاز کدخدایی گرفته، ولی تو این بازی وقتی از فاز اول همه به هم میپریدن، دو سه نفر کلا نبودن یا حضور کمرنگی داشتن، من دیدم بهترین کار همینه که نذارم خودم گیج بشم. هر فاز بیام بررسی کنم ببینم کی به نظرم راست میگه، کی دروغ میگه. احتمال چی بیشتره، کدومش کمتره. فعالیتم کم بوده یا زیاد، اتفاقی بوده. یک فاز رو به دلایل شخصی از دست دادم و حتی تاپیک رو ساعت ۱۱ شب باز نکردم ببینم کی داره اعدام میشه. اصلا گوشی دست من نبود.
اتهام سنگین، چیزی نیست که آدم دنبالش بگرده. چون اگه عمدا بگردی یکی رو برای اتهام زدن پیدا کنی، اون دیگه مرضه. من این بازی از اول قصدم این بود که کمک کنم شهر بهترین تصمیمات رو بگیره. دلیلش هم برمیگرده به بازی دور قبلم که در نقش قاضی خیلی زود اعدام شدم. رشد کردن یک پروسه داره و من خودم رو تو اون پروسه میبینم و میخوام اشتباهات ادوار قبلیم رو تکرار نکنم.
امیر حتما یادشه که بهش گفته بودم مافیا رو دیگه ادامه نمیدم. هادی هم حتما یادشه که چطور اعدامم کرد. من تو اون بازی تا مرز دیوانگی رفتم از خشم شدیدی که به بازی داشتم. بعد با خودم دو دوتا چهارتا کردم. دیدم این بازی چیزی جز ضرر برای من نداره. هیچ لذتی نداره.
بعد یک سال، فقط یه دلیل داشت که من دوباره اومدم مافیا. اصلا هم داستان این نبود که پارسال رو یادم رفته و خوش خوشان بک دادم. من اومدم، تا یاد بگیرم خونسرد باشم، عصبانی نشم. نه اینکه اداش رو بیام، واقعا نشم، تا این جوری بتونم در آینده به بازیهامون ادامه بدم به جای اینکه فقط با حرص و جوش از مافیا مدام فاصله بگیرم.
خوشبختانه، تو این بازی این اتفاق تا الان افتاده و حتی وقتی اشکان خیلی نزدیک بود اعصابم رو خرد کنه و اصطلاحا وحشیم کنه، باز تونستم خودم رو کنترل کنم. متاسفانه، هم به خاطر زمانبندی متفاوت و کمبود وقت، هم به خاطر روش جدیدم، نتیجهاش این شد که این بازی یه جورایی تو حاشیه رفتم. قصد حاشیه رفتن نداشتم. اتفاقا میخواستم پررنگ و کدخدا باشم. شاید همینم که هی طعنه خوردم بابت روش جدید یه جورایی انگیزهام رو ازم گرفت. حالا یکی میخواد فاز کدخدایی هم داشته باشه، چیکارش دارید واقعا؟ نگاه ببینید حرفش درسته یا غلطه، فازش هر چی که هست. در کل بازی یه جوری پیش رفت که نتونستم یا شاید واقعا تواناییش رو نداشتم که اون بیگناهی بشم که میخوام. که نذارم مافیا شهر رو بهم بریزه، بتونم بیگناهان دیگه رو پیدا کنم و کل برنامههایی که چیده بودم تا بشم یه بیگناه محکم و مسئولیت پذیر که گول نمیخوره - یه چیزی دقیقا برخلاف قاضی دور پیشم - نشد متاسفانه. ولی خودم میدونم که حداقل در این مسیر چند قدمی رو جلو رفتم و دست کم، به اون هدف خونسرد موندن و عصبانی نشدن که بزرگترین نقطه ضعف من بود، رسیدم.
الان شهر جوری نیست که من حتی بتونم یک گناهکار با قطعیت انتخاب کنم. همه به همدیگه یه تارگتی زدن. رو همه یه شکی هست. هادی حس میکنم بیگناهه ولی هادی سابقهی خوبی پیش من نداره. هم دور پیش خودم رو به عنوان قاضی اعدام کرد، هم دور شغالش دیدیم که میتونه چند نفر رو کلیک کنه روشون و تا آخرش بره و هی فکتهای بیشتر علیهشون پیدا کنه. یعنی ممکنه همین الان هم هادی اون مافیایی باشه که روز اول گفته من میرم امیر رو اعدام کنم. به اعدامش که نزدیک شدیم، لباس هم بهش میدیم. ضمن اینکه هادی اشکانی رو که من بهش شک دارم، مدام داره سفید میکنه.
از اون طرف امیر میدونه چطور حرف بزنه. منطق من و امیر معمولا با همدیگه میخونه و من واقعا به راحتی با استدلالهاش قانع میشم. همیشه همین بوده.
من در این لحظه بهترین راه رو واقعا در این دیدم که حداقل بیام صادقانه با شهر روبهرو بشم، چون الان تشخیص این که بین این دوتا کدوم مافیاست، برای من سخته.
اگه بخوام تحلیل کنم؛ دیتای جدیدی که وارد بازی شده، ادعای نقش امینه. من همین رو بررسی میکنم.
اگر امین کاراگاه باشه:
در این صورت، مطابق گفتههای خودش، به احتمال قوی بین چاوش، امیر و هادی یک پدرخوانده نشسته. غیر این افراد هم یک مافیای باقی مونده.
با فرض اینکه رضا لباس نداشته و واقعا رویین تن بوده اگه جلو برم، رضا متعقد بود هادی بیگناهه. هادی به امین هم بیگناه اعلام شده. کمابیش حس خودم هم بهش مثبته (اگه سابقهی خرابش نبود، خیلی راحتتر بیگناه میگرفتمش خودم) پس به نظرم اینجا امنتره که هادی رو از لیست پدرخواندهها خط بزنیم.
میمونه امیر و چاوش. یعنی با توجه روند بازی، برای من منطقی نیست که هم چاوش هم امیر هم هادی همزمان بیگناه باشن.
مهمه که ما از همین اول انتخابمون رو بین دو دستهی پدرخواندههای احتمالی و اون مافیای سوم احتمالی داشته باشیم و به همون سمت بریم. اگر امین واقعا کاراگاه باشه، ما باید این فاز پدرخوانده اعدام کنیم. چون این طوری حداقل یک امیدی هست که امین امشب هم استعلام بگیره و اون مافیای سوم رو پیدا کنیم. یعنی این امید رو هرچند کوچیک هنوز داریم که هم دکتر سیوش بده، هم مافیا حدسش نزنه. نمیدونم چطوری، ولی میدونم اگه الان پدرخوانده رو نگه داریم و امین هم زنده بمونه تا فردا، دیگه اصلا امیدی نیست که بتونه با یه استعلام دیگه بهمون کمک کنه. امشب میتونه اشکان یا آرش رو بپرسه. حتی اگه خواست میتونه من رو بپرسه. من از گاد هم پرسیدم الان و گفت لباس مافیا رو استعلام کاراگاه تاثیر نداره.
حالت دوم، ادعای امین دروغ باشه.
این حالت هم باید بررسی بشه. یه چیزی تو بازی امین حس خوبی به من نمیداده. الان که ادعای نقش کاراگاه کرده، هنوز یه مشکلاتی دارم با بازیش. اینکه فاز دوم اعدامش رو پذیرفت و میگفت بیاید به من رای بدید که گره بازی باز بشه، کاراگاه واقعا نباید این کار رو بکنه. از طرفی، اگه واقعا کاراگاه بود دیروز نباید انقدر راحت تن به اعدام رضا میداد. چرا؟ رضا از شب قبلش - اعدام فری- گرهِ بازی شد. یعنی یا دیشب یا پریشب، من اگه کاراگاه بودم خود رضا رو میپرسیدم. واسه همین من دیروز فکر میکردم خود رضا شاید کاراگاهه و یک احتمال کمرنگی داشتم که شاید هادی کاراگاهه. متوجه نمیشم چرا امین نرفته رضا رو بپرسه که اگه این کار رو کرده بود و دیروز از رضا دفاع میکرد؛ شاید رویینتن رو از دست نمیدادیم.
از طرفی، اون پست آخر دیشبش مورد سواله. چند دقیقه مونده به اعدام رضا وقتی میگه "چیکار کنیم به همین رضا رای بدیم یا نه" این حس رو میده که یا میدونسته رضا بیگناهه و میخواسته راه در رویی داشته باشه که فردا اعدام رضا رو بیشتر گردن بقیه بندازه (اگه بازی دنبال مقصر گشت.) و همزمان این حس هم میده که افسار بازی رو سپرده دست بقیه درحالی که کاراگاه نباید این کار رو بکنه.
از طرفی، ادعای نقشش در این فاز کمک خاصی به شهر نکرده. یک اینکه ما نمیتونیم مطمئن باشیم کاراگاهه که بخوایم واقعا رو دیتای اون پیش بریم. دو اینکه، خود دیتاش همه رو احتمالاته. هر شیش نفر جز خودش گزینهاش هستن، که خب باز همون آش و همون کاسه که قبل ادعای نقشش بود.
پس فکر میکنم خود ادعای نقش امین هم جای بررسی داره و به قطعیت نمیشه بهش اعتماد کرد.
تا من این پست رو بنویسم دو صفحه دیگه حرف زدید. من برم بخونم ببینم چی گفتید.