جدیدترین‌ها

بازی دور هفتم مافیا | Unfinished

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
643
پسندها
112
@مهدي

يادم رفت بگم ب هادي برگردوندم رايمو خواستم ب زحمت نيفتي :دي

- - - Updated - - -

بسم الله چرا همه دارن برا من سيس ميگيرن؟

خلفي تو ديگه چي ميگي : )) عجب رويي داريا فردا باهات كار دارم امشبو خوب بخاب :دي
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
549
پسندها
25
داري ميگي طبق تحليل فعلي . تحليل من قبل از پست گاد بود و طبق فرضيات خودم ك توضيح دادم چرا
چشاي من در حال حاضر خواب دارن فقط والا

ذوقت رو در رابطه با رامتين و احتمال مافيا بودنش نگفتم مشخصا . ذوقت در مورد اينكه ر..ده شده ب تحليل من گفتم و اون كنايه اي ك گفتي بيا ببينم ديگه چي تو ذهنته با خنده .

ذوق كردي از اشتباهم و سيس فاتحانه گرفتي يجورايي :/
عرفان
آها دلیل اونو می خوای؟ چون با یه استیل گنده ...زی اومدی گفتی مهدی داداش خیلی سادس که من فکر کردم خنگم. وقتی دیدم خنگ نیستم خوشحال شدم :دی
خودت تحلیلت هم مسخره بود البته با احترام. یه جوری اون لباس رو رد کردی که اصلا به یاد ندارم عرفان تحلیل گری که می شناسم اونطوری ساده چیزیو رد کنه. لامصب تو تمام سناریو هارو توضیح می دی چی شد یهو اون پست رو دادی؟

الانم یه دور پست هات رو یه نگاه انداختم. پست آخرت از شک تقویت شده ات نسبت به گناهکار کلفت بودن رامتین اگر اشتباه نکنم حرف زدی. اون تغییر رای به هادی معنیش چیه اونجا؟ توضیح بده یکم در مورد رای ات. درکل مرض خاصی رو بهم القا کردی با این حرفات.
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
اینا تیکه های داستانن که نظرمو جلب کردن:دی
تیمسار که براش قابل قبول نبود هادی باهاش اینطوری حرف بزنه، یه گلدون برداشت و پرت کرد طرف هادی، البته هادی جا خالی داد و گلدون بهش نخورد
هادی هم مظلوم و ناراحت به حرف پویا گوش کرد و رفت.
مظلوم و اینا یعنی بیگناه بوده به نظرم و لباسی نداشته:دی
این پسره محمد امین که جا خوش کرده مثل که، هر شب میره تو تخت من می خوابه، روبدوشامم می پوشه، فکر کنم میدونه من می بینمش می خواد لج منو در بیاره.
همون قضیه لباسی که مطرح شد که امشبم تکرار شده.
رامتینم که باز دوتا قرص انداخت و راحت گرفت خوابید،
اینم میتونه همون حفاظت دکتر یا لکتر باشه. ولی نمیدونم کدوم باید فردا راجع بهش فکر کنم.
جالبه رضا هرجا پاشو میزاره، تلفن قطع میشه و موبایل آنتن نمیده،
ظاهرا فرقه به کاهدون زده:دی
طوفان و قطعی برق و اینا هم شاید اشاره به قاتل و بقیه نقشا داره که باید بررسی بشن به نظرم.
چیز مشکوکی روی آب استخر دید، جلو تر رفت و با رامتین روبرو شد، نکته عجیب این بود که لباس نظامیش تنش بود و توی آب استخر غرق شده بود. به نظر خودکشی میومد،
نمیدونم این کلمه خودکشی چقدر درسته چقدر نه! اگه رامتین مافیا باشه به نظرتون خودزنی میکنن؟:دیاگه نه کلمه خودکشی چرا باید استفاده شه؟
بیاین گاز یاسین رو گرفته
این به نظرم میتونه نشونه تیر اشتباه برلین باشه، گازگرفتگی!! در این صورت میشه گفت مافیا هم خودزنی کردن.
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
643
پسندها
112
@مهدي

من استيلم گنده گوزي بود؟ كه چي بشه مثلا؟ قبل اينكه من بنويسم فقط تو نوشته بودي و من با اين فرضي ك تو ذهنم داشتم و نميدونستم تروريست لباس نميگيره گفتم لباس شهردار دادن هم چون نقش تكيه و نميخونه اين لباسو بدن تورو خطاب قرار دادم. من گنده گوزي نكردم داداش ولي جواب تو و سيسي ك گرفتي مثلا برا تخريب من جالب نبود.

تحليل من اصلا مسخره . اونم پنج شيش ديقه بعد پست فاز شب . ازين به چي ميخاي برسي؟ من طبق اين تحليل مسخره و اينكه ازم بعيد بود چيم الان؟

بله من ب رامتين و مهدي هر دو شك داشتم و هيچكدوم بيگناه صرف نبودن برام و راي اولم خلفي بود منتهي با اون دوخطي ك هادي مثلا تو دفاع داد حس رفع تكليفي و مسعوليت ناپذيري ديدم ك نكرده دو كلوم حرف بزنه در جهت پيش برد بازي و اون طرز بازيش صلاح ديدم ك رايم هادي باشه تا رامتين.

ايشالا فردا صحبت ميكنيم شبتون بخير
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
549
پسندها
25
@مهدي

من استيلم گنده گوزي بود؟ كه چي بشه مثلا؟ قبل اينكه من بنويسم فقط تو نوشته بودي و من با اين فرضي ك تو ذهنم داشتم و نميدونستم تروريست لباس نميگيره گفتم لباس شهردار دادن هم چون نقش تكيه و نميخونه اين لباسو بدن تورو خطاب قرار دادم. من گنده گوزي نكردم داداش ولي جواب تو و سيسي ك گرفتي مثلا برا تخريب من جالب نبود.

تحليل من اصلا مسخره . اونم پنج شيش ديقه بعد پست فاز شب . ازين به چي ميخاي برسي؟ من طبق اين تحليل مسخره و اينكه ازم بعيد بود چيم الان؟

بله من ب رامتين و مهدي هر دو شك داشتم و هيچكدوم بيگناه صرف نبودن برام و راي اولم خلفي بود منتهي با اون دوخطي ك هادي مثلا تو دفاع داد حس رفع تكليفي و مسعوليت ناپذيري ديدم ك نكرده دو كلوم حرف بزنه در جهت پيش برد بازي و اون طرز بازيش صلاح ديدم ك رايم هادي باشه تا رامتين.

ايشالا فردا صحبت ميكنيم شبتون بخير

عرفان

من اصلا اصل فرضم رو لباس نبود، من گفتم شهردار که خب بی گناه ساده اعلام میشه. وقتی راهی نمی بینی که شهردار اعلام بشه دیگه اینکه بیای بگی نه لباس نمیتونه باشه خب غلطه.

اووووو بابا به چی میخوای برسی و اینا چیه میگی. من یه گفتگوی دوستانه باهات کردم :دی تو اومدی گفتی مهدی ذوق زده شده بعد الان طلبکارم هستی؟ داداش من در رو که میزنی وایسا درو باز کنن فرار نکن. یه جوری مظلوم نمایی می کنه انگار من چی گفتم بهش.

بیا. هادی رو میگی مهدی. فعلا برو بخواب. اینقدری باهات کار ندارم که مظلوم نمایی لازم داشته باشه. از تو مشکوک تر زیاده فعلا برام تو این بازی. اینی هم که سریع پرسیدی چی هستی به نظر من: از این مرض‌هایی که گفتم به نظرم بی گناه نیستی. بی گناه بودی بامسئولیت تر پست می دادی. گناهکار تیمی هم شاید نباشی. فرعی مرض دار احتمالش بالاتره. فعلا به قول خودت بچرخه ببینیم چی به چیه :دی

- - - Updated - - -

خط اول: نه لباس نمی تونه باشه و رامتین شهرداره*
 
مافیایی
نوشته‌ها
186
پسندها
73
@عرفان
شما اول دلیل رای دادنت به من رو بگو قهرمان :دی
بعدشم عجب رویی داری و نمیدونم همه سیس میگیرن و اینا رو ول کن
 
مافیایی
نوشته‌ها
352
پسندها
4
من این پست رو راجع به داستان شب و اتفاقات بگم و بعد برم پست ها به ترتیب بخونم بیام جلو.

الان دقت کردم. گاد اولای بازی گفته که یک بازیکن با دو نقش داریم. بحث های فری و مهسا رو میخوندم دیدم یک بحث راجع به این داشتن،برگشتم به پست های گاد و دیدم این رو. به نظرم برلین میتونه اون بازیکن با دو نقش باشه. مافیا یا قاتل میتونن زده باشن.

هر چی فکر می کنم چرا مافیا باید به رامتین لباس شهرداری بده چیزی متوجه نمیشم. یعنی واقعاً به قول مهدی سوتی دادن؟ به فرض رامتین بی گناه بوده، شهردار هم نبوده، اون بند رو مطلع نبودن، لباس شهردار دادن و زدن. خب چه کاریه لباس شهردار دادن؟ میتونن خیاطی گادفادری بدن و یک مافیا رو از ذهن بقیه بی گناهان پاک کنن تا مدتی. گناهکار بوده باشه و اون بند رو ندونسته باشن منطقی تره تا بی گناه. توی همون لباس هم توسط قاتل کشته شده باشه و یا توسط اون بند جوکر کشته شده باشه. از اون ور برلین رو مافیا میتونه کشته باشه.

در مورد داستان های شب:

ما چند تا نشونه داریم:

- قرص خوردن (شب اول معین میخوره قرص هاشو، شب دوم رامتین دوباره 2 تا قرص میندازه بالا)
- آنتن ندادن گوشی و قطع شدن تلفن، قطع بودن گاز (شب اول) و گازگرفتگی (شب دوم)
- توی آب استخر غرق شدن (شب دوم).

اون گازگرفتگی و توی آب استخر غرق شدن میتونه فعالیت های مافیا/قاتل رو برسونه. آنتن ندادن و قطع شدن گوشی میتونه فعالیت فرقه رو برسونه. ممکنه به فعالیت های بی گناهان مثل پلیس و کاراگاه ربط پیدا کنه. چون شب دوم برای یک کار مثبت استفاده شده (تصمیم پویا برای زنگ زدن به آمبولانس).

اینکه شب محمد امین داستان خونسرد و بدون نگرانی توی تخت امیر با لباس های خوابِ امیر میخوابه هم میتونه یک نشون باشه که تو دو شب تکرار شده.

- - - Updated - - -

اینکه هم جادوگر رامتین رو هدف قرار داده باشه به نظرم احتمالش کمه برای یک نفری که اینقدر رای اعدامی داره. صفر نیست ولی خیلی کمه.

- - - Updated - - -

امیدوارم این پستم الحاق بشه به قبلی. تو بالانس ها گفته شده قاتل صفره تو بازی :)). یعنی اگر به فرض رامتین مافیا بوده و لباس بی گناهی گرفته، فرقه واقعاً به فکر جذبش بوده؟ برم به پست ها بپردازم، دوباره راجع به این باید فکر کنم.

@گاد عزیز

اگر امکانش هست ترتیب اجرای نقش ها توی شب رو هم توی یک پست بگو. اگر هم جایی گفتی دارم از اول میخونم می بینمش، این بنده ی قاصرت رو هم ببخش. :))
 
کارکشته مافیا
نوشته‌ها
549
پسندها
25
من یه چیزی راجع به انگیزه شهردار از اعمال نقش در اعدامی اول گفتم ولی ندیدم اشاره ای بکنید بعدا. ببینید از نظر من شهردار به جز اینکه خود رامتین باشه (که نیست خب الان با چیزی که از داستان فرعی و اتفاقات شب فهمیدیم) اونجا کاری نمی کنه. اگرم بکنه رای مستقیم به خروج هادی چرا؟ هادی واقعا استیلش به گناهکارا نمی خورد. خب ملغی می کنه منطقا. نمیدونم بهرحال این برداشت من از نقش و فلسفه شهرداره. مگه اینکه دست لیلون باشه. که خب فکر نمی کنم با توجه به اهمیتش.

پس از نظر من طبق این تحلیلم رای خروج دیشب کار سناتوره و به همین دلیل احتمال بالایی که من می دم اینه که رامتین مافیا باشه.

محمد تو هم خیلی گیج می زنی این دور. کجا گفته شده قاتل 0 ئه؟ نوشته 0 یا 1 یا 2.
 
مافیایی
نوشته‌ها
352
پسندها
4
اول اینایی که ازم سوال پرسیدن رو جواب بدم. باید برم بیرون بعد از کارم، برگشتم به بقیه بحث ها ورود می کنم.

@ پویا

اینا احتمالاتی بود که مطرح کردم. 5 تا رو هممون قبول داریم. اگر امیر 6 نفر به مافیا داده باشه میتونه به فرقه قدرت جذب بیش تری بده. یه نکته ای هم هست اینکه بر هم کنش بین دو تیم گناهکار همیشه به نفع بی گناهانه. یعنی به فرض جادوگر یکی از مافیا انتخاب کنه می میره از اون ور مافیا میتونه از اعضای فرقه بزنه. اینا هر دو بالاتر برن در نهایت به نفع بی گناهانه.

@مهسا

اون پستت راجع به پست های همه. یک جا گفتی محمد میخواد مصالحه آمیز همه چی رو رفع کنه و بره و سعی می کنه درگیر نشه. این نوع ورود فکر کنم ورودی هست که من همیشه انجام میدم و بعد با پست های بیش تر بقیه تصمیم خودم رو می گیرم.

اون رفتار دوگانه ات که گفتم رو صفر و یک در نظر بگیر. ببین مثلاً میای میگی تو بالانس بلد نیستی (صفر) بعد میای صحبت بالانس می کنی (یک). الان وقتی میگی بالانس بلد نیستی قبول داری وقتی اطلاعات از بالانس میدی قاعدتاً باید اشتباه باشه؟

یک سوال کلی. دلیل اون رایت به چاوش و دلیل برگردوندش به برلین چی بود؟

چند پست بالاتر فکر کنم گفتی جایی ندیدم از هادی دفاعی بکنی. برو پست من راجع به اون و رامتین رو بخون. اون وسطا گفتم هادی موج بی گناهی ساطع می کنه. من هادی رو دیدم یاد بازی خودم تو دور انجمن جنایتکاران افتادم :)). ولی اینجا هادی کمی با احساسات هم مخلوطش کرده بود. به نظرم حضورش خیلی خیلی کمک می کرد به روشن تر شدن بازی. برای همین به نظرم تا اینجا سناتور رای رو به سمت هادی چرخونده و از بازی خارجش کرده.


@عرفان

حرف هاش راجع به تغییر لحن رامتین. استدلال هایی که برای دفاع خودش میاورد. به نظرم سبک بازیش بی گناهی بود و درست صحبت می کرد. ولی خب با ملغمه ای از احساسات بود. جمله ی احساسی هم داشت که به سبک خودش ربطش میدم. مثلاً اون جمله اش که می گفت پویا و چاوش به فکر شهروندان نیستن پس گناهکارن جمله ی احساسی بود. ولی جنرال پست هاش اوکی و با منطق من سازگار بود :دی.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
واقعاً فکر نمی کردم این دور، خوندن پست ها اینقدر وقت گیر و انرژی بر باشه. حواس پرت، ذهن درگیر همه چی :)) پیر شدیم. :))

- - - Updated - - -

@ مهدی

اون کامای بعد از صفر حواسم رو پرت کرد، اون یک یا دو رو با هوکر دیدم. :))


@ پویا

تو بالانس اولیه ای که گفتی حرفی از قاتل نزدی. دلیلی داشت؟
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
اول اینایی که ازم سوال پرسیدن رو جواب بدم. باید برم بیرون بعد از کارم، برگشتم به بقیه بحث ها ورود می کنم.

@ پویا

اینا احتمالاتی بود که مطرح کردم. 5 تا رو هممون قبول داریم. اگر امیر 6 نفر به مافیا داده باشه میتونه به فرقه قدرت جذب بیش تری بده. یه نکته ای هم هست اینکه بر هم کنش بین دو تیم گناهکار همیشه به نفع بی گناهانه. یعنی به فرض جادوگر یکی از مافیا انتخاب کنه می میره از اون ور مافیا میتونه از اعضای فرقه بزنه. اینا هر دو بالاتر برن در نهایت به نفع بی گناهانه.

@مهسا

اون پستت راجع به پست های همه. یک جا گفتی محمد میخواد مصالحه آمیز همه چی رو رفع کنه و بره و سعی می کنه درگیر نشه. این نوع ورود فکر کنم ورودی هست که من همیشه انجام میدم و بعد با پست های بیش تر بقیه تصمیم خودم رو می گیرم.

اون رفتار دوگانه ات که گفتم رو صفر و یک در نظر بگیر. ببین مثلاً میای میگی تو بالانس بلد نیستی (صفر) بعد میای صحبت بالانس می کنی (یک). الان وقتی میگی بالانس بلد نیستی قبول داری وقتی اطلاعات از بالانس میدی قاعدتاً باید اشتباه باشه؟

یک سوال کلی. دلیل اون رایت به چاوش و دلیل برگردوندش به برلین چی بود؟

چند پست بالاتر فکر کنم گفتی جایی ندیدم از هادی دفاعی بکنی. برو پست من راجع به اون و رامتین رو بخون. اون وسطا گفتم هادی موج بی گناهی ساطع می کنه. من هادی رو دیدم یاد بازی خودم تو دور انجمن جنایتکاران افتادم :)). ولی اینجا هادی کمی با احساسات هم مخلوطش کرده بود. به نظرم حضورش خیلی خیلی کمک می کرد به روشن تر شدن بازی. برای همین به نظرم تا اینجا سناتور رای رو به سمت هادی چرخونده و از بازی خارجش کرده.


@عرفان

حرف هاش راجع به تغییر لحن رامتین. استدلال هایی که برای دفاع خودش میاورد. به نظرم سبک بازیش بی گناهی بود و درست صحبت می کرد. ولی خب با ملغمه ای از احساسات بود. جمله ی احساسی هم داشت که به سبک خودش ربطش میدم. مثلاً اون جمله اش که می گفت پویا و چاوش به فکر شهروندان نیستن پس گناهکارن جمله ی احساسی بود. ولی جنرال پست هاش اوکی و با منطق من سازگار بود :دی.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
واقعاً فکر نمی کردم این دور، خوندن پست ها اینقدر وقت گیر و انرژی بر باشه. حواس پرت، ذهن درگیر همه چی :)) پیر شدیم. :))

محمد در مورد اون قضیه بالانس نمیدونم واقعا به چی گیر دادی، من استاد بالانس نیستم ولی خب دوس دارم در موردش حرف بزنم حالا ممکنه اطلاعات غلط بدم یا درست، به نظرم برا استاد شدن باید وارد شد از یه جایی😁. چون دوس دارم وارد میشم و نظر میدم نمیتونی بگی چون میخوای اطلاعات غلط بدی واردش میشی که!
دلیل رایم به چاوش رو اگه لازم باشه فردا مفصل تر هم توضیح میدم ولی الان خلاصه بگم بهش مشکوک شدم و رای دادم بعد گزینه مشکوک تری نظرمو به خودش جلب کرد(برلین)، اینطوری نبوده که با چاوش گل و بلبل باشم و بهش رای بدم که! خیلیا با رامتین و هادی مثل منو چاوش بودن(در حال صحبت و ...) ولی در نهایت بهشون رای دادن. فک نکنم این قضیه غیرطبیعی باشه! رای دادنم اجباری بود و قضیه رو سختتر میکرد. برلینم که همه دیدیم چقدر مبهم بازی کرد کلا!
اره واقعا ندیدم از هادی دفاعی بکنی که نظرات بقیه رو برگردونی، اینو میگم چون بعد اعدام هادی ادای ریش سفید و خونخواهی رو درآوردی که میدونسته ۱۰۰ درصد هادی سفیده و کلی بقیه رو متقاعد کرده ولی بقیه گوش ندادن به حرفاش و به هادی رای دادن! نهایتا توی یه جمله گفتی حس مثبت ساطع میشه ازش، یه همچین چیزی! در مورد رامتینم بد نگفتی، ولی بهش رای دادی! درحالیکه رامتین دفاعش بد نبود و حرفایی هم که میزد طوری نبود که بشه گفت گناهکارتر از هادیه. چطوری قانع شدی که رامتین گناهکارتره؟ طبق تحلیلا به نظر منم سناتور رای رو برگردونده سمت هادی ولی نه به این دلیل که هادی میتونست گره باز کنه و روشن کنه بازی رو و اینا بلکه به این دلیل که یه عضوشون رو داشتن از دست میدادن الکی الکی، اگه رامتین مافیا نباشه سناتور برای چی باید سهمیه بسوزونه؟ حالا اینکه قضیه سوتی بوده یا عمدی بوده رو باید حالاتش بررسی بشه. در کل حس مثبتی ازت نمیگیرم😁 و من الله توفیق
 
Thomas Shelby
نوشته‌ها
780
پسندها
648
درود مجدد. من خیلی سریع موارد مربوط به خودمُ میگم بعد میرم برای انتهای فاز دیشب و بعد فاز امروز


مهسا
پست 100:
عرض ادب. تا اینجا که خوندی و پست دادی در موردش نظرت رو نسبت به پستای چاوش و رضا نگفتی البته خاطرم نیست شاید چاوش و رضا هنوز اونجا ورود نکردن به بحث. اگه کردن و نگفتی چراشو میخوام و اگه نکردن که در ادامه ممنون میشم نظرتو بگی رضا رو دیدم البته گفتی نظری نداری.

عرض ادب متقابل.
از شما بعیده چنین نظری. چون دقیق می خونی.
من تا پست 40 یه چیزایی نوشتم و یه نظراتی دادم؛ تهشم گفتم بقیه رو نظری ندارم. بعد رفتم 40 تا 60. هرکی بوده نظر دادم. بنابراین یا اونجا نبودن یا تو اولیا بودن که نظری نداشتم. بعدا هم یه به روزرسانی کردم ظهر. اگه اشتباه نکنم چاوشُ کمی سمت بیگناه گذاشته بودم و رضا برعکس. ولی هیچکدوم اونقدر جدی نبود که برجسته باشه برام.
این طرز سوال هم نپسندیدم: "اگه اومدن چرا نگفتی، اگه نیومدنم الان بگو." این یعنی در هر صورت خواستم یه چیزی بگم. اینا خوب نیست. چیزی که دنبالشی باید دقیق دنبالش باشی اگه ارزش داره. اگه نداره که هیچی. بد میگم؟

فری
پست 101:

اول بگم که پستت هم جالب بود هم با مزه مخصوصا قسمت هادی و پستونک و اینا قسمت آخری که نقل قول کردم هم حس شوخی گرفتم ازش، ولی در باره اون دو نقش ، برای من عجیب بود تا حالا ندیدم بازیکنی دو تا نقش داشته باشه و ناخوداگاه به بی گناه بی نقشی ربطش دادم که گاد میتونه به دلخواه خودش بهش نقشی بده و فکر کردم شاید این خودش یه نقش محسوب بشه و در کنارش یه نقش دیگم داشته باشه. منطق گاد هم میتونه مثلا این باشه که بخواد بازیکنی رو که یه نقش و براش در نظر گرفته بخاطر خصوصیاتش یه شب یه نقش دیگم بهش بده که استفاده کنه. انقدر غیر منطقیه این نظر یعنی؟

من نگفتم امکان نداره یا استدلالت غلطه. گفتم از دید گاد نمی خونه این. وقتی مثلا مستشار هست که میشه محدودش کرد، چرا چنین کاری؟:دی سید هم اگه بخواد کسیُ بینقش بده، میده. لطف اضافه نمی کنه بهش بگه حالا رویین تن هم هستی مثلا. با داستان شب هم تکلیف این مسئله مشخص شد که از حدس اولیه من هم دور نبود.

عرفان
پست 106:
خیلی از حرفاش کپی حرف من بود. انگار نسخه صحیحُ گذاشته جلو ش، بعد تغییراتی که خواسته اعمال کرده توش. جالب بود.:دی

مرحوم هادی
پست 115:
گفته بود حمایت ریزی از چاوش کردی. اون اشتباه نوشتاری من بوده. جمله شُ نقل کردم. بعدش باید خودمُ جدا می کردم. واضح بود البته به نظرم. چه دلیلی داره من برای چاوشم بگم امیدوارم نظرت برگرده؟ مگه می دونم چیه؟
یه جا هم گفته بود 90 گفتی بیگناهن و ... که ابدا چنین نبوده.
به هر صورت ازش دفاع هم کردم و رای هم ندادم و تشخیصم درست بود. رای هم بگم که من از حدود 23.55 یا زودتر در حال ارسال بودم سایت مشکل داشت. و قبلش داشتم دفاعیه ها رو می خوندم و بررسی می کردم. یه بارم که فحش داد پستت کمه! درستش کن اینا رو پسر.

آرش
پست 122:

توی لیست بازیکنان که مشخصه برلین یاسینه. حالا یا اینیه که تو می‌گی، یا اینکه چون دو دور قبل با اینکه می‌دونستی یاسینه ولی مجبور بودی تو تاپیک بگی برلین، طبق همون عادت گفتی.
به خاطر همین این واکنش دام ننداز و نایس ترای اینات یکم بی‌مورد بود به نظرم تصور کردی قصدم چیه مثلا؟

حتما اینیه که من میگم. به دور قبل ربطی نداره.
خط دوم: به نظر منم نظرت بی مورده.:دی اونایی که گفتم دقیقا از دید من جاش همون جاست.
قصدت هم خودت می دونی. شاید (سوای نقشت که بی گناهی یا نه) گفتی پویا هم پست داده، برم یه چیزی بگم بهش ببینم چی میشه. منم از این کارا می کنم بعضا. ولی به ترک دیوار گیر نمیدم. به هر حال سبک ها متفاوته و این مسئله هم با توضیحی که دیشب دادم باید حل شده باشه.

معین
پست 130:
اولا گفتن ِ حس خوب، دفاع نیست. و خب اینایی که بازی منُ میشناسن می دونن من با هر نقش بیگناهی یا غیر بیگناهی دفاع نمی کنم از کسی، مگر بر اساس تحلیل های ذهنی و شواهدی که در بازی هست، به یه چیزایی برسم که اوایل بازی اصلا غیر ممکنه در سیستم فکری من. میذارم به حساب عدم شناخت و حرفت در حالت کلی مشکلی نداره.
پایین تر گفتی دو تا برداشت کردی. 3 تا نوشتی. اشتباهه همه ش. من هر دوری راجع به بازیکنا پله پله نظر میدم و حسمم میگم. اینجام در مورد ندا و تو و چند نفر دیگه گفتم. منطق هم نداره کاری که میگی. چون پیش فرضت من و بقیه بازیُ آماتور گرفتی و خودتُ حرفه ای. بخش اول که معلومه غلطه. بخش دوم ولی درسته.:دی
اوایل حس اتفاقا مهم تره. من استدلال خاصی ندیدم دیشب در رای ها. یا غلط بود استدلال یا با سیستم فکری من سازگار نبود یا حسی بود کلا رای.

مهدی
پست 135:
در مورد بقیه، پویا در مورد من دیدم گفته مرض دارم، اگر دقیق نشون بدی که کجای پستم مرض داشته، شاید بتونم کمک کنم که ببینی اشتباه حس کردی. البته این که گادی که همیشه نقش های مرض دارش رو کرده تو پاچه من وقتی بازی می کنه به مرضم شک داشته باشه چیز دور از ذهنی هم نیست . ولی خب منم حسم نسبت به پست های پویا این بوده که کمی مرض احساس کردم. کجاش احساس کردم؟ همه جاش. پکیج مرض دار حس کردم، همینی هم که احساس می کنه مهدی مرض داره و بیانش می کنه هم دوست ندارم. چون هرکسی هم ندونه، پویا می دونه که مهدی تا چه حد از نقش های مرض دار متوالیش به ستوه اومده

پست 57. خط آخر. گفتم که حس شکار داره و خوشم نمیاد. ولی شاید مثبت باشه. بخش زیادیش هم مقصر خودتی. اول اینکه نقش بی گناهی اخیرا و کلا کمتر بازی کردی. دوم اینکه بی گناه هم باشی حس خوب کم ازت در میاد و همیشه یه مرضی حس میشه طبق چیزی که گفتم همون جا. لحن عبارت "کمک کنم" ـت هم دوست نداشتم اصلا. گستاخ.:دی بقیه ش هم متقابل یه سری چیزا گفتی که انگار زور داشته بهت. حسمُ گفتم دیگه. زور نداشته باشه. الان تو ام حستُ گفتی. امیدوارم اگه بی گناهی به مرور عوض بشه. اگه نیستی که هیچی.
خط آخر هم به کل پرت هست. من در مورد حس صحبت کردم. و از بازی. چیزی که تو میگی تحلیل هست. که من بر اساس قبل میام میگم مهدی مثلا 20 درصد احتمال گناهکاری داره از دید گادی. به دلایلی که گفتی و چیزای دیگه. این مال اینجای بازی نیست. مال ته بازی هست. ضمن این که این فاکتور دور قبل که گاد بودمم برات 30 درصد بود. و برای خلفی این دور هم 30 درصده به نظرم. ولی فعلا سمت گناهکاریش هستم به شدت. حس یه چیزه. استدلال یه چیز. تحلیل بر اساس ادوار قبل یه چیز دیگه. ممکنه کاملا مخالف هم باشن.
ولی چیزی که داری میگی دقیقا حرف زور هست. که من چون ادوار اخیر گناهکار بودم و حالم بهم خورده باید فرض بگیری بی گناهم و حس خوب هم ببینی تو پست هام و اگه نباشه خودت تولید کنی. اینا رو به بچه ها باید بگی پسرم نه به من.:دی

چیزایی تا الان گفتم در رابطه با همه افراد بالا، نه دلیل بر بی گناهی هست نه گناهکاریشون. ولی بهتره وقتی یک پستی از کسی نقل می کنید نگاه کنید یوزرش چیه و به اون نسبت سطح پایین حرف نزنید. برا خودتون بده.

باشه تا صفحه 8. پست بعد با خلفی کار دارم و آرا.

- - - Updated - - -

خلفی
پست 146:

در مورد یاسین هم من واقعا تعجب کردم از جوابی که به چاوش داد...چاوش داره تناقضش رو میگه ولی یاسین میگه خیر تناقض نبوده یا دیده سوتی داده نمیدونه چیکار کنه یا کلا تناقض براش تعریف نشده وگرنه کاملا مصداق بارز تناقض بود واقعا
با درصد بالایی یاسین برام گناهکاره
@پویا
پستی که دادی و توش حس هات رو راجع به افراد بازی مطرح کردی رو خوندم...رو حس که استدلال نمیشه آورد...ولی تا جایی خونده بودی پست ها رو و خدا رو شکر بازی آروم و ساکت و اینا نبوده که بگیم نشه از توش استدلال دراورد و رو بیاریم به حس از پویایی که مو رو از ماست میکشه بیرون ولی حسی اتهام میزنه در حالیکه میشه با استدلال اتهام زد یه کم بعید بود حرکت الان بیشتر دارم به این فکر میکنم گاد چه نقش پررنگی بهت داده

یاسین که با درصد بسیار بالایی برای من گناهکاره و بهش رای میدم
هادی و رامتینم به جفتشون فعلا مشکوکم رامتین بیشتر
آرشم برام تا حدودی مشکوکه...یه چندتا دیالوگ باید برقرار کنیم ببینم چیه داستان

بند اولش که در مورد یاسین. چرت ترین استدلال ممکنُ داشتی. خودت بخون یه بار دیگه. بی گناه باشی خنده ت نمی گیره به این؟
چون تناقض داشته، گناهکاره؟ احتمال اشتباه وجود نداره؟ نقشش هم که معلوم شد. بیا باز شکر بخور که من استدلال کردم ولی پویا حسی گفته. استدلالت اگه اینه، بکنش تو جاییت که می پسندی. که همونم رو چاوش سوار شدی. یعنی کارت هم موج سواری بود هم غلط بود. نوع رای دادن هم بهت نمی خوره. میخوره ها. وقتی گناهکاری اینجوری رای میدی.:))
این نوع رای به چاوش میخوره و به چاوش من فعلا اتهام گناهکاری نمی زنم. هم نفر اول بوده که گیر داده و هم پله پله اومده و حسش هم قطعا موثر بوده. یهو از هوا نازل نشده بگه فلان.

بند دوم. مو از ماست و ... کاملا جو هست. بچه جان برای من که دیگه جو نده که. واقعا تعجب می کنم. یعنی عقلت نرسیده اینا رو داری به پویا میگی که خیلی ادوار گاد هم بوده علاوه بر بازی، و استدلال ها و جو ها و مغالطاتُ به راحتی تشخیص میده؟ چه فکری کردی پیش خودت؟ مو از ماست کشیدن اگه دری وری هایی هست که تو به هم بافتی، من بلد نیستم. وگرنه به چیزایی که خوندم دقت کردم و سوتی ِ گناهکارانه ندیدم. دیدیم تو که با مثلا استدلال اتهام زدی نتیجه ش چی شد در مورد گزینه هات. تهش هم باز جو. دارم فکر می کنم گاد چه نقش پررنگی داده بهت. باشه فکر کن موفق باشی.:))

تا همین جا حداقل 70 درصد برا من گناهکاری. و اگه بی گناهی افتضاحه بازیت. این پست عملا پست شروعت بوده. بقیه نظر بدن که این پست بی گناهی هست؟ چیزی که من توش دیدم بی مسئولیتی، جو، استدلال غلط و پرت و پلا بود و البته مرض. مرضشم توضیح دادم در رابطه جمله ت در مورد رامتین و هادی. که آماده موج سواری بعدی هم شدی هنوز هیچی نشده.

ادامه بازیش و پست 174:

بازم تغییر رایش موج سواری هست و مثلا هم منطقی جلوه ش داده. که آره من استدلال ها رو در نظر می گیرم و بر اون اساس رای میدم. آره. مشخصه.:دی

پست مهدی که خلفی بهش جواب داده، این بار اون حس بدُ نداشت و کلا هم پست خوبی بود. آفرین مهدی.
باز خلفی اونجا هم جو داده. عجب موجودیه این بنده گاد واقعا.:)) مهدی گفته بهتره در کنار متهمین اصلی خودت، به بقیه که وسط هستن هم توجه کنی و نظر بدی. که درسته. خلفی عملا گفته که عه؟ میگی حتما به یکی ازینا رای بدم؟ بیا. رای به فلانی. ولی یاسین هم گناهکاره. هادی هم قبلا گفته بود که احتمالا گناهکاره و هیچی نگفته در اون پستش مبنی بر بی گناهیش. صرفا نظرش این بوده رامتین گناهکار تره.:)) اگه اشتباه میگم بگین تا تصحیح کنم.

همینا برای من کافی هست تا رای اعدام بدم. در دو صورت ممکنه عوض بشه. یک اینکه به گزینه محتمل تری برسم تا شب. دو اینکه خلفی بیاد جواب بده و درصدش برام بیاد پایین.



رای به اعدام: خلفی

فعلا تا همین جا.

- - - Updated - - -

پیچیده شد داستان
اگه فرض بگیریم برلین لباس نداشته واقعا امروز میخواستم خفن بریزم روش بخاطر تناقضاش
چاوش اگه این فرضیه ی تو مبنی بر اینکه "مافیا به رامتین لباس شهردار داده تا تابلو باشه مافیاس ولی نقشش لو نره" رو در نظر بگیریم چه سودی میبره مافیا واقعا؟ اوکی اگه بگیم سناتور بوده و فردا احتمال اعدامش زیاد بوده و بهش لباس داده باشن...خب نمیتونستن لباس دیگه ای بدن؟ چه سودی داره براشون اینکه تابلو باشه لباسه و طرف مافیاست؟ اینو من نمیفهمم که میگی

@عرفان
عرفان چطوری؟ :دی

کم هم نمیاره. تو دیگه کی هستی لعنتی؟ لباس دوتایی دادن بهش؟ مگه میشه؟ تازه می خواسته خفن بریزه روش. نمیگه اشتباه کردم. واقعا که نوبره. سریعم بستش. مدل اینا که " خب اینُ زدم یا زده شد. بریم بعدی" و الان یاسین ِ بی گناه بیچاره متهم هست که چرا تناقض داشته.
خیلی پررویی تو. خیلی.
 
Thomas Shelby
نوشته‌ها
780
پسندها
648
اینا احتمالاتی بود که مطرح کردم. 5 تا رو هممون قبول داریم. اگر امیر 6 نفر به مافیا داده باشه میتونه به فرقه قدرت جذب بیش تری بده. یه نکته ای هم هست اینکه بر هم کنش بین دو تیم گناهکار همیشه به نفع بی گناهانه. یعنی به فرض جادوگر یکی از مافیا انتخاب کنه می میره از اون ور مافیا میتونه از اعضای فرقه بزنه. اینا هر دو بالاتر برن در نهایت به نفع بی گناهانه.

کلیات ِ اشتباه. دقیق و درست بگو محمد.
یه بالانس با 6 مافیا و 3 فرعی بچین که به نفع بی گناها باشه. 6 از 20 آخه لامصب؟:دی اونم وقتی هم فرقه هست هم فرعی؟
6 از 20 مال زمانی هست که یک تیم باشه.
ولی حالا بچین. اگه خودت گفتی بالانس هست من حرفی ندارم.

- - - Updated - - -

خب من وقتم داره تموم میشه. ظهر هم نمی رسم بیام. غروب هستم ایشالا. منتهی شب جلسه دارم و کلا ممکنه نرسم اواخر بازی باشم.

پست ها رو مسلما دقیق نخوندم از یه جایی به بعد و تنظیم وقت کردم. حتما در رابطه با پست من خطاب به خلفی نظر بدید. و اگه گزینه ای مشکوک تر هست بگین که اومدم بررسیش کنم.

در رابطه با داستان همچنان نظری ندارم تا تکمیل بشه. در رابطه با اتفاقات:
با اعدام روز رامتین می تونه احتمالا عضو مافیا یا شهردار باشه. با اتفاقات شب شهردار نیست. حالا چرا احتمالا؟ چون حالتی هم هست که رامتین مافیا نباشه و هر گناهکار یا بیگناه دیگه ای باشه و مافیا این کارُ کرده باشه: میاد اونی که کمتر رای داره رو اعدام می کنه. نفر بعدی هم خود به خود فاز بعد اعدام هست احتمال بالای 90 درصد. چون شهردار برای کسی استفاده نمی کنه در این فاز، مگه اینکه خودش باشه. اونم باز به نظرم نمی زنه طرفُ بکشه. ملغی می کنه احتمالا. هرچند اگه رامتین شهردار بود چنین کاری می کرد به نظرم.:)) یعنی اگر رامتین مافیا نباشه، مافیا می تونه با این حرکت، دو نفرُ حذف کنه. حالا اینکه چرا لباس شهردار داده شده واقعا نمی دونم. استدلال هاتون در این رابطه رو خوندم. خیلی دلایل ممکنه واقعا و نمی تونم قطعی بگم.
بنابراین من احتمال 20-30 درصد به مافیا نبودن رامتین هم میدم. این توضیحاتی که گفتمم نظر بدین که چقدر محتمله چنین چیزی باشه.
یاسین هم که نقشش واضح هست. هادی هم نقشش به بازیش میخورد از دید من و بد بازی نکرد. از میادین دور بود. ولی حسی خوب بود.

در رابطه با آرا باید دوباره بررسی کنم. در رابطه با افراد فعلا نظرم همونه. مهدی از سمت کمی گناهکارتر به سمت کمی بیگناه تر اومده فقط.
اینا که امان گرفتن هم حتما باید توضیح قانع کننده بدن. چاوش خوندم چی گفته و به نظرم درست و صادقانه بود. منظورم بقیه س.

بچه های خوبی باشید.:دی
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
603
پسندها
177
خب دوستان من تا شب کار دارم الآنم باید برم فقط سعی می‌کنم مسائل مهم رو یه مرور بکنم سریع و شب هستم ایشالا.

به‌جا مانده از اواخر فاز قبل این قسمت از پست چاوش خیلی برام جالب بود در خطاب به @خلفی:
چه سو استفاده‌ای از رای ت به یاسین ممکنه بشه اگه واقعا یاسین به نظرت به احتمال زیادی گناهکاره؟ ببین سو استفاده برای وقتی هستش که فک می‌کنی یه نفر اونقد گناهکار نیس و می‌ترسی با رای ت یهو اون بیاد تو ۲ نفر آخر و تیم طرف مقابل رای هاش رو برگردونه و اون شخص اعدام شه. وقتی که الان اون یکی گزینه رای دادن ت رامتین هست که already رای‌هاش زیاده، اتفاقا رای ندادن ت به یاسین جا رو برای سو استفاده باز می‌کنه، چون جای یاسین یه نفر دیگه به عنوان نفر دوم می‌ره برای اعدام. پس تعویض رای ت به یاسین اتفاقا برای سو استفاده بدترم هست. اوکی؟

ضمن اینکه، این فازای اول هم خیلی سو استفاده از رای اونقد رخ نمی‌ده، تیم گناهکاری نمی‌یاد اونقد تابلو بازی در بیاره برای نجات یه نفرش (مگه نقش مهمی داشته باشه)، خطاب به مهدی ولی می‌فهمم چی تو ذهنت بوده و اوکیه واسم.
دیشب درباره‌ی ورودهای قهرمانانه خلفی به بازی توضیح دادم مفصل اما این توضیحاتی که چاوش درباره‌ی ادامه‌ی روند بازی خلفی داده عجیبه برای منم. :دی


@محمد
اول از همه خطاب به اونایی که به هادی رای دادن بگم که باید توضیح مفصل بدین چرا رای به اعدامش دادن. هادی حداقل از خیلی ها در جریان بازی بی گناه تر بود. حدسم هم اینه که سناتور توی اعدامش نقش داشته و شهردار این کار رو نکرده.
خب باز شروع شد. :دی
یکی بره بیرون از بازی بعد یکی دیگه بیاد بگه آی ملت چرا به این بی‌گناه بدبخت مظلوم گیر داده بودید بیاید ببینم... :))
به‌طور شخصی: نه لازم می‌بینم و نه الآن وقتش رو دارم که دوباره تکرار مکررات کنم؛ برگردی پست‌های دو فاز قبلی من رو بخونی کاملاً مشخصه که چرا به هادی رأی دادم.
این حرکتت هم به‌شدت گناه‌کارانه‌ست برای من و عجیبه برام از محمد چنین چیزی ببینم. در بالای لیست مشکوکینم قرار می‌گیری فعلا. :دی


درباره‌ی اتفاقات فاز شب به‌نظرم چاوش کامل‌ترین و منطقی‌ترین تحلیل رو نوشت. درباره‌ی رامتین:
بین اینا من بیشتر نظرم اینه که خود سناتور بوده باشه، ولی اگه دکتر لکتر داشته باشن، دکتر لکتر منطقیه که از سناتور حفاظت کنه. مگه بگن چون رامتین گزینه اعدام بوده یا چون ممکنه شهردار باشه تیر/جذب نمی‌یاد سمتش که خب قسمت دومش لااقل اشتباهه چون شهردار برای قاتل گزینه خوبیه اگه تو بازی قاتل باشه
و درباره‌ی یاسین:
۱- تیر مافیا/قاتل
۲- خودش تیر زده باشه یه شهروند.

چون ۲ تا نقش داشته و نقش دومش هم پلیس بوده، خیلی بعیده به نظرم در این مقطع بازی از تیر حرفه‌ای ش استفاده کرده باشه و بی‌گناه زده باشه، به نظرم باید با پلیس ش مقداری سوال می‌کرده و از تیر اون استفاده می‌کرده و در اواخر بازی از تیر حرفه‌ای ش استفاده می‌کرده، در نتیجه به نظرم توسط مافیا/قاتل خورده. مگه اینکه، چون دیشب تا لب اعدام رفته ترسیده باشه که سهمیه حرفه‌ای ش بپره و بی استفاده بمونه و استفاده کرده باشه ازش همون دیشب.
البته تو این دو مورد من نظرم روی مورد اوله.


فقط این وسط واکنش مهدی به غلط درومدن تحلیل عرفان خیلی باحال بود. :)) انگار خیلی خوشحال شد و یه حالت مچ‌گیری داشت. :دی

@خلفی
شما اول دلیل رای دادنت به من رو بگو قهرمان
ها تو هم مثل محمد :دی
خیلی زرندگید الآن که نقش طرف مشخص می‌شه می‌آید مثلا خفت‌گیری کنید که فلانی تو چرا بهش رأی دادی؟ :دی
خلفی تو رأی دیشب خودت و مهم‌تر از اون برداشتنش، جای بحث داره و مشکوکه. :))



من شب میام هم پست‌های تا این‌جا رو دقیق‌تر می‌خونم و هم پست‌های جدید رو ایشالا...
 

God

Administrator
گاد
نوشته‌ها
1,375
پسندها
961
داستان بازی


داستان اصلی
فصل 5|
آپارتمان مهدی، ونک، تهران ، 28 اسفند 1399 ساعت 10 شب
مهدی به آپارتمانش برگشت، درحالی که درش حالتی از عصبانیت دیده نمیشد، گرچه کمی ناراحت بود، اما با موبایل دوتا شام سفارش داد و خودش هم رفت روی کاناپه جلوی تلویزیون ولو شد و شروع به تماشای اخبار کرد، زنگ ورودی خورد و مهدی که منتظر اومدن امیر بود، بعد از اینکه از آیفن تصویری آپارتمانش مطمئن شد که امیر پشت در هست، درو روی امیر باز کرد.
امیر: به به آقای مهندس فرمانی عصبانی، خوب داد میزنی مرد مومن.
مهدی: ای خبرت بیاد ایشالله، ببین منو هم وارد کثافت کاری های خودت کردی. بابا من بدم میاد از نقش بازی کردن، چیه این، آدم با یکی مشکل داره باید همونجا جرش بده، این بازیا چیه.
امیر: میدونم تو کله خر بودی، هنوزم کله خری، ولی خب لازمه. نمی خوای دعوت کنی بیام تو ؟
مهدی: نه، خبرت تو نیاز به دعوت نداری گم شو تو، شام سفارش دادم.
امیر: رژیمم گرفتم لعنتی شام چیه.
مهدی: می دونم پفیوز، بپا رژیم نگیرتت با این کارات.
امیر: نترس من خودم رژیمم. ولش کن، حدسم درست بود نه ؟ ممل چی گفت بهت.
مهدی: والا چه عرض کنم، حسابی به خونت تشنه است، چیکارش کردی ؟ من که از دور می بینم محبت می بینم اما خودش همچین اعتقادی نداره.
امیر: نمی دونم والا، من همه کار کردم که روی پای خودش وایسه، و کسی بشه، حالا هم مهم نیست، احتمالا گول خورده، نتونستی بفهمی کی بهش گفته اینکارو بکنه ؟
مهدی: نه نمیشد تو قدم اول، بعدم پسر باهوشیه. باید طبیعی بازی می کردم. الان میرفتم تو کار اطلاعات گرفتن ازش میفهمید خودم نیستم.
امیر: بیشرفی هستی، بعد میگی منو وارد این بازیا کردی. شیطونو درس میدی.
مهدی: همینه که هست، حالا می خوای چیکار کنی ؟
امیر: هیچی، من که دارم راه خودمو میرم. احتمال میدم یا چاوش مخشو زده باشه، یا گول آرش و محمد و رضا رو خورده باشه، یا اینکه کار دکتر امینه. فکر می کنم هدفشونم کله کردن منه، منم که دارم خودم کله میشم. محمد امینم بلاخره پشیمون میشه. شاید بهتر باشه بفرستمش بره دنبال کار و کاسبی خودش.
مهدی: یعنی نمی خوای بشونیش سر جاش ؟
امیر: تف سر بالاست. تو می دونی من چقدر دوسش دارم و چه کارایی براش کردم. الان هر بلایی سرش بیارم سر خودم بلا آوردم در اصل. بعدم میگم احتمالا اینا می خوان منو پائین بکشن، منم خودم دارم کمکشون می کنم. بلاخره هم ته و توشو در میارم که زیر سر کیه.
مهدی: من هنوز نمی فهمم دردت چیه، این همه سال تلاش کردی برسی اینجا، بعد حالا خودت می خوای خرابش کنی ؟
امیر: داستانش مفصله، ولی منم اینکارو نکنم، اونا اینکارو می کنند بلاخره باهام. منم خسته ام، الان تفاوتش اینه که وقتی خودم خودمو بکشم پائین می تونم جریان و شدتشو کنترل کنم.
مهدی: باشه فقط به کارای اقتصادیمون آسیبی نمی خوره که ؟
امیر: نه خیالت تخت، راستی کماکان به مهسا چیزی نگو و نکته دیگه اینکه برای اینکه الان باور کنند که تو با من دعوا کردی، برو پیش پویا درد دل کن و دری وری به من بگو، بعدم بگو که بیزینستو با من بهم زدی و منم پیشنهاد کردم که سهمتو ازت بخرم. اینطوری شاید پویا هم بیخیالت شه.
مهدی: این پویا چرا کرده تو ما این وسط ؟
امیر: نمی دونم والا چیکار کردی، فقط امیدوارم نفهمه اینا همش بازیه، وگرنه کلاهش حسابی میره تو کلاهم.
مهدی: نترس طبیعی بازی می کنم.
امیر: میدونم امشب توانایی های جدیدی ازت دیدم عوضی.

زندان اوین ، اوینِ تهران، 6 فروردین 1400
زندانی: به چیطوری دادا، یادی از ما کردی بلاخره بی معرفت، ما که اینجی پوسیدیم که.
امیر: مخلصم چطوری تو پسر، مثل که اینجا بهت بد نمیگذره، هنوز روحیه ات خوبه ها، بی معرفت نیستم. فرصت نمی کنم. بعدم می دونی که پویا فدغن کرده بهت سر بزنیم. دو سه یال یه بارم که من میام یواشکیه میدونی که.
زندانی: آره میدونم دادا،شوخی می کونم، تو با معرفتی، پویا یهوآ خیلی بد پیچید به لنگ و پاچی ما، بزرگترم بود، احترامش واجب بود نمی تونیستیم چیزی بِش بوگوییم.
امیر: بزرگترم نبود نمی تونستی غلطی کنی، ولی خوب سرویست کرد انصافا، یکی از تمیز ترین کارایی بود که کرده. آخه بیشرف چی فکر کردی که می تونی پویا رو ببری ؟
زندانی: والا چیطور بگم، خون به مغزم نرسید واسه یه لعظه، گفتم پویا رفیقه، نمیستونه، بستونه هم همه رو نمیستونه، چه می دونستما همشو میستونه خوبم میستونه، و اینا همش برنامس، گفتم حیفس بزار یه چی ازش بسونم، وضعمون بیتر شه. نمی دونستم هرچی دارما ازم میستونه.
امیر: خاک تو سرت کنند متین، اون موقع که بهت گفتم نیار، این کوفتی هارو نیار با پول پویا، گوش ندادی، لامصب از پویا پول گرفتی لوازم خونگی بیاری، رفتی نوار خاک تو سری آوردی ؟ خاک تو سرت کنند واقعا
متین: حالا کاریه که کردیم دادا، اینقدر به رومون نیار، این داستان مال خدا ساله پیشه، فعلا که داریم توئون میدیم و پوکونده شدیم به قدرا کافی.
امیر: ببین، یه بار نامه دارم بیارمت بیرون، منتها باید قول بدی یه مدت اون کاری رو کنی که باید.
متین: چی چی شده دادا دست و دلباز شدی. این همه التماستون کردم این همه سال بدهیامو بدید، یه ساله در میارم بهتون میدم، نکردین، حالا چی شده دلت سوخته ؟ نمی خوام دادا، مهم این بود زنم ازت طلاق نگیره و بچه هامو ازم نگیره که گرفت. دیگه این 10-15 سالم همینجا میمونم طوری نی
امیر: چرت نگو خودت می دونی بحث ما بحث پول نبود، پویا و ...
متین: حالا دیگه پویا مانع نیس دادا ؟ خر گیر آوردی ؟
امیر: اون که دور از جون خر، ولی نه، می خوام مخفیانه از پویا بکشمت بیرون، برای همین میگم باید یه مدت با من هماهنگ باشی.
متین: نمیشم دادا
امیر: پس همینجا بپوس، من رفتم.
متین: غلط کردم دادا، فقط کار خلاف که ازم نمی خوای
امیر: کی از کار خلاف حرف میزنه، پفیوز من خودم وزیرم خلاف چی
متین: قبوله
امیر: پس بمون خبرت می کنم، کارات که اوکی شد، یکی رو میفرستم دنبالت که آشناست، باهاش برو اونجا که من میگم. تا بهت بگم به وقتش.


رستوران سلطان، جاده شمشک به دیزینِ تهران، 20 آذر 1368
مهدی: اینجا کمیته نمیاد یعنی ؟
امیر: میگم نمیاد یعنی نمیاد، بعدم از چی میترسی، اومد با من دیگه، بابا خیر سرم فرمانده جنگ بودم 6 سال. نتونم چهار تا جوجه کمیته چی رو جمع کنم که ول معطلم.
مهدی: من می دونم تو چه پفیوزی هستی، ولی تو تهش دسته خری، من زن و بچه دارم حاجی گیر بیوفتم داستانه
امیر: پفیوز پویا و چاوش هم دارن میان، به نظرت اونا جای غیر امن میان، اینقدر من چیزم فلانه، چیزم فلانه اینه ؟ بابا نترس
مهدی: بابا تو بابا نشدی نمی فهمی بیشعور لاشی.
امیر: تو از کجا می دونی ؟
مهدی: چیو ؟ اینکه بابا نشدی ؟ تو مگه زن داری که بابا شده باشی. آدم با صیغه ای که بابا نمیشه.
امیر: هیس، بیشعور صیغه ای چیه، آشنایی قبل ازدواجه.
مهدی: اونوقت می تونی بگی چرا اون 7-8 نفری که حداقل من میشناسم هیچ کدوم به ازدواج ختم نشده ؟
امیر: خب اسمش روشه، آشنایی قبل ازدواج، لابد آشنا شدیم بدرد هم نمی خوردیم دیگه. اگر قرار بود هر آشنایی به ازدواج ختم شه که دیگه نیاز به آشنایی نبود.
مهدی: شعر نباف، حالا اصلا هرچی، الان تو بابایی ؟
امیر: فکر نمی کنم.
مهدی: یعنی چی فکر نمی کنم مثل آدم جواب بده.
امیر: نه بابا شوخی کردم بابا چه جدی گرفتی.
مهدی: پس خفه شو، نیگاه کن لاشی، پویا اومد.

امیر اون دوران تازه از جنگ برگشته بود و هنوز توی ارگانی به صورت جدی مشغول به کار نشده بود، گه گداری با پویا فعالیت های اقتصادی می کرد، اما تا حدی بیکار بود. پویا هم تازگی وارد بازار سرمایه شده بود و تونسته بود برای خودش موقعیت مناسب تری نسبت به قبل مهیا کنه، قبل این تمام درآمدش از طریق همون رستورانی بود که بعد از انقلاب با امیر خریده بودنش و بعد ها امیر وقتی می خواست بره جبهه، سهمشو به پویا واگذار کرده بود و فقط هر چند وقت یه بار، از پویا یه پولی می گرفت. و بعدم که از جبهه برگشته بود، با اینکه پویا می خواست سهمشو بهش پس بده، زیر بار نرفته بود و گفته بود که قصد کار آزاد بلند مدت مثل اداره رستوران رو نداره.
تو همین بین، پویا خیلی اتفاقی فهمیده بود خ که متین، با پولایی که از پویا قرض کرده بود، یه پارت نوار ویدئو ضد اخلاقی وارد کرده و پخششم گذاشته جلوی دبیرستان های پسرونه، که این موضوع بشدت پویا رو عصبانی کرد چون با اصول اخلاقی که داشت و همه بچه ها تو مدت آشناییشون فهمیده بودن خیلی فاصله داشت و این عصبانیت دو چندان بود، چون پویا می دونست متین اینکارو با پولای اون انجام داده.
برای همین بدون اینکه چیزی با بقیه در میون بزاره ، با کمک امیر یه مسابقه دوستانه پکر تشکیل داد و از چاوش هم خواست که حتما متین رو با خودش به بازی بیاره، و وقتی با مقاومت چاوش روبرو شد، به اون گفت چه قصدی داره و چاوش رو قانع کرد که اینکارو انجام بده.
توی این مسابقه، امیر، چاوش، متین، مهدی، پویا، امین، امین خلفی و عماد شرکت کردند و البته بقیه بچه های اکیپ هم به عنوان تماشاچی و دورهمی اومدن. امیر با یکی از دوستای جبهه ایش که رستورانی خارج از شهر داشت هماهنگ کرد و کلیدشو ازش گرفت و برای یه روز ازش اجاره اش کرد.
متین: دادا، آخه آدم به یه اصفهونی میگه بیا شرطی قومار کنیما ؟
چاوش: بابا، تو خودت می دونی که من کار حروم نمی کنم. این که قمار نیست، می خوایم سر یه بستنی بازی کنیم. خوبه امیر هم همشریته ها.
متین: حروم حلالش به اونجامم نی دادا، بحث پولس
چاوش: حالا تو که پوکرت خوبه دردت چیه، بعدم دیدی زیاد داری می بازی، بکش کنار، راحت.
متین: ای تو روحت، حیف که یه برد شیرین کردما وضعم خوبس می خوام حال کنم وگرنه عمرنا نمیومدم دادا.
امیر: خب بچه ها قوانین رو که می دونیم. هدفمونم مثل همیشه شرط بندی نیست، منتها برای شروع نفری 100 از همه میگیریم که عملا پول ناهارتونه، بر اساسشم ژتون میدیم. حالا اگر کسی خواست، بیشتر ژتون بگیره ما مانعی نداریم. اما خب یه کار نکنید قمار شه، معصیت داره. می دونمم که چقدر براتون مهمه این البته. جز تو چاوش البته.

بازی جریان پیدا کرد و اولش مثل همه بازی هاشون عادی برگزار شد، کم کم از 8 نفر بازی رسید به 5 نفر، یعنی پویا، امین، چاوش، امیر و متین، اینجا امین در حالی که خودشو به شدت گرم بازی نشون میداد، وقتی که پولش داشت تموم می شد که گفت، جهنم، من 500 تا دیگه میزارم روش، متینم که تا اون موقع بازی حدود 300 تا از پول بازی دستش بود، جوگیر شد و 200 تا ژتون هم اون خرید تا برابر امین شه، پویا هم گفت باشه حالا که پایه اید، منم می کنم 500 جهنم تا. امیر نزدیک 150 تومن ژتون داشت و چاوش حدود 50 تومن، امیر خیلی محتاطانه و با تردید ژتوناشو کرد 500 تا اما چاوش نخرید. ورودی بازی رو که تغییر دادن چاوش دیگه پولش نرسید و ژتون باقی موندشو نقد کرد و کنار کشید و حالا 4 نفر توی بازی بودند. هر سری که بازی می شد امین عقب میوفتاد و متین پولش بیشتر میشد و پویا خودشو تو اون حالتی که بود حفظ می کرد. امیر هم که بین بازی تشخیص داد بازی روند عادی نداره، عامدانه و وقتی 1000 تومن ژتون داشت، نقد کرد و کشید کنار. این اتفاق و اضافه کردن ژتون بعد از بیرون کشیدن امیر به صورت تصاعدی ادامه پیدا می کرد تا اینکه یک ساعت بعد در حالی که فقط، متین، امین و پویا تو بازی مونده بودن، مجموع ژتونای تو بازی به 300 هزار تومن رسیده بود و متین چیزی حدود 200 هزار تومن داشت، پویا حدود 110 هزار تومن و امین هم حدود 10 هزار تومن. امین که از بازی حذف شد، پویا و متین توی بازی موندن، و بازی به جایی رسید که حالا متین 260 هزار تومن ژتون داشت و پویا حدود 50 تومن، اینجا پویا گفت من 460 هزار تومن دیگه می خرم و شورلت ایمپلا آبی کاربنی محبوبشو گرو گذاشت. متینم که اینو دید، با خیال اینکه یه برد خوب داره، به اندازه ای که با پویا برابر شه ژتون خرید، یعنی چیزی حدود 240 هزار تومن و بازم این روند ادامه داشت تا جایی که حالا متین خونه و ماشین و تقریبا تمام دارائیشو گرو گذاشت و پویا هم که ماشینشو گرو گذاشته بود، بهش رستوران و بخش زیادی از سهام هاشو اضافه کرد و روی هم داشتن سر 30 میلیون پول بازی می کردند.
موضوع برای همه تعجب بر انگیز بود ولی متین گرم بازی بود و از اتفاقی که قرار بود براش بیوفته کاملا بی اطلاع. کار که به اینجا رسید، مسیر بازی یهو برگشت و پویا پشت سر هم دست های ارزشمند رو می برد و انگار تازه ورق بهش رو کرده بود و وردی خونده بود. و بعد از یک ساعت بازی، تقریبا تمام 30 میلیون ژتون بازی رو مال خودش کرد.
متین که از شرایط عصبانی شده بود، گفت که حاضره که 30 میلیون سفته گروئی بزاره و بازی ادامه پیدا کنه، که علی رغم مخالفت بچه ها، اما پویا پذیرفت و اینقدر بازی کردند تا ژتون های جدید متینم تموم شدن و متین تقریبا هیچی نداشت.

بازی تموم شد و سکوت بین همه حکم فرما بود، یهو متین سکوت رو شکست و گفت:
متین: خب خب خب، بازی تموم شد، ولی پویا دهنت سرویس دادا، عجب بازی ای بود. دمِت گرم، حاجی اینقدر جدی بازی کردی من جو گرفتتم فکر کردم جدیِس، می دونم که امروز فقط برای سرگرمی بودِس.
پویا: کی اینو میگه ؟ من تو پوکر با کسی شوخی ندارم.
متین: یعنی تو واقعا میخِی خونه اینامو از من بِستونی ؟
پویا: آره، حدود دو هفته هم بهت وقت میدم بری 30 میلیون سفته هاتو جور کنی، وگرنه میزارمش اجرا.
متین: تو که اینطوری و بی رحم نبودی دادا، این قمارهههه.
پویا: به هر حال زندگی قماره، می خواستی نبازی
متین: بچه ها می بینید این رفیقتون که فکر می کنید برادر بزرگمونه آ چیکار می کنه ؟ چاوش دادا چرا خفه شدی، تو نگفتی قمار نیست ؟

چاوش با شنیدن این جمله با سکوت از رستوران بیرون اومد و بقیه با اینکه نمی خواستند به پویا اعتراض کنند، ولی سکوت کردن و با نگاه های سنگینشون متین و پویا رو میدیدن. امیر هم که حالا حدس زده بود موضوع چیه، خواست پا در میونی کنه اما قبل از اینکه کلمه ای رو به زبون بیاره پویا که انگار فکرشو خونده بود گفت:

پویا: شما منو میشناسین، من پول برام مهم نیست، هر فعالیتیم که می کنم صرفا برای اینه که ازش لذت ببرم. هر نونی هم نمی خورم، مخصوصا اگر نون قمار باشه، این پولی هم که امروز بدست اومد، مال زن و بچشه، ولی این آدم باید بره زندان. چون دوتا تا اشتباه کرد، اول اینکه یه خط قرمزایی رو بد دور زد، دوم اینکه منو دور زد. شاید میتونستم اولی رو با یه گوش مالی ساده رد کنم ولی دومی راه نداره.
من تو این چند سالی که میشناسمتون هوای همتون رو داشتم. ولی نمی تونم تحمل کنم منو خر فرض کنید، هر موقع خواستین اینکارو کنید مطمئن باشید خودتون خرین. شاید منصرف شدین. البته غیب نمیدونم، شاید نفهمم، که خب شانس آوردین و نوش جونتون، ولی بفهمم تهش اینه. کسی اعتراضی داره ؟ اگر نه من خیلی گشنمه، امیر ناهار رو راه بنداز.

بعد این حرفا، بچه ها علی رغم اینکه دمق شده بودند ولی چیزی نگفتند و توی کافه موندن، متین هم که دید هیچ کس ازش حمایت نمی کنه جمع رو ترک کرد، امین اما اومد کنار پویا نشست و شروع کرد باهاش صحبت کردن.

امین: زیاده روی نکردیم ؟
پویا: تو تعیین می کنی چی زیاده رویه ؟
امین: نه، ولی من فکر کردم صرفا می خوایم یه مدت خونه و زندگیشو ازش بگیریم ادب شه. نه اینکه بدهکارش کنیم بندازیمش زندان.
پویا: قرارم همین بود، اما احمقی که حاضره به اندازه کل داراییش سفته بیاد، امروزم این اتفاق براش نمیوفتاد، 5 سال دیگه همه چیو به باد میداد، حق زن و بچش نیست این وضعیت. باید دو سه سالی تو زندون بمونه بلکه اونجا آدم شه.
امین: مطمئنی اونجا بدتر نمیشه ؟
پویا: مهم نیست بشه، تا زمانی که نفهمم مستحقه برگشت زندگیشه باید همون تو بمونه.
امین: چی بگم والا ولی بقیه به یه چشم دیگه بهت نگاه می کنند ها، من ترس رو تو چشماشون دیدم.
پویا: بدرک هر جور می خوان نگاه کنند، کار درست اینه.
امین: خود دانی مهندس.


تالار بهمن دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران ، 23 فروردین 1400
نزدیک انتخابات بود و دوباره دعواهای سیاسی بر سر قدرت اوج گرفته بود، در این بین دانشجو های دانشگاه مطرح هم که بیشتر از بقیه جامعه پیگیر این دعوا ها بودن و با روحیه آرمان گرایانه جوونی خودشون، به خیال خودشون می خواستن تاثیری تو این روند داشته باشند، از چهره های مطرح جناح های مختلف درگیر تو انتخابات دعوت می کردند که تو مناظره شرکت کنند.
امیر ضمن سمت وزارتی که داشت، دبیر حزب حاکم بود و چهار سال پیش، رئیس ستاد انتخاباتی رئیس جمهور مستقر بود، به همین خاطر چهره شناخته شده ای به حساب میومد و جامعه تقریبا می دونست که یکی از مغز متفکر های دولت امیر فروغی هست. به همین خاطر، براشون جذاب بود تا مناظره ای بین امیر و چاوش که اصلی ترین کاندیدای رقیب و مستقل دولت مستقر بود تشکیل بدن.
از طرفی امیر که به دنبال این بود که روندی که آغاز کرده زودتر به نتیجه برسه، فرصت رو مناسب دید تا شاید بتونه با تحریک چاوش، کاری کنه که اون زودتر از لاک دفاعی بیرون بیاد و اسنادی که امیر از طریق پویا در اختیارش گذاشته رو منتشر کنه. با این حال اون باید طوری رفتار می کرد که علاوه بر اینکه وجهه خودش به عنوان یه سیاست مدار قدیمی حفظ شه، چاوش هم بویی از اینکه داره تو زمین امیر بازی می کنه نبره.

امیر: چرا مجری مناظره محمدرضاس ؟ امین پفیوز انتقام خودشو اینطوری می خواد از من بگیره ؟ اگر ندادم از ریاست دانشگاه عزلش کنند پسرِ بابام نیستم. قرار بود یه مجری بی طرف رو انتخاب کنه که حواسش باشه سوال هارو اونطور که باید بپرسه. اینکه همینطوریش هر دفعه دنبال کِنِف کردن منه، نیاز به چاوش نبود اصلا برای مناظره خودش بود ! کور خونده ولی، هنوز فروغی رو نشناختن.
محمدامین: حرص نخور منم جا خوردم، با دکتر محقق زاده هم صحبت کردم به نظر میاد خواست خودش نبوده و بهش گفتن محمدرضا رو انتخاب کنه، خودش میگفت من بودم رابین رو انتخاب می کردم. یعنی طرف اینقدر ذی نفوذ بوده که هرچی سعی کردم ببینم کی بهش گفته عباسی رو انتخاب کنه چیزی نگفت. حالا تو که کم نمیاری مشکلت چیه. قبلا تو شرایط بدتر هم مناظره کردی.
امیر: می دونم ولی الان موقع حساسیه.

مناظره به روال عادی خودش شروع شد، اما هنوز چند دیالوگی ازش نگذشته بود که امیر تونست بهانه ای پیدا کنه و با تحریف یکی از جملات محمدرضا، در لحظه، جو دانشجو هارو بر علیه محمدرضا و مدیریت دانشگاه بچرخونه و بیطرفی برگزار کننده های مناظره رو زیر سوال ببره، این اتفاق و بعد از اون چند دیالوگ برقرار شده بین امیر و چاوش که کمی هم تند بود، سبب شد که جو سالن بهم بریزه به اندازه ای که ادامه مناظره قابل انجام نباشه. امیر هم از این فرصت استفاده کرد و گفت که حاضره ادامه مناظره رو در محوطه همین دانشگاه و با مجری گری یکی از دانشجو ها و یا مدیریت دانشگاه یعنی امین محقق زاده انجام بده و سالن رو ترک کرد و به محوطه اومد. چاوش هم پشت سرش بیرون اومد و تو محوطه باهاش مشغول صحبت شد.

چاوش: این مسخره بازیا چیه داری در میاری ؟ تو که تو مناظره دردی نداری هرچی رو بخوای به هم میبافی
امیر: با رفیقات شرایط رو طوری چیدین که دست جمعی بریزین سرم ؟ کور خوندی چاوش جان.
چاوش: این موضوع به من هیچ ربطی نداره، منو که میشناسی نامردی بلد نیستم.
امیر: میدونم مثل قضیه متین.
چاوش: اونو رفیق خودت انجام داد منم فقط همراهی کردم.
امیر: به هر حال کردی، نگو نه
چاوش: باشه حالا می خوای تا کی این داستان رو ادامه بدی ؟
امیر: تا وقتی که شرایط مساوی باشه.
چاوش: خب این از نظر تو یعنی هیچ وقت. اما به نفعته زودتر این مناظره انجام شه، چون کنترل شده یه سری چیزا رو میگم. اگر این بازی هارو در بیاری مجبور میشم همه چیو بگم.
امیر: تو مگه چیزی برای گفتنم داری ؟ این چندمین انتخاباته عشقم ؟
چاوش: این دفعه فرق می کنه.
امیر: هیچ فرقی نمی کنه، من می خوام برم بین دانشجو ها باهاشون صحبت کنم، یکم مردمی باش عزیزم می خوای کاندید شی.
چاوش: چقدرم که برای تو مهمه، اما بهت پیشنهاد میدم همو تو همین هفته ببینیم. شاید بخوای در مورد گمرک بندر امام صحبت کنیم.
امیر: عجب، که اینطور پس آقا هم بازی هارو یاد گرفته، باشه چاوش جان همو می بینیم، فردا عصر بیا دفتر من.
چاوش: دفتر تو به هیچ وجه، یا بیا دفتر من یا بریم یه جای بی طرف. دفتر تو بامبوله.
امیر: ترسو شدی چقدر. ای ای امان از قدرت طلبی. باشه فردا عصر میام دفترت
چاوش: کی از قدرت طلبی حرف میزنه.
امیر: تا فردا. فقط از خیابون رد میشی مراقب خودت باش، من همیشه نمی تونم از دوستام محافظت کنم.
چاوش: بهتره اینکارو بکنی، چون فقط من نیستم.
امیر: خوش بگذره هانی.



پایان فصل 5 |
 
آخرین ویرایش:
کارآموز مافیا
نوشته‌ها
37
پسندها
0
پیچیده شد داستان
اگه فرض بگیریم برلین لباس نداشته واقعا امروز میخواستم خفن بریزم روش بخاطر تناقضاش
چاوش اگه این فرضیه ی تو مبنی بر اینکه "مافیا به رامتین لباس شهردار داده تا تابلو باشه مافیاس ولی نقشش لو نره" رو در نظر بگیریم چه سودی میبره مافیا واقعا؟ اوکی اگه بگیم سناتور بوده و فردا احتمال اعدامش زیاد بوده و بهش لباس داده باشن...خب نمیتونستن لباس دیگه ای بدن؟ چه سودی داره براشون اینکه تابلو باشه لباسه و طرف مافیاست؟ اینو من نمیفهمم که میگی

@عرفان
عرفان چطوری؟ :دی

بنظر من شما بهتره قبل از هرچیزی ، رای دیشبتو که بلافاصله بعد از چاوش، اومدی از جو استفاده کردی رو یکم مختصر توضیح بدی.
چون باتوجه به فازشب، احتمال لباس داشتن برلین خیلی کمه و باتوجه به نقش مثبتش و حرکته بی پروای دیشب شما، شما الان زیر ذره بینی
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
یه چیزی ب ذهنم رسید در مورد اینکه دیشب یه اتفاقاتی افتاده که گاد حیرت خودشو بیان کرده، از دیشب بهش فکر کردم که چی میتونه باشه. من احتمال میدم رامتین مافیا بوده، و با احترام پویا جان اون چند درصدتو نمیپپذیرم، چون اگه مافیا نبوده چرا این بحث که سناتور سهمه اشو استفاده کرده قویه و چرا سناتور سهمیه اشو باید برای کسی غیر از گروه خودش استفاده کنه اصلا؟ در صورت این احتمال که رامتین مافیاست به نظرم رامتین به عنوان عضو مافیا با هر نقشی یه مهره نسبتا سوخته بوده براشون حالا درسته مافیا بودنش مشخص نبود اگه نمیمرد ولی بازم به نظرم میتونست پای ثابت اعدام فاز روز بعد باشه. اگه فرض رو بر این بگیریم که مافیا لکتر داره(به خاطر این میگم لکتر داره که قرص خوردن اینا تو داستان اومده، هر کاری میکنم نمیتونم از این قرص خوردنه حس دکتر شهروندی بگیرم، چون مطرح کردنش گرهی از کار باز نمیکنه اینطوری ولی اگه یه نشانه برای وجود دکتر لکتر باشه شاید بشه یه گرهی از بازی باز کرد) این بندی که پایین آوردم برا لکتره. آره داشتم میگفتم اگه فرض رو بر بودن لکتر بگیریم قاعدتا توی شب عضو نسبتا در خطرشون رو باید سیو کنن دیگه، رامتینو.
دکتر لکتر (جدید):دکتر لکتر هر شب توانائی نجات یکی از اعضای مافیا (به جز تروریست) را از انواع مرگ ها در شب را دارد.
ولی رامتین مرده و سیو نشده یا شده و ....، حالا شاید دو نفر بهش تیر زدن همزمان که نمیدونم احتمالش چقدره یا یه نقشیه که لکتر نمیتونه سیوش کنه. از طرفی برلین که مرده پلیس و حرفه ای بوده ظاهرا، رفتم نقشای اونم خوندم مجددا توی پلیس چیز خاصی نبوده ولی توی حرفه ای چرا. که پایین آوردمش.
تبصره1: در صورتی که به تروریست شلیک کند، هر دو آنها خواهند مرد.
اگر این فرضیات درست باشن یعنی مافیا تیرش میتونه برلین باشه میتونه نباشه ولی برلین تیرش به رامتین باشه و اگه رامتین تروریست باشه برای مرگ هر دوتاشون کافیه این تیر. این فرضیه تو ذهنم اومد و نوشتمش. ولی باید با اتفاقای توی داستان هم بررسیش کنم ببینم چقدر شدنیه. چون در این صورت بازم قاتل یا تیر نزده یا مثلا برلین رو زده مجددا. و مافیا هم که یا برلین رو زده و یا تیر موفق نداشته.
 
کارآموز مافیا
نوشته‌ها
37
پسندها
0
@مهدي

يادم رفت بگم ب هادي برگردوندم رايمو خواستم ب زحمت نيفتي :دي

- - - Updated - - -

بسم الله چرا همه دارن برا من سيس ميگيرن؟

خلفي تو ديگه چي ميگي : )) عجب رويي داريا فردا باهات كار دارم امشبو خوب بخاب :دي

چرا همه دارن سیس میگیرن نشد جواب.
عزیزدلم شما باید پستها و رایی که دادی رو توضیح بدی، چون از حرکتت ساده نمیشه گذشت
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
یه چیزی ب ذهنم رسید در مورد اینکه دیشب یه اتفاقاتی افتاده که گاد حیرت خودشو بیان کرده، از دیشب بهش فکر کردم که چی میتونه باشه. من احتمال میدم رامتین مافیا بوده، و با احترام پویا جان اون چند درصدتو نمیپپذیرم، چون اگه مافیا نبوده چرا این بحث که سناتور سهمه اشو استفاده کرده قویه و چرا سناتور سهمیه اشو باید برای کسی غیر از گروه خودش استفاده کنه اصلا؟ در صورت این احتمال که رامتین مافیاست به نظرم رامتین به عنوان عضو مافیا با هر نقشی یه مهره نسبتا سوخته بوده براشون حالا درسته مافیا بودنش مشخص نبود اگه نمیمرد ولی بازم به نظرم میتونست پای ثابت اعدام فاز روز بعد باشه. اگه فرض رو بر این بگیریم که مافیا لکتر داره(به خاطر این میگم لکتر داره که قرص خوردن اینا تو داستان اومده، هر کاری میکنم نمیتونم از این قرص خوردنه حس دکتر شهروندی بگیرم، چون مطرح کردنش گرهی از کار باز نمیکنه اینطوری ولی اگه یه نشانه برای وجود دکتر لکتر باشه شاید بشه یه گرهی از بازی باز کرد) این بندی که پایین آوردم برا لکتره. آره داشتم میگفتم اگه فرض رو بر بودن لکتر بگیریم قاعدتا توی شب عضو نسبتا در خطرشون رو باید سیو کنن دیگه، رامتینو.

ولی رامتین مرده و سیو نشده یا شده و ....، حالا شاید دو نفر بهش تیر زدن همزمان که نمیدونم احتمالش چقدره یا یه نقشیه که لکتر نمیتونه سیوش کنه. از طرفی برلین که مرده پلیس و حرفه ای بوده ظاهرا، رفتم نقشای اونم خوندم مجددا توی پلیس چیز خاصی نبوده ولی توی حرفه ای چرا. که پایین آوردمش.

اگر این فرضیات درست باشن یعنی مافیا تیرش میتونه برلین باشه میتونه نباشه ولی برلین تیرش به رامتین باشه و اگه رامتین تروریست باشه برای مرگ هر دوتاشون کافیه این تیر. این فرضیه تو ذهنم اومد و نوشتمش. ولی باید با اتفاقای توی داستان هم بررسیش کنم ببینم چقدر شدنیه. چون در این صورت بازم قاتل یا تیر نزده یا مثلا برلین رو زده مجددا. و مافیا هم که یا برلین رو زده و یا تیر موفق نداشته.

البته فک کنم فرضیه ام مشکل داره:)) رامتین لباس گرفته باشه نمیتونه تروریست باشه :دی میرم دنبال کشفیات جدید:))

- - - Updated - - -

البته فک کنم فرضیه ام مشکل داره:)) رامتین لباس گرفته باشه نمیتونه تروریست باشه :دی میرم دنبال کشفیات جدید:))

توضیح 3: در صورتی که یاکوزا، تروریست و پدرخوانده در رای گیری حضور داشته باشند، سناتور حق استفاده از قابلیت خود را ندارد.
رامتین این سه تا نبوده ظاهرا:دی پس میتونسته خیاط باشه، لکتر باشه، یاکوزا و خود سناتور یا مافیای ساده باشه و یا جاسوس. دارم دلیل این که چرا مرده و خودکشی اومده تو داستان رو بررسی میکنم.
در صورت لباس دادن به سامورائی، خیاط خواهد مرد.
این رو برای خیاط آورده گاد.
با فدا کردن جان خود قابلیت جذب شهروندان برای مافیا را دارا می‌باشد.
اینم برای یاکوزا اومده، خودکشی بیشتر با این مرتبطه اگه بعدا نقض نکنم:)) شاید دیدن در خطره گفتن انتحاری بزنن که حداقل شاید یکیو جذب کنن:دی
این بند پایینم نظرمو جلب کرد.
مافیا تنها یکبار می تواند به یک نفر لباس شب بدهد و او را در آن شب بکشد. در صورتی که مجددا اینکار را بکند، به صورت واضح به لباس داشتن مقتول در داستان اشاره می گردد ولی نقش اصلی وی مشخص نمی شود و اگر خیاط برای بار سوم اینکار را انجام دهد پیش کارآگاه ( و مستشاری که کارآگاه شده ) لو می رود.
این که اشاره شده تو داستان لباس نظامی تنش بوده موقع مرگ اشاره مستقیم به لباس محسوب میشه؟
 
کارآموز مافیا
نوشته‌ها
37
پسندها
0
معین
پست 130:
اولا گفتن ِ حس خوب، دفاع نیست. و خب اینایی که بازی منُ میشناسن می دونن من با هر نقش بیگناهی یا غیر بیگناهی دفاع نمی کنم از کسی، مگر بر اساس تحلیل های ذهنی و شواهدی که در بازی هست، به یه چیزایی برسم که اوایل بازی اصلا غیر ممکنه در سیستم فکری من. میذارم به حساب عدم شناخت و حرفت در حالت کلی مشکلی نداره.
پایین تر گفتی دو تا برداشت کردی. 3 تا نوشتی. اشتباهه همه ش. من هر دوری راجع به بازیکنا پله پله نظر میدم و حسمم میگم. اینجام در مورد ندا و تو و چند نفر دیگه گفتم. منطق هم نداره کاری که میگی. چون پیش فرضت من و بقیه بازیُ آماتور گرفتی و خودتُ حرفه ای. بخش اول که معلومه غلطه. بخش دوم ولی درسته.:دی
اوایل حس اتفاقا مهم تره. من استدلال خاصی ندیدم دیشب در رای ها. یا غلط بود استدلال یا با سیستم فکری من سازگار نبود یا حسی بود کلا رای.

.

بیا این فرض که دفاع نکردی رو درست درنظر بگیریم.
اون پست ندا هرچیزی توش داشت بجز حس خوب، اتفاقا اگه بخوام با پیش فرض ذهنیه حرفه ای و آماتور برم جلو الان باید قفل کنم روی ندا ! پستهاشم باگ زیاد داره واسه زوم کردن.
ولی چون باتوجه به پستهای شما و ندا، من پیش فرض ذهنیم درمورد ندا شاید آماتور شکل گرفته باشه، ولی درمورد شما اصلا اینجوری نیست.
اتفاقا بنظر من پختگی از پست ها کاملا مشخصه.
ولی من طبق تجربه خودم میگم، کسی که حسش به همه یا حسش به اکثریت حسه خوبیه، وایب گناهکاری بمن میده نه بیگناهی.
چون افرادی که بیگناهن معمولا نمیتونن به راحتی به بازیکنا حسه خوبی داشته باشن چون شناخت ندارنو احتمال هرچیزی رو میدن ..

همین حسهای مثبت خیلی جای بررسی داره
 
کاربلد مافیا
نوشته‌ها
696
پسندها
130
البته فک کنم فرضیه ام مشکل داره:)) رامتین لباس گرفته باشه نمیتونه تروریست باشه :دی میرم دنبال کشفیات جدید:))

- - - Updated - - -




رامتین این سه تا نبوده ظاهرا:دی پس میتونسته خیاط باشه، لکتر باشه، یاکوزا و خود سناتور یا مافیای ساده باشه و یا جاسوس. دارم دلیل این که چرا مرده و خودکشی اومده تو داستان رو بررسی میکنم.
این رو برای خیاط آورده گاد.
اینم برای یاکوزا اومده، خودکشی بیشتر با این مرتبطه اگه بعدا نقض نکنم:)) شاید دیدن در خطره گفتن انتحاری بزنن که حداقل شاید یکیو جذب کنن:دی
این بند پایینم نظرمو جلب کرد.

این که اشاره شده تو داستان لباس نظامی تنش بوده موقع مرگ اشاره مستقیم به لباس محسوب میشه؟

رامتین نمیتونه یاکوزا باشه اصلا طبق بند بالا، چی دارم میگم من:))
پس میمونه همون خیاط و مافیای ساده و جاسوس و لکتر و خود سناتور. اینم کشف نیست کلا:(
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
دستیار مافیاییا

تاس

+
اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

اتصال به گوگل

کاربران آنلاین

هیچ کاربری آنلاین نیست.

یافتن کاربر

بالا پایین