، اصلا قصد توهین به فرد اجرا کننده رو نداشتم و اگه چنین چیزی برداشت شده، وظیفهم هست که عذرخواهی کنم. البته متوجه شدم حق انتخابی هم ندارید. من چون در گادی خودم نقشی که کسی خوشش نیاد بهش نمیدم، فکر کردم همیشه به این شکل هست. علاوه بر این، قصد اصلیم از اون حرف این بود ببینم به کی بَر میخوره و تو پستاش تشخیصش بدم که از نظر خودم موفقیتآمیز بود؛ هرچند در بازیم و آرا م دخالت ندادم و عنوان هم نکردم. اونُ به عنوان حرف جوکر در ذهنتون داشته باشید و نه پویا. پویا صرفا خوشش نمیآد از نقش.
از پیامهای محبتآمیزتون هم بسیار ممنونم. و منم بسیار زیاد دوستتون دارم و تقریبا نیمی از دوستان نزدیک و صمیمیم همین بچههای خوب مافیا هستن.
مشکلی نیست و بهتر بگم، مهم نیست برام. با اون "توقع و انتظار" مشکل دارم. مشکلم هم با هیچ شخصی نیست. با جو حاکم بر بازی هست و در اصل بخوام عمیق بشم، مشکلم با خودمه.
اینکه در یک بازی شرکت میکنم که کسی که بیگناه هست انتظار داره من تشخیصش بدم. اصلا بحث شک به من و اتهام و رای و ... نیست. فرض کنید من نقشم شبیه فاوست هست اصلا. رای که نمیگیرم هیچ، لزومی هم نداره همه رو حدس بزنم. چند نفرُ حدس بزنم کافی هست. باز هم در این شرایط، اون انتظاری که گفتم طرف مقابل داره و به حق هم هست احتمالا، برام ناراحتکننده هست. فرضا من فاوست هستم و یک بازی 8 بیگناه داره و 4 گناهکار. من باید هشت هدف بدم که 4 تاش گناهکار باشه. بهترین حالت برام اینه که هر 4 گناهکارُ تشخیص بدم اول و 4 بیگناه هم انتخاب کنم بعدش. پس 4 بیگناه انتخاب نشدن و همون باز موجب ناراحتی میشه. بماند که تو خود بازی این مسئله شدیدتره طبیعتا چون ما مقابل هم هستیم و اتهام و شک به هم وارد میکنیم که اونا هم در تصمیمگیری موثره و ممکنه با حدس اشتباه من یه تیم ببازه.
من با این مسئله اصلا مشکلی ندارم که در شروع سیاهترین نقش برام تصور بشه. چون دیدم اینه که عرضه داشته باشم ثابت میکنم نیستم (حتی اگه همون باشم)، عرضه هم نداشته باشم که خب حقمه ببازم. اصلا این بحثها نیست حرفی که زدم. اونا چیزیه که در مورد بقیه هم وجود داره کموبیش به اشکال متفاوت. فقط بحث اون انتظاری هست که گفتم. هیچ کس از هیچ بازیکن دیگهای انتظار نداره از 20 نفر حتی 4 یا 5 نفر هم حدس بزنه، اونم در ابتدای بازی. نهایتا دو سه نفر هست به دلیل شناخت یا تقابلهای قبلی.
این همه بازی خوب داری، حالا یکی دو تا بد بشه؛ ولی انتظار دارم که اگه بازیم خوب بود، یه لذتی منفعتی چیزی ببرم که همونطور که عرض شد اخیر بسیار کم شده و در دور آخر شد صفر. این تا اینجا.
، وگرنه خودم گناهکارم!!
و دومی نظراتی که دربارهم داده میشه یا بازیهایی که مقابلم انجام میشه: نهایتا هر حرفی که بزنیم انگار بیاهمیت هست و همون حس و بعد رای (که در فازهای اول به نظرم اونم بیشترش از حس میآد) مهمه. تاکید موکد
میکنم که برداشت اشتباه نکنید. من با هیچ بازیای مشکل ندارم. اصلا طرف بیاد بگه تو چون سلام کردی یا نکردی گناهکاری. مهم نیست. سبک بازیش هست این و برام قابل احترام. و حتی اگه نتیجه بده خودم تشویقش میکنم که همینُ ادامه بده. حرفم اینه که وقتی قراره تهش به این حس برسیم، چه دلیلی داره من بیام این همه وقت بذارم برای بازی و بحث کنم؟ بنابراین به دلیل مورد دومی که گفتم، هیچ منطقی برام نداره این وقت گذاشتن و اعصاب خرابی. و به دلیل مورد اولی که گفتم و مرضی که در روح بازی مشاهده کردم
(با هیچ شخص خاصی هم کاری ندارم و همهتون برام عزیز و دوستداشتنی هستید.)، روح بازیُ تنبیه میکنم فعلا و تا اطلاع ثانوی در این وضعیت قرار نخواهم گرفت.
اون شرط اینه که من همه پستا رو میخونم، مواردی که برام مهمه رو یادداشت میکنم رو کاغذ برای خودم؛ ولی فقط یک یا چند پست (بسته به شرایط بازی و تغییر نظر خودم) به شکلی که در دور قبلی دادم، در هر فاز به عنوان نتیجه ارسال میکنم و هیچ توضیحی هم نمیدم.امین: فرقه 5 درصد. مافیا 35 درصد. وکیل 10 درصد. 50 درصد بیگناه/فرعی.
ترسا: فرقه 15 درصد. مافیا 0 درصد. وکیل 10 درصد. 75 درصد بیگناه/فرعی.
رامتین: فرقه 15 درصد. مافیا 0 درصد. وکیل 5 درصد. 80 درصد بیگناه/فرعی.
رضا: فرقه 30 درصد. مافیا 30 درصد. وکیل 5 درصد. 35 درصد بیگناه/فرعی.
سعید: فرقه 25 درصد. مافیا 10 درصد. وکیل 5 درصد. 55 درصد بیگناه/فرعی.
صدرا: فرقه 10 درصد. مافیا 15 درصد. وکیل 5 درصد. 70 درصد بیگناه/فرعی.
عرفان: فرقه 10 درصد. مافیا 35 درصد. وکیل 5 درصد. 50 درصد بیگناه/فرعی.
عماد: فرقه 15 درصد. مافیا 10 درصد. وکیل 5 درصد. 70 درصد بیگناه/فرعی.
فری: فرقه 25 درصد. مافیا 0 درصد. وکیل 10 درصد. 65 درصد بیگناه/فرعی.
محمدامین: فرقه 10 درصد. مافیا: 30 درصد. وکیل 10 درصد. 50 درصد بیگناه/فرعی.
محمدحسین: فرقه 25 درصد. مافیا 5 درصد. وکیل 10 درصد. 60 درصد بیگناه/فرعی.
محمدرضا: فرقه 30 درصد. مافیا 20 درصد. وکیل 5 درصد. 45 درصد بیگناه/فرعی.
مهدی: فرقه 15 درصد. مافیا 5 درصد. وکیل 10 درصد. 70 درصد بیگناه/فرعی.
هادی: فرقه 60 درصد. مافیا 0 درصد. وکیل 0 درصد. 40 درصد بیگناه/فرعی.
یاسین: فرقه 10 درصد. مافیا 5 درصد. وکیل 5 درصد. 80 درصد بیگناه/فرعی.
چه نیازی به استدلال و بحث هست، وقتی من هرکاری بخوام میتونم بکنم و هیچی هم دلیل نمیشه و هر حرفی هم میتونم بزنم یا نقض کنم.
وقت کمتری هم میگیره ازم. اعصابمم راحته. الگوریتم جدیدمم بیشتر تست میکنم. هر گادی چنین چیزیُ ازم بپذیره به عنوان حضور، براش با علاقه بسیار بازی میکنم و دوست دارم حداقل 7-8 دور این مدلی بازی کنم.
نپذیره هم شرمندهش هستم. هیچ بحثی هم خواهشا در این مورد نداشته باشید باهام. تصمیمم قطعی و تغییرناپذیر هست تا اطلاع ثانوی. اگه حضور من براتون مهمه، شرطش اینه. اگه نیست که هیچی. اگرم فایده نداره اینگونه حضور که خب بازم هیچی.
ولی یه "واو" به اون نوع پست(های)ی که در هر فاز میفرستم در مورد افراد اضافه نمیشه. صرفا ممکنه بسته به نوع بازی، در هر فاز بالانس مد نظرمم بگم و بهروزرسانیش کنم. یعنی چیزی بخواد اضافه بشه بازیم هم اینه. بحث برام مطلقا تعطیل هست تا اطلاع ثانوی. در مقابل شما هم راحتتر بازی میکنید باهام. این در واقع حاصل چند روز فکر کردن بود. چون هم خیلی دوست دارم در جمعتون باشم و بازی کنم و بخشی از خاطرات باشم و هم این مدل بازی فعلی برای من تمام شده هست تا اطلاع ثانوی.
).
جهت من در بازی (بیگناه/مافیا/فرقه/فرعی و ...) رو قرعهکشی کنن. اگر هم دوست دارن من یه نقش خاصُ بازی کنم براشون، بگن قرعهکشی کردم مافیا شدی فرضا. بیا خیاط بازی کن. اگرم تیم شدم، هیچ نظری در مورد اینکه با چه بازیکنایی همتیمی باشم نخواهم داد؛ که مشکل بالا هم برام حل بشه. شاید برای شما مشکل محسوب نشه چیزی که گفتم، ولی برای من هست.
) حلوامُ خیرات کنید. قربانی خیلی دوست دارم بازی کنم، جنگیر دوست دارم و بینقش هم بازی میکنم. مافیا تقریبا هر نقشی دوست دارم حالا بیشتر و کمتر و تو گناهکارا تا الآن نقش دیگهای نیست که بازیش نکنم. منتهی وقتی یه نقشیُ از نظر خودم به بهترین شکل و با بهترین تیمی که داشتم بازیش کردم، هیچ دلیلی نداره تکرارش کنم؛ چون بلد نیستم بهتر بازیش کنم، حتی در تئوری. بقیه رو در تئوری بلدم. حالا در عمل یا میشه یا نمیشه. از فرعیها من شغال/مزدور یا ستون پنجم یا هوکر بازی نمیکنم. جلاد خوشم نمیآد ولی نقشی هم نیست که بگم بازیش نمیکنم.
رویینتن خودمُ بازی کردم که یکی از بهترین بازیهامم نیست؛ ولی به دلایلی دوست دارم اون تنها رویینتنی باشه که بازی کردم تا یهچیزایی یادم بمونه. سامورایی هم خوشم نمیآد بازی کنم. دلیلشم نمیگم.
بخوام نقش ضد ضربه بازی کنم، یه پارتیزان آرش نوشته بود اون خوب بود مثلا.
کاراگاه ضدضربه هم خوبه. ولی مثلا پلیسی که شب بمیره بازی نمیکنم. فدایی هم مشخصه که بازی نمیکنم. دیگه، نقشی که از بقیه قرار باشه حفاظت کنه یا بازی نمیکنم یا بازی بکنم هم فقط از خودم حفاظت میکنم.
شهردار هم بازی نمیکنم. عملا نصف بیگناها رو گفتم بازی نمیکنم، بنابراین دستتون بازتره اینجا.
بینقش یا نقشایی مثل کابوی و هر نقشی که شب بمیره (بهشرطی که پلیس نباشه) هم خوشم میآد و بازی میکنم.
اصلا. من وقتی از بازی حذف بشم، برام مهم نیست دیگه این مسائل. منتهی یه چیزی برام مهمه. به هیچ عنوان نمیتونم قبول بکنم که یک نقشی -اگه من به هر دلیلی در شب حذف نشدم- و در روز هم اعدام نشدم، بتونه منُ بندازه بیرون و خودش در بازی بمونه. چون بازی خودمُ در این حالت بیهوده میدونم و تو هوا. بنابراین اگه در هر دوری این مدل نقشا تو بازی بود که میتونست رای خروج مستقیم بده (با لغو مشکلی ندارم) و چنتا نقش بودن که موجب میشدن خود فرد هم باهاش بره بیرون، مطمئن باشید من یکی از اون نقشا هستم. و اگه دیدید تو یه بازی از این مدل نقشا که میتونه خروج مستقیم بده هست و هرکسیُ میتونه بندازه بیرون و خودشم هیچی نشه و بعد دیدید عه پویا هم تو بازیه! قاعدتا همون لحظه باید از خواب بیدار بشید.
میدونید دیگه من چجوری نقش میدم. منظورم هم مخالفت با امیر عزیز یا گادهای عزیز دیگر نیست اصلا؛ صرفا حقی که برای خودم قائل هستم، برای بقیه هم قائلم، مثل همون عزیزان. همین.
فقط لطفا اسمشُ عوض کنید.
اینم برای این گفتم که برتری نسبت به کسی نداشته باشم در بازی.
) تا شاید اون حرفم که "رئیس فرقه رو دیگه بازی نمیکنم." مفهومتر بشه.
یعنی همون شب هم ما جذب و ... میتونستیم داشته باشیم. خود جادوگر هم کلا ضدپرسش و ضدضربه بود و البته اگه رویینتنُ هدف قرار میداد، میمرد و رویینتن میومد جاش! 3 تا هم رویینتن گذاشته بودن به عنوان بمب جناب گاد عزیز؛ که بزنیم و بمیریم.
این کلیت نقشای ما.
خواستم اول ببینم مزه دهنش چیه، که اگر اینم نداد، یه تیم خوبی ببندیم. گفتم خب آریا رو بده من تا سومیُ بگم بهت.
امیر هم گفت چشم عزیزم، دیگه چی؟ چاوشم بدم؟
گفتم ای بابا. خب مهدیُ بده. گفتم اصلا در این ردهها پیشنهاد نده و خودتم خسته نکن. گفتم باشه، علی چاوشُ بده. گفت نه اونم برای فرقه با تو دستکمی ازینا نداره.
منم متوجه شدم مزه دهنش چیه بعد این دیالوگ.
بهش گفتم خب بیا یه کاری کن، من یه بازیکن سایه خوب لازم دارم. یه لیست بده بهم. تقریبا مطمئن بودم یاسین هم تو اونا هست. وقتی نوشت گفتم خب یاسین. گفت باشه. برای نفر دوم هم گفتم فکر میکنم میگم بهت، و هرکی هم نمیدی بنویس که بهش فکر نکنم. 7-8 تا اسم نوشت و منم رفتم. بعدش فک کنم فرداش بود اومدم گفتم امینُ به عنوان نفر دوم بده به ما. گفت امین کیه؟ گفتم ادوار اخیر نبوده. یه دور خوندم از بازیش خوشم اومده. گفت بذار فکر کنم. منم یه تیکهای بهش انداختم که مرد حسابی تو لیست دادی از توش انتخاب نکنم، منم یکی دیگه رو گفتم دیگه. گفت نه من امینُ نمیشناسم آخه (اون موقع هم شناخته شده نبود.) باید برم بررسی کنم. رفت و بررسی کرد و گفت باشه. و این شد تیم ما.
خلاصه، ما حدود یه هفته قبل بازی فرصت داشتیم. من هم به یاسین و هم امین گفتم که گروه نمیزنیم و شما هیچ ارتباطی با هم ندارید. هرکی هم در ادامه جذب بشه، با اونم هیچ ارتباطی نخواهید داشت و جذبیها هم باهم ارتباطی ندارن و فقط میگم بهتون که کی جذب شد.
هرکسی برای خودش بازی میکنه و صرفا من اول هر فاز اگه نیاز باشه استراتژیُ بهتون میگم. در طول فاز هم باهم در ارتباط هستیم دیگه، اگر موردی بود. استراتژی 3نفرهمون این بود که یاسین کلا جدا بازی کنه و فکر کنه پلیسه و بیگناه، و امین هم بازی خودشُ بکنه ولی تهش به اونی من میگم (خارج بازی به خودش نه تو بازی) رای بده که الآن بیشتر میفهمم چه کار سختی داشته.
شب هم یه استراتژی کلی چیدیم و صرفا قرار شد روی جذبها به توافق برسیم همون موقع. بقیهش مشخص بود و باتوجه به روند بازی 3 یا 4 مسیر از همون ابتدا ترسیم کردم. که مسیر اصلی اینه، اگه من مردم فلان کار. اگه امین مرد فلان. و ... . مورد دیگه روی زمان ورودها و ارسال پستها کار میکردیم. بازی اون موقع از ظهر تا شب بود و بقیه اوقات تاپیک بسته بود. در واقع قبل اینکه بازی شروع بشه من زمان ورود و پستای بعدیُ هم به یاسین و امین داده بودم تقریبا. صرفا گفتم به جز اینا که من گفتم، یکی دیگه هم اون وسطا خودتون بفرستید که پنهانشدنمون در بازی تکمیلتر بشه. جذبیها هم به همین شکل. خودمم قرار بود از حاشیه بازی در مورد همه اظهارنظر بکنم و هر فاز 3 یا 4 متهم داشته باشم و ته فاز هم کلا نباشم.
گفتم خوشت که باید بیاد.
ولی تا الآن تو نه منُ میشناسی و نه من تو رو. همون تشکر هم میتونه شکبرانگیز باشه. تو بقیه پستام در سایر بخشها هم حق نداری تشکر بزنی. گفت مگه چقدر احتمال داره کسی ببینه و اصلا چنین فکری بکنه؟ (بله. درست متوجه شدید. از بچگیش سوالکننده و نپذیرنده بوده.
) منم خب از جوونیم دیکتاتور بودم و گفتم همینه که هست.
و بنده خدا هم قبول کرد.
. در طول بازی هم من تمام پستای یاسین و خصوصا امین (چون برای بقیه، امین منُ نمیشناخت.) بررسی میکردم و میگفتم مثلا فلان خط لحنت جوریه که انگار منُ میشناسی. درستش کن. و از این موارد. اینم بگم اولش که بهش گفتم بدون تایید من هیچ پستی نمیفرستی ناراحت شد و فکر کرد منظور من بحثهای استدلالی و ... هست. ولی با ویرایشها روی پست اولش متوجه شد که منظورم چه مواردی هست. البته برعکسشم بود و منم پستامُ میدادم قبل ارسال امین بخونه و یه سوتی هم ازم گرفت که از پستم حذفش کردم و البته الآن یادم نیست.
ولی من هیچ سوتی اون مدلی ازش نتونستم بگیرم.
، به امین از قبل بازی گفتم هدف شب اول رابین. امیر گفته مسافرت هست، نقش مهم نمیده بهش. امین اون لحظه چیزی نگفت ولی بعدش اومد گفت که پویا، رابینُ جذب نکنیم. بهنظرم خواسته گولت بزنه! منم اصلا تو کتم نمیرفت چنین چیزی و کلی بحث کردیم و دلیل آوردم که خیلی بعیده، ولی تهش قبول کردم و هدف اول شد علی چاوش که جذب شد (بعدا مشخص شد رابین رویینتن بوده و با جذبش من میمردم
). تو اون بازی چاوش ستون پنجم بود، نخ داد. من دقت نکردم ولی امین فهمید. بلافاصله شب بعدی (فکر کنم شب 4 بود) و به عنوان دومین هدف جذبش کردیم. در اون مقطع 5 از 15 یا 16 بودیم و 2 جذب هم داشتیم و تقریبا شکی هم روی هیچ کدوممون نبود و اگه بازی روند طبیعی داشت و تموم میشد میتونستیم با 6 از 12 یا حتی 7 از 13!! هم ببریم. چند بازیکن قدر مثل مهدی و پالیزوان و زهرا و محمدرضا هم شب حذف شده بودن و کارمون راحت شده بود. اهداف بعدیمون الآن یادم نیست قرار بود چی باشه، ولی درست بودن اونام. منتهی بعد جذب چاوش بازی به دلایلی نصفه موند. البته دقایقی قبل از قطعش هم متین (که نقشش عوض شده بود و تبدیل شده بود به پلیس) امینُ با تیر زد.
این تنها اشتباه ما در اون دور بود. اونم غیر قابل پیشبینی بود. چون پلیس قرار بود یک نفر باشه که اونم شب مرده بود. ما هم راحتتر تو بازی مرض ریختیم بعدش.
غافل از اینکه گاد دیده بیگناها ضعیف شدن یه پلیس دیگه آورده براشون. بعدی که امین کشته شد با چاوش بحث کردیم و به نتیجه رسیدیم که شب شعبدهباز بزنیم و خود متینُ (که تو متن بازی لو رفته بود پلیسه با تیر علنیش) جذب و فرداش هم اعدامش کنیم.
که خب دیگه بازی نصفه موند و اون 2-3 ساعت تنها زمانی در این سالها بود که من و محمد چاوش در یک تیم بودیم که البته بسیار هم لذتبخش بود.
اونا حالا بماند برای یه دوری که حوصله زیاد داشتم (یعنی حتما دوباره بازیش میکنم.
) ولی بعضیاشُ میگم.
اگه فرد به این توجه کنه، احتمالا بیگناهه و مسیر میشه الف. اگه به اون یکی توجه کنه مسیر میشه ب. و ... . و اگه به هیچ چیزی توجه نکنه از این موارد، اینقدر براش از اینا میذارم تا بالاخره توجه کنه.
و جهت تعادل بازی، برای همه حداقل 7-8-10 مورد ازینا گذاشتم؛ که اکثرش تو بحثای رودررو یا سوالاتی بود که به طور مستقیم میپرسیدم. ولی همهش این نبود. یعنی موارد زیادی هم بود که فرضا پستی از مهدیُ جواب میدادم و توش یه چیزی مینوشتم برای امین که توجه کنه؛ بدون اینکه اسمی ازش ببرم. یا مثلا یه نکتهای در رابطه با هادی میگفتم که ظاهرا فقط به خودش ربط داشت؛ ولی تو ذهنم بود خب این جمله رو هم اینجا نوشتم برای محمدحسین. و مواردی از این دست. چند مورد هم تو اون سوالاتی که مشترک پرسیدم گذاشتم. مثلا نظرتون در رابطه با بحث من و مهدی بسیار مهم بود برای مسیری که در مقابلتون بسازم و خوشبختانه/متاسفانه
کسی گول نخورد و همه جواب درستی دادن تقریبا.
هیچکدوم از این دو مورد که گفتم هم نمیشد با نقش دیگری انجام داد، خصوصا اولی که برای خودم بود. منتهی نمیشد اینا رو تو بازی بگم.
پس اونی که از قبل نوشته بودمُ فرستادم و رفتم و مشغول دیدن شوالیه تاریکی ِ کریستوفر نولان شدم.
وجود داشته باشه با خود بالانس. ولی حس میکردم نزدیک باشه حدسم، چون با تعداد دیگه سخت بود مافیا و فرقه. ولی بازم یه سری کُدها توش گذاشتم که گناهکارا متوجه بشن (حس کنن نه. بفهمن.) که من وکیلشون هستم. در واقع هدف نهاییم اعدامم به عنوان وکیل بود.
گفتم خب، اگه مافیا 4 باشه که میگه این وکیله چون بهش 7 تا اسم داده گاد. گفته 4 به 3 بنویسمش. اگر مافیا 5 باشه (در این حالت باید فرقه در بازی نبود یا وکیل و ستون پنجم نبودن و فرعیها هم خیلی کم بودن تا فرقه بشه 3) احتمال میده که فرقه 2 نفر هست (با اینکه غلطه) و من بعدا از طریق توضیحات بالانس درستش میکنم. برعکسشم در مورد فرقه صادقه. اگه 3 باشن که میگن مافیا 4 هست و ... . بعد هم باتوجه به جمیع حرفها تقریبا مطمئن شدم که مافیا 4 هست و فرقه 3. غیر اینم اگه بخواد باشه مافیا 5 هست و فرقه نیست.
وکیل هم حس میکردم باشه واقعا؛ ولی احتمال خوبی هم میدادم که نباشه چون امیر شخصا خوشش نمیآد. و خب به نفعم نبود که نباشه. بنابراین اشاره خاص و جدی به این موضوع نکردم و کلا جوری پست میدادم که احتمال بودن وکیل در ذهنتون خیلی بالا بره. گفتم اگه خودش هم باشه یا نخ گناهکار به وکیل برداشت میکنه از حرفام و یا اینکه میگه خب پویاست دیگه. بالانسش دقیقـه.
در کل الآن که میبینم حدود 40 درصد بازیم با همون بالانسی که نوشتم، شکل گرفت. و البته یکی از مهمترین اثرات ذهنی که با بالانسم خواستم بذارم این بود که اصلا جوکر تو این بازی نیست و اگرم باشه من نیستم.
تا اینجا هیچ برنامهای برای شخص خاصی نداشتم و اصلا فکر نکرده بودم بهش. هر چیزی بوده براساس خود بازی و پستهاش شکل گرفته و ایدهها صرفا کارهایی بوده که میخواستم بکنم و حرفایی بوده که میخواستم در یه زمانهایی بزنم، سوای اینکه مخاطب چه فردی هست. همین.
باتوجه به بازیش که خوب نبود و گناهکاری هم بود، تصمیم هوشمندانهای گرفت و هیچ جوابی نداد. منهای اون جملهای که مورد تعدد شغال گفتم.
منم حس کردم داره همهچیُ میخونه، ولی هیچی نمیگه. بنابراین هیچ کاری به کارش نداشتم و گفتم گناهکار باشه هم نخهای وکیلُ گرفته دیگه.
بیشترین مراعاتُ در طول ادوار بازیم باهاش داشتم به همین علتها و حتی رای هم پایینتر از خودم بهش دادم
و گفتم یه چیزی بگم که شاید یکی دو فاز بتونه در بره. اون گیر آخری هم که بهش دادم و رای، باتوجه به بازی بسیاربدش در اون زمان، دیگه اگه اونم نمیگفتم توهین به پویا بود حقیقتا.
تو تحلیل افراد هم خدمتش خواهم رسید.
و ادعا میکنم اگه اون بحثا نبود، مهدی اینقدر سفید نمیشد. سیاه هم نمیشد ها. اصلا. ولی بین بازیکنای قدرتر و مهم، از همه حتی محمدحسین هم سفیدتر بود که بیشترش به خاطر اذیتهای من و جوابهای صادقانه و درستی بود که میداد بهنظرم. در فاز آخری هم که بودم حدس زدم که مهدی و محمدحسین دو بیگناه ضدضربه باشن (شهردار و رئیس پلیس). منتهی 75-25 نظرم این بود که محمدحسین شهردار هست. ولی برای اون 25 درصد هم یه سری کُدگذاری مثل اینکه من جادوگر نمیشم (اونا رو برای مهدی و امین نوشتم) و چند مورد دیگه گذاشتم، بیگناهیش هم تا 70 اینا آوردم بالا تو فاز آخر.
در مواجهه باهام هم خیلی محتاطانه رفتار میکرد. اولش هم تهییجش کردم که مثل دور 10 بازی بکنه و جوابش هم جالب بود اصفهانی زرنگ.
انتظار هم داشتم که بیاد سمتم حتی زودتر و برای اونم برنامه داشتم که دیگه نیاز نشد.
حالا به بازیش و خصوصا پست 570 ش انتقاداتی دارم که به موقعش مطرح خواهم کرد و یکی از بازیکنایی بود که شانس آورد من خارج شدم از بازی؛ چون با اون پستش رئیس فرقه بود از نظرم که داره ادای محمدحسین جستجوگرُ درمیآره و باعث شد نظر منم که فکر میکردم واقعا بیگناهه، تا حدی ازش برگرده. حالا در تحلیل افراد بیشتر توضیح میدم.
از اول هم مرض داشت به نظرم (منتهی نه اندازه من و حتی نزدیکش
) و خصوصا مرضش در انتهای فاز 4 و بعدش برجسته شد. من فکر میکردم وکیله و برای همین در بحثهای رودررو مرضم خیلی کمتر از بحثام با بقیه بود، تا ببینم واکنشش چیه. البته ته فاز آخر خودم احتمال وکیل بودنش برام کم شد. از طرفی هم انتظار نداشتم جادوگر بازی کنه خیانتکار.
دفعه آخرت باشه کیمیاگر عزیزم.
ما هم تو اصفهان تکتیرانداز داریم، هم تهران و هم لندن. هم ترکیه، هم فرانسه و هم تمامی ایالتهای امریکا. اینُ به گادها بگو دفعه بعدی، قانع میشن حتما.
در تحلیل افراد هم در خدمتش هستم حسابی.
در مقابل از بحثهام با هادی هم داشتم سفیدتر میشدم که برای بازیم خوب بود و اون تعادل مد نظرمم حفظ میشد. بردش هم عالی بود و تبریک میگم. به خودش هم گفتم که سبک بازیش منُ یاد ادوار ابتدایی و خصوصا دور شکارچی خودم میاندازه و واقعا خوشم میآد از بازیش. در دو بازیم که خیلی دوست دارم هم (یکی فدایی و دیگری همین دور) تعیینکنندهترین بازیکن در جهت اهدافم هادی بوده. اینجا رو که گفتم. اونجا هم بعد از اینکه من رای آخرُ به تروریست دادم، هادی هم رای داد و باعث شد بتونیم سیستم شناسایی گناهکارا رو پیاده کنیم. در کل بسیار محکم بازی کرد مقابلم و لذت بردم. آفرین.

گفتم اگه گناهکارن که نخ وکیلُ گرفتن حتما به درستی.
اگرم بیگناهن که هیچی. بنابراین مکالمات زیادی نداشتیم. محمد چاوش عزیز هم نظرم در گناهکاریش کاملا واقعی بود. منتهی چون قصد اذیت نداشت، منم شکمُ کمکم از روش برداشتم، منتهی با روش خودم.
یه چیزی هم اینجا اضافه کنم. من اگه مافیا یا وکیل بودم، یا سمت چاوش نمیاومدم کلا یا وقتی گفتم گیرهاش انتخابی و بازیش گناهکارانهست اینقدر شدتشُ زیاد میکردم تا یا من اعدامش کنم یا برعکس. از کسی که "بدونم" گناهکاره هیچ موقع عقب نمیآم. تحت هیچ شرایطی. پلیس بپرسه، یاکوزا باشه، تروریست باشه، قربانی باشه، اصلا مهم نیست برام. وقتی میآم عقب که یا بیگناه باشم یا بخوام نخ بدم.
همین جمله رو قرار بود فاز 5 به محمدحسین بگم که خیالش راحت بشه مافیا نیستم. یا بیگناهم یا وکیل.
منتهی دیگه فرصت نشد خوشبختانه (خوشبختانه چون به نفع محمدحسین هم نبود.
و منم دوست نداشتم چیزی بگم که به نفعش نباشه.) و البته جای این جمله هم اصلا در فاز 4 نبود. جاش ابتدای فاز بعدی بود. 
بیشترین خدمتُ هم به شکل غیر مستقیم به این دوستان کردیم در بازی و به جای اینکه 1 از 14 باشن شدن 3 از 12. از یه نظر نوش جونتون چون در راستای خودم بازی کردید.
وگرنه جواباش خوب بود بهم در فاز 2. فاز 3 اما یه ذره اذیتش کردم باتوجه بازی خودش، و چون بهم رای داد هم خواستم بیشترش اذیتش کنم و اگه بیشتر تو بازی بودم، با اون اولویتهایی که ترسا و خصوصا محمدرضا دادن، قطعا کارشون سختتر بود و از این نظر هم شانس آوردن.
مگر اینکه مستقیم رای خروج بدن که خب نتیجهش مشخص هست. برای این کار هم باید خودمُ در ذهن بازیکنای ضد ضربه منفی میکردم خصوصا به عنوان وکیل. و هم به گناهکارا خط میدادم. از طرفی باید حمایت بازیکنای دیگه بیگناه و فرعیُ بین افرادی که در معرض اعدام بودن، داشتم. که خب دیدید داشتم. یک بار به دفاعیه اومدم و اگه 2 امتیازی که خودم به خودم دادم
(با این کار داشتم اگه تو بازی میموندم) نبود، نفر آخر میبودم. دفاعیه هم از ابتدای بازی قصد داشتم هیچی از خود بازی و سوال و جواب ننویسم. یه بخشیش سفیدکننده باشه و یه بخشیش مرضدار و حتی لجدرآر. دفاعیه تا چند فاز بعدمم تو ذهنم بود حتی. که کلیاتش دقیقا همین بود که هیچی نگم و بگم شهردار نجاتم بده ببینم چی میشه. تو ذهنم هم از اول بازی این بود که یه فاز اینم بگم که "اگرم فکر میکنید وکیلم، خب سناتور نجاتم بده اگه خودش اینجا نیست.
". و جملاتی از این دست که خب اونام نیاز نشد.
سناریوی برعکس داشتم برای فری. یعنی اگه میموندم و رای میداد بهم، سفیدش میکردم و رای نمیداد سیاه.
از مضرات دوستی اینه بعضا.
بعد دیدم داره در جهت اهدافم بازی میکنه و خب کاریش نداشتم. البته! تحلیل مفصل در خدمتش هستم.
توضیح میدم که چرا سوتی نیست. 

نمره اش توی پست نمره دهی 



توشم خیلی فنی نمی خوام در مورد چیزی حرف بزنم، بیشتر می خوام در مورد خودم حرف بزنم
گاد قطعا تحلیل و نظر دیگری داره در مورد وقایع بازی و در مورد بازی نظرات و دید خودشو میده
بزارید با این توصیف تحلیلم رو شروع کنم. نمی خوام پا تو کفش امین بکنم، ولی روانشناسی به نام اروین یالوم، یک روش فلسفی رو به عنوان یک روش درمانی ارائه میده، تحت عنوان اگزیستانسیال که به فارسی نزدیک ترین ترجمه ای براش میشه آورد "هستی گرا درمانی" ـه، راستش من خیلی تخصصی دنبالش نکردم، اما اونقدری که مطالعه کردم به زبون ساده، میگه ریشه وجودی تمام روان نژندی های ما، 4 ترس وجودی غیر قابل اجتناب هست، ترس از مرگ، تنهایی، پوچی و آزادی (اختیار). سه ترس اول خب برای اکثریت ملموس هست و ما باهاش زیاد مواجه شدیم و ازش شنیدیم، اما اون چیزی که از بقیه عجیب تر هست، ترس از آزادی و در واقع اختیار و مسئولیته
جایی که انسان در اعماق وجودش، بدون اینکه متوجه باشه، از مسئولیتی که بعد از اختیار متوجهش هست میترسه و وابسته به این ترس از خودش واکنش نشون میده و اینجاست که دست به مکانیزم های دفاعی میزنه که همشون باعث آسیب زدن به خودش و اطرافش میشه.
من توی زندگی شخصی خودم، همیشه تلاش کردم آزاد زندگی کنم، و این موضوع از جایی شروع شد که فهمیدم که از بین 5 نفر اعضای خانوادم، نزدیک ترین فرد به من به لحاظ سنی 14 سال از من بزرگتر بود و من لازم داشتم که برای استقلال هویتی، تعریفی متفاوت از بقیه برای خودم ایجاد کنم و همین باعث شد که یاد بگیرم هیچ وقت در قالب های رایج و تجارب موفق دیگران قرار نگیرم. در واقع نه تنها در این قالب ها قرار نمیگیرفتم و از فرمول دیگران استفاده نمی کردم، بلکه هرجا فرمول مشخصی برای انجام کار خاصی میدیدم، هویت خودم رو در شکست اون فرمول قبلی و باز تعریف فرمول جدید، پیدا می کردم.
آهان ضمنا قول یک مینی دور در کسوت گاد هم قبلا داده بودم که اونم در کنار پویا انشاالله انجام میشه و ما کاتب وحی خواهیم بود

.
صرفا خواستم امیر صحبت کنه. همین 
)، دارم مینویسمش منتهی چیزایی که تو ذهنم هستن مال قبل هستن اکثرا. و احتمالا هم بعد تحلیل اکثر افراد این رو خواهم فرستاد. (آپدیت: میخواستم این کار رو بکنم، اما دیدم چون تو گروه نمیخوام صحبت کنم و بهتره صحبتها متمرکز در اینجا باشه به صورت اوریجینال، گفتم شاید حس کنید کلا قصدم دوری از جمع هست، برای همین میفرستمش هروقت که تموم شده باشه).
. 

هم در شب به درستی استفاده کرده و همچین انتظاری هم ازش میره کاملا. اون اواخر هم مثل رامتین حق میدم اعصابش خرد شده و رو تصمیماتش تاثیر داشته فاز سرعتی. من درکل راضیم از بازیش و دمش گرم. 8.5/10
. بازی و منش محمدحسین درجه ۱ هست. حقیقتا بعضا حسرت میخورم که چندین سال قبل که تو سایت همیشه یوزرش رو میدیدم چرا هیچوقت نشده بود ارتباطی باهم داشته باشیم. برم یکذره موزیکی که بهش اختصاص دادم رو بشنوم.
درکل رفیق، بدجوری خراب مرامت شدم. میتونم کنارت با یک لشگر بجنگم. این دفعه جفتمون غریبانه شهید شدیم. دفعه بعدی دیگه از این خبرا نیست.
8.5/10
. البته تو این صندلی جدیده هم همینو گفتم.
). پویا هم طبیعتا از رقابت و بحث باهاش لذت میبرم اما کسی نیست که دوست داشته باشم شکستش بدم و بخوام به همه نشون بدم که ببینید! من تونستم. واقعا اینطور نیست برای من. اگر هم چنین چیزی برام مطرح بود، کوچکترین شکی نکنید که با رای خروج این کار رو نمیکردم، چون من رو نحوه بردهام هم حساسم. اون بردی که من دوست داشته باشم جلوی کسی به دست بیارم، با رای خروج نیست. با اعدام عادی هست. اما از اینا که بگذریم، کلا پویا یک شخصیتی داره که آدم دوست داره همیشه در بالاها ببینتش و اصلا شکست خوردنش جذاب هم نیست. کاری به این ندارم که اصلا میخوره یا نه. چون تا اینجا هم نشون داده که نمیخوره. ولی من میخوام دیدگاه کلیم در موردش رو بگم که جایگاهش مشخص باشه کجاست. در ورزش و همه چیز هم چنین نگاهی به افراد برتر تاریخ دارم. حالا چه فرد به صورت مستقیم مورد علاقم باشه، چه نباشه. اون احترامی که براش قائلم از همه چیز مهمتر هست. حالا وقتی فرد رفیق صمیمی خودم هم باشه دیگه متفاوت میشه همهچی. بعد حذف شدنم هم بلافاصله بهم پیام داد و ناراحتیش رو ابراز کرد که کاملا از لحنش مشخص بود چقدر صادقانهاست و این هم برام اون لحظه خیلییی ارزش داشت و منشپویا رو مثل همیشه ثابت کرد بهم. صد البته که هیچ وظیفهای هم نداشت که چنین کاری انجام بده. خیلی هم عالی و جوانمردانه برده بود و حقش هم بود. این رو هم از پویا یاد گرفتم اون شب. نمره هم حقیقتا جای بحث نداره و یه 10 از 10 بود، اما چون سقف جوکر از 9 هست
(یادته دیگه؟
)، بهش 9.75 میدم. 0.25 هم از خودش بیشتر دادم بهش که بدونه من ازش سخاوتمندترم
. این رو شوخی کردم، ولی خب یه چیزی به خودش گفتم که اون رو اصلا شوخی نکردم، دیگه هم دوست ندارم بگه جوکر متعلق به مهدی هست، با این بازی من کاملا حاضرم تندیس جوکر رو تقدیم خودت کنم. تو که لیاقتش رو داری، شاید خود جوکر لیاقتت رو نداشته باشه. اونش دیگه با خودت. The G.O.A.T.
. تبریک میگم بهش بردش رو و کاملا سزاوارش بود. سقف شغال هم برای من از 9 هست و به هادی 8.5 میدم.
به عنوان نقش فرعی این هم برای من نکته قابل توجهی بود و حتما محبتش یادم میمونه. بازیش هم بسیار عالی و بعد از چند دوره دوری کاملا یک بازی تمیز رو ارائه داد. بهنظرم آخر بازی در دو حالت میتونست برنده بشه و کاملا از موضع قدرت انتخاب کرد که چجوری ببره. چون تا اونجا یه سبک سفید و مطمئن که دور از فضای بازی هم نیست و در سایه هم نیست رو اجرا کرده بود و مرض هم نداشت اصلا بازیش. لذت بردم از بازیش و امیدوارم مثل خودم در موانع درسی که جلو سرش قرار دارن هم موفق بشه به زودی.
. 9/10
. اون از دور رویین تنم که اونطوری اومد وسط به بعد بازی رو برداشت برا خودش. اینم اینجا که باعث شد عذابم ۱۰۰ برابر بشه که نذاشتم اعدام بشه. کلی وقت گذاشتم پستهاش رو خوندم که بکشمش دفاعیه و اولویت اول هم بهش بدم ولی بعدش باعث شم بمونه تو بازی و یه جذب هم بکنه
ای خدا بگم چیکارت کنه. بازیت خیلی مرضدار بود ولی. 6/10
. کاملا بهینه و عالی بازی میکنه. رایهاش هم محل یادگیری هست برای کسانی که میخوان رای دادن گناهکاری رو بیاموزند. فاز اول که فوق العاده. فاز دوم فقط بد بود تا حدی که اونم بهنظرم آرش رو تشخیص نداده بود صرفا. وگرنه سر همین مجبور شد کلی توضیح هم بده در بازی و انرژیش گرفته بشه. وجه وحشی و موذیانهاش رو هم در این بازی دیدیم که چطور حمله کرد به محمدحسین و عملا با تشکیکی که به جون بیگناهان انداخت از ریشه داغونشون کرد. من با اینکه برای محمدحسین ناراحت بودم و دوست داشتم در بازی باشم بهش کمک کنم، اما از طرفی هم بازی امین هم واقعا جذاب و لذتبخش بود و در جوار پویا داشتم تعریف میکردم از بازی امین. مرضاش برای خود من فاز آخری که بودم کمی نمایان شد ولی فازهای اول عملکردش انقدر خوب بود که کلا حاضر بودم خیلی بهش زمان بدم. تو اون رایگیری شب آخرم هم که بهش اولویت آخر رو دادم. اما خب از لیست بیگناهام خارج شده بود همون موقعهم و برای همین در خود فاز ازش حمایت نکردم. اون شب دفاعیه اومدنش کمی نکته منفی هست اما شروع و انتهای بازیش واقعا عالی بود. تاثیرش در بردشون هم زیاد بود مجموعا. اون کودک درون (شما بخونید شیطان درون)، هم که این بازی نشون داد واقعا جذاب بود. با تک تک پستهاش به وجد میومدم و فشار ثابت و چندجهتهای که داشت به روح و روان بیگناها میاورد واقعا عالی بود. تازه نگران قوانین و ناعادلانه بودن قابلیت فدا کردن قربانی به نفع فرقه هم بود. من جای امیر بودم میگفتم اگه خیلی ناعادلانهاس استفاده نکن از این قابلیت بنده عزیز بیشرفم.
. 9.5/10
درکل دستت درد نکنه، خسته هم نباشی. اگر هم از حرفای من رنجیدی، شهردار ازت عذرخواهی میکنه. 
آرامش بابت این بود که صرفا اومده بودم برای کامبک و خیلی نتیجه مهم نبود برام و فقط میخواستم خوب بازی کنم و از نظرم به هدفم رسیدم.یک آرامش بینظیری هم در بازیش داشت که باید ازش مشورت بگیرم ببینم چطوری بهش رسیده

( به یاد مردگان
)
اهدافمم مهسا،آرش، پویا و ممرضا بودن که تو نگاه اول و حتی میشه گفت نگاه دوم هم خیلی سخت بود اعدام شون
انگار دنیا رو سرم خراب شد . واقعا دوست نداشتم این نقشُ و اگه می دونستم قراره شغال رو بازی کنم قطعا اعلام حضور نمی کردم
دوست داشتم حالا که بعد از مدت ها یه فرصتی پیش اومده که مجددا می تونم کنار اساتید و اساطیر مافیا بازی کنم یه نقش معقول داشته باشم ولی خب شغال
بگذریم ...
ندیدم
تو ذهنم برا خودم شهروند بودم و دوست هم داشتم در مسیر شهروندا بازی کنم و به بهبود شهر کمکی بکنم .
بیاد که تو 3 روز اول 3 تا هدفش اعدام شن
از این 60% هم که گفتم 40% ش بخاطر اعدام آرش بود و اگه اون فاز آرش اعدام نمیشد و ممرضا میشد ( با اینکه ممرضا هم هدفم بود ) اما بعدش بیرون انداختن آرش خیلی سخت میشد و خب بعید بود به این راحتی تموم شه بازی برام 
که البته بنظرم اگه یه نفر قرار بود احتمال بده من بودم چون من که نقش خودمو می دونستم ( حالا چه شغال چه شهروند ) وقتی پویا بعد از چند روز قفلیش رو من مونده بود مشخص بود بازیِ شهروندی شو نمی کنه و اصن اومده که مرضِ بازی شو به اشتراک بزاره و خب در نهایت هم که فوق العاده بازی کرد و تقریبا می تونم بگم کمرِ شهروندا شکست با اون جور بیرون رفتنش .
.
) اما متاسفانه نه تنها گره ی شهر باز نشد بلکه شهر هم بهم ریخت .
و اونم مثلِ رامتین برام شهروند واضحی بود ولی خب متاسفانه اونم جز بازیِ سرعتی باعث شد سریع بیرون بره و همونجا دیگه کارِ شهر تموم شد !
اما خب همین که بیگناه نبودن یعنی حسم +50% درست بود . فری اخرای بازی بی انگیزگی توش موج میزد . عماد هم بی نقص بازی کرد و هیچ جای بازی هم تو فشار نبود و بنظرم برد واقعا حقش بود دمش گرم 
سعید هم همچنین !
من مقداری بدشانسی رو دخیل می دونم تو عدم موفقیت شون مخصوصا شب اعدام آرش اگه بیرون نمیرفت نه آرشِ مافیا شناسایی میشد و نه یاراش شو میشدن با رای دادن بهش و کلا همون شب که آرش اعدام شد بازی برا مافیا تموم شد
البته انصافا ستون رو خیلی خوب جذب کردن ولی بازم فایده ای نداشت .
. ترسا هم واقعا بی نهایت شهروند بود و بنظرم حتی اگه یاسینم اعدام نمیشد و همون فاز امین میشد بازم احتمال برد بالایی داشت چون تقریبا هیچ شکی روش نبود و همه به عنوان شهروند قبولش داشتند .
فرقه لیاقتش اندازه شهروندا نبود ولی خب حداقل به ناحق برنده نشدن و خب تبریک بهشون .
بیشترین زحمت رو هم کشید که مجددا باعث شد دور هم جمع شیم و مقداری خاطره شیرین و تلخ دور هم بسازیم . پس دمش گرم
( شغالم خودتی
)
شد. اما خب فاصله کمی تا فتح داشتیم. حیف شد.
یکی از معدود بازیکنایی (شاید تنها بازیکنی) که از خودش بهترن، و در حالی که در حال اوج گرفتن بود متاسفانه از بازی خارج شد. فاز آخر هم گفتم جاش واقعا برا بیگناها خالی بود. برای بازیش نمره ای کم نمیکنم اما به خاطر اشتباهش که منجر به حذفش شد دو نمره کم میکنم.
به نظرم خیلی خوب بودم. هم فعال بودم هم تا آخر بازی رفتم. از همون اول بازی تا آخرش شک جدی روی بازیم نبود و حتی گناهکارا میگفتن بیگناهم، توی فاز شب هم نقشمو خوب عمل کردم و موفق بودم، تشخیصام هم توی بازی خوب بود. برای اولین بار هم یه فاز (فاز اول سرعتی) جو بازی رو دستم گرفتم (البته تاثیر قرص هم بود
) بابت دو اشتباهم (اعتماد به ترسا و دفاع نکردن از محمدحسین) یه نمره از خودم کم میکنم.
تعاملم هم باهاش اوکی بود و اگه بیشتر میموند احتمالا به هم اعتماد میکردیم. شب بدشانسی آورد.
اما خب در حالی عضو مافیا شد که مافیا در حال نابودی بود و خودشم زود با تشخیص دقیق یاسین حذف شد. از نظرم بهتر بود که بیگناه بازی میکرد.
ولی خب "عیبش چو بگفتی، هنرش نیز بگو" از اول بازی به نظر بیگناه میومد و کاملا بیگناهانه بازی میکرد و شکی روش نبود. یه بیگناه باید همین باشه. و توی بازی هم گفتم که مثبت ترین شخص بازی برای منه. فاز شب هم تیری که به فری زد واقعا عالی و به موقع بود و یکی از بهترین عملکردهای شب بود.
همین مسئله، تعامل رو باهاش سخت میکرد ولی در مجموع سعی کردم تعاملم باهاش توی بازی خوب باشه چون به عنوان هم تیمی میدیدمش.
نه به شکل تیمی خوب بودن و نه به شکل فردی، فقط فاز شب خوب بودن که برای نابود نشدنشون کافی نبود.
یه حس منفی از بازیش گرفتم. باهاش تعامل منفی هم توی بازی داشتم و از عوامل اعدام ناگهانیش بودم. چون اعدامش خیلی یهویی شد و همزمان با خروج چاوش شد، باعث شد مافیا همون اول تا حد زیادی شانس بردشو از دست بده. البته پستاش زیاد بد نبود ولی خب مافیایی که به عنوان نفر دوم اعدام بشه نمره بالایی نمیگیره 

منتها بازیش چندان جالب نبود. اون آخرین لحظاتی که توی بازی بود، بهم یه گیر الکی داد و علیهش وارد بحث شدم و خیلی به نفعم شد. از نظرم اگه اون شب هم حذف نمیشد، در ادامه اعدام میشد 
عصبی، غیر مفید، کم، مشکوک از اول و در نهایت دفاع خیلی بدی که خودش تاکیدی بر مافیایی بودنش شد. خیلی بد بود عرفان. امیدوارم از دستم ناراحت نشه. نمیدونم اون تیرهای موفق هم تصمیم شخصیش بوده یا تصمیم گروهی. اگه تصمیم شخصیش بوده باشه یه نمره اضافه میشه 
کلا مشخص شده بود گناهکاره و این برای یه گناهکار بده
ولی سماجتش برای موندن توی بازی و بحثای زیادی که انجام داد (هر چند توشون سوتی هم داد
) باعث میشه یه نمره بهش اضافه کنم.
اینم یکی از عجایب تاریخ مافیا شد که یه فرقه، بدون جذب بازی رو برد.
به عنوان فرقه عادی محشر بود. یکی از بهترین گناهکارایی که تا حالا دیدم. کسی که اولین رای گیری تا پای چوبه دار میره ولی با یه دفاعیه کاملا بیگناهانه و احساسی خودشو نجات میده و تا آخر توی بازی باقی میمونه و تیمش رو برنده میکنه و شک فرقه تا آخر روش نیست، یعنی عالی بازی کرده. تعامل مثبتی باهاش داشتم که اشتباه بود
به نظرم حتی اگه امین رو اعدام میکردیم ممکن بود یک به یک، بازی رو ببره.
به امید حضور دخترهای بیشتر در بازی 
و متاسفانه موفق هم شد 


یکی از اهدافم اعدام کردنش بود که خوشحالم با وجودی که ترس از قربانی همچنان وجود داشت، موفق شدم به این هدفم برسم
به خاطر برد تیمش که البته نقشی توش نداشت، یه نمره بهش اضافه میکنم.

چون تجربه همچین بازی رو داشت، بقیه زیاد بهش سخت نگرفتن. پستی که مهدی در موردش داد تقریبا اعدامش رو منتفی کرد. برنده هم شد ولی همونطور که خودش قبول داره، شانس هم توی برنده شدنش کمکش کرد
اما در هر حال کلینشیت برای یه شغال
فوق العاده است. اونم وقتی همچین هدفای بزرگی داره.
هیچ دلیلی نداره ازش نمره کم بشه.
نتیجه اش همین بالانس شد که نه خیلی نرمال بود و نه خیلی آنرمال.
اگه میخواین خوشحالم کنین راضی بشین از هفته اول شهریور بازی کنین 

نیاز به گفتن نیست چقدر این نقش اضطراب من و کم کرد و چقدر فراغ بال به من داد، و من چقدر محتاط بودم که این آزادی ای که به من اعطا شده براحتی خراب نشه. سعی میکردم این آزادی و فراغ در هر جمله ای که مینویسم جاری باشه. حتی پا رو فراتر گذاشتم و وقتی که بازی برای شخص خاصی تصمیمی نگرفته بود در فاز اول رای پرت دادم، با دانستن ریسک این حرکت. (که الان وقتی ناامیدی هم تیمیامو دیدم پشیمون شدم) چون واقعا هیچ نیازی نمیدیدم که خودمو به زحمت بندازم. بازی رو با یک پست غیر متعارف شروع کردم، که نه اشتباه بود و نه درست. ذات اون پست و مفهومش جدا کننده بود، و من جزییاتشو ننوشتم، میخواستم بازی روی جزییاتش بحث کنه، البته قبل از اینکه جذب بشم خیلی راضی بودم از اون پستم چون فکر میکردم اون باعث شده مافیا بیاد سمتم ولی بعد فهمیدم که هدف مزدورشون بودم
فوق العاده بود فهمیدن این
ابتدا قصد داشتم پنجره محدودی و برای جذب انتخاب کنم و بعد مخفی شم و در مسیر بیگناها حرکت کنم، اما با اعدام آرش و مرگ چاوش و اعدام مهسا به عنوان ستون پنجم، تصمیم گرفتم همین مسیری که توشم داره بیش از حد کسل کننده میشه و امیدوار بودم جذب شم. در این مسیر کسایی که احتمال مافیا بودنشونو میدادم، براشون خرده نون ریخته بودم، توی بحثام با آرش به زعم خودم دست دوستی دراز کرده بودم اما پس زد
البته فاز بعد نمیدونم به چه دلیل منصرف شد از رای دادن به من، اما دیر بود یکم و من باید بهش رای میدادم چون خشت اول گر نهاد معمار کج....اگر بحث و بهتر مدیریت میکردیم طوری که من بتونم هم مسیر بشم و به آرش رای ندم و آرش هم انقدر یهو توی چشم نمیومد، میشد جلوگیری کرد از این اتفاق. چون یک امتیاز فاصله محمدرضا بود با آرش، از طرفی با اینکه محمد رضا برای من، با اون رایش به من در لحظات آخر بسیار مشکوک شده بود، بخاطر حرفی که زدم به مهدی در کمال صداقت، که کسی که نباشه ذهنم نمیتونه خودشو راضی کنه رای بده، نتونستم بزارمش اولویت اول و آنچه که نباید رخ داد. من هنگام اولویت اول دادن به آرش با تبعاتش کنار اومده بودم و انقدر هم ناراحت نبودم از اعدامش، اما بعد اتفاقات شب که اومد و دیدم چاوشم مرده حیفم اومد.
یک دلیل دیگر هم اعدام مهسا ستون معرفی شدنش بود که تا حدودی فکرا رو از ستون منحرف کرد و کمی احساس امنیت بیشتری کردم
اگر دقت کنید از بعد اعدام مهسا تازه من شروع کردم به استفاده از کلمات ستون و نخ به کرات
در این بین کارهای بیشتری هم میشد با این نقش انجام داد که نیازمند حضور بیشتر و یا حتی مداوم بود و مثل همیشه یک افسوسی هست بعد از بازی ها که چه کارهایی میتونستم بکنم و نکردم، انشالله در آینده
انتظاری که از من داشت خوندن بازی بود و تشخیص اینکه بازی داره به چه سمتی میره و یک ستون در چنین شرایطی باید به همون سمت بره که شرایط بهتری داره، اما همونطور ک به خودشم گفتم هیچ تضمینی نیست که من به سمتی برم که شرایط بهتری در بازی داشته باشه، از این نظر شاید نقش ستون رو یکم بد بازی کردم، چون من بازی و خونده بودم و بدترین تیم رو (از نظر شرایط بازی) برای پیوستن بهشون انتخاب کردم، شاید ستون در این شرایط باید نون به نرخ روز خور تر میبود
(همونطور که در داستان هم بهش اشاره شد) اما من بنا به دلایل هم تیمی شدن با آرش و چاوش همزمان، و تغییر زاویه دید از بیگناه به گناه کار و سنجیدن عملکردم تحت این فشار و دیدن واکنش های بقیه به جذب ستون دوم تصمیم گرفتم همچنان پنجره جذب رو باز بزارم برای مافیا.
محدودیت پست هم باید بیشتر میشد چون میزان فعالیت (در ابتدای بازی) با زمان فازها برای من جور در نمیومد، و منم کلا کندم
بعد از مردن پویا و مهدی اوضاع بهتر شد یکم ولی. به طور کلی برد و باخت در بازی های ما خواه ناخواه تاثیر میزاره در قضاوت نهایی، نمیشه برد و باخت رو از بازی برداشت اما تنها راه مقابله با این پدیده شاید فرهنگ سازی باشه و ارتقا دادن بازی هامون از نظر کیفی که این استاندارد ها خود به خود توی اذهان تغییر کنه و برد و باخت یک چیز تشریفاتی بشه، حالا میشه برای برد و باخت یک سری امتیاز ها و یا مثلا مدال هایی در نظر گرفت که بالانس بشه و کاملا از اهمیت نیوفته برای دوستانی که مهمه براشون، البته همه میگن برد و باخت برامون مهم نیست اما توی تحلیلا نمرات و قضاوتهاشون خیلی برد و باخت تاثیر میزاره
اینا رو گفتم که بگم شاید سه بودن فرقه به 4 بودن مافیا کمی بالانس نبود و اون نفر اضافه شاید تاثیر بسزایی در بردن فرقه داشت، (فکر کنید اگر من هم مخفی میشدم و اجازه جذب و نمیدادم، چقدر این بیشتر به چشم میومد) البته این نظر نسبیه و نمیشه قطعیتی داشت و پیش بینی کرد آینده بازی رو. از طرفی حضور دو شغال هم از نظر من ضروری نبود، البته ایده آلی که توی ذهن گاد بوده و برای این بالانس وجود داشته رو میبینم تا حدودی، اگر همه افراد اون پتانسیلی که گاد ازشون شناخته رو ارائه میدادند شاید این دور خیلی مطلوب تر و زیبا تر میشد، اما نمیتونی بیای یک دنیای کوچیک خلق کنی و زندگی رو توش جاری کنی و انتظار داشته باشی آدماش همونایی باشن که تو پیش بینی میکنی، از این نظر، نقایص این دور کاملا روی اون فلسفه ای که امیر تشریح کرد نشست برای من، اینکه از اول قصدش این بوده یا نه نمیدونم، فقط اینو میدونم اگر این دور بی نقص میبود با فلسفه خلقش در تضاد بود

نمره اینا که کلا نمیدم ولی تحلیل بازی بقیه بمونه برای بعد خوندن کامل تحلیل ها چون از فازی که محمدامین اعدام شد رسما بازی رو نشد دنبال کنم
عموما به دلیل حافظه ی به شدت ضعیفی که دارم ادوار زیاد یادم نمیمونه ( حتی اینکه خودم چه کارهایی کردم
) مگه اینکه یک سری چیز ها توش بولد باشه مثلا همون دور فرقه که امیر جلو سناریومو گرفت
اما این دور به نظرم از اون دورها میشه که همیشه یادم میمونه
به دلایل بسیار زیاد ... کانفلیکت بین پویا و مهدی، بازی عالی امین و ترسا، گند زدنای متوالی مافیا
و جذب خفنشون و...
) که یهو دیدم گاد یه جدول داد و دیدم ای دل غافل دقیقا بازی از همون تایم شروع میشه 


و بخاطر همین سریع از امیر پرسیدم که اگه من جذب بشم تیری که دستمه به فنا میره؟ که فرمودند بلی
و تصمیمم رو گرفتم تیر رو بزنم بره نهایتا تیره هدر میره دیگه
( از اول بازی میخواستم نگه دارم تیر رو که به جذبی ها بزنم ولی خب تصمیم عوض شد وسط راه)
رفتم تو تلگرام ببینم کی آنلاین میشه کی نمیشه...ساعت 5 دقیقه به 10 بود فک کنم دیدم آرش آنلاین شد
پشت بندش سریع چاوش آنلاین شد
گفتم چرا باید آرش بر فرض بیگناه 10 دقیقه مونده به آخر رای گیری آنلاین شه تو تلگرام؟ اینجا جرقه ی شک زده شد... توی دفاعیه آرش یه سری چیز ها دیدم که به آرش نمیخورد و از طرفی استفاده از لفظ معروف شکمی
حالا شما این سر نخ ها رو بگیر بذار کنار هم... لفظ شکمی آرش و چاوش، آنلاین شدن قبل رای گیری هم زمان، این هول بودن آرش توی دفاعیه و یکی دوتا چیز دیگه که واضحا نمیگم
آرش رو برام تا حدود بالایی گناهکار کرد. اما نمیتونستم اولویتم رو بدم به آرش. چون آرش تا همون لحظه برای من سفید بود یهو بیام بهش رای بدم زنده م نمیذارن فردا تو تاپیک
یه درصد بیگناه باشه که هیچی نابودم...گناهکارم باشه خب اونیکی تیم+ فرعی رو چه کنم. لحظه آخر گفتم ولش کن بذار ریسک میکنم آرش رو میذارم اول یا اعدام میشه یا نمیشه دیگه. فرداشم اشکال نداره چالش خوبیه ببینم میتونم زنده بیرون بیام یا نه ( تقریبا مطمئن بودم مهدی و یاسین ولم نمیکنن
)
اونجا به امین شک وکیل کردم

گفتم اگه محمدامین هم سناتور باشه اشکال نداره فدا سرم منکه دراوردم مسیر بازی رو بقیه هم راحت در میارن با خیال راحت بزنم بره که تمومه و بردیم در نهایت
و این به نظرم بزرگترین اشتباهم بود
و تیم فرقه م شد: امین ، ممدرضا، فری (محمدحسین)
اگه میموندم قطعا بازی درخشانی انجام میدادم چون کامل مسیر برام درومده بود...بیگناها و گناهکار ها و حتی فرعی هام رو دراورده بودم
و فقط به نظرم تا حدودی ترسا اذیت میکرد ( کما اینکه 5 درصد احتمال فرقه داده بودم بهش) و شایدم سعید که هی گیر بده به من که چرا رای دادی بهم 
منی که معمولا وقتی میمیرم دیگه تا ته بازی تاپیک رو اصلا باز نمیکنم و تهش میام میبینم کی برده کی باخته فقط
از یه جا که از دستم در رفت بازی دیگه نشد دنبال کنم متاسفانه وگرنه کامل و جامع تر به نظرم میشد نظر داد راجع به بقیه بازیکن ها 


این دورم از یک شخصیت سینمایی الهام گرفتم، البته احتمالا نتونستم خوب درآرمش، ولی خوب شما حدساتونو بگید، دوست دارم
) بری سمت پویا و جفتتون و از بازی خارج کنی خیلی هنری تر و تاثیر گذار تره تا اینکه سیاستمدارانه بازی و بر علیه پویا کنی، یا این یا اون، اگر در اون لحظه اون تصمیم و گرفتی که یک تنه از بازی خارجش کنی، دیگه پشیمونی معنی نداره بنظرم، افتخارم داره.
what's done is done. تغییر رو با آغوش باز بپذیر و این تصویر جدید رو به رسمیت بشناس، انرژی ای که توی این بازی گذاشتی با این وقت کمت، برای اینکه برگردی به همون محمد حسینِ دوست داشتنی و معصوم، باعث شد از اتفاقاتی که اطرافت می افتاد غافل بمونی، درمورد اون اشتباهت هم هر وقت خودت صحبت کردی میتونم نظر بدم، اما فعلا از نظر من با شناختی که ازت پیدا کردم نباید ازت سر میزد، اشتباه پیش میاد، اما پذیرفتنش از جانب جمع، به عوامل زیادی بستگی داره. اما یک نکته توی اون اتفاقات برای من جالب بود، تو میگی من میخواستم برگردم به همون محمد حسین همسطح، اما چنین حرکتِ خلافِ جریانی، نشون میده که نه، محمد حسین خاص تره و با جمع مطابقت کامل نداره، من بزرگترین ایرادت و همین میدونم، که برای تفاوت هات اونقدر ارزش قائل نشدی و به رسمیت نشناختیشون. به نظرت اگر همسطح بودی انقدر اون اشتباهت تو رو توی بازی سیاه میکرد؟ در نهایت بنظرم همون مسیری رو برو که ازش لذت میبری، اما من میخوام محمد حسینی و ببینم که از اون کنوس خالی تونسته یک شاهکار خلق کنه نه صرفا نگران تصویرش باشه و از انتظاراتی که به دنبالش داره فراری باشه. تو میتونی چیزی که بازی میکنی نباشی.
البته انسان یک حیوان دوپاست و در ابتدایی ترین کارکردهای ذهنش شبیه به اجدادشه، بنابراین واکنش هاش در مراحل اولیه شبیه به هموناست اما وقتی که از اونها بگذره میتونه تشخیص بده که کجاها اشتباه کرده و چیکار باید بکنه که این اشتباهات رو دوباره تکرار نکنه، بنابراین نذار غریزه ات بخاطر این تغییراتی که ایجاد میکنی کند بشه و فراموش کنه.
) سرزندگی و شیطنت ذاتیش جزو ادویه های بازی به حساب میاد و هروقتم اراده کرده بازی های خوبی به نمایش گذاشته. این دور هم با وجودیکه منو اون یاد راکونه انداخت اما داشت خوب پیش میرفت و به قول خودش قطعات پازل و داشت میچید کنار هم اما خوب تصمیم اشتباهی گرفت برای زدن ممل. شاید خیلی عجله کرد در انتخاب تارگت، وقتی هنوز دیتایی نداری به اونصورت که بتوین باهاش تارگت انتخاب کنی اونم در اوایل بازی تیر زدن اشتباهه باید تا جایی که احتمال اطلاعات گرفتن از شب هست تیر و نگه داری تصمیم آگاهانه بگیری. اما توی بحثاش هم بعضی وقت ها دست رو موضوعاتی میزاره که نتایج خاصی به دنبال نخواهد داشت بخاطر همین باید روی انتخاب موضوعات دقت بیشتری به خرج بده، به نظرم ذهن این رو داره که بخواد از روی متن به مفهوم و از مفهوم به ایده و از ایده به نیت نویسنده پی ببره، مهم فقط اون پروسه اشه که به هر دلیل (یا تنبلی، یا نا آگاهی) بهش نمیپردازه و نیمه کاره رها میکنه و بخاطر همین تصمیماتش معمولا اشتباه از آب در میاد.
البته خودشم گفته ظاهرا میخواد برگرده به ورژن قدیمیش که من چیز زیادی یادم نیست، ولی اگر دور بعد باختی دلیلش تغییرت نبوده احتمالا، دلیلش این بوده که بازی شناخته تورو، پس زیاد تغییر کن.
از بازی تیمی که امین توش باشه میشه فهمید که رهبر کیه، باهاش تیم نبودم ولی میتونم حدس بزنم که چارچوب تعیین میکنه قطعا برای تیمش، منتهی چارچوب خیلی کلی هست و محدود نمیکنه بازیکنارو. بازی امین یک ساید اکتشافی خیلی باحال داره که من نمیدونم چطور بهش رسیده ذاتی بوده یا چی؟ یک جمله رو دنبال میکنه، تصویری که دارم توی ذهنم ازش اینه که جمله هه زنده میشه و امین و میبره دم خونه نویسندش میگه، بیا این منو به این دلیل نوشته

انی وی، محمد رضا هم من که نفهمیدم فلسفه وجودش چی بود حقیقتا؟ یهو ساعت 5 به 10 میومد خودشو میبرد دفاعیه، اعدام نمیشد، بعد دوباره میومد نزدیک دفاعیه چندتا پست میداد، که پست هاش استاندارد رو داشت ولی انقدر کم توی بازی بود که نمیشد اثری از ذهنش پیدا کرد، به همین دلیل سوار فرضیه قربانی شد و بازی بیگناها و تا حدودی مافیا رو هم تحت تاثیر همین قرار داد، اینکه بگیم فرقه با علم چنین ایده ای رو توی بازی کاشته شاید درست نباشه، یادم نمیاد اولین بار کی چنین حرفی زد و این ترس و انداخت به جون بازیکنا، اگر بیگناهی بوده باید جواب پس بده به نظرم
اگرم خود فرقه بوده آفرین. تاثیر جادوی کلمات و نباید نادیده گرفت به هر حال. اگر محمد رضا اعدام میشد به عنوان اولین گناهکار فرقه ضربه بدی میخورد، چون دیگه این مانع روانی قربانی برداشته میشد، این که قربانی نباید اعدام بشه یک جورایی ذهن بیگناها رو به کل از فرقه کور کرده بود، یه مصیبت دیگه هم تو بازیای ما اینه که قابلیت استخراج دیتا از متن بسیار سخت و نادره، بخاطر همین اکثرا دنبال اعدامن برای بررسی رای ها، این به همون مانع روانی قربانی بر میگرده، یه جورایی مهمترین منبع دیتای بازیکنا گرفته شد.
اما پیشرفتی که ازش دیدم توی این بازی تسلطش به اعصابش بیشتر شده و قابلیت تحمل فشارشم بالا رفته و نا امید نشد، زیر اون فشاری که آرش روش ایجاد کرد خوب دووم آورد و نذاشت که بقیه بازیش تو سایه اون جریانات قرار بگیره، که البته اعدام آرش هم بهش کمک کرد، اصولا وقتی مخالفینت به هر طریقی از بازی خارج میشن تو اعتماد به نفست میره بالاتر و احساس آزادی بیشتری میکنی. من یک الگویی هم توی بازی گناهکاریش دیدم که نمیدونم اتفاقی بوده یا حکمتی توش هست، وقتی گناهکاره پست اولش محکم نیست و نشانه هایی از استرس و اجبار میبینم، و جالبه که خودشم میگه استرس دارم، شاید چون واقفه که از جملاتش نمایانه و میخواد خودش اول از همه بگه که دردسر نشه براش؟ تصویر کلی بازیش برای من لذت بخش نبود اما به غیر از مقاطعی از بازی که ناخن میکشید روی سطوح بازی خوبی بود. برای بردش هم به تنها کسی که اعتبار میدم خودشه، چون براش عرق ریخت. تبریک میگم بهتون.
به عنوان نقد سختگیرانه از منظر اجرای نقش، نقش جلاد و من خودم یا نمیگیرم یا وقتی میگیرم که بدونم میخوام برم توی بازی برای اعدام گزینه هام، ممکنه نتونم اعدامشون کنم اما اگر چنین نباشه، جلاد چیه بغیر از یک بازی خوان؟ توی این دور هم پیش بینی اعدام ها سخت نبود اما عماد به نظرم اون آزادی ای که نقش جلاد داره رو خوب ارائه نداد، سیریسلی، جلاد بدون نقاب و گیوتنش جذابیتی برام نداره و عماد نقاب رو داشت ولی گیوتین رو نه.
و باز هم تبریک دیگری به امیر عزیز، که چقدر نقش ها رو با توجه به بازیکنا تقسیم کرده، اصلا وقتی به گذشته نگاه میکنم و چیزایی که از این مسیر به یاد میارم تموم تن و بدنم میلرزه
اینا تصادفی نیست بخدا
و هادی هم از عهده این نقش به خوبی بر اومد و بنظرم یکی از دلایلی بود که امیر در پوست خودش نمیگنجید. و از همه مهمتر، برای شخص بنده هادی پویا رو اعدام کرد، والسلام
امیدوارم برگرده. بازش تا جایی که بود بیشتر سوال های بازجویی کننده بود و من با اینکه رضا رو میشناسم و چنین حالاتی داره در کل توی بازیش، اما یک نوع شیطنت خاص توی بعضی سوالاش هم حس کردم، رضای قدیم وقتی بی گناه میبود انقدر راحت بازی نمیکرد، یعنی همپای تلاش و سماجتی که داشت حس وظیفشم نمود داشت توی بازی. البته این تیکه صرفا برداشت شخصیه و اونقد توی بازی نبود که بشه برداشت دقیقی کرد.
بازی ای که توش اینتراکشن نداشته باشه و احساسات شخص بروز نکنه، خوندنش برام لذت نداره، نه که حالا احساساتی هم که بروز میده اون تو واقعی باشه
شاید ازش یاد بگیرم، اما برامم غم انگیزه، غم انگیز مثل افتادن مگی روی تخت بیمارستان : ( همین چیزا رو مینویسم که سحر میگه آدم یاس فلسفی میگیره باتو حرف میزنه
ده دقیقه تا انهدام، 9 دقیقه تا انهدام....کم کم دیدم این انهدامه قرار نیست بیاد و هادی خوشحال و خندان داره ملق میزنه برای خودش، اونجا اولین بار گفتم اوکی این پویا نیست، و به این فکر نمیکردم جوکر باشه، فکر میکردم اثرات پیری و بی حوصلگیشه
توی بحثش با مهدی هم قاطعیت پویایی رو نداشت، اصلا شروع اون بحث برای پویا عجیب بود، از نظر زمانی و با پویای تروریست مثلا خیلی فرق داشت و یا پویای فدایی، در حین خود بحثم من متوجه نمیشدم چرا دستشو میاره بالا ولی نمیزنه
و به عنوان آخرین علامت سوال، اون پستش بود که حاوی جملات احساسی ای بود که من هم جزیی از شمام و دوست دارم بهم توجه بشه و ... من حس میکردم واقعی نیست، چون پویا توی بازی یادم نمیاد از این حرفا زده باشه، حتی وقتایی که گناهکارم باشه نمیاد از احساسات بقیه سو استفاده کنه
اون پست جاش توی تاپیک تحلیل بود برای پویا
اینا علامت سوالایی بود که از بازیش حین بازی به ذهنم رسیده بود، که همش اکثرا جواب داده شد توسط خودش.
تو شوکم.
ولی اینکه شهردار میتونست مستقیم خارجش کنه جالب نبود برام، به نفعشم شد، الان من سوالم اینه که آیا دکمه ای از مهدی سراغ داشتی که زدی که دکمشو بزنه و تو بری بیرون؟ یعنی روی مهدی عمدا کار کردی یا خودش باعث شد؟ البته مطمئن نیستم بخوام جوابشو بدونم

من اینجا باز یه نیمچه توهم دیگه بزنم با اجازتون، و کردیت این شناخت ها رو هم مقداری به بازیکن شناسی گاد بدم. من هرچی بیشتر فکر میکنم و با خوندن تحلیل ها و کاملتر شدن تصویرم از بازی، دارم به خوب بودن خودم شک میکنم و بیشتر دست گاد و رو سر خودم حس میکنم
اگر یادتون باشه توی بازی هم گفتم تشخیص گناهکارا وقتی من هدفشونم برا راحت تره، ممکنه از این قابلیت سو برداشت بشه که فری هرکی بهش اتهام بزنه براش گناهکار میشه که صحت نداره، اگر مرض داشته باشه و هدفش من باشم امکان این که بفهمم خیلی بیشتره. این که دیگه منطقیه، چون وقتی کوسه بخواد تو رو بخوره میتونی دندوناشو بشماری قشنگ، توی حمله معمولا نگه داشتن گارد دفاعی سخت تره و اگر توی بیگناه خودت خوب بازی کرده باشی تلاش های گناهکارا برای اعدامت سخت تر میشه به همین دلیل امکان اشتباهشون بیشتر میشه. این توضیح و دادم که بگم اگرمن میگم آرش و حدس زدم یا عرفان و ممل و دلیلش این نبوده که خودشون بد بازی کردن، که البته ممل واقعا بد بازی کرد
اما من از بازی آرش اشتباه فاحشی به خاطر ندارم، حد اقل دیگه در حد 6 و 5 هایی که حواله این و عرفان کردید نبودند. که برای شخص من ارزشی هم نداره این نمرات. برای آرش تنها نکاتی که شاید باعث شد بهش شک کنم ایناست: 
به نظرم در ابتدای بازی حداقل نباید این کارو میکردین، که البته خودتم اشاره کردی که بازی رو درست پیش بینی نکردیم. به غیر از این ها ولی کاملا موافقم، پتانسیل ها دیده نمیشن تو چنین شرایطی و فقط ماحصله که دیده میشه، چون من وقتی اومدم توی گروه از میزان ایده ها و نبوغی که دیدم شبیه یک تیمی که شکست خورده یا در آستانه اشه نبودید و مشخص بود که همون سنگ ریزه ها لای چرخ ماشین باعث رقم خوردن اتفاقات بوده. همون تایم کوتاه همگروهیم با چاوش خودش بدون اینکه بهش بگیم راهنمایی میکرد که چی بگید اینجا و چی نگید و حس رهبر بودن گرفتم ازش و حمایتم میکنه هم تیمیاشو که ویژگی ایست که بسیار میپسندم.
چون وقتی که بیگناهم هستی باید یه نیم نگاهی به آینده و گناهکاریتم داشته باشی
اما در کل اینکه بی انصافی شد در حقمون چه این دور چه دور 11 موافقم باهات، درک نمیکنن که هنر مارو

سوتی بدی هم داد که البته هیچ فرقی هم به حالش نداشت، فکر کنم فاز اول اومد که بگه من تغییر کردم و اسکیپ نمیکنم بنده خدا ولی نشد بازو گند خورد شد به بازیش ولی شروع خوبی بود، بالاخره از یه جایی باید شروع کرد، دارم تغییراتی درش میبینم اگر خدا بخواد، ضمن اینکه سبکش هم به شدت پتانسیل تکراری شدن و داره و باید یک فکری هم به حال اون بکنه.


کسی اگه سوال خاصی داشت میتونه تو تلگرام بپرسه 
متاسفانه برای من و خوشبختانه برای بازی، این دور حواس آدمها به این قضیه جمع شده بود و دید منفی به افرادی که اول بازی نبودن ایجاد شد
بنده خدا محمدامین فاز اول نبود، بعدش حتی برای حداکثر فعالیت هم رفت دفاعیه اما باز حس منفی بهش بود. از اونور، کسایی که وسط بازی نبودن اوضاعشون خوب شد البته هنوز 

اما چون به نظرم وکیل بود و به وکیل نیاز داشتیم برای بردن بازی، سانسور کردم خودم رو و زارت بعدش پویا ازم پرسید چرا در مورد مهسا چیزی نگفتی
کلا سر همین قضیه، این دور به طور خاص خیلی سعی بیگناه بازی کردن نداشتم و مورد بالایی که گفتم نقض میشه. چاوش بیگناه هیچ موقع پویا رو ول نمیکرد 
اعدام آرش کاملا به خاطر نفهمیدن جو بازی توسط من و تیممون در خصوص اینکه رایها کدوم سمت قراره بره بود. توی این دو فازی که اعداما نزدیک بود، اگه جای آرش، محمدرضای فرقه اعدام میشد یا فاز قبلترش جای مهسا، ترسای قربانی اعدام شده بود که تیم ما، به خصوص آرش جزو سردمداران اعدامش بودیم، شرایط بازی خیلی فرق میکرد و به نفع مافیا میشد 
در کنار اینها، آرش بهترین همگروهی هست که میشه یه نفر داشته باشه. تا آخر بازی همراه تیم بود، همواره کمک فکری میداد، با اینکه حتی اگه مافیا میبرد هم برنده نمیشد چون نقشش مزدور بود و شرطش ارضا نشده بود. خیلی خوب و دوست داشتنی هست آرش



فری در این زمینه فوق العاده عمل کرد و هیچ نخ خاصی نداد و صرفا کلیت بازیش نخ بود که من نفهمیدم و کردیت ش کامل به عرفان و آرش تعلق داره. یکی بخواد بگه ستون پنج چطوری باید بازی کنه که جذب شه، بازی فری هست. صرفا میتونست یه مقدار بیگناهانهتر بازی کنه که بعد جذبش راحتتر تا آخر بازی بره، بازیای که داشت میکرد جوری بود که وقتی به نفرات آخر و اعدامای حسی/رندومتر برسه، جز گزینههای اول میبود 
گاد هم خسته نباشه، قوانین جالبی اضافه کرده بود که کلی زحمت برای خودش تراشید. در طول بازی که به زور رسیدم به پستها و نخوندم داستان رو و اسکیپ کردم، ایشالله در آینده نزدیک داستان رو هم بخونم و لذت ببرم ازش، مطمئنم فوق العادهس

وقتی پسرعمو بهم پیام داد من اصلا در شرایط روحی مناسبی نبودم و یکی دو هفته خیلی بدی رو سپری کرده بودم ، در همین اوضاع بود که جواب mri زانوم هم اومد و acl رباطم پاره شد که شرایط روحیم با این خبر هم بدتر شد. خلاصه حال هیچی رو نداشتم ولی خب زندگی همینه و پستی و بلندی داره . با پسرعمو خیلی حرف زدیم و خلاصه تصمیم گرفتیم به خاطر اینکه فکرم جای دیگه درگیر شه و یه ذره بتونم اون اتفاقات رو فراموش کنم بازی کنم. با پویا هم مشورت کردم و اونم با این تصمیم موافق بود. وقتی دیگه تصمیم گرفتم بازی کنم ، به خودم گفتم ایندفعه همه پستها رو باید بخونم و کمتر احساسی بازی میکنم که خدا رو شکر همینطور هم شد و تونستم خوب بازی کنم که از خودم راضی هستم.
مسخره هست خب ، پس نفر بعدی فریه .
و اون شبی که فری رو میخواستم بزنم روزش گفتم باهاش بحث کنم یه ذره 



چاوش بنده خدا تایمش به ما نمیخورد و این دور هم زیاد فعال نبود ، هر از چند گاهی وقت میکرد میومد یه پستی میداد و میرفت و مشخص بود اون چاوش بیگناهی که ما مد نظر داشتیم نبود که تو شب هم خیلی زود وداع تلخی با مافیا داشت
نمره دیگه بهش نمیدم چون کم بود.
این دور البته من خیلی زود به گناهکاریش پی بردم که یکی از دلایلش این بود چون با هم همتیمی شده بودیم دیگه به یه شناخت خوب ازش رسیدم، عین همه دورها خوب بود بهش ۷.۵ میدم. مملگر : همشهریمون هم که یکی از خوبهای مافیای ما هستش ، بعد از اعدام آرش من دیگه مطمئن شده بودم ممل هم یکی از مافیاها هستش و روش خیلی اصرار کردم که حتما رای بدیم ، نکته جالب توجه در اعدام ممل ، رای ندادن محمد حسین بهش بود
مملگر هم در این دور عملکرد خوبی داشت و عین همیشه خوب بازی کرد ولی خب اونم نتونست ورق رو برای تیمش برگردونه، به ممل هم ۷.۵ میدم. میرسیم به عرفان که این دور یه ذره زیاد عصبی شده بود و شاید به خاطر لو رفتن تیمش بوده که زود یکی یکی یاراش رو از دست داده بود و بیگناهها هم روش اجماع کردن و عرفان رو هم از بازی خارج کردند
پست اخرش واقعا خوب بود واقعا در مورد فرقه به نکته خوبی اشاره کرده بود واقعا میشد فرقه رو اعدام کرد چون مشخص نبود چند تا جذب موفق میتونن داشته باشند، ما فقط یه روی سکه رو میدیدیم که شاید در جذبها موفق بوده باشند که تا اخر هم دیدیم اینطور نبوده و اعدام نکردن هاشون باعث بردشون شد. به عرفان نمره ۷ میدم.
امین عضو دیگر گروه فرقه هم یکی از بهترینهای بازی بود و خیلی خوب تونست با ایدهها و پستهاش بیگناه ها رو فریب بده و یکی دیگر از ارکان موفقیت فرقه بود. فاز سرعتی تنها کسی که از تمرکز کافی برخوردار بود امین بود که بخوبی از این تمرکزش استفاده کرد برخلاف دیگر پلیرهای بازی در اون برهه زمانی. به امین هم ۹.۵ میدم.
در مورد بازی خودش کامل توضیح داد ، انقدر توانا هس که بتونه هر نقشی رو بازی کنه و هر کاری خواست تو بازی کرد ، هر چی ازش تعریف کنیم کمه ، ایشالا یه دور بشه تقش ض ض داشته باشه تو شب بزنمش
تو روز که حریفش نمیشه کسی
نمرش هم که ۱۰ هستش 
پویا رو که اون ننداخت بیرون ، شهردار بازی انداختش بیرون به هادی چه ربطی داره
یکی از باگهای بازی بود این مورد
در کل خوب بازی کرد و همون استراتژی دورهای قبلش رو پیاده کرد و حدسهای خوبی زد و در اخر هم تونست برنده بازی شه . نمره هم بهش ۹ میدم.
حیف شد اونجوری از بازی خارج شد که خودش دلایلش رو توضیح داد، مطمئنا اگر در بازی میموند خیلی به بیگناه ها میتونست کمک کنه و شاید برنده بازی بیگناهها میشدن .
هادی هم اصلا قبول ندارم بردش رو ، پویا رو هادی ننداخت بیرون که ، شهردار بازی انداختش بیرون
در کل گاد عالی بود و یکی از دلایلی که اول پستم توضیح دادم پسرعموم بود که کاری کرد بازی کنم چون اصلا قصد بازی نداشتم ، درسته بیگناها نبردن ولی خب تجربه خیلی خوبی بود و خوشحالم که در این دور حضور داشتم. خلاصه این پسرعموی ما کارش خیلی درسته

) پس شاید بهتر باشه بگم صبحتون بخیر. : ))
مشکل اینجا بود که من در دفاع از این اتهام هرچه گفتم؛ صادقانه بود و بدون آگاهی از معنای این دو کلمه در پستم آوردم. بله، امتیاز منفی داره برام.
ولی چرا اصلا به ذهن من خطور نکرد که این دو کلمه چه مفهومی در بازیمون داره؟ ساده هست. چون من هیچ وقت در تمام ادوار مافیایی که بازی کردم؛ نه در نقش نخ دهنده بودم و نه نیاز بوده که نخ بگیرم. تنها مواجهی من با نخ در دور دوم همین سایته که مافیا بودیم و باید ستون پنجم رو پیدا میکردیم. اون دور هم من شروع بسیار بدی داشتم و مشغول بازی خودم بودم فقط. خاطرمه که حتی وجود نقشی که میتونه جذبمون بشه فراموش کرده بودم. تا اینکه آخر هم بقیهی بچهها نخ مهدی رو گرفتن. شاید اگه خوب فکر کنن یادشون بیاد که من چه قدر واسه پیدا کردن نخ ستون پنجم تو دیوار بودم. 

آرش رو که بهتره نگم.
) شدم و ترجیح دادم حالا که میخوان باهام مدارا کنن جلوشون رو نگیرم.
البته اواخر فاز سه حسم به چاوش مثبتتر شده بود. در تحلیل خودش بیشتر توضیح میدم. 


هم با اینکه خیاطش کمی افت کرده، ولی اون ویژگی لباس قبل اعدام و یک لباس دائمی، خیلی قوی بود از دید من و رو بقیهش هم میشد بازی کرد. یاکوزا هم با اینکه احتمال جذبش بالا نبود (حدود 30-35 درصد بسته به فازش)، ولی به هر صورت نقش بسیار قوی و تعیینکننده هست. مزدور هم میتونه مشابه یکی از نقشهای کمترقوی ادوار پیش مافیا باشه و جالب بود. تنها پیشنهادی که در این بخش میتونستم بدم این بود که تحت هر شرایطی با مافیا ببره، علاوه بر برد فردیش؛ که البته اینم تو نتیجه تاثیری نداشت.
رو هم رعایت میکنید و حداکثر 3 تیر موفق به مافیا میدید که بیگناها با کمتر از 3 اعدام اشتباه نبازن. این یک تعادل کامل و صد درصد درست هست و نمره 10 از 10 میگیره به عنوان بالانس، اگه نقشا هم متناسب توزیع بشه. حالا تفاوت این دور با چنین بالانس سادهای چی هست؟ من اسمشُ میذارم درجه آزادی یا درجه سختی بالانس. در اون مثال 12 نفره، بسته به نقشها، درجه سختی بالانس میتونه 1 یا 2 باشه. یکی برای تقابل مافیا/بیگناه و یکی هم برای نقشها. اما در بالانسی مشابه این دور، درجه سختی بسیار بالاتر هست. تقابل مافیا با فرقه داریم و با بیگناه. تقابل فرقه رو داریم با بیگناه. تقابل جلادُ داریم با همه اینا. و نقشی که شغال/محافظ دارن هم اضافه کنید. بعلاوه نکته بسیار مهم این دور که نقش وکیل مدافع شیطان بود. وکیل با اینکه در نقشها نبود، ولی تاثیر بسیار مهمی در بازی گذاشت و به درجه سختی بالانس اضافه کرد. البته، اگر میبود، درجه سختی از این هم بیشتر میشد، ولی خب همینی که نبود هم به حد کافی تاثیر گذاشت در بازی.
به همه اینا که گفتم حضور جوکر هم اضافه کنید. در مجموع از دید من سختترین بالانس امیر بود و اگر اتفاقات بازی هم لحاظ کنیم، بهترین.
بقیه موارد هم کاملا متناسب بود و همه تیمها ابزار قوی و کافی برای برد داشتن که بسیار عالی بود. بنابراین از این نظر هم خیلی خوشحالم که امیر چنین چینشیُ در بازی ایجاد کرد که شاید بتونم بگم خصوصا در چینش تیم مافیا، پویایی
بود. شخصا اگه خودمُ به جای گاد بذارم و بخوام تغییراتی اعمال بکنم در نفرات که لازم باشه، هیچ تغییر لازمی نمیبینم و همین عالی بوده. جاهایی که لازم نبود، ولی میشد که تغییرش بدم ولی اینها بود:
محمد (چاوش) ُ میذاشتم.
خواستم بگم مهدیُ پلیس میذاشتم و محمدحسین شهردار که یاد جمله محمدحسین افتادم که بهم گفت "من اگه شهردار بودم، رای به خروج تو نمیدادم، به امین میدادم!" اینم پس هیچی. حالا در بخش تحلیل نفرات و شهردار توضیح میدم که از نظر من در چنین بالانسی -مادامی که وکیل و خصوصا جوکر حذف نشده باشن-، خود عمل "زدن دکمه خروج" 1 تا 1.5 نمره (بسته به شرایط بازی) از عملکرد شهردار کسر خواهد کرد و بسته به اینکه چه فردی بره بیرون، حداکثر 0.5 نمرهش بهش برمیگرده. در مورد کاراگاه خصوصی هم چنین چیزی هست. مادامی که شهردار و خصوصا سناتور از بازی خارج نشدن، خود عمل "شلیک تیر" حداقل 1 نمره (بسته به شرایط بازی) از عملکرد فرد کسر خواهد کرد از دید من و برگشت نمرهای هم نداره.
یعنی امین خلفی بسیار بد عمل کرد و یاسین بسیار خوب. اینا رو کامل توضیح خواهم داد در تحلیل نفرات.
، چون نتیجهش با سیستم دقیق امین و سیستم بسیار دقیق و جالب امیر، یکی شد و درنتیجه از همون استفاده میکنم، با یه تغییراتی که در انتهای همین پست خواهد آمد. صرفا به نظرم نوع اعدام محمدرضا اشتباه بود. گاد قبلش اعلام کرده بود که با 3 رای در 8 نفر اعدام میکنه که خب کمه 3 رای. 5 رای لازمه، مگه 4-4 بشه و کسی عوض نکنه. و رایی که اون فاز امین به محمدحسین داد، در واقع تنها رای پرت بازی بود و حتما باید عوضش میکرد و بین محمدرضا/رامتین اولویت میداد. نتیجه البته عوض نمیشد از دید من، ولی ضمن ستایش تیزهوشی دوست قدیمیم، هیچ اعتباری بابت اون تغییر رای بهش نمیدم شخصا و حرکتی هوش ِ سیاه
گونه در دور زدن قانون بود.
و حتما جا داره از بیگناهانی که در بازی بودن سر همین مسئله نمره کم بشه که توجه نکردن. البته میدونم شرایط در فاز سرعتی، اونم به این شکل بسیار سخت و پرفشار هست، ولی حقیقتُ عوض نمیکنه متاسفانه.
علتش هم اینه که مفتخوری در بازی کاهش پیدا کنه و هرکسی که بخواد فردیُ بپرسه، هزینه بسیار سنگینی بپردازه. در دور 8 به همه بیگناها تعدادی سهمیه (رویینتن/سامورایی/دکتر/کاراگاه/پلیس) دادیم. به جز شاید یک نفر، بقیه بدون استثنا در شب 1 یا 2 خواستن بپرسن. خب این از نظر من بسیار بد هست؛ بنابراین چنین هزینهای براش تعریف کردم. ضمنا ظاهرا برای گناهکارا 1+1 حفاظت اثر بیشتری داره تا بیگناها، که درسته؛ چون اگر خواستن یک نفرُ کلا در طول بازی ضد پرسش بکنن که مشابه پدرخوانده فعلی هست.
از بازیکنی که درست و موثر بازی کنه و سعی در سفید شدن هم نداشته باشه حتما حفاظت میشه؛ هم برای اینکه گناهکارا پررو نشن و مفتخوری نکنن و هم برای اینکه بیگناها درستتر و موثرتر بازی کنن و به منفعت جمع بیشتر از خودشون فکر کنن. مثال هم فقط یکی میزنم که سوءبرداشتی صورت نگیره: بنده اگر گاد بشم و بخوام این سیستمُ اجرا کنم، حتما از بازیکنی که نمایشی مشابه امین در دور 10 (که رویینتن بود) داشته باشه، حفاظت خواهم کرد؛ چون دقیقا تعریفم همینه از بازی درست. 
گناهکارا خصوصا در رای دادنُ بستم؛ چون اعتقاد داشتم یا مفتخوری هست یا به روح بازی ضربه میزنه. منتهی در برابر اینا، بیگناها هم (عمدتا بدون اینکه اطلاع داشته باشن) از یه سری ترفندها استفاده کردن که منجر به این شده که در هر دوری تعدادی از بازیکنها برای بیش از 80-90 درصد بازی سفید بشن. شخصا نظرم اینه که تعداد کمتری ازشون شایسته بودن. ولی فعلا بحثم شایستگی داشتن/نداشتن نیست. شما به دور 6 نگاه کنید. هیچ بازیکن سفیدی نداریم در انتهای بازی. ولی به ادوار اخیر نگاه کنید. همیشه حداقل 3-4 نفر بودن. اتفاقا ممکنه تو اینا گناهکار هم باشه ها، که هست.
منتهی بازی به سمتی رفته که من نمیپسندم حقیقتا و از اصل خودش خارج شده. اصل چیه؟ شما مافیای حضوریُ ببینید. هر بازیکنی سفید بشه شب میزننش. امکان نجات هم بسیار کم هست. اینش خوبه و باید در بازیهایی که من گادم حداقل، اجرا بشه. منتهی اونجا هر بازیکنی که قوی باشه هم میزنن.
اینش بده و ما با دادن نقشهایی مثل رویینتن و سامورایی و سایر نقشهای ضد ضربه، این مفتخوریُ حذف کردیم. منتهی مفتخوریهای دیگری اومده جاش که اونا هم بهنظرم باید حذف بشه.
و اعدامشون کنه (اتفاقا گناهکارا رو این هم میتونن بازی کنن.
) یا شب پرسیده و کشته بشن. درواقع سعی بر این هست که بازیکنا به سمت درست بازی کردن برن و میزان مفتخوری و راحتطلبی کاهش پیدا کنه و هرکسی مزد زحمت و تلاششُ بگیره. قطعا کامل محقق نخواهد شد، ولی بهتر از حالت فعلی که در ادوار اخیر (خصوصا گادی خودم، که سوءبرداشت نشه) هست.
وقتی اینقدر برد سخت بشه، اهمیتش هم کم میشه بهنظرم و به خود بازی بیشتر توجه خواهد شد و ناراحتی از باخت کمتر خواهد شد.
بنابراین بحثش قطعا بسیار کمتر خواهد بود. هدف اینه یه بازی طراحی بشه که وقت زیادی نخواد. مهمترین ایرادش اعدام اول هست که خیلی کاریش نمیشه کرد. مرگ در شب و ... رو میشه با حفاظت و پرسش به تعادل رسوند.
ولی برای محمدرضا خیلی دلم میخواست فرصت خوب بازی کردن و خودی نشون دادن براش ایجاد بشه. اما سرش خیلی شلوغ بود. :" میدیدم که براش مهمه، اما نمیدونستم چه طور کمکش کنم. همون قدر که فعالیت داشت هرچند که کم بود، به نظر من خوب بود. و همین که پستها رو کامل میخوند و تو گروه هم حمایتمون میکرد واقعا حس خوبی داشت. اما احتمالا پررنگترین بخش بازیش زنده بیرون اومدن از چهار دفاعیه بود که تاثیر مستقیم و بینظیری رو روحیهی تیم و انگیزه به بردمون گذاشت. میتونست با وجود مشغلههاش و شرایط بازی هر موقعی ول کنه و بره، ولی موند و در اون شرایط ادامه داد. متاسفانه پستهاش خیلی کم خونده میشد و خصوصا فازی که از بازی رفت؛ احتمالا هیچکس پستهاش مربوط به رامتین رو نخوند. که خیلی حیف بود. من شدیدا مشتاق دوری هستم که با زمان و انرژی زیاد وارد بازی بشه و نشون بده محمدرضا کیه. 

چون تو بازی خود پویا بیشتر از هرکسی به اون دیدگاه "پویا در همه چیز خوبه، اشتباه نمیکنه، غوله و..." دامن میزد. هیچ جای بازیش و حتی قبل از بازی تا اون پست، شبیه این نبود که همچین چهرهای از خودش رو میون بقیه دوست نداره. و خلاصه، من نمیفهمیدم چی به چیه و اصلا قضاوتم از بازیش درست هست یا نه، واسه همین ترجیح میدادم بهش فکر نکنم زیاد.
تا اینکه اون شب با کنار رفتنش پازل تکمیل شد. این بازی قطعا تاپترین و آموزندهترین چیزی بود که دیدم. واقعا خسته نباشی.
به دید من نقش خیلی خفنیه و اوج اعتمادت به قدرت و مهارت یک شخص احتمالا اینه که بهش شغال بدی. یعنی فرد رو در سطحی میبینی که بره و هرکس رو بهش میگی اعدام کنه. مشکل فقط اسمشه که یک مقدار ناجوره. اون هم چون گادمون یکم روحیهی زمختی داره.
شما ببخشیدش.
بازیهای ما واقعا سخته، داشتن حق انتخاب واسه چه جوری بردنت احتمالا قرنی یکبار اتفاق میفته.
بازی خیلی قشنگی بود، خسته نباشی.